امروز برابر است با :30 خرداد 1400
بهترین فیلم های برگمان

بهترین فیلم های برگمان

بهترین فیلم های برگمان : درباره اینكه یك فیلم یا نمایش تلویزیونی خاص “مشاهده قرنطینه كامل” است ، از جمله من چیزهای زیادی نوشته شده است. متأسفانه همه ، از جمله من ، در اشتباه بودند. بعد از 100 روز تحقیق جدی ، می توانم با اطمینان بگویم که مشاهده کامل قرنطینه ، فهرست اینگمار برگمن ، پادشاه منزوی سوئدی خلقی ماست ، مالیخولیک ترین فرد درونگویی است که خود و عزیزانش را در یک جزیره کوچک حصار بسته است و درباره افرادی که به آرامی خود را در جزایر کوچک محاصره کرده اند فیلم بنویسید.

بهترین فیلم های برگمان

فیلم های برگمان بسیار مبهم هستند ، نوعی از فیلم های موجود ویرانگر که من هرگز نتوانسته ام کسی را با موفقیت متقاعد کنم که با من تماشا کند مگر اینکه از قبل خیلی افسرده باشند یا یک دوره کوتاه از بین بردن خود را تجربه کنند. دلیلش را می فهمم: قبل از بار ، بعد از تماشای برگمان ، اطراف خانه ام شناور می شدم ، وسایل را برمی داشتم و از خودم می پرسیدم كه چرا اولاً آنها را خریده ام ، با توجه به اینكه می خواهم به تنهایی در لباس شب سفید بی عیب و نقص در حالی که خواهر و برادرانم در اتاق نشیمن در مورد من شایعه می کردند.

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

اما این روزها ، وقتی بسیاری از ما به نوعی به انزوا از خود رسیده ایم ، پس از اینکه فقط نگاهی گذرا به آنچه ممکن است بازگشایی جامعه داشته باشد ، احساس می کنم ، با تماشای همان فیلم ها احساس جدیدی را تجربه می کنم: تسکین. نکته مهم فیلم های برگمان – که تقریباً بیشتر آنها غرق در غم و اندوه هستند ، و گاهی اوقات به هوا می روند ، تا دوباره در تاریکی مرکب فرو روند – این است که جهان بد است و زندگی ذاتاً عالی است. وضع موجود این است که گه لعنتی است. طبق اخلاق برگمان ، شما واقعاً خوش شانس هستید که یک یا دو لحظه خوشبختی در طول زندگی پیدا می کنید. اما اگر این کار را نکنید ، و زندگی شما مملو از درد و تعامل گیج کننده با اعضای خانواده بیگانه است که مجبور به زندگی در یک فضای کوچک با شما هستند ، واقعاً زیاد شکایت نمی کنید ، زیرا ، باز هم ، هیچ کس قول نداده است در غیر این صورت – حداقل اینگمار برگمن.

بهترین فیلم های برگمان

بهترین فیلم های برگمان

فیلم های برگمن که در یکی از بدترین لحظات تاریخ جهانی جمعی اخیر ما مشاهده شده است ، دیگر نوعی فرار سادومازوخیستی از ابتذال کسل کننده یا فرصتی برای احساس یک سوئدی مجاهد شجاع را ارائه نمی دهد. آنها از بسیاری جهات ، زندگی روزمره را منعکس می کنند. تقریباً در هرکدام از فیلم های برگمان موارد زیر وجود دارد: دو تا چهار نفر که در یک وضعیت زندگی که کاملاً ایده آل نیست ، به دام افتاده اند. شخصی که به طرز مرموزی بیمار است و برای مدت طولانی بهبود می یابد. گفتگو در مورد غیبت یا مرگ خدا ؛ زنی به نام کارین (این مربوط به قرنطینه نیست ، فقط می خواهم به این نکته اشاره کنم که تعداد عجیب و غریب زنانی به نام کارین در فیلم های او وجود دارد)؛ کسی که کنترل ناپذیری از پله های روان فروپاشیده خود پایین می رود ؛ مفاهیم مبهم یا صریح از محارم. درباره بی فایده بودن هنر صحبت می کنیم. تظاهرات فیزیکی تنهایی ؛ مراقبه های بی پایان در مورد مرگ ؛ و مردم تمام شب بیدار می مانند و با یکدیگر کاملاً وحشی می گویند.

