امروز برابر است با :2 تیر 1400
تابلو جیغ

تابلو جیغ

تحلیل تابلو جیغ / یک تحلیل عمیق تر از قطعه اضطراب-ساخته شده ادوارد مونک

تابلو جیغ : من در مورد شما نمی دانم ، اما وقتی در مدرسه ابتدایی بودم چیزهای زیادی درباره تابلو جیغ آموختم. منظور من از واقعیتهای اساسی در مورد دلایل مونک برای نقاشی تابلو جیغ نیست ، اما ما در مورد این قطعه و چگونگی احساس ما صحبت کردیم و یاد گرفتیم که چه زمانی این نقاشی کشیده شده و اکنون کجاست.

با مقاله تحلیل و بررسی تابلو جیغ همراه ما باشید.

وقتی بچه بودم ، تابلو جیغ مرا ترساند. آسمان نارنجی روشن در پس زمینه ، چهره وحشت زده ، غیرانسانی و وحشی. آن زمان هیچ چیز جذابی در تصویر وجود نداشت. اما با گذشت زمان ، این یکی از نقاشی های مورد علاقه من شد. نکته جالب توجه ی در مورد تصویر پر فراز و نشیبی وجود داشت که مونک در سال 1893 ایجاد کرد و من می خواستم بفهمم این چیست.

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های کافکا

به گفته خود مونك ، تابلو جیغ تصویری است كه او برای نشان دادن روح خود ترسیم كرده است. او به جای اینکه به هنر هنری آن زمان پایبند باشد – یعنی نقاشی دقیق تصاویر برای نشان دادن واقعی سوژه ها در آنها – ترجیح داد از سبک غیرواقعی برای رنگ آمیزی احساسات خود استفاده کند ، نه اینکه به واقع گرایی و کمال گرایی در هنر خود بپردازد. مونک توضیح داد که او لحظه ای از بحران وجودی را ترسیم کرده است.

او در حالی که آفتاب در حال غروب بود از جاده ای مشابه جاده نقاشی می رفت و زمینه ای زیبا و پر جنب و جوش را ایجاد می کرد. دوستانش با او قدم می زدند ، اما وقتی به آسمان مقابل نگاه می کرد ، در حالی که آنها به راه رفتن ادامه می دادند ، متوقف شد. وی سپس توصیف داشتن چیزی را که اکنون فکر می کنیم حمله وحشت است ؛ او ناگهان خسته ، مضطرب ، کلاستروفوبیک شد و سنگینی طبیعت و جهان یک باره او را لرزاند.

بنابراین ، چه چیزی باعث چنین واکنش عظیمی در ذهن مونک در آن روز شد؟ حملات هراس می تواند برای بسیاری از افراد امری عادی باشد و بیشتر آنها حداقل یک مورد را در زندگی خود تجربه خواهند کرد. اما Munch’s حمله ای آمیخته با بحران وجودی بود. آیا اتفاق دیگری در زندگی او رخ داده بود که می توانست منجر به فروپاشی لحظه ای یا جدا شدن از واقعیت شود؟ پاسخ بله است.

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های گابریل گارسیا مارکز

قبل از شکستگی ، یکی از خواهرانش به دلیل مشکلات شدید روحی و روانی متعهد به پناهندگی ذهنی بود. علاوه بر این ، او در پنج سالگی با از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم کرد و در حدود سیزده سالگی ، یکی از خواهرانش را از دست داد. هر دو در اثر بیماری سل درگذشتند.

نقاشی گلهای آفتابگردان
بیشتر بخوانید

در حقیقت ، گذشته او فوق العاده آسیب زا بود ، که احتمالاً هم به بحران وجودی او کمک کرد و هم با ایده ای که باید با نقاشی تابلو جیغ تجربه کند. در کودکی ، او از مشکلات سلامتی رنج می برد و بسیاری از مدرسه را از دست می داد – حتی این مسائل باعث می شد که زمستانها نتواند بیرون برود.

پدرش توهین کلامی داشت و از مادر مرده مونچ برای پیشبرد آزار کلامی استفاده کرد و ادعا کرد که به فرزندان خود افتخار نخواهد کرد. بعداً ، او از طرف پدرش مورد آزار و اذیت بیشتری قرار گرفت زیرا از کار مونک بدش می آمد. آثار اولیه وی مورد انتقاد عموم مردم قرار گرفت. واضح است که آسیب دوران کودکی وی بسیاری از مشکلات روحی و روانی را به او تحمیل کرده است و ادامه سواستفاده و استرس در زندگی حرفه ای او کمکی نمی کند.

تحلیل های دیگری وجود دارد که معتقدند توصیف تابلو جیغ و Munch از بحران وجودی پس از آن نشانه های واضحی از اختلال شخصیت زدایی است. این اختلال احساس قطع ارتباط از خود و محیط فرد را ایجاد می کند ، گویی که آنها به جای اینکه به بدن خود وابسته باشند ، ناگهان بدن خود را مشاهده می کنند. تصور می شود که دستور شخصی سازی ناشی از سواستفاده در دوران کودکی است.

