امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم هشدار

نقد فیلم هشدار

نقد فیلم هشدار  : هنگامی که بارت نرم و محاسبه گر (بن کپلان) به ایزاک (جاناتان فرانسوی) یک کار پنج روزه “نگهداری از بچه” اولگا ، خواهرزاده بزرگسال بارت ، که به “شرکت” در خانه کودکی “منزوی” خود احتیاج دارد ، ارائه می دهد ، از فراموشی و مه ذهنی همراه با آن گیج شده است.

با مقاله نقد فیلم هشدار / نقد فیلم Caveat با بامدادی ها همراه شوید.

نقد فیلم هشدار

فیلم هشدار

بارت ادعا می کند دوست قدیمی است ، اما آیزاک هیچ خاطره ای از او ندارد. همچنین ، چرا این دوست قدیمی فرض شده آنقدر پول برای معاشرت با زنی به او پیشنهاد داده است که بیش از حد نیاز به “پرستار کودک” دارد؟ آیزاک با گیج گفت: “باید کارها بیشتر از اینها باشد.” ناگهان کارت عنوان با حروف دندانه دار ظاهر می شود: ” فیلم هشدار / فیلم Caveat “.

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

” فیلم هشدار / فیلم Caveat ” یک شاهکار کم لطفی برای یک عنوان است و یک افتتاحیه شوخ برای اولین کارگردانی دامیان مک کارتی است ، فیلم هشدار یک فیلم چشمگیر و اغلب ترسناک ، که تقریباً فقط در یک مکان اتفاق می افتد ، و دو نفر در یک خانه کپک زده با نور کم گرفتار شده اند.

نقاشی های خرد شده شب شب زمزمه می کنند و یک خرگوش اسباب بازی با چشمان شیشه ای به اندازه انسان مانند یک قناری در معدن ذغال سنگ عمل می کند ، با عصبانیت بر طبل می زند ، به عنوان یک هشدار ، منادی نزدیک شدن به عذاب است. هر زمان که خرگوش با طبل خود به شهر می رود ، وحشیانه به اطراف اتاق خیره می شود ، اما در آنجا چیزی وجود ندارد ، فقط اتاق های خالی و درها نیمه باز مانده اند.

هنگامی که بارت گفت که خانه “منزوی است” ، وی نتوانست اشاره کند که این خانه در جزیره ای در دریاچه است ، در وسط هیچ جا. آیزاک نمی تواند شنا کند.

بارت آن را مسواک می زند: “یک قایق وجود دارد ، مگر نه؟” خانه یک کابوس درهم و برهم است که با تاریکی روشن شده است. طراحی تولید دامیان دراون سهم بزرگی دارد. به نظر می رسد فضای داخلی به طبیعت برگردانده شده است ، آب دریاچه ، انگور ، درختان اطراف و همه برای احیای آن فشار می آورند.

بیشتر بخوانید: تحلیل نقاشی اتاق خواب

عملاً می توانید هوای غرق شده را در آن خانه بویید. زن جوان ابتدا در هیچ کجا دیده نمی شود. یک “هشدار” دیگر وجود دارد ، و این از اولین مورد بدتر است. بارت به آیزاک اطلاع می دهد که در طول اقامت خود باید یک بند چرمی به زنجیر بلند ببندد. کلید از دسترس آیزاک خارج خواهد شد. این باعث کاهش حرکات آیزاک در خانه می شود ، در نتیجه به آرامش پارانویای اولگا کمک می کند.

فیلم جاده مالهالند
بیشتر بخوانید

یک فرد منطقی به مو می گفت که پیشنهاد شغلی خود را در جایی که آفتاب نمی تابد بچسبد. اما ایزاک ملایم تحت تأثیر شرایط خود قرار گرفته و پس از نیم نگاهی به اولگا (لیلا سایکس) که روی زمین خم شده بود و صورت او را پوشانده بود ، موافقت می کند که هارنس را بپوشد.