فیلم های برگمان همچنین برای دامنه های توجه فعلی ما طراحی شده اند ، که اگر شخصی من نشان دهد ، اکنون دو حالت دارد: “تمرکز بر درجه نظامی” یا “کودک نوپا که در موزه بستنی پرسه می زند”. هر فیلم به مدت 90 دقیقه فشرده و یا به مدت 5 ساعت آرام و با تنوع بسیار کم اجرا می شود. هر چند همه آنها از منظر توطئه بسیار کند حرکت می کنند ، این بدان معناست که اگر چند دقیقه دیگر توجه نکنید زیرا ترامپ به مردم دستور داده است که خون خود را به عنوان یک اقدام پیشگیرانه بنوشند ، شما خوب هستید. برگمن از استخر کوچکی از بازیگران تکرار شونده خریداری می کند ، بنابراین تماشای فیلم های او کمی خوشامدگویی به دوستان قدیمی است. و به عنوان یک پاداش تقریباً غیرضروری ، سوئدی یک زبان بسیار آرامبخش با نوعی اثر ASMR است.

فیلم فانی و الکساندر
بیشتر بخوانید

بر این اساس ، طی چند ماه گذشته ، من توانایی خودم در توجه به چیزی را به درستی پیش بینی کرده ام ، یک فیلم برگمان با طول مربوطه و مطابق با شرایط قرنطینه ای خاص خود انتخاب کرده ام ، و شبهایم کاملاً سرحال و آرام و پایان یافته به پایان رسیده ام. مثل افرادی که در فیلم هایش هستند به خواب نروید.

بیشتر بخوانید: نقاشی شب در کافه

با مقاله ( بهترین فیلم های برگمان ) با بامدادی ها همراه شوید.

1. فیلم پرسونا

شاید فوق العاده فوق العاده فیلم های برگمان در مورد افرادی که در کنار هم گرفتار شده اند و به آرامی جنون می گیرند و در نهایت قتل یکدیگر را در نظر می گیرند ، پرسونا به دنبال الیزابت (لیو اولمان) بازیگری که به طرز غریبانه لال شده است و آلما (بی بی اندرسون) پرستار مامور با بردن او به یک جزیره کوچک برای بهبودی در ابتدا ، به نظر می رسد که زنان به هم پیوند می خورند: الیزابت در حالی که آلما یک عمر از اسرار فزاینده شدید را در یک غروب مست پاک می کند ، گوش می دهد (تنها گزینه او ، واقعاً). آلما با صبر و حوصله سعی می کند الیزابت را راضی کند که دوباره صحبت را شروع کند. اما به زودی ، آلما هم عاشق الیزابت می شود و هم کینه اش می کند ، و برگمان شروع به محو کردن مرزهای بین دو زن می کند – و بین واقعیت و همسری. برگمان در طی یک دوره بیماری ذات الریه ، پرسونا را نوشت و این ماجراهای سورئال مغزی را که دچار تب ، کابین یا موارد دیگر شده است ، به تصویر می کشد. در پایان فیلم ، شما با یک احساس فلج کننده تردید درمورد هر آنچه تازه رو به رو شده اید ، یعنی احساس شما در همه حال ، به هر حال ، باقی مانده است. به خودتان اجازه دهید با آن تقارن احساس آرامش کنید!( بهترین فیلم های برگمان )

2. فیلم فریاد ها و نجواها
سه خواهر و خدمتکار آنها در حومه شهر محبوس شده اند و در اتاق های قرمز رنگ و سفید کاملاً آسیاب می کنند. اگنس (هریت اندرسون) از یک سرطان بدون نام در حال مرگ است. خواهران او کارین (اینگرید توولین) و ماریا (لیو اولمان) از نظر احساسی کوتاهی و خودخواه هستند و از پس شدت و صمیمیت مرگ قریب الوقوع او بر نمی آیند. به جای مراقبت از او ، آنها فقط در اتاق نشیمن جدا می شوند ، و کارهای مختلفی را انجام می دهند که همه ما در طول چند ماه گذشته انجام داده ایم: نوشتن در ژورنال ها ، گرفتگی دست ، خیال پردازی در مورد خنجر زدن به خود و یا باور نکردنی آنها شوهر کسل کننده ، و گهگاه سیلی زدن به صورت یکدیگر. خدمتکار ، آنا (کاری سیلوان) ، با اگنس ارتباط عمیقی دارد و هنگامی که از درد ناله می کند ، با او در رختخواب می نشیند و او را در برابر پستان برهنه قرار می دهد. همانطور که اغلب اوقات انجام می شود ، برگمان با ماهیت مه آلود روابط انسانی بازی می کند ، و با مجبور کردن شخصیت های خود برای گذراندن زمان ناسالم در کنار هم ، پویایی های پیچیده ای را شدت می بخشد: آیا اگنس و آنا یک بار درگیر جنسی بودند ، یا آیا پویایی آنها بیشتر پدر و مادر است؟ چرا ماریا و کارین اینقدر عمیق یکدیگر را تحقیر می کنند؟ چه کسی آخرین رام فوری را خورده است ، و آیا آنها می خواهند برای گرفتن چیزهای بیشتر به فروشگاه بروند یا فقط وانمود کنند که متوجه نشده اند؟( بهترین فیلم های برگمان )

بیشتر بخوانید: تحلیل نقاشی گلهای زنبق

3. فیلم ساعت گرگ و میش
آلما (لیو اولمان ، آلما متفاوت از آلما قبلی بازی می کند ، اما دوباره فکر می کنم فقط چهار نام برای زنان سوئدی وجود دارد) و همسرش یوهان (ماکس فون سیدو) از نظر تئوریکی تنها در یک جزیره زندگی می کنند ، بنابراین که یوهان ، یک هنرمند مشهور ، می تواند در اطراف ساحل حرکت کند و نقاشی کند. اگرچه آنها تعطیلات کوچک خود را با آغوش گرفتن در زیر نور آفتاب و در حالی که یوهان روی آلما باردار دوخته است ، شروع می کنند ، اما اوضاع به سرعت نزولی می شود. یوهان شروع به توهم (یا آیا او؟) ساکنان جزیره ای دمدمی مزاج ، از جمله زنی که صورتش با کلاه از بدنش بیرون می آید و یک کودک اهریمنی جوان می کند. به زودی ، یوهان دیگر نمی تواند بخوابد ، نیمه شب به ساعت خود خیره می شود و در مورد “مردان پرنده” به همسرش می پردازد و ، البته ، اشاره می کند که هنوز در حال بهبودی از یک بیماری غیرقابل توجیه است. وقتی آلما و یوهان در یک مهمانی شام که توسط تعداد انگشت شماری از ساکنان جزیره برگزار می شود شرکت می کنند ، همه آنها بیش از حد برای پاتوق بسیار هیجان زده هستند ، آلما متوجه می شود که او در معرض خطر است ، دختران ، و همه چیز از آنجا دورتر اتفاق می افتد. ساعت گرگ در مورد این است که چگونه انزوای کامل می تواند شما را از بین ببرد ، حتی اگر آن را با میل خود انتخاب کنید. اما افراد دیگر نیز شما را نابود خواهند کرد. و حتی وقتی با هم هستیم ، در نهایت تنها هستیم – مهم نیست که هر چقدر همدیگر را دوست داشته باشیم ، نمی توانیم یکدیگر را از شر شیاطین خود نجات دهیم ، به معنای واقعی یا مجازی. آیا هنوز آرام شده اید ، یا …؟( بهترین فیلم های برگمان )

بهترین فیلم های ویم وندرس
بیشتر بخوانید

4. از طریق یک لیوان تاریکی
اولین بار در یک سه گانه غیررسمی درباره ایمان و دین و سکوت محسوس خداوند (به دنبال نور زمستان و سکوت) ، به سختی از طریق یک لیوان خانواده دیگری را در یک عقب نشینی جزیره دور دنبال می کند. کارین (!!) ، با بازی هریت اندرسون ، با شروع آنچه که به عنوان اسکیزوفرنی غیر قابل درمان توصیف می شود ، دست و پنجه نرم می کند. شوهرش (ماکس فون سیدو) ، برادر کوچکترش مینوس (لارس پاسگارد) و پدرش (گونار بورنستراند) همگی به طرق مختلف و به همان اندازه غیرمولد از عهده اجتناب ناپذیری زوال روحی او برآمدند. وقتی کارین دریافت که پدرش از بیماری روانی او به عنوان علوفه برای رمانهایش استفاده می کند ، گسست کامل واقعیت را تجربه می کند ، با افرادی که معتقد است پشت دیوارهای خانه زندگی می کنند صحبت می کند و کارهای بسیار سوال برانگیزی را با برادرش در بدنه یک کشتی. گرچه اوضاع کارین بسیار خاص است ، اما از طریق یک شیشه تاریکی به طور گسترده تر با س questionsالات مربوط به پوچی قابل درک در مرکز تجربه بشری و همچنین در مورد چگونگی احساس اینکه زندگی خود نوعی دام است می پردازد ( “شما در قفس خود هستید ، من در من ، هر کدام در مکعب کوچک خود.”) همچنین در مورد این که چگونه بعد از بزرگسالی زندگی با پدر و مادر خود ایده خوبی نیست – چیزی که سخت تر می شود برای بسیاری از مردم در بحران فعلی ما اجتناب کنند. بنابراین ، فکر می کنم درس واقعی این است که اگر شما در واقع در یک خانه کوچک با اقوام خود گیر کرده اید ، دفترچه خاطرات پدر خود را نخوانید و بگذارید برادر شما تکالیف خود را انجام دهد.( بهترین فیلم های برگمان )

