امروز برابر است با :30 خرداد 1400
فیلم بری لیندون

نقد فیلم بری لیندون

نقد فیلم باری لیندون

” فیلم بری لیندون ” ساخته استنلی کوبریک با بی تفاوتی در سال 1975 دریافت شد ، از سال های گذشته رشد قدی داشته و اکنون به عنوان یکی از بهترین های استاد شناخته می شود. این مطمئناً در هر قاب یک فیلم کوبریک است: از لحاظ فنی عالی ، دور از نظر عاطفی ، در تردید از خوب بودن انسان پشیمان نیست.

با مقاله نقد فیلم بری لیندون با بامدادی ها همراه باشید.

نقد فیلم بری لیندون

فیلم بری لیندون

بر اساس رمانی که در سال 1844 منتشر شد ، به دنبال زندگی قهرمان از بدو تولد تا مرگ ، شکلی معمول در رمان قرن نوزدهم به خود می گیرد. رمان تاكرای ، اولین رمان بدون قهرمان نامیده می شود ، مردی را مشاهده می كند كه اخلاق ، شخصیت و قضاوت ندارد ، توبه كننده ، نجات نیافته است. او که در ایرلند در شرایطی متوسط ​​متولد شد ، از طریق دو ارتش و اشراف انگلیس با محاسبه سرد قیام می کند.

” فیلم بری لیندون ” در جدا شدن باحال خود تهاجمی است. این ما را از مراقبت سرپیچی می کند ، از ما می خواهد که فقط ناظران با شکوه آن باقی بمانیم. بسیاری از تحولات آن در خارج از صحنه اتفاق می افتد ، راوی به ما اطلاع می دهد که چه اتفاقی می افتد و ما مدت ها قبل از پایان فیلم بری لیندون می فهمیم که قهرمان آن محکوم به فنا است.

این خبر چندان ما را افسرده نمی کند ، زیرا کوبریک رایان اونیل را در نقش اصلی کارگردانی کرده است ، گویی که هنوز یک مرد زنده است. تصور چنین حوادث پر سر و صدایی که در اطراف چنین شخصیت منفعلی چرخیده اند دشوار است. او با کمترین احساس در از دست دادن یک سگ ، ثروت ، همسر یا پایی خود را از دست می دهد. فقط مرگ پسرش او را ویران می کند و این شاید به این دلیل است که او خودش را در پسر می بیند.

انتخاب انتخابی O’Neal پررنگ است. او که یک بازیگر خاص کاریزماتیک نیست ، برای این نقش ایده آل است. به عنوان مثال ، آلبرت فینی را در “تام جونز” در نظر بگیرید که سرشار از نشاط است. فینی احتمالاً نمی توانست فیلم بری لیندون را بازی کند. اونیل به راحتی دلسوز از خود ، خودشیفته و در آستانه اشک به نظر می رسد.

نقد فیلم دایره جعفر پناهی
بیشتر بخوانید

همانطور که یکی پس از دیگری اتفاق وحشتناک برای او رخ می دهد ، او یک آرامش وهم آور را پیش بینی می کند. و همچنین پیروزی های او – در قمار ، بازی های رایانه ای ، یک ازدواج خوش شانس و حتی کسب عنوان – به نظر نمی رسد که او را بسیار خوشحال کند. او مردی است که اتفاقاتی برای او رخ می دهد.

به نظر می رسد شخصیت های دیگر اساساً به خاطر چهره و حضورشان ساخته شده اند ، قطعاً به خاطر شخصیت آنها نیستند. به شکلک خمیده لب های لئونارد روسیتر نگاه کنید ، به عنوان کاپیتان کوین ، که با پیشنهاد پر مزیت ازدواج ، رابطه جوانی باری را با یک پسر عموی خود به پایان می رساند.

چهره ماریسا برنزون را به عنوان لیدی لیندون مطالعه کنید. آیا اشتیاق در ازدواج او وجود دارد؟ او مانند باری پسرشان را دوست دارد ، اما به نظر می رسد این تنها احساس مشترک آنها باشد. هنگامی که زمان آن فرا می رسد که وی برای مردی که نزدیک بود خانواده اش را نابود کند ، چک حق سنوات را امضا کند ، قلم او لحظه ای مکث می کند ، و بدون شک پیشرفت می کند.

فیلم بری لیندون استکبار نبوغی دارد. مهم نیست که بودجه آن یا کمال گرایی در برنامه عکسبرداری 300 روزه است. چه تعداد کارگردان می توانستند اعتماد کوبریک را در گرفتن این داستان سرانجام بی نتیجه از افزایش و سقوط یک مرد ، و تحقق بخشیدن به آن به سبکی که نگرش ما را نسبت به آن حکم می کند ، داشته باشند؟

ما فیلم استنلی کوبریک را به سادگی نمی بینیم ، بلکه آن را در چهارچوب ذهنی که اصرار دارد می بینیم – مگر اینکه آنقدر در تصور سبک های کارگردانی بسته باشیم که همه چیز به نظر یک اسراف زیبا (که هست) باشد. برای دیدن باری راهی غیر از روشی که کوبریک او را می بیند وجود ندارد.

کارهای کوبریک دارای حس جدا شدن و بی خون بودن است. “انسانی” ترین شخصیت “2001: یک ادیسه فضایی” (1968) رایانه است و “یک نارنجی ساعت” (1971) به طور خاص در عینیت در مورد خشونت نگران کننده است. عنوان “ساعت کار” از رمان آنتونی برگس ، نگرش کوبریک به مطالب خود را نشان می دهد.

نقد فیلم کلمنتاین عزیزم
بیشتر بخوانید

او دوست دارد سوژه های ارگانیک را بردارد و آنها را از هم جدا کند و انگار مکانیکی هستند. فقط این نیست که او می خواهد بداند چه چیزی ما را تیک می زند. او می خواهد نشان دهد که همه ما تیک می خوریم. پس از “اسپارتاکوس” (1960) ، او دیگر هرگز شخصیت اصلی با ایده آل گرایی یا احساسات را خلق نکرد.

وقایع ” فیلم بری لیندون ” می تواند عاشقانه ای سر و صدا ایجاد کند. او عاشق احمقانه نوجوانان می شود ، باید ناگهان خانه خود را ترک کند بعد از یک دوئل ، تقریباً به طور تصادفی در ارتش انگلیس ثبت نام می کند ، در اروپا می جنگد ، نه از یک بلکه از دو ارتش بیابان می کند ، با اصحاب بی پروا درگیر می شود ، با یک زن ثروتمند ازدواج می کند و زیبایی ، و سپس خودش را نابود می کند زیرا فاقد شخصیت برای زنده ماندن است.

اما کوبریک با وضوح میکروسکوپی زندگی باری را بررسی می کند. وی از اعتماد به نفس رمان نویسان بزرگ قرن نوزدهم ، نویسندگانی که بالاتر از مطالب خود ایستادند و بدون هیچ گونه تردیدی حق خود را برای دستکاری و تفسیر آن با دانش همه جانبه پذیرفتند.

نقد فیلم بری لیندون

فیلم بری لیندون

کوبریک نگرش تاکرایی – یا نگرش ترولوپ یا جورج الیوت را به خود اختصاص داده است. شوخ طبعی دیکنز یا شخصیت شخصی او وجود ندارد. باری لیندون ، در حال سقوط و عشق و موفقیت ، ممکن است هیچ الگویی در امور خودش نبیند ، اما این هنرمند یکی از او را فرصت طلبی خودخواهانه ثابت می داند.

شاید مضمون دفن شده کوبریک در ” فیلم بری لیندون ” حتی شبیه نگاه او در ” فیلم 2001: ادیسه فضایی” باشد. هر دو فیلم در مورد موجوداتی هستند که برای تحمل و پیروزی تلاش می کنند – و دلیل آن هرگز مهم نیست. فیلم قبلی درباره خود نژاد بشر بود. این یکی در مورد یک نمونه جزئی فاسد آن است.

باری بدون برنامه سفر می کند ، آنچه را که آرزو می کند می بیند ، سعی می کند آن را به دست آورد و شاید موفق شود زیرا بدون اینکه از راه دور به آنها نقش بپردازد خیلی خوب بازی می کند. او به بخشی از یک عاشق ، یک سرباز ، یک شوهر نگاه می کند. اما آنجا آنجا وجود ندارد.

بهترین فیلمهای استنلی کوبریک
بیشتر بخوانید

هم در این فیلم و هم در “2001” این حس وجود دارد که یک نیروی برتر بالاتر از این مبارزات قرار دارد و آنها را کنترل می کند. در “2001” ، این نوعی هوش برتر بود که هرگز روشن نمی شد. در ” فیلم بری لیندون ” این خود کوبریک است که از دو عمل فاصله گرفته است: روایتگر (مایکل هوردرن) ، که عمداً تعلیق و تنش را از بین می برد و ما را از همه تحولات اساسی مطلع می کند ، و عکاسی که یک توالی تصاویر مجموعه ای دقیق ، تقریباً سرد ، ساخته شده است.

