فیلم عروس فرانکنشتاین : بنابراین دکتر پیش افتخار دکتر هنری فرانکشتاین را سرگرم می کنید ، قبل از پیشنهاد همکاری ، با یک لیوان جین (“تنها ضعف من”) دوستی جدید آنها را تست می کنند. او از مجموعه ای از انسانهای زنده مینیاتوری رونمایی می کند که هرکدام در شیشه زنگ مخصوص خود هستند: به گفته وی ، Homunculi که راه را برای آزمایشات کامل در ایجاد زندگی نشان می دهد. او به فرانكشتاين گفت: “تنها” ، شما يك مرد را آفريديد. حالا ، با هم ، همسر او را خواهيم آفريد.

با مقاله نقد فیلم عروس فرانکنشتاین با بامدادی ها همراه شوید.

تلاش آنها الهام بخش ” فیلم عروس فرانکنشتاین ” (1935) جیمز ویل ، بهترین فیلمهای فرانكشتاین است – یك كار براندازانه و حیله گر كه با استتار مبدل به وحشت ، مواد تكان دهنده ای را از كنار سانسورها عبور می داد. برخی از فیلم ها سن دارند.

دیگران رسیده می شوند شاهکار نهنگ که امروزه دیده می شود ، تعجب آورتر از زمانی است که ساخته شده است زیرا مخاطبان امروز نسبت به نکات دفن شده آن در مورد همجنس گرایی ، نکروفیلی و مقدس سازی هوشیارتر هستند. اما برای لذت بردن از آن نیازی به ساختارشکنی نیست. این طنز ، هیجان انگیز ، خنده دار و شاهکار تأثیرگذار در جهت هنری است.

نقد فیلم عروس فرانکنشتاین

فیلم عروس فرانکنشتاین

مدت هاست که مورد تحسین علاقه مندان به فیلم های ترسناک نهنگ قرار گرفته است ، اما در سال 1998 و با انتشار خلاصه داستان “خدایان و هیولاها” بر اساس رمان پدر فرانکشتاین توسط کریستوفر برام ، اهمیت جدیدی برای زندگی وی قائل شد.

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

در دورانی که هالیوود پر از همجنسگرایانی بود که سرسختانه در کمد خانه می ماندند ، او به عنوان آشکار همجنس باز – نه تنها در زندگی ، بلکه در کارهایش نیز به تصویر کشیده شد. این دیدگاه ممکن است شامل آرزوها باشد. زندگینامه نویسان مانند آنتونی اسلاید می گویند Whale “شخصی بسیار خصوصی بود که زندگی شخصی خود را برای خود حفظ می کرد” ، اما این با تز منتقدانی مانند گری موریس که ” فیلم عروس فرانکنشتاین ” را به مثالی مثل همجنسگرایانه جسورانه تعبیر می کنند ، مناسب نیست.

خواندن موریس گاهی عذاب آور است (آیا هیولا و زاهد نابینا الگویی برای یک “زن و شوهر متاهل سعادتمند” هستند؟) ، اما ممکن است او حق داشته باشد که پرتیور و فرانکشتاین را به عنوان والدین همجنس هیولا ببیند (“هنری پدر در بخشیدن این زندگی ، افتخارآفرین مادر مادری است که آن را پرورش می دهد “).

به نظر می رسد Praetuary (با بازی ارنست تسیگر در overdrive اردوگاه بالا) گاهی اوقات به عنوان تجارت خشن به هیولا مربوط می شود. م Paraثل یا نه ، این فیلم هنگامی لذت بیشتری می برد که تلقین هایش اجازه داده شود به عنوان یک زیر متن ناگفته در زیر سطح سر بخورد.

فیلم عروس فرانکنشتاین با شرایط خاص خود به خوبی کار می کند ، به عنوان دنباله ای بر روی “فرانکشتاین” نهنگ (1931) ، و بازآفرینی هیولا به عنوان یک اشتیاق طرد شده برای دوستی. اعتبار “Frankenstein” گفت: این الهام گرفته شده از رمانی است که توسط “خانم پرسی بی شلی” ساخته شده است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های وودی آلن

” فیلم عروس فرانکنشتاین ” صورتحساب قهرمان فمنیست را بهبود می بخشد ، و او را “مری ولستن كرافت شلی” می نامد و پیش گفتاری را اضافه می كند كه مری؛ شوهرش ، پرسی ، و دوستشان لرد بایرون دنباله ای بر داستان اول را تصور می کنند: هیولا زنده می ماند و در یک آسیاب سوزانده می شود ، زنده و سو، تفاهم می کند.