بیشتر بخوانید: نقاشی گلهای آفتابگردان

بهترین فیلم های برگمان

بهترین فیلم های برگمان

5. فیلم نور زمستانی
Winter Light به عنوان یکی از اصلی ترین الهامات Paul Schrader’s First Reformed عمل کرد ، هر دو فیلم در پی سفر شکنجه شده یک کشیش در یک شهر کوچک شروع به تردید در ایمان خود کردند. گونار بیورنستراند در نقش توماس ، کشیش مورد بحث ، که وقتی یک کلیسای مذهبی به نام جوناس (ماکس فون سیدو) و همسرش کارین (!!!!!) ، با بازی گانل لیندبلوم ، در مورد ترس وسواس از جنگ هسته ای به او نزدیک می شوند ، می تواند ‘ هر کاری بکنید اما اعتراف کنید که او هیچ ایده ای ندارد که عوضی واقعی حتی با هر چیزی در جریان است. “چرا زندگی باید ادامه داشته باشد؟” از جوناس ویران شده معنوی می پرسد. توماس پاسخی ندارد و این او را به تنفر متخاصم از خود منزجر می کند. او به تنها زنی که واقعاً او را دوست دارد (اینگرید توولین) ضربه شلاق می زند ، جماعتش را ناامید می کند و طبیعتاً گرفتار سرفه های مرموز است. به هر حال ، اکنون به بخشی می رسم که با توجه به وضعیت فعلی ما کمی بهتر شده است. شاید شما احساس مشابهی نداشته باشید ، و این اشکالی ندارد – کشیشان دیگری با لرزش سبک تر وجود دارند! “اگر خدایی نباشد ، آیا واقعاً تفاوتی ایجاد می کند؟” توماس در یک نقطه تعجب می کند. “زندگی قابل درک خواهد شد. و این مرگ تلنگر زندگی است. انحلال جسم و روح. بی رحمی ، تنهایی و ترس – همه این موارد ساده و شفاف است. رنج قابل درک نیست ، بنابراین نیازی به توضیح ندارد. “( بهترین فیلم های برگمان )

بیشتر بخوانید: تحلیل تابلو سیب زمینی خورها

6. فیلم توت فرنگی های وحشی
توت فرنگی وحشی یکی از جذاب ترین مطالب موجود در این لیست است که با توجه به اینکه در مورد پشیمانی ها و خاطرات تلخ و شیرین پیرمردی است که تقریباً همه افراد زندگی خود را از خود دور کرده است چیزهای زیادی می گوید ما استاد ایزاک بورگ (ویکتور Sjöström) را دنبال می کنیم ، که خود را به عنوان “پیرمردی” توصیف می کند که “از روابط اجتماعی کنار رفته است” (همان) ، هنگامی که برای دریافت درجه افتخار در خارج از کشور سفر می کند ، غریبه های مختلفی را در امتداد مسیر. در نقاط خاصی از سفر ، ایساک به داخل فرو رفتگی ذهن خود می رود ، و تجربه بازگشت های فوری و رویاهای سورئال را دارد: او با یک پسر عموی که قبلا دوست داشت صحبت می کند ، به یک مرد دمدمی مزاج با چهره ای صاف شده نزدیک می شود ، به دیدار همسر مرده خود کارین می رود ( ) ، و هنگامی که بیدار است ، با منزلش اختلاف دارد. ما می فهمیم که ایساک با پایان قریب الوقوع زندگی خود کنار می آید و برگمان نمادین را کمی ضخیم می گذارد: ساعتی که هیچ عقربه ای ندارد ، یک تابوت از یک دستگاه عقب افتاده و باز می شود تا جسد خود ایساک را فاش کند. اما توت فرنگی های وحشی یک مراقبه قدرتمند در مورد پیری و مرگ و خرد و روابط انسانی است و یادآوری این است که محکم نگه داشتن پیوندهای بین ما و عزیزانمان و واقعاً فکر کردن در مورد اینکه چرا این تعداد کارین وجود دارد مهمتر از همیشه است. . منظورم این است که او اینجا چه چیزی می خواهد به ما بگوید؟( بهترین فیلم های برگمان )

