صفحه اصلی > سینمای ایران و نقد فیلم : نقد فیلم بی نامی
ads

نقد فیلم بی نامی

فیلم بی نامی

نقد و بررسی فیلم بی نامی

فیلم بی نامی در مورد ناپدید شدن یک زوج متاهل که سال ها پیش دانشجوی تئاتر بودند، ازدواج کرده و در یک چایخانه کار می کردند و یکی از همکارانشان می گوید. قهرمان داستان به بهانه یافتن او در گذشته به دنبال خود می گردد تا از بحران خارج شود.

بازیگران فیلم بی نامی

باران کوثری، حسن معجونی، پوریا رحیمی سام، هوشنگ قوانلو، شهروز دل افکار، مهتاب ثروتی، علی باقری، رضا افشار، محمود نظرعلیان و…

شاید بتوان طراحی صحنه را به عنوان یک نکته مثبت ارزیابی کرد. دیالوگ فیلم عجیب و غیرمنتظره است و بعید می دانم در هر فیلمی بتوان آن را یافت. داستان فیلم فراز و نشیب ندارد. یک موضوع ساده فیلم را برای یک ساعت می کشاند. رابطه افراد داستان با اتفاقاتی که برایشان می افتد مشخص نیست.

این کارگردان با بیان اینکه پیچیدگی خاصی در روایت فیلم بی نامی وجود ندارد، گفت: این روزها بسیاری از فیلم ها داستان و ساختار جذابی دارند اما بی عنوان فیلمی کلاسیک است که پیام خود را به شکلی ساده به مخاطب منتقل می کند.  او در عین حال به سینمای گذشته ایران وفادار است و به سینمای شاعرانه نزدیک است.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم ولنتاین غمگین ۲۰۱۰

فیلم بی نامی

نظر مردم پس از نمايش در سينما

فیلم بی نامی یک فیلم مفرح با روح زندگی و رابطه سردی بود که با عشق چاشنی داشت. آقای سرمدی خودش گفته باران کوثری به عنوان بازیگر تئاتر بهتر از فیلم است اما در این فیلم درخشید.

بازی آقای معجونی خیلی خوبه، باران کوثری خیلی شجاعه ولی بازیش تکراری میشه.

فیلم بسیار بی روح، بسیار کند است و هیچ طرحی برای تشویق تماشاگر به تماشای بقیه فیلم وجود ندارد.

ترکیب تئاتر با سینما چگونه از آب در می‌آید؟

فیلمی به همین نام در مکان اشتباه و شاید در زمان نامناسبی اکران شد و به همین دلیل آنطور که باید دیده نشد. علیرضا صمدی کارگردان این فیلم در نمایش آثارش برای عموم سینمای کشور اشتباه بزرگی کرد. قاعدتا باید می دانست که فیلم هایش برای حوزه ای مثل هنر و تجربه کار می کند نه برای مخاطب عام.

در محتوا و فیلمنامه بانامی نقاط ضعف بسیار بسیار زیادی وجود دارد که تحت الشعاع برخی مشکلات فنی بسیار زیبا قرار گرفته است، اما هر مخاطبی برای تجربه دنیای فیلمسازی به تئاتر نمی رود و به همین دلیل است که برای من طبیعی است که تماشاگر هنگام تماشای فیلم بی نامی سالن را ترک کنید.

نقد فیلم گوزنها 1974
بیشتر بخوانید

صمدی اولین فیلمش را خودش نوشته و کارگردانی کرد و با کمک بازیگرانی چون باران کوثری و حسن معجونی آن را عرضه کرد. وجود گیاهان دارویی در فیلم می تواند نشانه این باشد که در حال ساخت فیلم هستیم. معجونی را اهالی سینما با بازی در تئاتر می شناسند، او پس از مدت ها (سال ساخت فیلم بابی که معجونی نقش اصلی آن را بازی کرد و قبل از بینامی اکران شد) به سینما بازگشت. یک سال پس از اعلام نقش بینامی معجونی و نامی از فیلم نمی گذرد، اما مانند عنوان فیلم، او فردی ناشناس است و در گذشته چیزی دیده نمی شود.

بیشتر بخوانید : معرفی و نقد سریال رای اعدام ۲۰۲۳

داستان فیلم بی نامی حول محور مردی به نام عامیر است که در آستانه چهل سالگی است و با زنی به نام ریحانا ازدواج می کند. امیر هنرمندی است، دستی در شعر، نویسندگی و البته نمایشنامه دارد و ریحان هنر خوانده است اما اکنون در کافه کار می کند. این دو کافه ای به نام «کافه به کافه» راه انداختند و از آنجایی که امیر آهی پولی ندارد، سرمایه و فضا و مخارج در اختیار ریحانه است.

پدر امیر مریض است و خودش هم می ترسد با پدر بیمارش روبرو شود، به همین دلیل از یکی از نزدیکانش می خواهد که به جای او از پدرش مراقبت کند. از طرفی آرمین یکی از کارگران کافه که از شهر آمده بود و سه سال پیش آنها کار می کرد، یک روز رفت و لپ تاپ امیر را با خود برد. امیر در لپ تاپ خود رازی پنهان دارد که می ترسد فاش شود و به همین دلیل خانه به خانه دنبال آرمین می گردد تا به هر قیمتی لپ تاپ را از او پس بگیرد.

فیلم بی نامی

شاید داستان های بالا شروع یک داستان جذاب به نظر برسد، به خصوص که فیلم بی نامی افتتاحیه خوبی دارد و درست از لحظه ای شروع می شود که آرمین آب می شود و به زیر زمین می رود و لپ تاپ را با خود می برد. با این حال، این شروع جالب داستان پس از گذشت چند دقیقه از فیلم به اشتباه می افتد و تمام محتوا و مفاهیم فیلم در خدمت فاز فکری فیلمساز است.

نقد فیلم دلال | Broker 2022
بیشتر بخوانید

فیلمساز با داشتن کافه‌های هنری و افراد هنرمند به‌عنوان لوکیشن، سوژه و شخصیت برای فیلم‌هایش، می‌توانست داستانی بسیار غنی‌تر و تمیزتر ارائه دهد، اما در روشنفکری کاذب گرفتار شد که در دیالوگ‌نویسی او به اوج رسید. حرف هایی که از زبان بازیگران فیلم بیرون می آید با گفتار روزمره مردم (حتی متمایل به هنر) مطابقت ندارد و شبیه نمایشنامه های کلاسیک است. این دیالوگ های مصنوعی هر چقدر هم که بازی خوب باشد، نمی توانند کار کنند.

فیلمساز علاقه زیادی به تئاتر دارد و در فیلمش احترامی برای این هنر جاودانه گذاشته است، اما این وابستگی بیش از حد فیلم به سبک و سیاق تئاتر، برای مخاطب عام سینما و خاص. مخاطب، جز تجربه چند قسمتی، چیزی نیست فیلمبرداری و قاب عکسی که فیلمسازان برای کار خود در نظر گرفته اند، مبتکرانه و خلاقانه است و دکور فیلم نیز عالی است. Nameless واقعاً بیشتر شبیه درس ساختن فیلمنامه خوب است تا فیلمی با داستانی برای گفتن.

کوثری پس از مدت ها نقشی متفاوت از دیگر نقش هایش را ایفا کرده است و تفاوت بزرگش این است که بالاخره در قالب فردی هم سن و سال ظاهر می شود. اما همانطور که خودش گفت به دلیل ایراداتی که در دیالوگ های نوشته شده برایش وجود دارد، نمی تواند از آب دربیاید و مانند بقیه افراد فیلم در فشار و استرس محیط تصویر اسیر می شود. معجونی هم در ایجاد این فضا تاثیر زیادی داشت و لباس و نقش ضعیفش آرام آرام فیلم را به آرامش رساند. هیچ نشانه ای از فراز و نشیب در داستان یا بازی این شخصیت ها دیده نمی شود و خطی بودن فیلم آسیب می بیند.

موسیقی تقریباً جایی در فیلم بیانی ندارد و برخی آهنگ‌هایی که در پس‌زمینه پخش می‌شوند باید نقش موسیقی زیر پوستی را در صحنه‌ها ایفا کنند، اما به اندازه کافی به این رسالت نمی‌پردازند. آهنگ هایی که در فیلم خوانده می شود حس هنری خاص خود را دارد که خالی از اشکال نیست اما با فضای فیلم همخوانی دارد. با این حال صداگذاری در فیلم به طرز عجیبی ضعیف است و صحنه های شلوغ بارها و صداهایی که در این نماها شنیده می شود گواه این موضوع است.

نویسنده و منتقد سینما شاعر و رمان نویس حدود 15 سال تجربه نوشتن داستان کوتاه , کارگردانی و دستیار کارگردانی. و مدیر مجموعه بامدادی ها.

دیدگاهتان را بنویسید

چهار × دو =