امروز برابر است با :30 خرداد 1400
Howards

فیلم Howards End

فیلم Howards End : در  فیلم Howards End دو مکالمه بین هنری ویلکوکس ، یک تاجر ثروتمند و مارگارت شلگل وجود دارد که همسر دوم او می شود. اولی سرگرم کننده است ، دوم ناامید کننده ، و آنها موضوع دفن شده فیلم را بیان می کنند ، که این غیرممکن است که دو نفر با ارزشهای کاملاً متفاوت بتوانند واقعاً ارتباط برقرار کنند. پیرامون این گفتگوها داستانی مربوط به آن ایستگاه های قابل اعتماد ادبیات حدود 1900 انگلیس: طبقه ، ثروت ، خانواده ، ریا و املاک و مستغلات.

با مقاله نقد فیلم Howards End با بامدادی ها همراه باشید.

فیلم Howards End با “بقایای روز” (1993) ، “یک اتاق با یک منظره” (1985) و “یک دختر سرباز هرگز گریه نمی کند” (1998) از جمله بهترین کارهای تیم کارگردان جیمز عاج و تهیه کننده اسماعیل است. تاجر ، که بین سال 1961 و درگذشت بازرگان در مه 2005 ، یک سری فیلم ساخت که می توان آن را “Merchant-Ivory” توصیف کرد و همه می دانند منظور شما چیست.

بیشتر بخوانید : 28 فیلم برتر در حال حاضر Netflix

آنها فیلم های گران قیمت با بودجه های کم هزینه ساختند که به آنها آزادی مداخله در استودیو را می داد و اغلب آنها با رمان هایی مانند هنری جیمز و ای ام ام فورستر شروع به کار می کردند که دارای مزیت خارج از کپی رایت بودند.

بازیگران با توجه به احتمال زیاد نامزدی اسکار ، هزینه های خود را برای کار با آنها کاهش می دهند و در واقع اما تامپسون برای بازی در اینجا به عنوان مارگارت به عنوان بهترین بازیگر زن انتخاب شد و تامپسون و آنتونی هاپکینز ، بازیگر هنری ، برای “The Remains Of The روز “

فیلم Howards End

فیلم Howards End

در برخی محافل تمایل به تسلیم شدن به مرچنت عاج و شریک زندگی مادام العمر آنها ، روت پراور جهابوالا وجود داشت. آلن پاركر ، كارگردان انگليسي ، “مدرسه فيلمسازي لورا اشلي” ، بوي خود را بو كرد ، و بازرگان با خوشحالي پاسخ داد: “اين نظري است كه طولاني تر از فيلم هايش خواهد بود.”

بیشتر بخوانید : نو‌آم چامسکی

از آنجا که آنها اغلب با رمان های ادبی شروع می شدند ، زیرا آنها اغلب قطعات دورهمی می ساختند ، زیرا جهت هنری غنی از لباسهای مجلل و مکانهای اغوا کننده بود ، زیرا ، همانطور که ریتا کمپلی در واشنگتن پست نوشت ، “اگر بازرگان ، عاج و جهابالا کاری برای انجام دادن داشته باشند با آن ، همیشه یک انگلیس وجود خواهد داشت ، “این تمایل وجود داشت که فکر کنید می دانید وقتی به یک تاجر-عاج بروید چه انتظاری دارید.

فیلم چرخش زمان
بیشتر بخوانید

اینکه آیا این همان چیزی است که به دست آورده اید ، به میزان توجه شما بستگی دارد. “هاواردز پایان می یابد” بر اساس رمان Forster در سال 1910 ، فیلمی است که غرق در خشم ، شور ، حرص و آز و خشونت عاطفی است. این که شخصیت ها به طور کلی رفتار خوبی دارند کمتر از مهارهایشان در مورد رفتارشان می گوید. آنجاست که دو مکالمه بین مارگارت و هنری بازی می شود. به آنها گوش دهید و روش اصلی فیلم را دارید.

داستان فیلم Howards End

در اولین مورد ، هنری بیوه (هاپکینز) به مارگارت شلگل (تامپسون) پیشنهاد ازدواج می دهد. آنها در حالی که همسرش روت ویلکوکس (ونسا ردگریو) هنوز زنده بود با هم آشنا شدند و هنری می داند ، اما مارگارت نمی داند ، که روت در یادداشتی که روی بستر مرگش نوشت ، خواست که خانه خانوادگی او ، هاوارد اند ، به خانم شلگل سپرده شود. . این یادداشت مچاله شده و در آتش پرتاب می شود ، اما مارگارت بعد از ازدواج ، معشوقه خانه می شود.

هنری مارگارت را از طریق خانه دیگری که پر از پرتره نیاکان صاحبان قبلی است نشان می دهد. او با مهربانی می گوید یکی “و نه به نظر می رسد” شبیه هنری است. این تور در طبیعت یک زمینه فروش است تا ثروت و موقعیت او را برجسته کند. سپس ، با بی حوصلگی مکث روی پله ها ، هنری از او می پرسد: “فکر می کنی می توانی تقسیم شود … منظورم این است که آیا اصلاً ممکن است …”

مارگارت می گوید: “اوه ، بله ، می بینم.”

“من از شما می خواهم که همسر من باشید.”

“بله میدانم.”

او را می بوسد. آیا آنها عاشق هستند؟ او در میانسالی است و او ، در حالی که کوچکتر است ، پیر است که مجرد است. آنها طبقه متوسط ​​هستند ، او از وسط بالا ، او از مرکز. خانواده های آنها در لندن همسایه بودند. ازدواج منطقی است ، یکی از راه های برقراری آن است.

این مکالمه هنری را در ناخوشایندترین حالت خود نشان می دهد: او مردی سفت و سخت با اصول عمومی متعارف است ، در مورد مسائل شخصی خجالتی است ، تمایل دارد کمی بلند و واضح صحبت کند ، گویا ممکن است شنوندگانش ناشنوا باشند. هاپکینز اغلب او را مجبور می کند از کمر به جلو خم شود و از زاویه ای مایل کمی به مردم خطاب کند ، گویی گزینه های خود را باز نگه دارد.

بشتر بخوانید : بهترین فیلم های بیلی وایلدر

اما مارگارت تامپسون یک زن مدرن است ، در یک خانواده آلمانی-انگلیسی که ادبیات و موسیقی در آن اهمیت داشت ، بزرگ شده است. او به چشمان مردم نگاه می کند ، آنچه را که فکر می کند می گوید ، در درک موضوع کند نیست.

نقد فیلم خانه بازی ها
بیشتر بخوانید

استراتژی های آنها برای پرداختن به جهان در طول یک بحران در عروسی آنها بازی می کند. برای صحنه پردازی ، باید لئونارد بست (ساموئل وست) را معرفی كنم ، كه در یك سخنرانی درباره بتهوون بدبختانه چتری را انتخاب كرده است كه متعلق به خواهر كوچك تر مارگارت ، هلن (هلنا بونهام كارتر) است.

فیلم Howards End

Howards End

در بازگشت به چتر ، اشلگلز از او می خواهد چای بخورد و دست دوم می فهمد که هنری فکر می کند که باید کار خود را به عنوان یک کارمند در یک شرکت که “در حال نابودی است” کنار بگذارد. او کار خود را رها می کند ، شرکت رونق می گیرد و قادر به ادامه کار دیگری نیست. بست و همسرش جکی (نیکولا دافت) در فقر و گرسنگی به سر می برند و هلن ایده آلیست دلیل همه این موارد را به توصیه بد هنری می داند. وی معتقد است: “ما به آقای بست بدهکار هستیم” ، اگرچه هنری فلسفی است: “فقرا فقیر هستند. کسی برای آنها متاسف است ، اما آنجاست.”

هلن سرکش هنگامی که در ازدواج مارگارت با هنری ، در یک مهمانی باغ مجلل در شروپشایر شرکت می کند ، لئونارد و جکی را به همراه می آورد. Basts به معنای واقعی کلمه گرسنه هستند. با توصیه ماری آنتوانت ، آنها کیک می خورند. جکی از کاسه پانچ به خوبی استفاده می کند ، مست می شود و دوست قدیمی خود هنری را می شناسد. “آیا هنری را می شناسی؟” از او خواسته شده است “هنری را بشناس! چه کسی هنری را نمی شناسد؟ او اوایل دوران همجنسگرا بوده است.”

بیشتر بخوانید : آلفرد هیچکاک

جکی را می کشانند ، اما هنری خشمگین مارگارت را به دام انداختن متهم می کند ، و او را از نامزدی “آزاد می کند”. نیازی نیست: مارگارت به او گفت: “این مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد.” و سپس جیمز آیور شروع به یک سری مکالمه می کند که هر کدام به کمرنگ و سیاه تمام می شوند ، جایی که هنری عذرخواهی می کند و عذرخواهی می کند و مارگارت سعی می کند او را آرام کند.

“وسوسه – سقوط از فضل” او را خفه می کند. “در قبرس ، من بسیار تنها بودم. شما هرگز نمی توانید مرا ببخشید …”

سریال افسون شده فصل سوم
بیشتر بخوانید

اما او می تواند ، و می کند ، و می گوید که آنها باید گذشته را پشت سر بگذارند ، و این هیچ ارتباطی با آنها ندارد ، زیرا او ادامه می دهد و ادامه می یابد ، و مشخص می شود که وقتی جکی 16 ساله بود و در قبرس بدون پدر و مادر بود ، هنری او در واقع به عنوان یک معشوقه رفتار بدی کرد. این یک نکته از داستان است که لئونارد بست ، که هیچ پول و منزلتی ندارد ، آقایی است که با احترام با جکی رفتار می کند ، و هنری که تمام پول مورد نیازش را دارد ، زیر عرف غیرقابل دسترس بودن او پوسیده است.

چالش مارگارت در ازدواج این است که از دنیای جدید خود بهترین استفاده را ببرد و ارتباط بین دو مجموعه ارزش را انجام دهد. قلب خوب او بلافاصله برای روت ویلکوکس آشکار شد ، که به شدت از مارگارت خواست تا پایین بیاید و از خانه ای که او با خود برای ازدواج آورده بود و نمی خواست آنجا را ترک کند بازدید کند. هنگامی که مارگارت سرانجام در هاواردز End گشت و گذار می کند ، خانم اوری قدیمی ، خانه دار شروع به کار می کند: “من شما را به خاطر روت ویلکوکس بردم. شما راه او را برای دور زدن در خانه دارید.”

بیشتر بخوانید :‌نقد فیلم زیر چراغ های استادیوم

رمان فورستر با کلمات “فقط اتصال” در صفحه عنوان آغاز می شود ، و بعداً در مورد مارگارت می خوانیم: “فقط اتصال! این کل خطبه او بود. فقط نثر و شور را بهم متصل کنید ، و هر دو عالی و انسانی می شوند عشق در اوج خود دیده خواهد شد. دیگر در قطعات زندگی نخواهید کرد. “

وظیفه او در این رمان این است که نثر هنری و اشتیاق خواهرش هلن را پر کند ، احساسی که سرانجام منجر به حامله شدن وی توسط آقای بست و رسیدن به هاواردز انت می شود ، تا هنری ، یک وضعیت رسوا. او خواهان دانستن نام “اغواگر” وی است و بعداً پسر بی عیب و نقص او چارلز (جیمز ویلبی) با تلافی برای انتقام از هلن که تمایلی به انتقام گرفتن ندارد ، اوج فاجعه و مضحکه فیلم را به ارمغان می آورد.

فیلم گاو خشمگین
بیشتر بخوانید

در این زمان مکالمه سومی بین هنری و مارگارت وجود دارد که طی آن وی نمی تواند ارتباط برقرار کند. او به او می گوید هلن می خواهد یک شب را در هاوارد اند بگذراند قبل از اینکه به آلمان برگردد و فرزندش را به دنیا آورد. او امتناع می کند. التماس می کند او سخت است.

بیشتر بخوانید : بیوگرافی امیلی برونته

“آیا همانطور که خودتان آمرزیده شده است ، او را خواهید بخشید؟” او از او می پرسد. “شما یک معشوقه داشته اید. خواهرم عاشقی داشته است.”

فیلم Howards End

Howards

در سال 1910 ، سخنرانی او ، هرچند که برای ما عادلانه و معقول به نظر برسد ، تکان دهنده بود. اکنون دشوار است تصور کنید که این رمان برای برخی از خوانندگان چقدر خطرناک به نظر می رسد. نفاقي كه فورستر نشان مي داد به دليل همجنسگرايي خود براي او معناي مدفوني داشت كه حداقل تا قبل از انتشار رمان موريس خود كه توسط Merchant-Ivory فيلمبرداري شد ، آن را مخفي نگه داشت حداقل در ملأعام.

” فیلم Howards End ” البته دوست داشتنی است که نگاه شود. خانه روستایی آجری قدیمی ، نه خیلی بزرگ ، پوشیده از انگور ، احاطه شده توسط چمن و گل ، با اتومبیل های بزرگ و براق به آنجا می رسد و توسط افرادی که برای شام لباس می پوشند ، اشغال می شود. اما این یک داستان از سطوح نیست.

چیزی که هلن را خشمگین می کند و مخاطبان او را خشمگین می کند این است که مرد و ثروتمند داشتن امتیازاتی است که از زنان فقیر و زن محروم می شود. هنری ممکن است جکی را باردار شده باشد ، اما اگر شوهر جکی جرات کند خواهر شوهر هنری را باردار کند ، باید وی را به پرداخت پول بپردازد.

بیشتر بخوانید :دانته آلیگیری

هنری فکر می کند که با یک تخلف اخلاقی روبرو است ، اما در واقع او با مزاج سر و کار دارد: لئونارد بست نباید اجازه دهد همانطور که هنری ویلکاکس حق دارد رفتار کند ، زیرا ، لئونارد فقیر است ، و آنجاست

پایان مقاله نقد فیلم Howards End

منبع سایت مداد

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =