نقد فیلم شام من با آندره / نقد فیلم My Dinner With Andre

روز دیگر شخصی از من پرسید آیا می توانم فیلمی را نام ببرم که کاملاً فاقد کلیشه باشد. لحظه ای فکر کردم و سپس جواب دادم: ” فیلم شام من با آندره “. الان دوباره فیلم شام من با آندره را دیده ام. یک چاپ ترمیم شده در سراسر کشور روانه بازار می شود و من بار دیگر تحت تأثیر این فیلم فوق العاده عجیب قرار گرفته ام که هیچ چیز دیگری مانند آن وجود ندارد. این باید غیرقابل مشاهده باشد ، و با این حال کسانی که آن را دوست دارند بارها و بارها افسون می شوند.

با مقاله فیلم شام من با آندره با بامدادی ها همراه شوید.

نقد فیلم شام من با آندره

فیلم شام من با آندره

عنوان خلاصه داستان است. ما با نمایشنامه نویس والاس شاون ملاقات می کنیم که در حال رفتن به صرف شام با “مردی است که به مدت واقعی سالها از او اجتناب می کردم”. این آندره گریگوری ، کارگردان مشهور تئاتر نیویورک است. شاون به ما می گوید ، گریگوری از دید خارج شده بود و گزارش هایی مبنی بر “مسافرت” بودن او گزارش شده بود.

بعداً عصر یک روز ، یکی از دوستانش در منهتن به او برخورد کرده بود و به ساختمانی تکیه داده بود و گریه می کرد. گریگوری تازه از یک فیلم اینگمار برگمان آمده بود و با این گفت و گو شکسته شد: “من همیشه می توانستم در هنر خود زندگی کنم ، اما در زندگی ام نه.”

والی و آندره دیدار می کنند ، می نشینند ، تقریباً دو ساعت با هم صحبت می کنند. مانند همه مکالمات ، موج انرژی به عقب و جلو جریان می یابد ، اما بیشتر این آندره است که صحبت می کند و والی گوش می دهد.

والی مردی است که دوست دارد خودش را در خانه ای دنج بپیچد. او گرد ، جدی ، چشم دوز است. شخصیتی که وی در “منهتن” بازی کرد توسط وودی آلن به عنوان “homunculus” توصیف شد – یکی از آن مردان کوچک در بطری ها در آزمایشگاه دکتر پرتیوم. پدر وی ، ویلیام ، سالها سردبیر نیویورکر بود. او می گوید: “هنگامی که من جوان و ثروتمند بودم ، تمام آنچه که به آن فکر می کردم هنر و موسیقی بود.

اکنون 36 ساله هستم و تنها چیزی که به آن فکر می کنم پول است. ” دوست او آندره قد بلند ، لاغر ، زاویه دار است. او با قصه های عجیب و غریب از سرزمین های دور بازگشته است ، که با اشتیاق چشمک زدن آنها را بازگو می کند.

وقتی آندره از سفرها به تبت ، صحرا و یک مزرعه عرفانی در انگلیس می گوید ، با والی گوش می دهیم. زنده به خاک سپرده شدن و انجام مراسم نمایشی توسط مهتاب در لهستان.

حضور در کلیسا هنگامی که “موجودی عظیم با بنفشه هایی از پلک هایش بیرون می آمد و خشخاش از ناخن های پا بیرون می آمد”. پس از این آخرین اظهارات ، والی ناامیدانه تلاش می کند تا یک بحث مکالمه پیدا کند و بنفشه ها را تصرف کند. “آیا تا به حال آن نمایش” بنفشه ها آبی رنگ “را دیده اید؟” او می پرسد. “در مورد اینکه مردم در زیر دریایی خفه می شوند؟”

مانند بسیاری از فیلم های خوب ، ” فیلم شام من با آندره ” تقریباً غیرممکن است. CineBooks می نویسد: “دو مرد در یک رستوران شیک در نیویورک صحبت می کنند و غذا می خورند (در زمان واقعی).” اشتباه ، و اشتباه نه در زمان واقعی اما با توجه نفیس به کوچکترین جزئیات توسط لوئیس مال ، کارگردان در طی چند هفته ، فیلمبرداری شده است.