“گزینه های” آیزاک – به عنوان مثال. موافقت خود را برای گرفتن شغل در وهله اول ، نافرمانی دستوراتی که بارت به او داد ، تصمیم به رفتن به زیرزمین تاریک برای دیدن آنچه ممکن است وجود دارد وجود دارد ، کل نه حیاط – فشار باورپذیری ، اما مک کارتی می داند که او دنبال چه چیزی است.

“واقع گرایی” و گزینه های “قابل درک” مورد علاقه او نیستند. آنچه او را مورد توجه قرار می دهد فضای موجود در آن خانه وحشتناک است. او خلق و خو و تنظیم را در اولویت قرار می دهد و حالات احساسی دندانه دار دو شخصیت اصلی خود را در جلو و مرکز قرار می دهد. همه چیز دیگر محو می شود.

بیشتر بخوانید: مارک تواین

هنگامی که آیزاک در محیط اطراف خود کاوش می کند – تا آنجا که می تواند در بند باشد – سعی می کند عجیب همه چیزهایی را که می بیند ، می شنود و تجربه می کند تفسیر کند. هنگامی که اولگا برای اولین بار ظاهر می شود ، او یک کمان بزرگ غول پیکر را در دست گرفته است ، مانند برت رینولدز در “رستگاری” و او حضور پررنگی دارد و داستان هایی را برای آیزاک در مورد والدینش که هر دو از بین رفته اند ، پنهان می کند. پدرش بیمارگرایانه بود و اخیراً خودکشی کرد. مادرش کاملاً دیوانه بود و اخیراً ناپدید شده است.

نقد فیلم هشدار / نقد فیلم Caveat

فیلم هشدار

اولگا نسبت به والدینش هیچ نوستالژی ندارد و چند فلاش بک از دوران کودکی ما ، که در صحنه های امروزی با هشدار غیرقانونی آگاه می شویم ، بسیار نگران کننده است ، خصوصاً از آنجا که بدون صدا اتفاق می افتد.

نمره عالی ریچارد جی میچل در زیر عمل پالس می زند و جارو می کند ، و باعث می شود چیزی به همان اندازه خوشایند باشد که دریچه ای را برای یک رویداد موبر باز کند. امتیاز بیش از حد استفاده نشده است. برعکس: دوره های طولانی وجود دارد که موسیقی کاملاً رها می شود. غیبت موسیقی تقریباً به اندازه حضورش بی حوصله است.

بیشتر بخوانید: جی کی رولینگ

سایکس برای مدت طولانی خارج از صفحه نمایش است ، اما شما همیشه او را در فیلم احساس می کنید ، در اتاق های طبقه بالا پنهان شده و درست در بیرون از خانه در کمین است. نگرش جداگانه و صدای مرده او ، حتی هنگام استفاده از کمان ، بر تأثیر وهم آور او می افزاید. او حضوری کاملا ترسناک است.

نقد فیلم دایره جعفر پناهی
بیشتر بخوانید

و جاناتان فرنچ ، با اولین نمایش طولانی خود ، هر کس متفکر ملایمی است ، که با تخته خالی ذهنش ، حفره های حافظه اش ، نگران است و هرگز مطمئن نیست که آنچه می بیند قابل اعتماد است.

مک کارتی ” فیلم هشدار / فیلم Caveat ” را روی بند ضرب المثل ضبط کرد و این به نفع فیلم است. تاریکی و کششهای طولانی سکون ، بدون اعتماد به جلوه های ویژه یا حرکت سریع دوربین فانتزی ، یک شبح محسوس ، یک حالت اضطراب طولانی مدت ایجاد می کند. فیلم هشدار اعصاب خردکن است و یادآوری این است که اگر فردی به اندازه کافی مبتکر ، در قصه ای که می خواهد تعریف کند ، با بودجه کم چه مقدار می توان انجام داد.

بیشتر بخوانید: ویلیام شکسپیر

پایان مقاله نقد فیلم هشدار / نقد فیلم Caveat

منبع سایت مداد

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − پنج =