نقد فیلم دکتر استرنج لاو

هر وقت یک فیلم عالی می بینید ، چیزهای جدیدی در آن پیدا می کنید. با دیدن ” فیلم دکتر استرنج لاو ” اثر استنلی کوبریک برای شاید 10مین بار ، متوجه شدم که جورج سی اسکات با چهره اش چه کاری انجام می دهد.

با مقاله نقد فیلم دکتر استرنج لاو با بامدادی ها همراه شوید.

نقد فیلم دکتر استرنج لاو

فیلم دکتر استرنج لاو

عملکرد او خنده دارترین چیز در فیلم دکتر استرنج لاو است – حتی بهتر از اجرای سه گانه الهام گرفته از پیتر سلرز یا ژنرال نوت بوک با بازی استرلینگ هایدن – اما این بار متوجه شدم که توجه ویژه ای به حرکات لرزان و گره ها و ابروها دارم آرچینگ ، لبخندهای ساردونیک و جویدن آدامس ، و من از نحوه برخورد اسکات با نقش به عنوان یک دونفره برای بیان صدا و صورت لذت بردم.

این می تواند برای یک بازیگر خطرناک باشد. کارگردانان معمولاً از بازیگران می خواهند که از تصاویر نزدیکتر کم بازی کنند ، زیرا حرکت بیش از حد صورت به معنی لوس کردن یا پر کاری است. یک بار بیلی وایلدر از جک لمون درخواست “کمی کمتر” کرد ، آنقدر موارد پشت سر هم که سرانجام لمون منفجر شد: “Waddya می خواهد! هیچی؟”

لمون به یاد می آورد که وایلدر چشمان خود را به آسمان بلند کرد: “خدا را شکر کن!” کوبریک که توجه او به کوچکترین جزئیات در هر قاب وسواس انگیز بود ، از ژیمناستیک صورت جورج سی اسکات آگاه بود و با این وجود او آنها را تأیید می کرد و وقتی فیلم “عجیب غریب” را تماشا می کنید می توانید دلیل آن را ببینید.

کارهای اسکات در نمای ساده پنهان است. چهره او در اینجا بسیار پلاستیکی و متحرک است و شما را به یاد جری لوئیس یا جیم کری می اندازد (در فیلم های کاملاً متفاوت).

با این حال شما آگاهانه متوجه عبارات او نمی شوید زیرا اسکات آنها را با انرژی و اعتقاد به عملکرد خود می فروشد. منظور او از سخنان او چنان فوری است که اصطلاحات به جای انحراف از گفتگو ، همراه او هستند. صحنه ای را در نظر بگیرید که شخصیت وی ، ژنرال باک تورگیدسون ، به رئیس جمهور اطلاع می دهد که به احتمال زیاد یک بمب افکن B-52 قادر خواهد بود تا تحت رادار روسیه پرواز کند و محموله خود را تحویل دهد حتی اگر کل نیروی هوایی شوروی می داند هواپیما کجاست هدایت “او می تواند در آن بچه خیلی کم بشکه!” اسکات می گوید ، در حالی که بازوهایش مانند بالها کاملاً باز شده و سرش از تحسین چقدر خلبانانش خوب متزلزل شده اند – یکی از آنها بسیار خوب در آستانه پایان دادن به تمدن است.

بازیگر دیگری که دستانش را به دور خود تکان می دهد ، ممکن است پوچ به نظر برسد. اسکات زبان بدن را چنان کاملاً مجسم می کند که به سادگی به عنوان درام (و کمدی) بازی می کند. در صحنه ای دیگر ، در حال چرخیدن در اطراف اتاق جنگ ، او می لغزد ، به زانو می افتد ، از خود دفاع می کند و ادامه می دهد. کوبریک کمال گرا لغزش بدون برنامه را در فیلم رها کرد ، زیرا اسکات آن را قانع کننده جلوه داد و تصادفی نبود.

” فیلم دکتر استرنج لاو ” (1964) پر از اجراهای طنز عالی است ، و همچنین به همین دلیل ، زیرا در فیلم غیر از چهره ، بدن و کلمات چیزهای کمی وجود دارد. کوبریک آن را در چهار مکان اصلی (یک دفتر ، محیط پایگاه نیروی هوایی ، “اتاق جنگ” و فضای داخلی یک بمب افکن B-52 شلیک کرد).

جلوه های ویژه وی شایسته اما خیره کننده نیستند (ما بدیهی است هواپیماهای مدل بالای روسیه را بررسی می کنیم). اتاق جنگ ، یکی از به یادماندنی ترین فضای داخلی فیلم ، توسط کن آدام از روی میز دایره ای ، حلقه ای از چراغ ها ، برخی از نقشه های پیش بینی شده و تاریکی ایجاد شده است. ستاد فرماندهی ژنرال جک دی ریپر ، ژنرال نیروی هوایی هویور ، فقط اتاقی است که مقداری مبلمان اداری در آن قرار دارد.

با وجود این وسایل ابتدایی فیزیکی و یک فیلمنامه درخشان (که کوبریک و تری ساوت بر اساس رمانی از پیتر جورج ساخته اند) ، کوبریک ساخت بهترین طنز سیاسی قرن ، فیلمی که فرش را از زیر سرما بیرون کشید جنگ با این استدلال که اگر یک “بازدارنده هسته ای” تمام زندگی روی زمین را از بین ببرد ، سخت است که بگوییم دقیقاً چه چیزی مانع آن شده است.

شوخ طبعی ” فیلم دکتر استرنج لاو ” با یک اصل اساسی کمیک ایجاد می شود: افرادی که سعی در شوخ طبع بودن دارند هرگز به اندازه افرادی که سعی می کنند جدی و شکست بخورند خنده دار هستند. به نظر می رسد که خنده ها باید منطق وقایع را مجبور به شخصیت های ناخواسته کنند. مردی که کلاه خنده دار به سر دارد خنده دار نیست. اما مردی که نمی داند کلاهی خنده دار به سر دارد … آه ، حالا چیزی پیدا کردی.

نقد فیلم دکتر استرنج لاو

فیلم دکتر استرنج لاو

شخصیت های ” فیلم دکتر استرنج لاو ” نمی دانند که کلاه هایشان خنده دار است. فیلم در حالی آغاز می شود که ژنرال ریپر (استرلینگ هایدن) هنگام شروع حمله هسته ای غیر مجاز علیه روسیه ، سیگار برگ فالی را نوازش می کند. او اطمینان پیدا کرده است که کمیسرها در حال مسمومیت هستند “خلوص و جوهر مایعات طبیعی ما” با افزودن فلوراید به منبع آب.

(ممکن است بینندگان جوانتر ندانند که در دهه 1950 این باور گسترده ای بود.) اعتصاب هسته ای Ripper ، روش سیگار برگ و نگرانی او برای “بدن با ارزش” مایعات “چنان در هم گره خورده اند که باعث القا. انجمن های غیرقابل تردید در زمینه خودارضایی می شوند.

تنها فردی که بین Ripper و هولوکاست هسته ای ایستاده است ، رابط انگلیسی ، Group Captain Mandrake (فروشندگان) است که با ناباوری به سخنان Rippers گوش می دهد. در همین حال ، پیام رمزگذاری شده Ripper به B-52 های هوایی ارسال می شود تا حمله ای را علیه روسیه انجام دهند.

یک رئیس جمهور وحشت زده موفلی (باز هم فروشندگان) مشاوران خود را در اتاق جنگ دعوت می کند و توسط تورگیدسون ، ذره ذره اکراه ، از عظمت اوضاع مطلع می شود: بمب افکن ها در راه هستند ، نمی توان آنها را به یاد آورد ، ژنرال ریپر نمی تواند باشد رسیده و غیره سرانجام ، مافلی برای اعتراف به همه چیز به اولین نمایش روسی زنگ می زند (“دیمیتری ، ما کمی مشکل داریم …”).

از دیگر بازیگران اصلی می توان به استراتژیست شوم دکتر استرنجلاو (سومین بار فروشندگان) اشاره کرد ، شخصیتی که اکنون لهجه آلمانی آن هنری کیسینجر را برانگیخته می کند ، اگرچه در سال 1964 هرمان کان ، اندیشکده هسته ای هدف اصلی این هدف بود. دست راست سیاه دستکش استرنج لاو سلاحی غیرقابل کنترل است و اراده ای برای خودش دارد و به سلام های نازی ها می ریزد و سعی می کند استرنج لاو را تا حد مرگ بکشد.

اقدام در اتاق جنگ و در پایگاه نیروی هوایی با کابین خلبان B-52 که توسط سرگرد T.J اداره می شود ، قطع می شود. “کینگ” کنگ (اسلیم پیکنز) وقتی توسط مرد رادیویی خود به او گفت كه دستور حمله رسیده است ، به آنها می گوید: “هیچ هواپیمایی دور هواپیما نروید!”

قرار بود سرگرد کنگ نقش چهارم سلرز باشد ، اما او درباره لهجه گاوچران مطمئن نبود. پیكنز ، یك بازیگر شخصیت از وسترن ، توسط كوبریك آورده شد ، كه گفته می شود فیلم به او كمدی نمی گوید. سخنرانی های میهن دوستانه پیكنز در برابر خدمه خود (و وعده های ارتقا of و مدال هایش) نقطه مقابل تلاش های ناامیدانه آمریكا برای یادآوری پرواز است.

من همیشه فکر می کردم فیلم دکتر استرنج لاو با یک یادداشت مطمئن به پایان می رسد. پس از اولین انفجار هسته ای ، کوبریک به اتاق جنگ برمی گردد ، جایی که استرنج لاو یاد می گیرد که می توان از مین های عمیق برای پناه دادن به بازماندگان استفاده کرد ، که فرزندان آنها می توانند ظرف 90 سال به سطح زمین برگردند (تورگیدسون نسبت 10 به 1 زنان به مردان). سپس فیلم به طور ناگهانی در مونتاژ معروف خود از بسیاری از ابرهای قارچ به پایان می رسد ، در حالی که ورا لین “ما دوباره دیدار خواهیم کرد” را می خواند.

به نظر من بعد از انفجار اول دیگر نباید گفتگویی انجام شود. استراتژی زنده ماندن استرنج لاو را می توان درست قبل از سوار شدن بلیک معروف اسلیم پیکنز به فراموشی پیش برد. من می فهمم که در حالیکه موشکهای روسی به حمله پاسخ می دهند ، یک وقفه زمانی رخ خواهد داد ، اما من فکر می کنم اگر انفجار اصلی به تمام تحولات بعدی داستان خاتمه دهد ، فیلم موثرتر خواهد بود. (کوبریک در ابتدا قصد داشت فیلم را با یک مبارزه پای به پایان برساند و یک میز مملو از کیک در پس زمینه اتاق جنگ دیده می شود ، اما او عالمانه فهمید که هدفش هجو است ، نه چوب دستی).

نقد فیلم دکتر استرنج لاو

فیلم دکتر استرنج لاو

” فیلم دکتر استرنج لاو ” و “فیلم 2001: ادیسه فضایی” (1968) شاهکارهای کوبریک هستند. این دو فیلم دارای مضمون مشترکی هستند: انسان ماشین هایی را طراحی می کند که با منطق کامل کار می کنند تا نتیجه ای فاجعه بار به وجود آورند. بازدارنده هسته ای ایالات متحده و “ماشین روز رستاخیز” روسی دقیقاً همانطور که در نظر گرفته شده عمل می کنند و زندگی روی زمین را از بین می برند. رایانه HAL 9000 با حمله به فضانوردان در خدمت مأموریت فضایی است.

استنلی کوبریک خود شخصیتی کمال گرا بود و برای اینکه همه چیز در فیلم هایش درست کار کند ، وسواس فکری می کرد. او صاحب دوربین ها و تجهیزات صدا و ویرایش خودش بود. او اغلب ده ها بار از همان ضربه استفاده می کرد. وی برای پیش بینیگران تلفنی شناخته شده بود و از نمایش خارج از کانون شکایت داشت. آیا دو فیلم برتر او از بازی در دنده های خودش است؟

پایان مقاله نقد فیلم دکتر استرنج لاو

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

فیلم بلعیدن|بهترین فیلم های مریل استریپ|معرفی سبک موسیقی جاز|دیوید لینچ|سریال چرنوبیل|فیلم توماسو|بزرگان موسیقی کلاسیک|یوهان ولفگانگ فون گوته|فیلم کروئلا|فیلم بابادوک|فیلم به حقیقت پیوستن|۲۰ راه کسب درامد از سایتهای تبلیغاتی|نقد سریال گامبی وزیر|فیلم مهره هفتم|فصل پنج سریال Money Heist|بهترین فیلم های مارتین اسکورسیزی|نقد فیلم نشانی از شر|فیلم نوبت عاشقی

دیدگاهتان را بنویسید

1 × 5 =