امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم کلمنتاین عزیزم

نقد فیلم کلمنتاین عزیزم

نقد فیلم کلمنتاین عزیزم

فیلم کلمنتاین عزیزم : “این چه نوع شهری است؟” ویات ارپ در اولین شب حضورش در آرامگاه می پرسد: “یک مرد نمی تواند بدون اینکه سرش برود ، تراشیده شود.” او از صندلی آرایشگر جدید در سالن Bon Ton Tonsorial بلند می شود و از پنجره طبقه دوم سالن صعود می کند ، چهره اش هنوز نیمه لبه دارد ، تا یک مستی مست از سر خود را مشخص کند و او را از پاشنه بیرون بکشد .

با مقاله نقد فیلم کلمنتاین عزیزم با بامدادی ها همراه باشید.

ارپ (هنری فوندا) از قبل می داند این شهر چه نوع شهری است. در صحنه های آغازین بزرگترین وسترن جان فورد ، ” فیلم کلمنتاین عزیزم ” (1946) ، او و برادرانش در حال رانندگی گاوها به شرق کانزاس هستند. ویات ، ویرجیل و مورگان برادر بچه خود جیمز را به عنوان مسئول گله رها می كنند و برای اصلاح و آبجو به شهر می روند.

همانطور که آنها در خیابان اصلی Tombstone سوار می شوند ، در زیر آسمان غروب و گسترده ای از عصر ، صدای تیراندازی و خنده های سخت در سالن ها به گوش می رسد ، و ما مجبور نیستیم بپرسیم که چرا این شهر بزرگترین گورستان را در غرب Rockies دارد.

بیشتر بخوانید : بهترین فیلم های مارتین اسکورسیزی

نقد فیلم کلمنتاین عزیزم

فیلم کلمنتاین عزیزم

داستان فورد به بازی اخلاقی اصلی وسترن واکنش نشان می دهد. ویات ارپ مارشال جدید شهر می شود ، یک جدال بین قانون و هرج و مرج وجود دارد ، قانون پیروز می شود و آخرین شلیک دانش آموز جدید – که نشان دهنده ورود تمدن است.

اکثر وسترن ها بر مرحله نهایی تأکید می کنند. ” فیلم کلمنتاین عزیزم ” به جنگ اسطوره ای افسانه ای در OK Corral منجر می شود ، اما بیشتر در مورد چیزهای روزمره است – کوتاه کردن مو ، عاشقانه ، دوستی ، پوکر و بیماری.

در مرکز بازی هنری فوندا در نقش ویات ارپ است. او معمولاً به عنوان یک مرد عمل نشان داده می شود ، اما فوندا او را به سبک غربی جدید تبدیل می کند ، که وقتی زنی وارد اتاق می شود از جای خود بلند می شود و می داند چگونه مرغ را تراشیده و یک حلقه رقص کند.

فیلم همچون در یک آینه
بیشتر بخوانید

او مانند یک نوجوان روی صندلی ایوان دفتر کار خود نشسته و به حالت تعادل در می آید و می تواند روی پاهای عقب متعادل شود و با یک بوت و سپس بقیه به سمت ستون رانده می شود. او به فکر کلمنتین است و فوندا با زبان بدن خوشبختی خود را نشان می دهد.

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

ارپ نشان مارشال را پذیرفته است زیرا هنگامی که او و برادرانش به گله خود بازگشتند ، مشاهده کردند که گاوها خش خش گرفته و جیمز مرده است. به هر دلیلی وجود دارد که باور شود این جنایت توسط پیرمرد کلانتون (والتر برنان) و “پسران” او (بزرگ ، ریش دار و پست) انجام شده است.

صحنه اولیه با کلانتون دندانهایش را می سوزاند مانند حیوانی که دندانهای نیش خود را نشان می دهد. ارپ جیمز را در صحنه ای تأثیرگذار به خاک سپرد. (“جیمز فرصت زیادی برای شما پیش نیامد؟”) سپس ، به جای سوار شدن به شهر و شلیک به کلانتون ها ، به شهردار گفت که مارشال جدید خواهد شد. او انتقام می خواهد اما از نظر قانونی.

مهمترین رابطه بین ارپ و داک هالیدی (ویکتور بالغ) ، قمار بازی که Tombstone را اداره می کند اما از سل می میرد ، است. آنها دشمنان طبیعی هستند ، اما یک توجه آرام و ناگفته بین این دو نفر رشد می کند ، شاید به این دلیل که ارپ غم و اندوه موجود در هسته هالیدی را احساس می کند.

در اتاق اجاره ای هالیدی مدرک پزشکی وی روی دیوار و کیف دکترش در زیر آن قرار دارد ، اما او دیگر تمرین نمی کند. مشکلی به عقب برگشت و حالا او برای امرار معاش قمار می کند و خود را به فراموشی می نوشد. معشوق وی یک روسپی است ، چیهوا (لیندا دارنل) ، و او در مورد عزیمت با او به مکزیک صحبت می کند. اما وقتی سرفه می کند ، می داند که پیش آگهی او چیست.

اولین مسابقه مارشال با هالیدی صحنه کلاسیک فورد است. وقتی داک وارد می شود سالن ساکت می شود و وقتی او به سمت آن می رود میله پاک می شود. او به آرپ می گوید ، “قرعه کشی!” ارپ می گوید که نمی تواند – اسلحه ندارد. داک خواستار اسلحه می شود و مردی از میله پایین او را می کشد.

نقد فیلم پنجه طلا
بیشتر بخوانید

ارپ به اسلحه نگاه می کند ، و می گوید: “اسلحه برادر مورگ. دیگری ، خوش چهره – این برادر من ، ویرج است. ” Doc این اطلاعات را ثبت می کند و اسلحه خود را به محفظه خود بازمی گرداند. او می فهمد که برادران ارپ او را رها کرده اند. داك می گوید: “خوش به حال” “یه چیزی بنوش.”

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های کیت وینسلت

دو بار Doc به کسی می گوید که از شهر خارج شود ، و Earp دو بار به او یادآوری می کند که کار مارشال است. اگرچه کلانتون ها اولین سفارش تجاری هستند ، اما به نظر می رسد داک و ارپ به یک مسابقه نهایی بروند. با این حال آنها صحنه ای با هم دارند که یکی از عجیب ترین و زیباترین صحنه های کارهای John Ford است.

یک بازیگر بریتانیایی (آلن موبری) برای اجرای نمایش به شهر آمده است و هنگامی که در تئاتر حاضر نمی شود ، ارپ و هالیدی او را در سالن ، بالای یک میز پیدا می کنند و توسط کلانتون ها عذاب می کشند. این بازیگر گفتگوی معروف هملت را آغاز می کند ، اما برای ادامه دادن بیش از حد مست و ترسیده است. Doc Holliday ، از حافظه ، سخنرانی خود را کامل می کند و می تواند در مورد خودش صحبت کند: “… اما اینکه ترس از چیزی بعد از مرگ ، کشوری کشف نشده که هیچ مسافری از آنجا گریخته است ، اراده را گیج می کند …”.

نقد فیلم کلمنتاین عزیزم

فیلم کلمنتاین عزیزم

لطیف ترین لحظات فیلم کلمنتاین عزیزم شامل احساسات ارپ نسبت به کلمنتاین (کتی داونز) است که از شرق به صحنه می آید و به دنبال “دکتر. جان هالیدی ». او همان دختری است که داک پشت سر گذاشت.

ارپ که بیرون هتل نشسته است ، هنگام بیرون آمدن از صحنه ، به سرعت به سمت پاهای خود بلند می شود و حرکات او نشان می دهد که او از این دید زیبا برخوردار است. ما یاد گرفتیم و می خواهد او را به خانه بازگرداند. داک به او می گوید از شهر خارج شود. و چیواوا با حسادت اوضاع را رصد می کند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های ویم وندرس

کلمنتین برای رفتن به صبح روز بعد وقتی مارشال ، ناجور و خجالتی از او می خواهد که در مراسم کلیسا به او بپیوندد و برقصد ، بسته شده است. آنها با صفاتی با شکوه از پیاده روی سرپوشیده عبور می کنند ، در حالی که سرود مورد علاقه فورد بازی می کند:

فیلم پنجره پشتی
بیشتر بخوانید

“آیا باید کنار رودخانه جمع شویم؟” وقتی کمانچه نوازنده حمله می کند ، ویات و کلمنتین می رقصند – او دست و پا چلفت اما مشتاق و با خوشحالی فراوان است. این رقص نقطه عطف فیلم کلمنتاین عزیزم است و پایان غرب قدیم را رقم می زند. هنوز شلیک هایی برای شلیک وجود دارد ، اما تمدن از راه رسیده است.

