امروز برابر است با :11 مهر 1401
انیمیشن Rango

نقد انیمیشن Rango

نقد انیمیشن Rango

انیمیشن Rango ساخته پست‌مدرنِ (گوروربینسکی) در همان نخستین نمای خود خبر از اثری جذاب و متفاوت میدهد بدین گونه که : حروف عنوان‌بندی انیمیشن در ابعادی بزرگ در صفحه ظاهر میشوند، همزمان نیز دسته ای از جغدان گیتار به دست به عنوان راوی داستان (در پیش زمینه قاب) شروع به گفتگو رو به دوربین نموده و درحالیکه در پایان سخنان خود (خبر مرگ) قهرمان اثر را یاد آوری میکنند شاهد شلیک گلوله ای به سمت آخرین حرف از عنوان اثر هستیم.

با مقاله نقد انیمیشن Rango با بامدادی ها همراه باشید.

شلیکی که از نظر تصویری نیز بر صحت سخنان راوی اثر تاکید کرده(صحتی که درانتهای کار، رنگ باخته تا بدانیم با راوی غیرقابل اعتمادی طرفیم!) و موقعیتی کمیک را پدید آورده ، تا مخاطب از همان ابتدا با مقدمه‌ای متفاوت و کنجکاوی برانگیز طرف شده و نسبت به سرنوشت قهرمانش دچار شک و تردید گردد.

اگرچه با انیمیشنی پیرنگ‌محور و به طبع، داستانگو طرفیم اما چالش اصلی فیلمنامه انیمیشن Rango در باب هویت و تقابل با ذات حقیقی قهرمانش و وابسته به کشمکش درونی است. در واقع وربینسکی در عین آنکه به کشمکش‌های بیرونی بها میدهد ، از کشمکش درونی نیز غافل نشده تا فیلمنامه رنگو چندلایه و پرملات لقب گیرد.

اینکه رنگو اقعا یک مخلوق راحت طلب،دروغگو، خیالپرداز و ترسو است یا بلعکس موجودی است که میتواند شرایط زیست خود و دیگران راتغییر دهد، چالش اصلی اثر بشمار می‌آید. به همین منظور سکانس ابتدایی معرفی شخصیت رنگو از اهمیت بالایی برخوردار است.

سکانسی که تمام آنچه را که باید، به مخاطب تحویل میدهد: سکانس با نما بسته ای از چهره رنگو آغاز میشود . چشمان بهت زده ،سر بزرگ و گردنی بشدت لاغر ،حداقل از نظر ظاهر فیزیکی در تضاد با تصویری است که از یک قهرمان در ذهن مخاطب نقش بسته است. در ادامه و با دیالوگهایی که خبر از قوه تخیل و قدرت بداهه گویی او میدهند و همچنین حضور او در کنار مانکن برهنه زنانه، تصویری از یک موجود حراف ،

خیالپرداز و بی ثبات در ذهنمان شکل میگیرد، رنگو البته به این امر آگاه است که قهرمان در خلا معنایی ندارد . خلایی که با تصادف ماشین و شکستن محیط زندگی او (آکواریوم) از هم میپاشد و رنگو با این نقطه عطف داستانی ، وارد جدل با طبیعت سخت و خشن و بیرحم میشود.

از اینجا به بعد، پیرنگ رنگو با الگو (سفر قهرمان) در دامن طبیعت و تقابل او با سایر مخلوقات به منظور خود شناسی و تاثیری که میگذارد و یا میپذیرد، گره خورده و مسیری سخت و طاقت فرسا را پیش پای قهرمان خود میگذارد. از آنجا که کارگردان از همان ابتدا بر دست و پا چلفتی بودن رنگو و حضور پررنگ عنصر شانس در زیستش تاکید میکند ،

نقد فیلم nine days
بیشتر بخوانید

پس با کمدی موقعیتی طرفیم که در آن یک فرد اشتباهی در مکانی که ظاهرا بدان تعلقی ندارد ،بدل به قهرمانی پوشالی شده و چنان حوادث پشت هم و بدون خواست و اراده او شکل میگیرند که خود نیز به مرور این قهرمان بودن را واقعی میپندارد!

رنگو متفاوت با دیگر مخلوقات انیمیشن است. چه به لحاظ ظاهری و چه به لحاظ شخصیتی . رنگو تنها شخصیت اثر است که در طراحی او از رنگهای شاد و چشمنواز استفاده شده است: بدنی سبز و لباسی قرمز بر تن دارد ، درست بر خلاف اهالی شهر که در بافت رنگی آنها عمدتا از رنگهای قهوه ای، خاکستری یا سفید استفاده شده است .

رنگو نماد امید و نشاط شهر میشود پس در ظاهر نیز تنها مخلوق خوش رنگ و متفاوت محیط خوداست. در طراحی جزییات چهره نیز رنگو متفاوت از سایرین است : آشکارا ضخامت پوست و خطوط چهره ساکنین نوعی زمختی و خشونت را القا میکنند، برخلاف چهره رنگو که پوستی لطیف و چهره ای سرخوش را از او ارائه میدهد.

در بحث رنگبندی تنها به رنگ پوست و پوشش ساکنان شهر توجه نشده بلکه دیگر جزییات نماها همچون وسایل نقلیه،ساختمانها و حتی تنها عنصر امید بخش آنها (شیر آب فلزی بزرگ) نیز تیره درنظر گرفته شده اند.

از نظر شخصیتی نیز رنگو با توجه به پیشینه زیست خود و همنشینی با انسانها و علاقه اش به هنر و بازیگری قوه تخیل پویا و زبانی بداهه گو دارد. رنگو با حضور در شهر و تقابل با ساکنان ناامید و بی قهرمان آن، این فرصت رایافته تا بر خلاف دیالوگهای ابتدایی خود در آکواریوم دیگر قهرمان در خلا نباشد و دست کم برای مدتی درنقش قهرمانی واقعی،مورد اعتماد و دوست داشتنی ظاهر شود.

بدین منظور نمایی در کافه را به یادآورید که در آن رنگو برای چند ثانیه تصویر خود را در آئینه مشاهده میکند. آئینه عنصری است برای تاکید بر مقابله شخصیت با خود واقعی‌اش. عنصری که با انعکاس تصویر سوژه مورد نظر در خود، همزمان هم بر سوژه و هم بر مخاطب یادآوری میکند که هویت و اصالت را نمیتوان انکار کرد. همچنین آئینه در این میزانسن ، به واقع یادآور این مسئله است که نمیتوان از تقدیر محتوم خود گریخت. نقطه عطفی که پس از آن ، گویی رنگو دیگر آن مارمولک سابق نیست و کلانتر و حامی بودن ، بر گذشته‌اش ارجح میشود.

انیمیشن Rango

انیمیشن Rango

نمای ویژه دیگر ، نمایی است که در آن رنگو در مرکز قاب قرار گرفته و از دو طرف با تابلوهای نقاشی دفتر شهردار احاطه گشته است: اسلحه شکاری و تیر و کمان سرخپوستان در دو تابلو نمایان هستند به گونه ای که هردو به سمت رنگو نشانه رفته اند! در این نما بر سرنوشت مبهم و حتی مرگبار او تاکید شده و اشاره میشود مرگ و نیستی میتواند هرلحظه قهرمان داستان را تهدید کند . مسئولیت پذیری و پذیرش نقش قهرمان بدون شک تبعات خاص خودش را هم خواهد داشت.

نقد فیلم گایا gaia 2021
بیشتر بخوانید

انیمیشن Rango به جوامع جهان سوم و درحال پسرفت انتقاد میکند. وربینسکی در این انتقاد توامان مردم جامعه و مسئولین را نشانه میرود و تاکید میکند با چنین مردم منفعل و ساده لوح و همچنین مسئولین دروغگوی منفعت طلب ، گویی تنها یک قهرمان از سرزمینی دور و دست نیافتنی میتواند رستگاری و آزادی را به ارمغان آورد.

مردم شهر زودباور،ساده و ترحم برانگیزند. برای دستیابی به ضروری ترین نیاز زندگی خود (آب) مراسمی دسته جمعی را برپا کرده و درنهایت به خواسته خود نیز نمیرسند.(همچون میزانسن مربوط به سکانس مراسم که در آن شاهد صف طویلی از اهالی شهر هستیم: همگی ظرف به دست داشته و گویا در شرایط خواب یا هیپنوتیزم قرار دارند، حرکات بدن هماهنگی انجام داده و ناخودآگاه به سمت شیر بزرگ آب حرکت میکنند ) و یا آب مورد استفاده خود را در بانک ذخیره کرده و مدام در هراس از شرایط آینده هستند. آنها زندگی کنونی و لذت در لحظه را فدا آینده ای مبهم کرده و به خود و خانواده خویش ظلم مکینند.

در آنطرف مسئول شهر نیز فردی خودخواه و دروغگواست که عوام را میفریبد . از ذخیره آب و سهم طبیعی آنها برای ساخت شهرکی مدرن بهره میبرد و اوباش و اشرار را نیز درکنار خود میپروراند! در اندیشه او تمدن و پیشرفت با له کردن ضعفا و ظلم به آنها محقق شده و آینده جایی برای قشر عادی جامعه ندارد.( اگر بتوانی آب را کنترل کنی، همه چیز را کنترل خواهی کرد ) دیالوگی که نشان از اهمیت عنصر آب در جهان داستانی رنگو دارد.

آب تعیین کننده حیات تمام اقشار است و بدون آن هیچ امیدی به آینده نیست. نکته نیشدار در مورد رابطه آب و آنتاگونیست را میبایست در نقش و کارکردش در پرده پایانی درنظر گرفت . جایی که آب وسیله غلبه بر شر شده و آب آکواریوم و منبع بزرگ آنتاگونیستهای طماع و بدذات اثر را زمین‌گیر میکنند . همان عنصر حیاتی و ارزشمند که از مردم دریغ گشته بود ، خود بدل به ابزار سرنگونی آنها میشود.

از آنجا که انیمیشن Rango آشکارا در ژانر (وسترن) تعریف میشود و شامل عناصر آشنا و کلاسیک آن نیز هست : تقابل قهرمان با طبیعت، اهمیت نقش سفر در خودشناسی، مواجهه با شهری بی دفاع و تعامل با خطراتی که آن را تهدید میکنند: مکانها و حوادثی همچون کافه و دوئل و …. ، پس طبیعتا رنگو شامل نماها و سکانسهایی آشنا در این زمینه نیز میشود:

نقد فیلم تهیه‌کنندگان
بیشتر بخوانید

همچون نماهایی که دوربین از زانو به پایین رنگو را حین حرکت شکار کرده تا چکمه های او و ستاره فلزی متعلق به آن درقاب نمایان باشد . مثال دیگر سکانس ورود رنگو به کافه شهر است :نورپردازی مربوط به این سکانس به گونه ای است که اندک نور آفتاب از پنجره یا درب ورودی به داخل تابیده و طبیعتا حضور افراد داخل در تاریک و روشن قرار گرفته اند .

صدای باز و بسته شدن درب چوبی نیز همواره به گوش میرسد تا سکانس دقیقا یادآور آثار وسترن مشابه باشد. ویا استفاده از قابهای لانگ و اکستریم لانگ شات که به درستی تصویرگر وسعت منطقه و کوچکی سوژه های مورد نظر در آن هستند. نماهای لانگ چه در نمایش بیابانهای بی انتها و چه در موارد مربوط به شهر ،

انیمیشن Rango

انیمیشن Rango

چشم مخاطب را با محیط کلی آشنا کرده و موقعیت سوژه ها را نیز نسبت به یکدیگر نمایان میسازند.(همچون سکانس تعقیب و‌گریز با کالسکه در بیابان که از نماهای هوایی نیز بهره برده میشود تا علاوه بر تنوع بخشی به نماها ، از زاویه دیگر نیز اکشن را تصویر سازی کند. سکانسی با ارجاع آشکار به اینک آخرالزمان ِکاپولا که موسیقی و پرتاب دینامیت‌ها از آسمان به زمین ، مخاطب را به همان حال و هوا میبرد و بر پست‌مدرنی اثر تاکید میکند. )

علاوه بر اندازه قابها، زاویه دوربین نیز فکر شده در نظر گرفته شده اند: همچون نمایی قبل از دوئل نهایی رنگو با مار هفت تیر کش که دوربین با (های‌انگل)، رنگو را به تصویر میکشد تا به نوعی ،موضع ضعف و شرایط ملتهب او تفهیم شود. یا در جهت مخالف زمانی که رنگو آماده بازگشت به شهر و اثبات عمل قهرمانانه خود است دوربین با (لوانگل)، او را در قاب جای داده تا موقعیت برتر و ایده آل او آشکار شود.

رنگو همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد در باب خودشناسی و‌تقابل با خود واقعی قهرمان آن است.

رنگو در پرده نهایی و به منظور دستیابی به اوج نقطه دراماتیک خود ، قهرمانش را در هم میشکند و دوباره از نو میسازد .همچون سکانس عبور تنها رنگو در بیابان و رسیدن او به نقطه آغاز ماجرا: اتوبانی که به واقع میان شرق و غرب را فاصله انداخته است. نماهایی که شامل عبور رنگو از عرض جاده میشوند را به یاد آورید که در این نماها کوچکی و ناچیزی و ضعف رنگو درمقابل عظمت و ابهت ماشینهای مشغول رفت و‌آمد(به نشانه عناصر دنیوی ) تفهیم شده و امواجی که از این حرکتها حاصل میشوند نیز گویا درتلاشند تا رنگو را از جای خود بلند کرده و یا او را زیر چرخهای خود نابود کنند.

به واقع پس از این تصویر سازی درست و با معنا و نمایش موضع ضعف و ناتوانی قهرمان ، او دوباره بوسیله عناصر طبیعت (حشرات بیابانی) به مکان برزخ گونه ای (در غرب) رسیده و با الگو و ایده آل تمام آن منطقه آشنا میشود: روح سرزمین غرب (که در واقع ارجاع به کلینت ایستوود و جوایز اسکارش به عنوان یکی از شمایل تاریخ وسترن، بر جذابیت این بخش می‌افزاید.)

نقد فیلم Wife of a Spy
بیشتر بخوانید

به رنگو امید و انگیزه ای مضاعف بخشیده و او را برای رویارویی نهایی اثر آماده میکند: نمایی تمام از قد رنگو را به یاد آورید که دوربین از زاویه دید روح سرزمین غرب او را به تصویر میکشد: در این نما بخار روی شیشه کنار زده میشود و کادری مربعی شکل میگیرد که رنگو بعنوان قهرمان اثر در مرکز آن جای میگیرد، به راستی رنگو در تقدیر خود گرفتار شده و دفاع از حق و یاری مظلومان را نمیتواند انکار کند و آنرا پس بزند.

رنگو در نهایت سکان هدایت سرنوشت خود رابرعهده گرفته و موفق میشود بر خلاف پیشگویی های راوی داستان(که از ابتدا بر مرگ قهرمان تاکید میکرد) به کامیابی و زندگی ایده آل دست یابد. رنگو دیگر آن قهرمان پوشالی و حراف در خلا نیست. رنگو حیات و نشاط را برای خود و دیگران به ارمغان می آورد و بار دیگر بر اختیار،اراده و خود محوری تاکید میکند.

به اعتقاد نگارنده این متن ،ماندگارترین نما مربوط به نمایی لانگ‌شات از رنگو است که او را در میان گرد و خاک و بادهای طاقت فرسا بیابانی شکار میکند(رو به دوربین و در حالتی فلو) ، رنگو به سمت دوربین آمده و در حالیکه بر اثر وزش باد تاکید دوربین بر مدال خوشرنگ طلایی (کلانتر) است ، آن را برداشته و همزمان نیز موسیقی به اوج میرسد و بر بازگشت مقتدرانه قهرمان اثر اشاره میشود. نمایی که در تضاد با شرایط غمبار و درهم شکستگی قبلی او قرار دارد و بار دیگر بر یکی از مهمترین رسالتهای مدیوم سینما تاکید میکند: نیاز به قهرمان و ستایش کنشگری او .

انیمیشن Rango

امتیاز : 9

انیمیشن Rango

انیمیشن Rango

پایان مقاله نقد انیمیشن Rango

اینستاگرام رضا حقی

بیشتر بخوانید:

فیلم ژنرال | معرفی سبک موسیقی بوسا نووا | نقد فیلم مخمل آبی | معرفی دستگاه‌ها و ردیف های موسیقی ایرانی | آلفرد هیچکاک | نقد فیلم My Neighbor Totoro – فیلم همسایه من توتورو | نقد و بررسی بازی Beat Saber | فیلم دزد دوچرخه | مکتب نئو اکسپرسیونیسم: تاریخ ، ویژگی ها و آثار هنری | فیلم اگه میتونی منو بگیر | نقد انیمیشن The Croods: A New Age | انیمیشن خانواده کرودها : عصر جدید | نقد فیلم قهرمان اصغر فرهادی | سرگیجه ای در جهان مدرن | نقد فیلم پدرخوانده 1 | The Godfather | عزیمتی به عظمت هنر هفتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × چهار =