قابل توجه است که سه جایزه اسکار از چهار فیلم برای فیلمبرداری (جان آلکوت) ، کارگردانی هنری (کن آدام) و لباس (اولا-بریت سودرلوند و میلنا کانونرو) اهدا شده است. بسیاری از مناظر اغلب در عکسهای طولانی فیلمبرداری می شوند. مزارع ، تپه ها و ابرها می توانند از چشم انداز Gainsborough باشند. ساخته های داخلی می تواند توسط جوشوا رینولدز باشد.

فیلم بری لیندون باید یکی از زیباترین فیلم های ساخته شده باشد و با این وجود زیبایی در خدمت احساسات نیست. در برابر تنظیمات باشکوه ، شخصیت ها با دسیسه ها و رسوائی ها بازی می کنند. آنها در کارت ها و ازدواج تقلب می کنند ، با دوئل های مسخره مبارزه می کنند.

فیلم بری لیندون با پس زمینه جنگ هفت ساله است که اروپا را در برگرفته است و به نظر نمی رسد تصور شود که جنگ قابل توجه است ، مگر اینکه مجموعه ای از چالش ها برای باری لیندون باشد. کوبریک با قرار دادن چنین شخصیت های کوچکی در چنین صحنه بزرگی ، واداشتن جدا شدن ما از آنها ، موقعیت فلسفی را به همان وضوح فراهم می کند همانطور که گویی سخنرانی هایی در دهان شخصیت های خود داشته است.

این تصاویر در مراحل زیبایی از طریق رویدادها پیش می روند ، که اغلب با پیشرفت قبرآمیز بی نظیر “Sarabande” هندل همراه است. برای چنین زندگی پر حادثه ای ، تلاشی برای سرعت بخشیدن به وقایع صورت نمی گیرد. کوبریک به میشل سیممنت منتقد گفت که او از راوی استفاده کرده است زیرا این رمان حتی برای یک فیلم سه ساعته بیش از حد اتفاق افتاده است ، اما کوچکترین حسی وجود ندارد که او متراکم شود.

فیلم موربیوس
بیشتر بخوانید

برخی افراد ” فیلم بری لیندون ” را یک تمرین جذاب ، اگر سرد ، در فیلم سازی استادانه می دانند. دیگران آن را خسته کننده فوق العاده می دانند. من نسبت به نظر دوم همدردی کمی دارم؛ چطور کسی از چنین فیلم جسارانه ای دلزده می شود؟ ” فیلم بری لیندون ” به روش معمول یک سرگرمی عالی نیست ، اما این یک نمونه عالی از دید کارگردانی است: کوبریک گفت که قصد دارد این ماده را به عنوان تصویری از نحوه دیدن جهان عمل کند.

پایان مقاله نقد فیلم بری لیندون 

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید: نقد فیلم شام من با آندره|نقد فیلم نشانی از شر|بهترین فیلم های مارتین اسکورسیزی|فیلم معجزه آبی|فیلم نوبت عاشقیبهترین کتاب های ویلیام فاکنر|بهترین کتاب های کافکا|بهترین کتاب های ادبیات سوئد|بهترین کتاب های ادبیات ترکیه|کتاب عقاید یک دلقکبهترین کتاب های ادبیات هند|سریال Tragic Jungle|میکل‌ آنجلو آنتونیونی |فیلم حضور|۵سایت کاربردی موکاپ|سریال چرنوبیل|داستان کوتاه جلوی قانون|فیلم جانوران بی مرز و بوم|یوهان ولفگانگ فون گوته|بهترین کتاب های ادبیات سوئد

|کسب درآمد اینترنتی از تولید محتوا|فیلم بانی و کلایدنقد فیلم مسافر قاچاق|نقد فیلم در بارانداز|فیلم تراژدی مکبث|نقد فیلم Plan B|بهترین فیلم های ایزابلا روسلینی|بهترین فیلم های ویم وندرس|فیلم جهان گمشده: پارک ژوراسیک|فیلم کیمیا|فیلمهای آلفرد هیچکاک|بزرگان موسیقی کلاسیک|معرفی و نقد سریال پیکی بلایندرز|فیلم نور زمستانی|بهترین فیلم‌های واکین فینیکس|بهترین فیلم های آنا د آرماس|نقد فیلم سانست بلوار|فیلم تصنیف نارایاما|بهترین فیلم های جیمز کامرون

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + شانزده =