امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم آگراندیسمان

نقد فیلم آگراندیسمان

نقد فیلم آگراندیسمان

فیلم آگراندیسمان ساخته میکل آنجلو آنتونیونی دو ماه قبل از اینکه من منتقد سینما شوم ، در آمریکا افتتاح شد و سالهای اول کارم را با تأثیر ماندگار رنگ آمیزی کرد. این سالو آغازین “نسل فیلم” نوظهور بود که به سرعت در خارج از “بانی و کلاید” ، “آخر هفته” (1968) ، “نبرد الجزایر” ، “آسان سوار” و “پنج قطعه آسان” صف کشید.

با مقاله نقد فیلم آگراندیسمان همره ما باشید.

بیشتر بخوانید:100 فیلم برتر تاریخ

فیلم آگراندیسمان پردرآمدترین فیلم هنری تا به امروز بود ، توسط انجمن ملی منتقدان فیلم به عنوان بهترین فیلم سال 1967 انتخاب شد و نامزدهای اسکار را برای فیلمنامه و کارگردانی دریافت کرد. امروز بندرت می توانید ذکر کنید.

مخاطبان جوان دیگر علاقه ای به فیلمی در مورد یک عکاس “مرسوم” مد لندنی ندارند که ممکن است قتلی را دیده باشد یا ندیده باشد ، که یک زندگی بدبینی و شیطانی را سپری می کند و سحرگاه در پارک به تماشای بچه های دانشگاه می نشیند با یک توپ خیالی تنیس بازی کنید. بیست سالگی که بلیط های ” فیلم آگراندیسمان ” را خریداری کرده اند ، اکنون معطوف به فیلم های مضحک و مضحک است. آمریکایی ها در دهه 1960 به “لندن در حال چرخش” پرواز کردند. امروز لندنی ها روی جت های چارتر به اورلاندو می روند.

بیش از سه روز اخیر ، “تجزیه و تحلیل” را دوباره در یک تجزیه و تحلیل عکسبرداری کردم. فیلم آگراندیسمان از یک هیاهو و مد خلاص شده و به عنوان یک فیلم عالی ظاهر می شود ، اگر نه همان فیلمی که فکر می کردیم در آن زمان می دیدیم. این در جشنواره فیلم آمریکایی ویرجینیا در سال 1998 در شارلوتزویل بود که موضوع “Cool” را در خود داشت. این جشنواره با ظهور نسل Beat آغاز شد و از طریق Cassavetes به ” فیلم آگراندیسمان ” منتقل شد – پس از آن ویروس Cool از خرده فرهنگ پرورش یافته خود به میلیون ها میزبان جدید تمایل پیدا کرد و از آن زمان ، جامعه ما را کاملاً رنگین کرده است و به طور واضح “پارک جنوبی” را شامل می شود.

بیشتر بخوانید:فیلم رودخانه سرخ

چند دقیقه دیگر با تماشای ” فیلم آگراندیسمان ” ، چند دقیقه طول کشید تا خودم را با رنگهای روان روان و گرایش قهرمان به استفاده از کلماتی مانند “fab” (“آستین پاور” که به طور عالی دوران را نشان می دهد) تطبیق دهم. سپس طلسم فیلم را در اطراف خود حل و فصل کردم.

نقد فیلم احضار 3
بیشتر بخوانید

آنتونیونی از مواد هیجان انگیز تعلیق و بدون نتیجه سود استفاده می کند. او آنها را در لندن از عکاسی مد بی عاطفه ، گروههای مختلف ، مخاطبان راک بی حوصله ، مهمانی های گلدان خسته و یک قهرمان قرار می دهد که روح مرده اش مدت کوتاهی با چالش در صنعت کار او برانگیخته می شود.

در فیلم آگراندیسمان دیوید همینگز ، دیوید همینگز ، که پس از این اجرا به عنوان نمادی در دهه 1960 شناخته شد ، در نقش توماس ، یک عکاس جوان داغ با مدل موی بیتلز ، کانورتیبل رولز و “پرندگان” که درب استودیوی خود را چکش می زد ، فرصتی برای ژست گرفتن و بیرون کشیدن برای او بود. عمق گرسنگی معنوی او در سه صحنه مختصر که مربوط به همسایه (سارا مایلز) است ، نشان می دهد که در آن راه با یک نقاش زندگی می کند.

او طوری به او نگاه می کند که گویی تنها او می تواند روحش را التیام بخشد (و ممکن است یک بار هم این کار را کرده باشد) ، اما در دسترس نیست. او روزهای خود را در عکاسی های فشرده برنامه ریزی شده (مدل Verushka در نقش خودش بازی می کند ، و یک عکاسی گروهی با مدهای گروتسک مد وجود دارد) ، و شب های خود را به بازدید از گلخانه ها برای گرفتن عکس هایی می دهد که می تواند تضاد خوبی در کتاب عکاسی مد او ایجاد کند.

توماس در یک پارک سرگردان می شود و از فاصله دور یک زن و مرد را می بیند. آیا آنها مبارزه می کنند؟ بازی کردن؟ معاشقه؟ او عکس های زیادی می گیرد. زن (ونسا ردگریو) به دنبال او می دود. او به شدت خواهان بازگشت فیلم است. او او را رد می کند. او او را به استودیوی خود ردیابی می کند ، پیراهن خود را از تن بیرون می آورد ، می خواهد او را فریب دهد و فیلم را بدزدد. او را با غلط غلط می فرستد. سپس او عکس های خود را منفجر می کند و در قسمت اصلی فیلم که درخشان ویرایش شده است ، متوجه می شود که ممکن است از یک قتل عکس گرفته باشد.

بیشتر بخوانید: 28 فیلم برتر در حال حاضر Netflix

آنتونیونی بین عکسها و عکاس رفت و برگشت می کند – با استفاده از عکس های نزدیک تر و انفجارهای بزرگتر ، تا زمانی که شاهد تنظیماتی از نور و سایه ، نقطه و تاری باشیم ، که ممکن است نشان دهد – چه؟ او توسط دو دختری که کل روز او را آزار می دهند قطع می شود و وقتی در کاغذ مچاله شده ورق می زنند ، به بازی جنسی وحشی می پردازد. سپس چشمانش به حالت دمیدن برمی گردد ، او آنها را کوتاه می فرستد ، او چاپ بیشتری می کند و در انفجارهای دانه ای ، تقریباً انتزاعی به نظر می رسد که زن به سمت برخی از بوته ها نگاه می کند ، آنجا یک فرد مسلح وجود دارد و شاید در یک عکس ما مردی را ببینید که روی زمین افتاده است. شاید نه.

مراسم اسکار 2021
بیشتر بخوانید

توماس به پارک برمی گردد و در واقع مردی را می بیند که روی زمین افتاده است. عجیب ، بسیاری از نویسندگان می گویند که عکاس مطمئن نیست که جسمی را می بیند یا خیر. آنچه مشخص نیست این است که آیا وی شاهد قتلی بوده است یا خیر. مخاطبان به طور قابل فهم تفسیر او از عکس ها را به اشتراک می گذارند ، اما سناریوی دیگری قابل قبول است: ردگریو می خواست عکس ها را بگیرد زیرا او عاشق زنا بود ، معشوقه موی خاکستری اش مرد و مرد ، وحشت زده از پارک فرار کرد ، و بدن بعدی توسط بدن بعدی صبح به سادگی کشف و حذف شده بود. (احتمال داشتن یک رابطه رسوایی رسوایی Profumo را نشان می دهد ، که در آن وزیر کابینه با یک دختر تماس گرفته می شد ؛ تجزیه و تحلیل عکس ها وسواس به فیلم Zapruder را به یاد می آورد)

اینکه قتلی اتفاق افتاده مهم نیست. فیلم آگراندیسمان درباره شخصیتی غرق در انوی و ناپسندی است که توسط عکس های خود به چیزی نزدیک به شور و اشتیاق خسته می شود. همانطور که توماس بین اتاق تاریک و منفجرهای خود حرکت می کند ، ما سعادت هنرمندی را که در آنچه رفتارگرایان فرایند می نامند از دست داده است ، تشخیص می دهیم. او اکنون به فکر پول ، جاه طلبی یا نقص شخصیت زننده خود نیست ، بلکه در کار خود گم شده است. ذهن ، دستان و تخیل او با همگام سازی موزون کار می کنند. او خوشحال است.

بیشتر بخوانید: فیلم Marriage Story

بعداً ، تمام دستاوردهای او پس گرفته می شود. بدن و عکس ها ناپدید می شوند. ردگریو هم همینطور. (یک صحنه غیر عادی وجود دارد که او را می بیند که بیرون یک باشگاه ایستاده است ، و سپس او می چرخد ​​و چند قدم برمی دارد و به راحتی در هوای ناپدید می شود. در ویرجینیا ، ما سکانس را یک بار فریم اجرا می کردیم و نمی توانستیم روش ناپدید شدن او ؛ احتمالاً او قدم به دری می گذارد ، اما ما پاهای او را تماشا می کردیم ، و به نظر می رسید که آنها به نوعی خود را به بدن دیگری متصل می کنند.)

نقد انیمیشن روح
بیشتر بخوانید

در سکانس آخر معروف فیلم آگراندیسمان ، در پارک ، توماس با دانشجویان دانشگاهی که در صحنه اول فیلم بودند روبرو می شود. (این ارقام به عنوان “دلقک های چهره سفید” در تابلوی فیلم پائولین کائیل توصیف می شد ، اما یک مخاطب انگلیسی می دانست که آنها در این آیین معروف به “پارچه” شرکت می کنند که در آن دانش آموزان با جمع آوری پول در اطراف شهر لباس می پوشند و غرش می کنند برای خیریه.) آنها با یک توپ خیالی تنیس بازی می کنند. عکاس وانمود می کند که می تواند توپ را ببیند. ما صدای موسیقی تنیس را در موسیقی متن می شنویم. سپس عکاس در میان چمن ها دور می زند و از یک قاب به قاب دیگر ، مانند جسد ناپدید می شود.

آنتونیونی ناپدید شدن قهرمان خود را “امضای” خود توصیف کرده است. این امر ما را به یاد پروپرو پرو شکسپیر می اندازد که بازیگرانش “همه روحیه داشتند و در هوا ذوب می شوند”. ” فیلم آگراندیسمان ” با جسارت ما را درگیر نقشه ای می کند که راه حل یک رمز و راز را نوید می دهد و حتی بازیکنانش را کم می کنیم.

بیشتر بخوانید: فیلم Roma

دلایل واضحی برای موفقیت اولیه بزرگ فیلم وجود داشت. این شهرت به دلیل صحنه عیاشی مربوط به گروهها مشهور شد. زمزمه می شد که واقعاً می توان موی عانه را مشاهده کرد (این تنها هفت سال پس از شایعات مشابه نفس گیر در مورد سینه های جانت لی در فیلم روانی (1960) بود). محیط انحطاطی در آن زمان بسیار جذاب بود. معانی بخشی از فیلم تلنگر است. در سال 1967 چیزهای زیادی از برهنگی ساخته شد ، اما درباره ظلم عکاس نسبت به مدلهای خود توضیحی داده نشد. امروز ، این رابطه جنسی رام به نظر می رسد و آنچه باعث می شود مخاطب نفس نفس بزند ، تحقیر قهرمان نسبت به زنان است.

پایان مقاله نقد فیلم آگراندیسمان

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + سه =