و نه در یک رستوران نیویورک بلکه در یک مجموعه استودیویی. مکالمه ای که به صورت بسیار خودجوش بین آندره گریگوری و والاس شاون جریان دارد ، با دقت انجام شد. پائولین کائیل می نویسد: “آنها مکالمات خود را دو یا سه بار در هفته و به مدت سه ماه نوار کاست می کردند ، و سپس شاون یک سال کار کرد و مواد را به صورت فیلم نامه درآورد و در آن تقطیرهای کمیک از جنبه های خود را پخش کردند.”

کمیک؟ آره. اگرچه این مکالمه اغلب ناامیدکننده است (گریگوری حدس می زند که دهه 1960 “آخرین انفجار انسان قبل از خاموش شدن او بود”) ، به مطالب کمی چرخش حیله گرانه نسبت به کنایه پرداخته می شود. در سیل ایده ها چیزهای زیادی برای فکر کردن وجود دارد ، اما همچنین یک شوخ طبعی صرفه جویی است.

گریگوری نقش آدمی را بازی می کند که توسط ایده های عصر جدید آشفته شده است. او تقریباً می درخشد وقتی به شاون در مورد یک کمون کشاورزی در انگلیس می گوید ، جایی که به جای استفاده از حشره کش ها ، “آنها با حشرات صحبت می کنند ، توافق می کنند ، یک تکه سبزیجات را فقط برای حشرات اختصاص می دهند.”

پاسخ والی به این موضوع ناراحتی است. او می گوید آنچه که او اساساً از زندگی خود می خواهد این است که نمایشنامه های خود را بنویسد ، قبض های خود را پرداخت کند و از آن فنجان قهوه داغ دلپذیر صبح لذت ببرد ، با این که تایمز درست به درب منزل او تحویل داده شود. او لذت های ساده را دوست دارد: شام خوردن با دوست دخترش دبی.

خوابیدن زیر پتو برقی. خواندن زندگینامه چارلتون هستون. در اواخر فیلم ، او به دفاع پرشور از روش علمی می پردازد. وی اظهار داشت ، گرچه خرافات در قرن های جاهلانه منطقی به نظر می رسید ، او دیگر آماده نیست که باور کند یک کوکی ثروتمندی ثروت او را در بر دارد ، یا اینکه “فال” ها در این مورد که آیا هواپیما پرواز خود را با موفقیت انجام می دهد ارتباطی دارند.

آندره در واقع روش علمی را زیر سوال نمی برد. او به سادگی آن را مفید نمی داند. او احساس می کند در زمانی که مردان گرسنه چشم اندازها و ایده های جدید هستند ، تلاش برای تعالی مهم است حتی اگر در حقیقت هیچ تعالی یافت نشود. در حال صحبت و گفتگوی دو دوست ، در حالی که یک پیشخدمت طیفی با تیک صورت (ژان لناور) شام خود را مانند شب در ضیافت مکبث سرو می کند.

من ” فیلم شام من با آندره ” را در اولین نمایش عمومی خود در جشنواره تلوراید 1981 دیدم. هنگام تشویق ایستاده ، متوجه شدم که دو مردی که پشت سر من نشسته بودند ، گریگوری و شاون بودند. افراد کمی هنگام ورود به تئاتر می دانستند که چه کسانی هستند. اکنون آنها هرگز فراموش نمی شوند که در کجای فیلم ها جدی گرفته شده است.

داستان فیلم آنها یک داستان سرندیپیت است. چگونه وقتی این دو دوست قدیمی صحبت می کردند ، شروع به دیدن نحوه مکالمه آنها به شکل یک نمایشنامه – یا شاید یک فیلم کردند. چگونه لوئیز ماله (1932-1995) ، کارگردان با استعداد فرانسوی (“لاکومب ، لوسین” ، “عزیزم زیبا” ، “آتلانتیک سیتی” ، “او ریوآر ، لس انفانتس”) امضا کرد و سبک تیراندازی کم سابقه اما پیچیده را طراحی کرد ، که در آن فاصله دوربین تا بازیگران در لحظات اصلی تا میلی متر محاسبه می شود ، در حالی که بازتاب های نیمه دیده شده در آینه ها توهم یک رستوران واقعی را ایجاد می کند و ریتم عکس العمل ها به طرز نامحسوس نشان دهنده تنش دفن شده بین دو مرد است . چگونه این فیلم در نیویورک افتتاح شد ، متزلزل شد ، تقریباً تعطیل شد و سپس نظرات مفیدی را جمع کرد و بیش از یک سال در آن تئاتر اجرا شد و – با وجود سبک چالش برانگیز آن – در 900 اثر دیگر.

نقد فیلم شام من با آندره

فیلم شام من با آندره

من و ژن سیسکل بعد از اولین سالگرد نمایش فیلم در نیویورک ، یک جلسه پرسش و پاسخ با گریگوری و شاون انجام دادیم. چیزی که من از آن شب بیشتر به یاد می آورم این است که این دو نفر ، از آنها پرسیدند که ممکن است بار دیگر متفاوت انجام دهند ، گفتند که آنها نقش را عوض می کنند – “به طوری که هیچ کس فکر نکند ما خودمان بازی می کنیم.”

آیا آنها خودشان بازی می کنند؟ شاید نه ، اما فکر می کنم آنها شخصیت های خودشان را بازی می کنند. افرادی که به نظر می رسد در صفحه نمایش هستند همان افرادی هستند که به نظر می رسد در زندگی هستند (ممکن است آندره بگوید “این به چه معناست”)

از یک منظر دیگر ، آنها به سادگی ناقل یک درام مهیج هستند – فیلمی با اکشن بیشتر از “Raiders of the Lost Ark”. آنچه ” فیلم شام من با آندره ” بهره برداری می کند توانایی شناخته شده ذهن در تصویر پردازی یک داستان در حین گفتن است.

شاون و گریگوری هم داستان نویس متولد می شوند ، و هنگام صحبت آنها چهره آنها را می بینیم ، اما تصاویر خیلی بیشتری از آنها را به تصویر می کشیم: آندره را زنده به گور می كنند ، و راهبی را با نوك انگشتان بالا می برد و در جنگل قایقرانی می كند.

ولی با بازی هایش به دنبال عوامل بازیگری بود و با خوشحالی شام را با دبی می خورد و بله ، از زندگی نامه هستون لذت می برد. همه این موارد را چنان واضح می بینیم که ” فیلم شام من با آندره ” هرگز و هرگز به یک سری ثابت از دو عکس و عکسبرداری نزدیک تبدیل نمی شود ، اما به نظر می رسد فقط به طور ناخوشایند در آن رستوران لنگر انداخته است و در معرض خطر قریب الوقوع آسیب رساندن به بالای اورست است. (جایی که ، ولی سرسختانه استدلال می کند ، ساده نیست که برای یافتن حقیقت مراجعه کنیم).

فکر می کنم چیزی که آنها در واقع می گویند اصل نیست. من در مورد نظریه های آندره و تردیدهای والی یادداشت های زیادی نوشتم ، اما این یک روند منطقی نیست ، یک مکالمه است ، که در آن موضوع واقعی لحن ، روحیه ، انرژی است. در اینجا دو دوست وجود دارد که هرکدام راهی برای زندگی موفق پیدا کرده اند. هر یک از آنها اصرار دارند که بیدار شود و قهوه را بو کند. تفاوت این است که ، در مورد والی ، این یک قهوه واقعی است.

نقد فیلم شام من با آندره

فیلم شام من با آندره

پایان نقد فیلم شام من با آندره

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

مستند معلم اختاپوس من|نقد انیمیشن روح|هنر ما قبل تاریخ|بهترین رمان های کلاسیک تاریخ|بهترین فیلم های الیزابت اولسن|فیلم خانه ای روی آب|بهترین فیلمهای دیوید لینچ|کسب درآمد اینترنتی از طریق طراحی گرافیک|جی کی رولینگ|نقد فیلم خشم مردانه|بهترین فیلمهای جان وین|بهترین فیلم های چارلی چاپلین|چایکوفسکی کیست؟|فیلم شنیده‌ها و دیده‌ها|نقد فیلم بادکنک سفید|علاج واقعی ترس‌های رایج ترس از شکست، پیری، فقر و کنکور|فیلم معجزه آبی|فیلم نوبت عاشقی|نقد فیلم نشانی از شر|بهترین فیلم های مارتین اسکورسیزی|فیلم معجزه آبی

دیدگاهتان را بنویسید

پانزده + 8 =