درگیری اسطوره ای افسانه ای در OK Corral موضوع بسیاری از فیلم ها بوده است ، از جمله “Frontier Marshal” (1939) ، “Gunfight at the O.K. Corral »(1957) ،« Tombstone »(1993 ، با بازی درخشان وال کیلمر در نقش Doc) و« Wyatt Earp »(1994). معمولاً تیراندازی محور فیلم است. در اینجا بیشتر شبیه اعزام تجارت ناتمام است. جان فورد در برابر خشونت معطل نمی کند.

در حالی که ارپ آماده رویارویی با کلانتون ها می شود ، که چالش خود را فریاد زده اند که منتظر او هستند تا در محل جابجایی منتظر بمانند ، در دفتر مارشال زمان آرام وجود دارد. برادران ارپ با او هستند ، زیرا این “تجارت خانوادگی” است.

ارپ داوطلبان دیگر را رد می کند ، اما وقتی داک حاضر می شود ، به او اجازه می دهد تا در آن شرکت کند ، زیرا داک تجارت خانوادگی نیز دارد (یکی از پسران کلانتون چیاهوا را کشته است). در زیر آسمان صاف و بی رحمانه سپیده دم کویر ، در سکوت به جز وین های اسب دور و پارس سگ ، مردان در خیابان قدم می زنند و به تجارت می پردازند.

به عقیده بسیاری ، جان فورد (1973-1895) بزرگترین کارگردان آمریکایی بود. مطمئناً او بیش از هر کس دیگری مستندسازی مقاطع تاریخ آمریکا را انجام داده است. برای او ، یک وسترن کاملاً “فیلم دوره ای” نبود که برای کارگردان های بعدی باشد.

او به مکانی در صحرا و دشتها شلیک کرد ، بازیگران و خدمه اش طوری زندگی می کردند که گویی آنها در یک گاو رانندگی می کنند و بیرون از چاوچال غذا می خورند و در چادرها می خوابند. او ” فیلم کلمنتاین عزیزم ” را در دره محبوب بنای یادبود خود ، در مرز آریزونا و یوتا فیلمبرداری کرد.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های بن افلک

او ده ها وسترن بی صدا ساخت ، در صحنه فیلمبرداری با ویات ارپ واقعی ملاقات کرد و داستان OK Corral را مستقیماً از او شنید (حتی در این صورت ، تاریخ داستانی متفاوت از این فیلم را تعریف می کند) فورد به طور مکرر با همان بازیگران (“شرکت سهام” خود) کار می کرد و جالب است که او فوندا را به جای جان وین ، مورد علاقه دیگر خود ، برای ویات ارپ انتخاب کرد. شاید او وین را به عنوان تجسم غرب قدیم و فوندای لطیف تر را به عنوان یکی از مردان جدیدی که بیابان را اهلی می کند دید.

فیلم شنیده‌ها و دیده‌ها
بیشتر بخوانید

” فیلم کلمنتاین عزیزم ” باید یکی از شیرین ترین و خوش قلب ترین وسترن ها باشد. هدایا عنوان است ، که در مورد ویات یا داک یا جنگ اسلحه نیست ، بلکه در مورد کلمنتین است ، قطعاً مهمترین اتفاقی که برای مارشال ارپ در طول داستان افتاده است. لحظه ای وجود دارد ، بلافاصله پس از ورود او ، هنگامی که ارپ در سالن Bon Ton Tonsorial آرایش می کند و سریع اسپری می کند. Clem نزدیک او ایستاده و می گوید که “رایحه گلهای کویر” را دوست دارد. ارپ می گوید: “این من هستم.” “آرایشگر.”

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های کلینت ایستوود

پایان مقاله نقد فیلم کلمنتاین عزیزم

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − 6 =