امروز برابر است با :31 شهریور 1400
فیلم یوزپلنگ

نقد فیلم یوزپلنگ | The Leopard 1963

” فیلم یوزپلنگ ” توسط تنها مردی که می توانست آن را بنویسد ، توسط تنها مردی که می توانست آن را کارگردانی کند ، و تنها مردی که می توانست شخصیت اصلی آن را بازی کند ، نوشته شده است. اولین مورد از این ادعاها غیرقابل انکار است ، زیرا جوزپه توماسی دی لامپدوسا ، اشراف سیسیلی ، داستان را از دل خود نوشت و بر اساس جد جدش بنا کرد.

با نقد فیلم یوزپلنگ با سایت بامدادی ها همراه باشید.

این که آیا کارگردان دیگری می تواند کار بهتری از لوچینو ویسکنتی انجام دهد ، مشکوک است. کارگردان خود از نوادگان طبقه حاکم بود که داستان آن را ستایش می کند. اما اینکه برت لنکستر بازیگر درستی برای بازی دون فابریزیو ، شاهزاده سالینا بود ، در آن زمان بسیار مشکوک بود. اینکه یک ستاره هالیوود وارد این شاهکار اروپایی شده است-در واقع ایتالیایی-در واقع سیسیلی-یک رسوایی بود.

نقد فیلم یوزپلنگ

فیلم یوزپلنگ

شایعه شده بود که حضور لنکستر برای قابل جلوه دادن تولید حماسی مورد نیاز است. و هنگامی که فیلم یوزپلنگ سرانجام در آمریکا اکران شد ، در نسخه ای با 40 دقیقه بی رحمانه توسط استودیو ، و با موسیقی متن فیلم یوزپلنگ که به طور قانع کننده ای به انگلیسی دوبله نشده بود ، دیدن آنچه ویسکانتی و لنکستر به آن فکر می کردند دشوار بود.

بوسلی کراتر در نیویورک تایمز نوشت: “متاسفانه آقای لنکستر آن صدای رک آمریکایی را دارد که کمترین پیشنهاد را برای سیسیل بودن ندارد.” ویسکانتی خود صریح گفت: “این در حال حاضر اثری است که من برای آن هیچگونه پدریتی را تصدیق نمی کنم” ، و افزود که هالیوود با آمریکایی ها “مانند یک جمع کودکان” رفتار می کند.

خود لانکستر بیش از 20 سال بعد با ناراحتی به من گفت: “این بهترین کار من بود.” “من 11 نسخه از فیلم یوزپلنگ خریدم زیرا فکر می کردم یک رمان عالی است. آن را به همه دادم. اما وقتی از من خواسته شد در آن بازی کنم ، گفتم ، نه ، آن قسمت برای یک ایتالیایی واقعی است. اما ، چرخ های ثروت چرخید.

آنها یک روسی می خواستند ، اما او خیلی پیر بود. اولیویر را می خواستند ، اما او خیلی مشغول بود. وقتی به من پیشنهاد شد ، ویسکانتی گفت: “اوه ، نه! یک گاوچران!” اما من به تازگی “قضاوت در نورنبرگ” را که او دید ، به پایان رسانده بودم و او به 3 میلیون دلار نیاز داشت که اگر از ستاره آمریکایی استفاده می کردند ، فاکس قرن بیستم به آنها می داد ، و بنابراین این امر اجتناب ناپذیر رخ داد. و این فوق العاده بود. ازدواج.”

نقد فیلم سکوت بره ها
بیشتر بخوانید

وقتی با هم صحبت می کردیم ، فیلم یوزپلنگ اصلی-بدون برش ، بدون لکه-از زمان اکران اروپایی اش در 1963 به ندرت دیده شده بود. اما در 1980 ، چهار سال پس از مرگ ویسکانتی ، فیلمبردار جوزپه روتونو بر مرمت نظارت کرد. در 185 دقیقه نسخه وی هنوز کوتاهتر از 205 دقیقه اصلی است ، اما بهترین نسخه ای است که احتمالاً می بینیم و بسیار باشکوه است.

آنچه در نهایت مشخص است این است که لنکستر یک تصمیم بازیگری الهام گرفته بود. بازیگری که همیشه رسمیت خاصی را در کار خود به ارمغان می آورد ، و پیش از آنکه مد باشد ، به عنوان یک مستقل راه خود را انتخاب کرد ، او شاهزاده را تجسم می کند به عنوان مردی که عشق زیادی به شیوه ای از زندگی دارد که می فهمد باید به پایان برسد.

