امروز برابر است با :30 خرداد 1400
فیلم شورش بی دلیل

فیلم شورش بی دلیل

نقد فیلم شورش بی دلیل نیکلاس ری

نقد فیلم شورش بی دلیل : جان: تو فکر می کنی دنیا شب زیر رو می شه؟

جیم : صبح زود بین می ره…

فقط ۲۴ ساعت ۱۰۸ دقیقه زمان فیلم فقط در ۲۴ ساعت می گذرد درام درونی جوان گرایانه، پرغوغا «فیلم الگو» شده ی نیکلاس ری، در محدودیتی چنین خودخواسته، سخت گاه خوشایند شکل می گیرد. اما همین محدودیت، آشیل فیلم نامه نقد فیلم شورش بی دلیل هم هست سبب می شود که انگیزه ی والدین جودی (ناتالی وود) برای اعمالشان، بدون پس زمینه لاجرم ناموجه به نظر برسد (حذف آنها شروع و پایان نقد فیلم شورش بی دلیل این توجیه ناپذیری کمک می کند).

با مقاله نقد فیلم شورش بی دلیل همراه ما باشید به قلم سعید عقیقی

فرصت کافی برای فراموش کردن مرگ بوتس یاغیان مدرسه رابطه اش جودی وجود نداشته باشد پیوستن جودی به جیم (جیمز دین) از یاد بردن مرگ بوتس ابتدا به ساکن جلوه کند. ساده تر، تشکیل زوج جودی که یکی از محورهای مرکزی فیلم نامه است، کمترین زمان ممکن در فیلم به خود اختصاص می دهد. در منگنه ی زمانی محبوس کنندهی نقد فیلم شورش بی دلیل ، ترجیح می دهیم که انگیزه های شخصیت ها فدای بی هدف آنها کنیم.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای جان فورد

جودی فقط یک لحظه فرصت دارد که لب پرتگاه بایستد دیدن مرگ همراه جیم برود. پدر جیم پس عمری تابعیت همسرش که حتی توسط جیم می انجامد، فقط چند ثانیه فرصت دارد متحول شود از دخالت همسرش در جلوگیری کند هم لبخند، این عقب نشینی پذیرا شود. چرا؟ یعنی مرگ جان (سال مینه نو) کسی که اصلا نمی شناسد این حد روی او تأثیر گذاشته است؟

لبخند نهایی پدر مادر جیم در فصل پایانی احساس رضایتشان از همراهی وجودی که عملا سوار اتومبیل پلیس می شوند دارالتأدیب فرستاده شوند، فضای تلخ اندوهبار فیلم را هم نمی زند؟ توجیه کنیم که بیشتر این فیلم نومیدانه ظلمانی، در شب می گذرد. دو فصل رفتن به مدرسه – که با آشنایی صبحگاهی جیم جودی آغاز شود دعوای جیم بوتس، تاریکی فضای نقد فیلم شورش بی دلیل را انباشته است.

حتی سالن بیشتر سینمایی می ماند که فیلمهای هراس آور «پایان جهانی» را نمایش می دهد. اما در پایان، این شبانه روز غم انگیز جدال قهرمانان نوجوان سرگردان فیلم دنیای دور برشان (که دست کمی از جدال نیکلاس ری تهیه کنندگانش ندارد) می بایست مجبور است انجام ای بیابد. به دلیل احاطهی زمان بر فیلم نامه، شخصیتهای شورش بی دلیل در عین پویایی تحرک در مسیر حوادث پیوستهی فیلم، بی انگیزه باقی می مانند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای جان وین

البته ۱۰۸ دقیقه برای ثمر رساندن تمام این ارتباط ها نمایش تمام ها کافی است؛ اما ٢٤ ساعت برای مشاهده تدریجی این تحول در شکل فعلی فرصت کمی است.

نقد فیلم غرامت مضاعف
بیشتر بخوانید

معترضه ی یک: جودی می گوید: «.. تولد مسیح را جشن گرفته بودیم…» و دایهی جان می گوید: «… مادر [جان] شب تولدش او را تنها گذاشته است…. تولد جان – تنها قربانی فیلم – با تولد مسیج مصادف می شود و یکی از نشانه های رویکرد مذهبی اجتماعی نقد فیلم شورش بی دلیل امکان بروز می یابد. مسیحی که نیکلاس ری وصف می کند، شورشی بی دست و پایی است که جرأت شورش ندارد و همواره از سرما می لرزد و پدر و مادرش رهایش کرده اند و دلبسته ی کشتن توله سگها و عکس کری گرانت است (در نیمهی دههی پنجاه، کری گرانت هم اسطوره ی قابل انکایی نبود) و دنبال پدر می گردد و آرزوی به آخر رسیدن دنیا را دارد.

نخستین نشانه های شناخت شخصیتهای فرهنگ جدید، طبع آزمایی شان با اسطوره های مذهبی است. واقعاً با دیدن خانوادهی غیر متعارف جیم / جان/ جودی، یاد معادل مقدس مذهبی اش پدر / پسر روح القدس نمی افتیم؟

معترضه ی دو؛ زمان ساخت نقد فیلم شورش بی دلیل سال ۱۹۵۵ است. نیکلاس ری – دستیار سابق الیا کازان – نشانه هایی چند از شرق بهشت کازان را که کمی پیش از آن ساخته شده است، بروز می دهد. از جلوه های صوری مشترک (مثل کادر تازه کشف شدهی اسکوپ یا بازی جیمز دین) که بگذریم و زمینه های متفاوت قصه پردازی (مثل مقایسه ی کارکرد مستقیم اسطوره های کتاب مقدس در فیلم کازان، با مانورهای کمتر آشکار نیکلاس ری بر زمینه ی مذهبی فیلمش) را که کنار بگذاریم، تأثیرهای تکنیک ساختاری شرق بهشت را بر شیوهی کار نیکلاس ری می بینیم. مثلاً استفاده از کج شدن ناگهانی کادر و اعوجاج تصویر در هر دو فیلم، موجد نوعی غافلگیری است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای جیمز دین

با این تفاوت که اعوجاج تصاویر کازان از برتری پدر (صحنه ی انجیل خواندن آغاز نقد فیلم شورش بی دلیل ) تا شکست سلطه ی او (صحنه ای که جیمز دین، دیدار برادر و مادرش را به پدر اطلاع می دهد) به تناوب جلوه می یابد؛ اما در شورش بی دلیل، انتخاب نوع کادر – بخصوص در صحنه های رو در رویی جیم و پدرش – به برتری جیم گواهی می دهد. شاید بیکلاس ری به ارزش الگوهای زمانی جدید واقف بود؛ ساختن اسطوره ای که می خواهد ثابت – اسطوره ای در کار نیست

نقد سریال چرنوبیل
بیشتر بخوانید

مکان

جیم خونه ی شما همین طرف هاست؟

جودی: کی خونه داره؟

تثبیت موقعیت های مکانی، یکی از ارکان اصلی پیش برنده ی نقد فیلم شورش بی دلیل است. در فصل طولانی و خوب آغازین، تقريباً موقعیت تمام شخصیت های نقد فیلم شورش بی دلیل را درک می کنیم: کلانتری – جایی که سه نوجوان و پدر و مادر جیم اطلاعات کاملی از وضعیت زندگی شان ارائه می دهند – مکان مناسبی برای شناسایی هم زمان آنهاست. از نمای اول ورود جیم به کلانتری، دوربین بدون مکت از چهرهی جان می گذرد تا مسیر حرکت جیم را تعقیب کند.

در نمای دوم، علت دستگیری جیم را می فهمیم و در نمای سوم، با جودی آشنا می شویم، در فصل بازجویی (با بازی درخشان ناتالی وود) از شرایط ناامن زندگی او کاملا آگاه می شویم. نمای مؤثری در این میان هست که فضای بیرون را همپای منزل، ناامن جلوه می دهد؛ جودی پس از موافقت با برگشتن به خانه، شماره تلفن منزلش را می دهد و هم زمان، صدای آژیر اتومبیل پلیس به گوش می رسد. افسر پلیس او را تنها می گذارد و دالی نسبتاً سریع دوربین همراه با نگاههای نگران جودی به پشت سر، اضطراب او را به راحتی منتقل می کند.

بیشتر بخوانید: کتاب بیگانه اثر آلبرکامو

مکان دوم، سالن نجوم است. بار اول که وارد این محل می شویم، بیانیه ی رسمی دکتر میلتون را درباره ی عظمت کهکشان و تنهایی ابدی انسان می شنویم و هم زمان، ناظر بی اعتنایی محصلان هستیم. بار دوم، آنجا حکم آخرین پناهگاه قهرمانانش را پیدا می کند. جان در جلجتای خود، همان پرسش استغاثه آمیز را از جیم می کند. این مکان، یکی دیگر از نقاط اوج رویکرد انجیلی فیلم است:

تصور جان از جیم، شخصیتی پدر/ خداگونه است که از درگیر شدن او با دنیای خشن مقابلش جلوگیری می کند و در حقیقت، او را بی سلاح به قربانگاه می فرستد (سلاحش را از خشاب خالی می کند)؛ حال آنکه جیم خود محتاج نجات دهنده است؛ وقتی برای اعتراف به کلانتری می رود، افسر پلیس را پیدا نمی کند. مکان دیگر، قصر متروکی است که جیم، جودی و جان، هجویه ی ( parody ) خانوادهی خوشبخت را در آن اجرا می کنند؛ مکان دورافتاده ای که یادآور منزلگاه آدم و حواست.

فیلم دفترچه امید بخش
بیشتر بخوانید

تصور طعنه آمیز قهرمانان ایده آلیست نقد فیلم شورش بی دلیل از ایده آل هایشان، تناقض آشکار شخصیتشان را برملا می کند. در همین مکان است که تنها فرصت آرامش برای مدتی کوتاه به دست می آید. اما همین محل امن انتزاعی، انتزاعی ترین صحنه ی نقد فیلم شورش بی دلیل را هم می سازد که کارکردی مستقل و مجزا از دیگر فصلهای فیلم می یابد.

اگر به صحنه ی جدال پیامد آن دقیق شویم، جیم و جودی را برکنار از درگیری و جان را آسیب پذیر و تنها در مواجهه با گروه مهاجمان می بینیم [جان پس از کشتن یکی از همکلاسی های مهاجمش، سر جیم فریاد می زند: «تو پدرم نیستی» و چه بجا و درست؛ قتل در قصر متروک اتفاق می افتد تا باور کنیم که «مکان امن» توهمی بیش نیست.

بیشتر بخوانید : بهترین کتاب های ادبیات مصر

معترضه ی سه: نیکلاس ری هم مثل هر هنرمند شورشی دیگر، سعی کرد جلوه های متفاوتی در ژانرهای گوناگون ارائه دهد. اما ژانر « نقد فیلم شورش بی دلیل » بی گمان ابداع خود اوست؛ ژانری که در آن، هنوز هم فیلم ساخته می شود و حتی نشانه هایش کم وبیش از فیلمهای دیگران هم سر در می آورد (بازگشت به آینده ی رابرت زمکیس، فقط یک نمونه است). با این تفاوت که قهرمانان اصلی اش بیشتر به بوتس نزدیکند تا جیم که شخصیتی متفاوت با دیگران دارد.

همان امیدواری بی منطق، ساختگی و نیم بندی که شخصیت های نقد فیلم شورش بی دلیل را وادار به عکس العمل های مقطعی و باورناپذیر می کند و یکدستی ساختار نقد فیلم شورش بی دلیل را خدشه دار می سازد (و طبعاً دسترسی به ریزه کاری های پنهان فیلم را مشکل تر جلوه می دهد)، اکنون در بسیاری از فیلم های هالیوود به شکل نوعی سنت در آمده است. در اوایل فیلم، جان در جواب افسر پلیس می گوید: «مرا پلانو صدا می کنند.» و دایه اش توضیح می دهد: «این اسم یک فیلسوف بزرگ است». امروز دیگر بعید به نظر می رسد که با شنیدن اسم پلاتو یاد افلاطون بیفتیم. بیشتر سگ دست و پا چلفتی میکی ماوس یادمان می آید. این همان نشانهی دیگری از تغییر زمان و مکان نیست؟

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های ادبیات هند

نیکلاس ری در یک نگاه

سریال 1899
بیشتر بخوانید

ریموند نیکلاس کاینزل ( ۱۹۱۱ – ۱۹۷۹ ).

تحصیل در رشته ی معماری زیر نظر فرانک لوید رایت و شروع فعالیت هنری به عنوان نویسنده و کارگردان

رادیویی

بازیگر و کارگردان برخی از آثار تئاتری الیا کازان.

عضویت در کمپانی تئاتر فونیکس هاسمن در نیویورک و نویسندهی برنامههای تبلیغاتی رادیویی در طی

جنگ دوم

پس از دستیاری در فیلمهای بسیار، کارگردانی تئاتر در برادوی و فعالیتی کوتاه مدت در تلویزیون، در سال ۱۹۴۸ فیلم جادهی پر پیچ و خم را ساخت که در سال ۱۹۴۹ یا نام آنها در شب زندگی می کنند به نمایش درآمد. دو همسر او – گلوریا و الیزابت اتلی – هر دو بازیگر بوده اند.

بیشتر بخوانید: بهترین کتاب های ادبیات آمریکا

فیلم های دیگر او پس از نقد فیلم شورش بی دلیل عبارتند از: راز یک زن، به هر دری بزن ( ۱۹۴۹ )، در مکانی خلوت، بد مادرزاد ( ۱۹۵۰ ). Flying Leathernecks ( ۱۹۵۱ )، در محیط پرخطر، مردان جسور ( ۱۹۵۲ )، جانی گیتار (همچنین مشارکت در تهیه کنندگی، ۱۹۵۴ )، در جستجوی پناهگاه، شورش بی دلیل (همچنین همکاری در فیلم نامه، ۱۹۵۷ )، باد در مردابها، دختر محافل ( ۱۹۵۸ )، بی گناهان وحشی (همچنین همکاری در فیلم نامه،

۱۹۶۰ )، شاه شاهان (در ایران با نام فروغ بی پایان، ۱۹۶۱ )، ۵۵ روز در پکن (همچنین بازی، ۱۹۶۳ )، دیگر نمی توانی به خانه باز گردی (تولید در مدت زمانی طولانی، ۱۹۷۶ ).

بیشتر بخوانید: بهترین نویسندگان ادبیات لبنان

پایان مقاله نقد فیلم شورش بی دلیل

نویسنده و منتقد سینما