امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم کپی برابر اصل

نقد فیلم کپی برابر اصل

نقد فیلم کپی برابر اصل

” فیلم کپی برابر اصل ” ما را به یک داستان جذاب دعوت می کند و سپس ما را سرگردان می کند. بله ، می توانیم توضیحات مختلفی را برای آنچه می بینیم در نظر بگیریم و بله ، رمز و راز فیلم ظاهراً هدف آن است. برای من ، این به نصف باهوش است ، شخصیت های متنوعی را ایجاد می کند ، اما آنها را وارد یک داستان می کند که سوپ نازکی است.

با مقاله نقد فیلم کپی برابر اصل با بامدادی ها همراه باشید.

من از پازل هایی مانند ” فیلم آگراندیسمان ” یا “فیلم ماجرا ” آنتونیونی لذت می برم ، با شخصیت هایی که نمی فهمند چه اتفاقی افتاده است ، اما به نظر می رسد در اینجا هیچ واقعیت اساسی وجود ندارد و عباس کیارستمی با ما بازی می کند. اینکه او این کار را خیلی خوب انجام داده تسلی است.

فیلم کپی برابر اصل

فیلم کپی برابر اصل

داستان فیلم کپی برابر اصل

یک زن (ژولیت بینوش) در یک سخنرانی توسط یک مورخ هنر (ویلیام شیمل) در ایتالیا شرکت می کند. او درباره تفاوت هنر اصلی و نسخه های آن صحبت می کند. آیا در واقع هیچ تفاوتی وجود دارد؟ زن دوست دارد با او ملاقات کند. او آدرس مغازه آثار باستانی خود را ترک می کند.

او ظاهر می شود ، آنها درگیر گفتگوهایی می شوند که بلافاصله معاشقه است و او پیشنهاد می کند تا او را به یک روستای نزدیک در توسکانی برساند. در طی رانندگی و بعد از رسیدن به یک کافه ، به نظر می رسد رابطه ظاهری آنها تغییر می کند. صاحب کافه با شنیدن مشاجره ، تصور می کند که آنها ازدواج کرده اند و سپس آنها رفتاری را شروع می کنند که گویی ازدواج کرده اند.

بیشتر بخوانید : 100 فیلم برتر تاریخ

کدام رابطه واقعی است و کدام یک تقلبی؟ آیا آنها زن و شوهر برای اولین بار وانمود کردند که ملاقات می کنند یا زن و شوهر جدید وانمود می کنند که ازدواج کرده اند؟ من معتقدم که برای شروع آنها برای اولین بار واقعاً ملاقات می کنند و بعداً آنها واقعاً یک زوج مستقر هستند.

نقد فیلم اورفه
بیشتر بخوانید

شاید هدف کیارستمی در فیلم کپی برابر اصل این باشد که نشان دهد واقعیت هر آنچه هنرمند انتخاب می کند چگونه است و اینکه او می تواند از هنر اصلی به نسخه ای در میانه جریان انتقال یابد. یا شاید این امکان پذیر نباشد. شاید من تصوری از آنچه او نشان می دهد ندارم.

این زن که نامش فاش نشده است ، و مورخ هنر ، به نام جیمز میلر ، خوش زبان ، بازیگوش و منحرف هستند. من از تماشای آنها لذت می بردم ، هر کاری که دوست داشتند. Binoche و Shimell همیشه در لحظه باقی می مانند و هرگز به ما نشان نمی دهند که در چه وضعیتی هستند.

به نظر می رسد Binoche در صحنه های ابتدایی آنقدر مورد توجه مرد قرار گرفته است که به نظر می رسد باید سابقه داشته باشند. اما مطمئناً تاریخی نیست که بعداً فاش کردند. در طول “کپی تأیید شده” ، حس ابعاد خارج از صفحه یا داستان های جانبی ناگفته وجود دارد.

بیشتر بخوانید:بهترین فیلم های ویم وندرس

کیارستمی در نحوه ایجاد فضاهای خارج از صحنه بسیار درخشان است. صحنه آغازین را در نظر بگیرید. به وضوح می بینیم که Binoche در ردیف جلوی سالن سخنرانی ، درست در مقابل مورخ نشسته است.

سپس POV با توجه به او تغییر می کند و دیگر هرگز او را نمی بینیم. پسرش در یک طرف ایستاده و تلاش می کند تا توجه او را جلب کند و مشتاقانه ترک کند. او با استفاده از زبان اشاره و کلمات دهانی با او ارتباط برقرار می کند. او به طرف او می آید. او به مرد کناری خود یادداشتی با آدرس مغازه خود می دهد. او و پسر با هم می روند.

همه این هیاهوها ، حواس پرت کننده ، نزدیک جلوی بلندگو در حال وقوع است – اما ما هرگز واکنشی از او نمی بینیم! کیارستمی یک درام ضمنی را شامل می شود که میلر باید تجربه کند اما از دیدن آن امتناع می ورزد.

در طول رانندگی طولانی که انجام می دهیم ، فعالیت خارج از صفحه نیز وجود دارد. دوربین آنها را از طریق شیشه جلو اتومبیل برای عبور دیالوگ های طولانی ، که گاهی اوقات به داخل ماشین بریده می شوند ، می شناسد. فیلمبرداری از مردم هنگام رانندگی یکی از علائم تجاری کیارستمی است و من تعجب می کنم که چرا.

بیشتر بخوانید:فیلم رودخانه سرخ

این روشی است برای توضیح اینکه چرا شما دو نفر را کنار هم نشان می دهید و به جلو نگاه می کنید. اگر آنها را روی نیمکت پارک قرار دهید که عجیب به نظر برسد. این همچنین روشی برای دلالت بر حوادث خارج از صفحه در جاده ، و شامل مناظر عبوری است.

فیلم شب‌زنده‌داری با بزن و بکوب
بیشتر بخوانید

چیزی که به آن می رسد این است: ما تصور می کنیم که در اینجا بیشتر از آنچه که به چشم می آید ، جریان است ، اما شاید آنچه که با چشم روبرو می شود ، همه آنچه در جریان است باشد و واقعیت عینی کامل و کاملی وجود ندارد. آیا این مورد در مورد کپی یک شاهکار هنری نیز صدق می کند؟ آیا کپی ماهرانه “مونالیزا” کمتر از نقاشی اصلی ارزش دارد؟ اگر اصل آن گم شده بود چه می شد؟ آیا ما کپی آن را گنج می کنیم؟

فیلم کپی برابر اصل

فیلم کپی برابر اصل

بیشتر بخوانید:فیلم نوبت عاشقی

چنین سوالاتی توسط ” فیلم کپی برابر اصل ” مطرح می شود و به آنها پاسخی داده نمی شود. آیا بالا بردن آنها مهم است؟ آیا کیارستمی جواب را می داند؟ آیا او اهمیتی می دهد؟ حداقل ما نامزد هستیم و او این کار را به خوبی انجام می دهد. آیا کافی است؟ من می توانم ” فیلم آگراندیسمان ” و ” فیلم ماجرا ” را برای رضایت خودم توضیح دهم. این بهترین کاری است که می توانم با ” فیلم کپی برابر اصل ” انجام دهم. شاید حتی امتحان کردن هم از من اشتباه بود.

پایان مقاله نقد فیلم کپی برابر اصل

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 8 =