السا لانچستر در نقش مری شلی بازی می کند و همچنین نقش بی نظیر عروس را دارد – جایی که او یکی از تصاویر جاودانه سینما را با رگه های نقره ای مانند رعد و برق در موهای عجیب و غریب خود ارائه می دهد.

نهنگ نگاه این فیلم را بر اساس سایه های تند و شیب های ناهموار اکسپرسیونیسم آلمان بنا نهاد (از چنین فیلم های ترسناک ظاهر فیلم نوآر در دهه 1940 به وجود آمد). الهام بخشیدن او برای عروس ، ماریا ، زن مصنوعی از “متروپولیس” فریتز لانگ (1927) بود – جایی که او همچنین ایده هایی را برای آزمایشگاه “پرایتیورم” قرض گرفت ، با سکویی که عروس را به آسمان می برد تا توسط پیچ و مهره ها نفوذ کند. (آزمایشگاه مل بروکس برای Praetuary در “فرانکشتاین جوان” 1975 فقط شبیه نیست – از همان وسایل استفاده می کند ، که او در انبار کشف کرد.)

شخصیت اصلی فیلم عروس فرانکنشتاین البته هیولاست (که علی رغم عنوان فیلم عروس فرانکنشتاین ، فرانکشتاین نامگذاری نشده است). او را بوریس کارلوف بازی می کند ، که در “فرانکنشتاین” فقط این اعتبار را کسب کرد: هیولا …………………؟ اما در دنباله بالای حروف بزرگ با حروف بزرگ درج شده است: KARLOFF.

علی رغم گستردگی شخصیت ، کارلوف جایی برای ظرافت و حرکات کوچک پیدا می کند. اگرچه با آن مخالفت کرد ، اما از تصمیم برای اجازه دادن به صحبت هیولا بسیار سود می برد. در “فرانکنشتاین” ، او فقط بدبختانه خون می زند ، اما در ” فیلم عروس فرانکنشتاین ” به کلبه جنگل یک ویولون نابینا می افتد ، که کلماتی را به او می آموزد (“شراب … شراب!”) “من دوستي مثل خودم مي خواهم.”

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های دنیل رادکلیف

فیلم عروس فرانکنشتاین در سال 1931 به خاطر صحنه ای مشهور بود که در آن هیولا بر روی دختربچه ای اتفاق می افتد که روی دیواره های مروارید شناور است. هیولا در پرتاب گل به آب به او پیوست. وقتی گلها از بین رفت ، قدم منطقی بعدی را برمی دارد و او را به داخل پرتاب می کند.

نقد فیلم عروس فرانکنشتاین

فیلم عروس فرانکنشتاین

او غرق می شود. دنباله این کار با جستجوی والدین دختر در خرابه های آسیاب سوخته آغاز می شود تا مطمئن شوید که هیولا مرده است. پدر می میرد ، و مادر دستی در لاشه هواپیما می گیرد ، در حالی که کشف می کند این شوهر شوهرش نیست بلکه دست هیولا است.

چنین صحنه های خونسردی به نوعی تکان دهنده تر از خشونت صریح فیلم ها است ، اما جالب است که چگونه نهنگ اجازه می دهد تا همدردی خود با هیولا داستان دوم را نرم کند. (این بار هیولا یک دختر غرق شده را نجات می دهد ، گرچه از قهرمانی او به عنوان حمله تعبیر نمی شود).

صحنه مشهوری از فیلم عروس فرانکنشتاین که در آن هیولا با زاهد (O.P. Hegie) غذا می خورد آرام و لمس کننده است (زاهدان خدا را شکر می کند که برای شکستن تنهایی وی به ویزیتوری فرستاده است). این اولین وعده غذایی تکان دهنده است ، و دومین مضحک ، زیرا هیولا در یک دخمه می افتد که در آن Praetuary جستجوی قطعات یدکی را برای نشستن به یک شام با شمع قطع کرده است. پرایتوریوز او را به شرکت دعوت می کند و هیولا با رضایت یک سیگار را پف می کند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای وس اندرسون

” فیلم عروس فرانکنشتاین ” علی رغم خرده پیرنگ مربوط به فرانکنشتاین (کالین کلیو) و نامزدش (که با توجه به حواس پرتی پزشک در آزمایشگاه ، تاریخ عروسی او به تعویق افتاد) عمدتا متعلق به Praetuary and the Monster است.

اوج اوج در برج گوتیک Praetuary است ، با دستگاهی عجیب و غریب که از رعد و برق برای متحرک سازی قسمت های بدن سنگفرش شده عروس استفاده می کند. این صحنه چنان احساس فراموش نشدنی را ایجاد می کند که به راحتی می توان فراموش کرد که فیلم عروس در چه تعداد کمی از فیلم ظاهر شده است.

نهنگ و نویسنده فیلمنامه وی ، ویلیام هرلبوت ، هر جا مناسب باشد شوخ طبعی اضافه می کنند. آنها با شخصیت مینی (Una O’Connor) ، خانه دار Frankenstein که جیغش می تواند شیشه ها را بشکند ، سرگرم می شوند. و آنها از لحظاتی مانند لحظه ای لذت می برند که هیولا چوپان را که در آب افتاده است نجات می دهد و موسیقی می گوید: “بله ، یک زن. اکنون این واقعا جالب است.”

یکی از مزایای فیلم های ترسناک این است که آنها اجازه می دهند رفتارهای افراطی و طعم دهنده ای وجود داشته باشد که در مواد واقع گرایانه از لحن خارج شود. از خون آشام خاموش در “نوسفراتو” (1922) گرفته تا افراط و تفریط های شاد کریستوفر لی و پیتر کوشینگ در فیلم های ترسناک چکش دهه 1960 ، این ژانر بازیگران را ترغیب کرده است تا آن را با شیوه های عجیب و غریب و پستوری های استادانه بسازند. شخصیت ها غالباً از الگوهای گفتاری استفاده می کنند به طوری که قافله گویی غیرممکن است.

بیشتر بخوانید: فیلمهای رابرت پتینسون

این ژانر همچنین تجربه بصری را تشویق می کند. از “مطب دکتر کالیگاری” (1919) به بعد ، ترس و وحشت نشانه ای برای زاویه دوربین غیر منتظره ، معماری توهم آمیز و مجموعه های کاملاً مصنوعی بوده است. از آنجایی که فیلم های جریان اصلی در تصورات خود بصورت پیوسته غیر تخیل و واقع گرایانه رشد می کنند ، ترسناک زندگی نجات بخشیدن به آزادی طراحی بیشتر دوران سکوت را فراهم کرده است.

دیدن چیزهای پر هیجان “واقعی” همان دیدن چیزهای عجیب و غریب ، گروتسک ، تحریف شده و خیالی نیست. در یک دست پنجه ای که به طور غیرمنتظره ای از سایه بیرون می آید بیشتر از همه جلوه های “آرماگدون” شوک محض وجود دارد زیرا “آرماگدون” واقع گرایانه به نظر می رسد و وحشت به ما می آموزد که واقعیت یک توهم است.

بسیاری از جزئیات بیوگرافی درباره جیمز وال (1957-1889) را می توان در “خدایان و هیولاها” مشاهده کرد که در آن به عاشقانه اولیه او با دوستی که در جنگ کشته شده است و فیلم های بزرگ هالیوودی دهه 1930 اشاره شده است (نه تنها “فرانکشتاین” ، بلکه موارد دیگر عناوین “خانه تاریک قدیمی” و “مرد نامرئی”). نهنگ در سال 1941 ساخت فیلم را متوقف کرد و ساکت و مجلل زندگی کرد و به نقاشی و معاشرت پرداخت.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های مارتین اسکورسیزی

در فیلم عروس فرانکنشتاین او در پایان زندگی خود دیده می شود ، كه توسط ایان مك كلن به عنوان یك همجنسگرای متمدن و هنوز امیدوار به تصویر كشیده می شود كه در باغبان جدید خود (برندان فریزر) آخرین فرصت اغوا را می بیند. با این وجود ، دادن موی تخت به فریزر شاید اصرار بیش از حد بر موازی کاری بین کارگردانان به عنوان خدایان و هیولاهایی که آنها ایجاد می کنند ، باشد.

پایان مقاله نقد فیلم عروس فرانکنشتاین

منبع سایت مداد

دیدگاهتان را بنویسید

5 × 4 =