او یک پدرسالار طبیعی است ، مردی که برای اقتدار متولد شده است. با این حال وقتی با او ملاقات می کنیم ، او از سن و میزان مرگ و میر خود آگاه است ، تمایل به گفتگوهای معنوی با دوستش پدر پیرون دارد و برای حفظ ثروت خانواده خود آماده سازش است.

او را می بینیم که ابتدا خانواده اش را به نماز می برد. این همان روشی است که رمان لامپدوزا آغاز می شود و یکی از دستاوردهای ویسکانتی ساختن آن چیز کمیاب ، فیلم یوزپلنگ عالی از یک کتاب عالی است. خبر می رسد که یک سرباز مرده در باغ وجود دارد. این بدان معناست که انقلاب گاریبالدی از سرزمین اصلی به سیسیل جهش کرده است و روزهای نظم باستانی در حال شمارش است.

نقد فیلم یوزپلنگ

نقد فیلم یوزپلنگ

شاهزاده دارای یک همسر به نام ماریا استلا است ، که او از نظر وظیفه شناسی بیش از شخص خود به او احترام می گذارد ، سه دختر تنها دوست داشتنی متوسط ​​و یک پسر بی عقل. او به خواهرزاده خود تانکردی (آلن دلون) نگاه می کند تا ژن های نجیب خانواده را تجسم بخشد. تانکردی سرسختی است که برای پیوستن به گاریبالدی می رود ، اما یک رئالیست است که به عنوان عضوی از ارتش پیروزمند ویکتور امانوئل باز می گردد.

انیمیشن رایا و آخرین اژدها
بیشتر بخوانید

به دلیل اصلاحات ارضی که به وضوح می تواند در افق مشاهده کند ، شاهزاده معتقد است که زمان آن فرا رسیده است که خانواده ازدواج مفیدی انجام دهند. او هر سال با خانواده اش از شهر به روستا می رود تا منتظر ماه های آهسته و گرم تابستان باشد ، و در شهر Donnafugata ، طبق معمول مورد استقبال شهردار ، بوفونی به نام Don Calogero (Paolo Stoppa) قرار می گیرد.

این شهردار به طور ناگهانی از طریق سرمایه گذاری های خوش شانس در زمین ثروتمند شده است و احساس می کند که ثروت به او اهمیت داده است ، توهمی که شاهزاده حاضر است از آن لذت ببرد ، اگر بتواند به رابطه ای بین پول شهردار و خانواده شاهزاده منجر شود.

وی شهردار را به شام ​​دعوت می کند ، در صحنه ای از کمدی اجتماعی خفیف ، که ویسکانتی بدون این که به آن اهمیت زیادی بدهد ، مشاهده می کند که شهردار چقدر بی روح است و شاهزاده چقدر باید شام را به چنین مردی بدهد. شهردار نه همسر غیرقابل ارائه خود بلکه دختر زیبایش آنجلیکا را با خود آورده است که در اوج زیبایی خارق العاده کلودیا کاردیناله بازی می کند. Tancredi در حال حرکت است

همه اینها در دستان دیگر یک تئاتر صابونی خواهد بود ، اما رمان لامپدوزا شاهزاده را آنقدر دلسوز می بیند که ما از یک شیوه کم رنگ شدن زندگی پشیمانیم. ممکن است از نظر ایدئولوژیکی باور داشته باشیم که اشراف از طبقه کارگر استثمار می کنند (ویسکانتی یک مارکسیست بود که همین را باور داشت) ، اما خود شاهزاده آنقدر مرد افتخار آمیز و خوبی است که از مرگ و میر خود آگاه است ، به سنت و تداوم احترام می گذارد. برای نجات خانواده اش مصالحه می کند ، ما در پشیمانی او شریک هستیم.

نقد فیلم یوزپلنگ

نقد فیلم یوزپلنگ

یک عامل دیگر نیز در کار وجود دارد. شاهزاده یک مرد آلفا است که برای تسخیر متولد شده است ، از زیبایی زن آگاه است اگر از اخلاق کلیسای خود نیز اطاعت کند. او آنجلیکا را مانند برادرزاده اش جذاب می داند. اما ویسکانتی این را با سخنرانی های روح انگیز یا تلقین های نجواآمیز بیان نمی کند.