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های ادبیات سوئد

این اختلال می تواند باعث استرس شدید و حملات وحشت شود. اعتقاد بر این است که آنچه مونک توصیف کرده است بحرانی وجودی را روی پل دور از دوستانش تجربه کرده است ، شبیه تأثیر ناشی از اختلال شخصیت زدایی است. با توجه به اینکه مونک علائم استرس شدیدی از خود بروز داده و همچنین اعتراف کرده است که در تمام دوران کودکی توسط پدرش مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است ، بسیار محتمل است که وی از چنین بیماری روانی رنج برده باشد.

از آنجا که وی به عنوان مثال به داشتن اضطراب اشاره کرد و علائمی از افسردگی نیز از خود بروز داد ، احتمالاً این تنها بیماری روحی او نبوده است. از هر چیز دیگری که رنج می برد ، تقریباً صد در صد تضمین می کند که در بحران وجودی او روی پل تأثیر داشته است. جیغ به سادگی محصولی از استرس یا لحظه وحشتناک غیرمعمول نبود. این نماد اوقات آشفته و تاریکی است که مونک هنگام مقابله با بیماری روانی و آسیب روحی ، و تلاش برای منطقی سازی و توضیح تجربه خود را از طریق آنچه بهتر می دانست ، تجربه می کند. رنگ آمیزی.

تحلیل نقاشی مونالیزا
بیشتر بخوانید

مونک پس از نقاشی تابلو جیغ ، خود را در بیمارستان بهداشت روان بررسی کرد زیرا ادعا کرد که صداهایی را می شنود. جیغ تنها محصول جانبی اضطراب وحشتناک و سلامت روانی موجود نبود. اگرچه مسلماً مشهورترین آثار مونک است ، اما سایر نقاشی های او نیز حول محور سلامت روان بود. برخی از نقاشی ها پرتره ای از خواهر مرده او بودند. قطعه وی با عنوان اضطراب که پس از جیغ کشیده شده ، بسیار شبیه به نقاشی معروف است.

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های ادبیات ترکیه

اگرچه مونک مدت ها قبل از شروع کار در ” تابلو جیغ ” صحنه های تاریک و دلگیرانه ای را نقاشی کرده بود ، اما به نظر می رسید که دومی بیشترین تأثیر را روی او داشته است. در کتاب اضطراب ، او به معنای واقعی کل پس زمینه فریاد را روی نقاشی کپی می کند. ارقام در پشت یکسان هستند و حتی لباس ها نیز شبیه به هم هستند. با این وجود ، دو تفاوت عمده وجود دارد. این بار افراد زیادی وجود دارند که همه رو به تماشاگر هستند. و هیچکدام در حقیقت جیغ نمی کشند.

چنین پیگیری می تواند به چه معنا باشد؟ آیا تلاشی برای منطقی جلوه دادن مسائل بهداشت روانی و اضطراب آزار دهنده وی بود؟ آیا این راهی بود که به جامعه بگوییم همه ما در ترس و نگرانی با هم هستیم ، که شاید صدها هزار نفر بودند که نگران مشکلات خود بودند و قبل از او بر روی آن پل قدم گذاشته بودند؟

آیا او به راحتی سعی داشت با نقاشی سایر افرادی که در آن شب دچار بحرانی شده بودند ، از خود دلجویی کند؟ شاید او از یک وسواس عمیق و ریشه دار در نقاشی خودش رنج نبرد ، اما مطمئناً به آن فکر کرد. پیگیری های تابلو جیغ فقط برای کسب درآمد بیشتر یا کسب شناخت بیشتر نبود. او در طول زندگی خود درباره مشکلاتش در مورد مشهور شدن و شناخته شدن از طریق هنر صحبت کرده بود و اغلب ابراز بیزاری می کرد که به دلیل آثارش محبوب شده است.

شاید او آن را برای خود نقاشی کرد ، به عنوان نتیجه ای از بحران وحشتناکی که متحمل شد. شاید او آن را برای افراد دیگر خلق کرده است تا به آنها نشان دهد ما حتی در رنج هم هستیم. گفتن سخت است. اضطراب بر ترس جمعی تأثیر می گذارد. در فیلم جیغ ، فرد شکنجه شده روی پل تنهاست.

بیشتر بخوانید: بهترین نویسندگان ادبیات لبنان

من معتقدم که تابلو جیغ یک نقاشی معروف است زیرا همه ما می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم. کاملاً بی وقت است. اضطراب چیزی است که بسیاری از مردم از آن رنج می برند و مدت زمانی که ما در آن هستیم تغییری در آن ایجاد نکرده است. ما انسان هستیم ما به زندگی خود ادامه می دهیم و چیزهایی را تجربه می کنیم که ترجیح می دهیم تجربه نکنیم.

همه چیز در مورد رامبراند
بیشتر بخوانید

تابلو جیغ هنوز هم مرا می ترساند ، اما به یک دلیل دیگر. دیگر چهره شبح آلود از وحشت منجمد نیست و نگران کننده من است. این واقعیت است که این نقاشی به قدری قابل ارتباط است که شهرت آن صدها سال مقاومت کرده است. محبوبیت آن کم رنگ نشده است. وقتی به نقاشی نگاه می کنیم ، خود را در آن می بینیم که در یک فریاد همیشگی وحشت منجمد شده است. این اضطراب ، آسیب ، رنج ، بیماری روحی و روانی ما است. ما نیز به تنهایی رنج می بریم.

بیشتر بخوانید: کتاب های سارتر

پایان مقاله تحلیل و بررسی تابلو جیغ

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =