امروز برابر است با :30 خرداد 1400
فیلم ملک‌الموت

فیلم ملک‌الموت

نقد فیلم ملک‌الموت

فیلم ملک‌الموت : میهمانان شام دو بار می رسند. آنها از پله ها بالا می روند و از در گسترده ای عبور می کنند و سپس دوباره می رسند – همان مهمان ها که از زاویه دوربین بالاتر دیده می شوند. این یک شوخی است و به زودی خط مشت را درک خواهیم کرد: مهمانان کاملاً رسیده ، قادر به ترک نیستند.

” فیلم ملک‌الموت ” (1962) لوئیس بونوئل یک کمدی فریبنده است ، نگاهی ناهنجار از طبیعت انسان که نشان می دهد ما غرایز وحشی و اسرار ناگفته را در دل داریم. او پیشنهاد می کند گروهی از مهمانان شام مرفه را بردارید و آنها را به مدت کافی قلمک بزنید ، و آنها در یک مطالعه ازدیاد جمعیت ، مانند موش ها یکدیگر را روشن می کنند.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم دلشدگان

با مقاله نقد فیلم ملک‌الموت همراه ما باشید.

بونوئل با نمایش های کوچک و هشدار دهنده در فیلم ملک‌الموت آغاز می شود. آشپز و خادمان ، به محض ورود مهمانان شام ، ناگهان کتهای خود را می پوشند و فرار می کنند. میزبان خشمگین است. او یک سرگرمی بعد از شام را با یک خرس و دو گوسفند برنامه ریزی کرد. اکنون باید لغو شود. این معمولاً برای بونوئل است که چنین لمس های سورئالیستی بدون هیچ گونه اظهار نظری از بین می رود.

مهمانی شام یک موفقیت است. میهمانان در مورد یکدیگر زمزمه می کنند ، چشمانشان با حرص ، هوس و حسادت بر چهره میهمانان دیگرشان بازی می کند. بعد از شام ، آنها به اتاق نقاشی می روند ، جایی که نگاهی به کیف زنانه می اندازیم ، پر از پر مرغ و چنگال خروس. یک پزشک پیش بینی می کند که در طی یک هفته یکی از زنان کچل خواهد شد. اما رئوس مطالب گسترده تری از این گردهمایی به اندازه کافی عادی به نظر می رسد: نوشیدنی ها رد می شوند ، پیانو نواخته می شود ، همه با لباس شام زیبا به نظر می رسند.

سپس ، در یک سری تحولات ظریف ، آشکار می شود که هیچ کس نمی تواند آنجا را ترک کند. آنها حرکات مقدماتی را انجام می دهند. آنها به سمت راهرو می رانند. هیچ مانعی برای جلوگیری از آنها وجود ندارد. اما آنها نمی توانند ترک کنند. آنها هرگز این واقعیت را به طور دقیق بیان نمی کنند. یک پذیرش ناگفته و ناخوشایند از وضعیت وجود دارد ، زیرا آنها خود را روی مبل و فرش راحت می کنند.

فیلم روشنایی شهر
بیشتر بخوانید

این یک افتتاحیه درخشان برای یک فیلم ملک‌الموت موذی است. لحن کم صدا است ، اما بسیاری از جزئیات شوم جمع شده است که تا زمان استقرار مهمانان برای شب ، بونوئل ما را در طلسم خود پیچانده است.
او نمادین ترین و مجری ترین کارگردان بود ، یک اسپانیایی که به مدار سورئالیست ها در پاریس سرازیر شد ، که سال ها کارگردانی دوبله های اسپانیایی فیلم های هالیوود را بر عهده داشت ، بزرگترین کار آنها در سنین 60 تا 77 سالگی بود.

بیشتر بخوانید: فیلم خاکستر سبز

فیلم “Un Chien Andalou” (1928) ، به کارگردانی مشترک سالوادور دالی ، باعث هیاهو شد (جیب های خود را با سنگ پر کرد ، در زندگی نامه خود نوشت ، بنابراین اگر مخاطبان به او حمله کنند ، چیزی برای پرتاب خواهد داشت). این تصویر شامل یكی از مشهورترین تصاویر در سینما بود ، از ابر كه بر روی ماه ماه بریده می شود ، همراه با تیغ تراشیده ای كه کره کره چشم را برش می زند.

پس از آن فیلم ، او “L’Age d’Or” رسوایی و سرکوب شده طولانی و مستند مبهم “سرزمین بدون نان” را که در فقیرترین گوشه اسپانیا فیلمبرداری شد ، ساخت. بونوئل فیلم دیگری را کارگردانی نکرد تا اینکه در اواخر دهه 1940 در مکزیک تبعید شد. در آنجا او هر دو پروژه تجاری و شخصی ساخت ، تقریباً همه آنها وسواس او را نشان می داد. او که دشمن اسپانیا فرانکو بود ، ضد فاشیست ، ضد روحانیت و ضد بورژوازی بود. او همچنین یک خط حیله گرانه از فتیشیسم پا داشت (“پائولین کائیل یک بار گفت:” این بعدازظهر شگفت انگیزی بود که لوئیز در 12 سالگی روی کف کمد مادرش گذراند ، و از آن زمان آن را با ما در میان می گذارد.) .

قاطع ترین عقیده او این بود که بیشتر مردم منافق هستند – بیش از همه مقدس و راحت. او همچنین یک رشته پوچ گرایی داشت. در یک فیلم ، یک چهره مسیحی ، از دیدن سگی که به واگن بسته بود و خیلی خسته بود و نمی توانست این کار را ادامه دهد ، ناراحت بود ، سگ را می خرد تا آن را آزاد کند. همانطور که این کار را می کند ، سگ دیگری که به واگن دیگری گره خورده است ، بدون توجه به پس زمینه لنگ می زند.

10 مبارزه برتر فیلم مورتال کمبت
بیشتر بخوانید

زمانی که او برای ساخت ” فیلم ملک‌الموت ” در سال 1962 آمد ، زندگی حرفه ای بونوئل در اوج رشد قرار گرفت. او در سال 1960 یک موفقیت بین المللی عالی ، “ویریدیانا” ساخته بود. این جوایز بسیاری از جوایز جشنواره را به دست آورد و بازگشت او به اسپانیا را پس از دهه ها در خارج از کشور نشان داد. اما تصویر اصلی آن – یک تابلوی رسوا کننده که شام ​​آخر را دوباره ایجاد می کند – سانسور کنندگان اسپانیایی را ناخشنود می کند و او وقتی فیلم “فرشته نابود کننده” را ساخت دوباره به مکزیک بازگشت و طنز تلخی را تجربه کرد.

بدیهی است که میهمانان شام نماینده طبقه حاکم در اسپانیا فرانکو هستند. آنها با شکست دادن کارگران در جنگ داخلی اسپانیا یک میز ضیافت برای خود چیده اند و آنها برای یک مهمانی می نشینند و می بینند که هرگز پایان نمی یابد. آنها در محاصره بورژوازی خود به دام افتاده اند. آنها به طور فزاینده ای نسبت به اینکه از دنیای خارج خشمگین می شوند ، کینه توز و بی قرار می شوند. بدترین تمایلات آنها آشکار می شود

بیشتر بخوانید: فیلم زیر درختان زیتون

البته ، بونوئل هرگز نمادگرایی سیاسی خود را به این آشکار نشان نداد. ” فیلم ملک‌الموت ” به عنوان یک کمدی مرده در مورد ماجراهای غیر معمول مهمانان شام خود بازی می کند. ساعت ها به روزها طولانی می شوند و معضل آنها کیفیت تشریفاتی پیدا می کند – به نظر می رسد حالت طبیعی امور است. سرعت کاراکترها در مقابل درب باز است. یک خط نامرئی وجود دارد که نمی توانند از آن عبور کنند. یک مهمان به دیگری می گوید: “مگر نمی شود

اگر من دزدکی حرکت کردم و شما را هل دادم یک شوخی خوب بود؟ “دیگری می گوید:” امتحان کن ، من تو را می کشم. “به سربازان دستور داده می شود وارد خانه شوند ، اما نمی توانند. یک کودک با جسارت به طرف خانه می دود و هرچه مهمانان را مهار کند ، نجاتگران آنها را مهار می کند.
شرایط بدتر می شود میهمانان یک تبر را از دیوار می ریزند و گچ می کنند تا لوله آب آشامیدنی باز شود. دو عاشق خود را می کشند. اجساد در یک کمد جمع شده اند. صدای جادوی سیاه وجود دارد. گوسفندان در اتاق سرگردان می شوند ، کشته می شوند و روی آتشی که از مبلمان شکسته ساخته شده پخته می شود. غار بسیار نزدیک به تمدن است.