نقد فیلم حرص
بیشتر بخوانید

او بازیگران خود را وادار می کند تا همه این کارها را با چشم و حالت سر انجام دهند ، و تنظیمات ظریف در زبان بدن که نشان می دهد فرد مورد نظر نوعی مغناطیس حیوانی را اعمال می کند که باید در برابر آن مقاومت کرد. مشاهده کنید که چگونه لنکستر شاهزاده را تقریباً از آنجلیکا دور کرده است ، گویی در پاسخ به کشش او. او در سن 45 سالگی (که در دهه 1860 پیر بود) بسیار سن دارد و برای بیان احساسات خود بسیار سنتی است ، اما یک زن همیشه می تواند این را بگوید ، گرچه به نظر می رسد که نمی تواند.

فیلم یوزپلنگ با یک سکانس رقص به مدت 45 دقیقه به پایان می رسد. درک مالکوم ، منتقد می نویسد: “این یک قطعه مجموعه است که به ندرت با آن برابر شده است.” ویسکانتی ، لنکستر و روتونو همکاری می کنند تا همه موضوعات فیلم یوزپلنگ را در این سکانس طولانی حل کنند که تقریباً هیچ یک از دیالوگ ها شامل آنچه واقعاً اتفاق می افتد نیست. توپ آخرین جشن باشکوه عصر در حال مرگ است.

ویسکانتی اعضای خانواده های اصیل قدیمی سیسیلی را به عنوان مهمان انتخاب کرد و در چهره آنها ، ما تاریخی را می بینیم که نمی توان عمل کرد ، بلکه فقط تجسم یافته است. ارکستر وردی را می نوازد. جوانان به طور مداوم می رقصند و افراد مسن با دقت تماشا می کنند و بازار آینده را در عاشقانه ها و رابط ها ارزیابی می کنند.

از طریق این شادی ، شاهزاده مانند سایه حرکت می کند. دوربین او را از اتاقی به اتاق دیگر دنبال می کند و افکار ، خواسته ها و غم او را نشان می دهد. ویسکانتی مطمئن است که لنکستر می تواند همه سایه های احساسات شاهزاده را پیشنهاد دهد و صحنه را تا زمانی که ما کاملاً به آن کشیده نشویم ، گسترش می دهد.

او یکی از آن سکانس هایی را ایجاد می کند که برای آن به سینما می رویم: ما با شخصیت شاهزاده و ایده های او آشنا شده ایم و اکنون تقریباً بی خبر وارد احساسات او می شویم. سینما در بهترین حالت خود می تواند توهم زندگی دیگری را برای ما ایجاد کند و این همان چیزی است که در اینجا اتفاق می افتد.

نقد فیلم گرگینه های درون
بیشتر بخوانید

سرانجام شاهزاده با آنجلیکا می رقصد. آنها را در حال رقصیدن تماشا کنید ، هر کدام از دیگری به طور همزمان جنسی و سیاسی آگاه هستند. ببینید چگونه سر خود را نگه می دارند. بدون اینکه ببینند چگونه به نظر می رسند. چگونه آنها دیده می شوند و می دانند که دیده می شوند.

و احساس کنید که برای شاهزاده ، رقص او تصدیق فانی است. او می توانست این زن را داشته باشد ، می دانست که با او چه کند ، او را همسر خود و مادر فرزندانش می کرد و صدای فریاد های شور او را می شنید ، اگر حادثه 25 سال یا بیشتر که بین آنها لغزید ، نبود.

نقد فیلم یوزپلنگ

نقد فیلم یوزپلنگ

به اما او این را می داند و او این را می داند. و البته اگر آنها هم سن و سال بودند ، او با او ازدواج نمی کرد ، زیرا او شاهزاده دون فابریزیو است و او دختر شهردار است. این که ویسکانتی قادر است همه اینها را در یک صحنه رقص بیان کند ، معجزه آسا و از نظر احساسی ویرانگر است ، و این همان چیزی است که فیلم یوزپلنگ او درباره آن صحبت می کند.

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

بهترین فیلم های بری لارسون | اصطلاحات رایج در موسیقی | فیلم بانوی حوا | آموزش نحوه قالب بندی فیلمنامه : راهنمای گام به گام | سریال چرنوبیل | نقد فیلم مانتی پایتون و جام مقدس | بهترین فیلم های فرانک کاپرا | بیوگرافی چارلز دیکنز | فیلم 13th |

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + پنج =