بهترین فیلم های دنزل واشنگتن
بیشتر بخوانید

7. شور آنا
Max von Sydow’s Andreas ، مطلقه شاخی و منزوی با یک سگ کوچک ، تنها در کنار دریا در شهری زندگی می کند که شخصی به طرز مرموزی حیوانات را ذبح می کند. وقتی ما با او ملاقات می کنیم ، آندریاس همه ما در قرنطینه هستیم: او در اطراف جنگل برفی لج می کند ، و نام خود را مست می کند ، او حوصله ی گریه کردن ، نوشیدن ویسکی و خیره شدن به دیوارهایش و فریاد زدن بر سر هیچ کس را دور خانه خودش می چرخد. او برای تسکین تنهایی خود ، با همسایه ای رابطه خود را آغاز می کند ، حتی تا آنجا پیش می رود که به طور غیر قابل توضیح سگش را که تنها همراهش است ، به او بدهد ، سپس فوراً پشیمان می شود. بعداً ، او رابطه ساختارمندتری با آنا (لیو اولمان) ، بیوه ای با لنگیدن (تم تکراری دیگر برگمان ، مرد عاشق لنگیدن) است که ممکن است قاتل باشد یا نباشد. به عبارت دیگر ، آندریاس در حال انجام انواع انتخاب های نادرست است که هم اکنون در حال انجام آن هستیم ، فقط برای اینکه چیزی را احساس کنیم. در طول فیلم ، برگمن مکالمه را متوقف می کند تا بازیگران درباره شخصیت های خود نظر دهند ، که واقعاً متناقض است و من مطمئن نیستم که کاملاً موثر باشد – اما در متن واقعیت فعلی ما ، جایی که احساس می شود همه ما در حال از بین بردن هستیم ماسک های مجازی ما ، نوعی پیچ و تاب ایجاد می کند.( بهترین فیلم های برگمان )

بیشتر بخوانید: فیلم دفترچه امید بخش

8. فیلم سکوت
ورودی آخر در سه گانه ای که در بالا به آن اشاره شد ، سکوت حتی با خشونت بیشتری بر مرگ و بیماری و گوشه نشینی غیر ارادی تثبیت می شود. استر (اینگرید توولین) و آنا (گونل لیندبلوم) خواهرهایی هستند که با پسر کوچک آنا ، یوهان (یورگن لیندستروم) با قطار مسافرت می کنند – همچنین یوهان ها در این فیلم ها بسیار جهنمی هستند ، اما اجازه دهید وارد این موضوع نشویم ، ما به سادگی وقت ندارید – به کشوری گمنام و جنگ زده. همانطور که اغلب در فیلم های برگمان اتفاق می افتد ، آنا و استر به سختی می توانند یکدیگر را تحمل کنند: استر ، یک روشنفکر جدی ، بیمار است و در حال مرگ است و فقط می خواهد خواهرش بنشیند و دست او را بگیرد. آنا ، که آشکارا احساساتی و سرزنده است ، در مکیدن مغز زندگی تصمیم دارد و تا آنجا پیش می رود که اتاق هتل خود را ترک می کند تا با یک غریبه در آن نزدیکی رابطه برقرار کند. هر دو از یوهان بیچاره به عنوان یک پیاده استفاده می کنند ، که باعث می شود یوهان به شیوه های عجیب و غریب مانند کشیدن اسلحه تقلبی روی مهمانان بی ادعای هتل رفتار کند. در حالی که استر خون به سر دستمالش سرفه می کند ، زبانهای خارجی را ترجمه می کند و سیگاری اجباری می کشد ، آنا با سردی از او رد می شود و در عوض فقط نوعی حمام می کند و خط چشم خود را انجام می دهد (باید بگویم بی عیب و نقص). سکوت دوباره با این مفهوم دست و پنجه نرم می کند که خدا ما را رها کرده است ، و اینکه ، در برابر خلأ ، همه ما انتخاب های بسیار تخریبی از خود داریم.( بهترین فیلم های برگمان )