فیلم چرخش زمان
بیشتر بخوانید

بونوئل به گروهی از کارگردانان بزرگ تعلق دارد که با وسواس مضامینی را که آنها را آزار می داد دوباره کار می کرد. از نظر سبکشناسی ارتباط کمی با اوزو ، هیچکاک ، هرتسوگ ، برگمن ، فاسبیندر یا بونوئل وجود دارد ، به جز این رشته مشترک: برخی از زخم های عمیق یا گرسنگی در اوایل زندگی بر روی آنها نقش بسته بود و آنها تمام شغل های خود را برای بهبود یا گرامی داشتن آن کار می کردند.

بونوئل در سال 1900 متولد شد ، بنابراین تاریخ فیلم های او متناسب با سالهای زندگی او است. او در اواخر دوران شکوفایی قابل توجهی در تاریخ فیلم داشت. فیلم های مکزیکی او در دهه های 1940 و 50 اغلب الهام گرفته شده اند – به ویژه “Los Olvidados” (1950) و “زندگی جنایتکار Archibaldo de la Cruz” و “El” (هر دو 1955). “ویریدیانا” بازگشت بین المللی او بود و پس از آن “فرشته نابود کننده” آمد که به گفته وی ممکن است آخرین فیلمش باشد

– اما پرده در روزهای بزرگ زندگی حرفه ای اش بالا می رفت. مشهورترین فیلم او ، “Belle de Jour” (1967) ، جایزه بزرگ ونیز را از آن خود کرد. این فیلم با بازی كاترین دنوو به عنوان یك زن خانه دار معتبر پاریسی بازی می كند كه مجذوب یك بوردلو معروف می شود و هفته ای دو یا سه بعد از ظهر در آنجا مشغول كار است.

بیشتر بخوانید: فیلم دیده بان

در مراسم اهدای جایزه در ونیز ، بونوئل دوباره بازنشستگی خود را اعلام کرد. نه کاملا. در سال 1970 ، او بار دیگر در فیلم “تریستانا” ، عاشقانه بیمارگونه ای بین پدرپرست سالخورده و زنی که او را به فرزندی قبول می کند ، بدرفتاری می کند و از دست می دهد ، در این فیلم بازی کرد بعد از اینکه پای او قطع شد ، برای حمایت و انتقام نزد او برمی گردد.

سپس سه فیلم عالی ارائه شد که در آنها استعداد بونوئل در یک جریان آزاد شده از هجوهای شیطانی و وسواس شاد جریان داشت. “افسون محرمانه بورژوازی” (1972) ، که به عنوان بهترین فیلم خارجی اسکار را به دست آورد ، عکس ” فیلم ملک‌الموت ” است.

فیلم پنجره پشتی
بیشتر بخوانید

این بار مهمانان شام برای همیشه در یک مهمانی نشسته اند ، اما بارها و بارها از تمایل به غذا خوردن ناامید شده اند. سپس “شبح آزادی” (1974) ، یک فیلم با فرم آزاد که با یک گروه از شخصیت ها شروع شد ، سپس گروه دیگری و دیگری را دنبال کرد. آخرین فیلم او “آن اشیای مبهم آرزو” (1977) بود ، در مورد مرد پیر که معتقد است یک زن و هیچ یک دیگر نمی توانند خواسته های او را برآورده کنند. بانوئل این زن را به جای یکدیگر توسط دو بازیگر متفاوت بازی کرده بود.

بیشتر بخوانید:نقد انیمیشن روح

بونوئل در سال 1983 درگذشت ، و یک زندگی نامه شگفت انگیز را پشت سر گذاشت که در آن گفت که بدترین چیز در مورد مرگ این است که دیگر قادر به خواندن روزنامه فردا نیست. او دنیایی را به ویژه خلق کرده است ، تماشای فیلم بونوئل برای مدت طولانی بدون دانستن اینکه کارگردان آن چه کسی است غیرممکن است. ” فیلم ملک‌الموت ” با این جمله آغاز می شود ، “بهترین توضیح فیلم ملک‌الموت این است که ، از نظر عقل ناب ، هیچ توضیحی وجود ندارد.” ممکن است اضافه کرده باشد ، “کسانی که به دنبال دلیل یا توضیح هستند ، در تئاتر اشتباهی هستند.”

پایان نقد فیلم ملک‌الموت

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 4 =