بهترین فیلمهای رابرت دنیرو
بیشتر بخوانید

9. فیلم سونات پاییزی
بسیاری از ما با هم اتاقی های کمتر از ایده آل قرنطینه شده ایم ، اما شاید هیچ کس به اندازه اوا (لیو اولمان) که مادر غایب شارلوت (اینگرید برگمن) در آستان doors خانه خود ظاهر می شود و به سختی تحت شکنجه روانی قرار دارد ، بد نیست. 24 ساعت مستقیم یک پیانیست یخ زده یخ زده که به طور مداوم بچه های خود را در حالی که بزرگ می شدند نادیده می گرفت ، شارلوت قصد ندارد با عذابی که هر دو دخترش را تحمل کرده روبرو شود ، یکی از آنها اکنون – بله – یک بیماری مرموز است که پزشکان نسبت داده اند در حال مرگ است. به او اساساً بی مادر است. اما شارلوت و اوا در یک شب طولانی ، پر از مستی ، درمورد شکست متقابل خود ، خصوصاً در مورد این مفهوم که “جراحات مادر به دختر تحویل داده می شود ، و شکست های مادر توسط دختر پرداخت می شود ، با یکدیگر روبرو می شوند و ناراحتی مادر ، ناراحتی دختر خواهد بود. ” در یک مرحله ، اوا ویران شده با صدای بلند تعجب می کند که آیا زندگی غم انگیز خودش (او فرزند خود را بسیار کوچک از دست داد و اکنون روزهای خود را صرف مراقبت از خواهر در حال مرگ خود می کند) به نوعی برای مادرش خوشایند است ، و می گوید: “آیا بدبختی دختر پیروزی مادر؟ ” حدس می زنم نکته اصلی من این است که غلاف قرنطینه شما می تواند بسیار بدتر باشد.( بهترین فیلم های برگمان )

بیشتر بخوانید: نقد فیلم عروس فرانکنشتاین

10. فیلم فانی و الکساندر
من نمی خواهم بیش از حد ناامید باشم و اینگمار نیز چنین کاری نکرد. یکی از آخرین فیلم های او ، و شاید سرنوشت سازترین او ، فانی و اسکندر ، یک فیلم بسیار زیبا و امیدوارکننده درباره پیر شدن ، از بین رفتن بی گناهی و در نهایت پیروزی روح انسان است (می دانم ، اما فقط به من اعتماد کنید). دو نسخه در دسترس است: مجموعه تلویزیونی پنج ساعته و نمایش سه ساعته تئاتر ، اما من توصیه می کنم شب های بعدی در نسخه پنج ساعته غواصی کنم. ارزشش را دارد. F&A عنوان الكساندر خود را ، بخشی از خانواده گرم و پر سر و صدا Ekdahl ، دنبال می كند ، زیرا او شاهد مرگ دلخراش پدرش ، ازدواج مجدد مادرش با یك اسقف شرور ، از دست دادن ایمان خود به جادوی كودكانه و كشف مجدد سرانجام بزرگتر است ، نیروی عرفانی تر و خیرخواهانه تری که در جهان کار می کند. این یکی از فیلمهای مورد علاقه من است ، قسمت عمده آن این است که کاملاً پویایی یک خانواده واقعی و عمیقاً دوست داشتنی را در همه آشفتگی ، اختلال عملکرد ، شادی ، تلخی ، غم و حمایت بی قید و شرط خود ثبت می کند. این یک مرهم کاملاً آرامبخش برای تقریباً هر چیزی است که شما را آزار می دهد ، خواه تنهایی باشد ، یا ترس و غم و اندوه – یادآوری این است که جهان رازهایی دارد که ما واقعاً هرگز نخواهیم فهمید ، اینکه مالیخولیا به اندازه لذت ، حالت طبیعی است و حجاب بین مرگ و زندگی ، بین واقعیت و رویاها ، ممکن است بسیار نازک تر از آنچه ما فکر می کنیم باشد.( بهترین فیلم های برگمان )

پایان مقاله ( بهترین فیلم های برگمان )

منبع سایت مداد

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 3 =