امروز برابر است با :10 مرداد 1400
فیلم آخرین خنده

نقد فیلم آخرین خنده

نقد فیلم آخرین خنده : پیرمرد بیش از هر دلیل به موقعیت خود به عنوان دربان هتل ، و حتی با افتخار بیشتر از لباس فرم ، با نوارهای طلایی و دکمه های برنجی ، شانه های گشاد ، برگردان های نظامی و دکمه های دستبازی کمیک اپرا افتخار می کند. او که در مقابل درب چرخان شلوغ قرار گرفته است ، از افراد ثروتمند و مشهور استقبال می کند و تجسم سنت های هتل بزرگ است – تا اینکه در سنین پیری ، با پایین آمدن به موقعیت تحقیر آمیز سرویس بهداشتی ، خرد می شود.

.با مقاله نقد فیلم آخرین خنده با بامدادی ها همراه باشید.

نقد فیلم آخرین خنده

فیلم آخرین خنده

فیلم آخرین خنده (1924) اثر F.W.Murnau این داستان را در یکی از معروف ترین فیلم های صامت و یکی از بی صدا ترین فیلم ها روایت می کند ، زیرا حتی از بین عناوین چاپی نیز استفاده نمی شود.

کارگردانان ساکت به توانایی خود برای بیان یک داستان از طریق پانتومیم و زبان دوربین افتخار می کردند ، اما هیچ کس قبل از مورناو تمام کلمات نوشته شده روی صفحه را به طور کامل از بین نبرد (به جز یک اظهار نظر سختگیرانه که بعداً به آن خواهیم پرداخت) . او داستان خود را از طریق عکس ، زاویه ، حرکت ، حالت های چهره و نشانه های بصری را به راحتی می خواند.

فیلم آخرین خنده فقط به دلیل نداشتن عناوین و بازی در نقش اصلی آن توسط Emil Jannings مشهور خواهد بود ، که بسیار موثر است به طوری که هم به Jannings و هم به مورناو قرارداد هالیوود پیشنهاد شد و در اوایل صدا به آمریکا نقل مکان کردند. اما “آخرین خنده” به خاطر دوربین متحرکش نیز قابل توجه است.

فیلم آخرین خنده اغلب به عنوان اولین فیلمی توصیف می شود که از دیدگاه متحرک بسیار استفاده می کند. واقعاً اینگونه نیست. کوین براونلو مورخ خاموش ، “دومین فرمانده” را که 10 سال قبل ساخته شده استناد می کند. اما مطمئناً این فیلم است که با استفاده از عکسهایی که به دنبال آسانسور می رود و از لابی هتل بیرون می رود ، یا به ظاهر از طریق پنجره شیشه ای دفتر مدیر هتل حرکت می کند (و تأثیرگذاری بر عکس معروف در “Citizen Kane” که از طریق نورگیر یک کلوپ شبانه فرو می رود).

نقد فیلم حرص
بیشتر بخوانید

تسلط فنی مورناو دیدن همه فیلم های او را هیجان انگیز می کند. در فیلم خون آشام ” فیلم نوسفراتو” ، در چشم اندازهای شیطانی “فاوست” ، در شهر خیالی “طلوع آفتاب” ، وی چشم اندازهای فانتاسماگوریکی را خلق کرد که به نظر می رسید شخصیت های او را تعریف می کند: آنها کسانی بودند که بودند به دلیل آنچه که آنها را احاطه کرده بود. این یک کلید برای اکسپرسیونیسم آلمان است ، سبک تأثیرگذار ساکت که داستان ها را از طریق عناصر بصری جسورانه و اغراق آمیز بیان می کند – واقعیت به کابوس می رود و دوباره برمی گردد.

در مورد ” فیلم آخرین خنده ” اما داستان مورناو بیش از حد معمول روایتی سنتی است. او تقریباً در هر شلیک پیر دربان پیر را دنبال می کند و فقط برای نشان دادن آنچه دربان می بیند قطع می کند. و او مقیاس هتل و شهر را مبالغه می کند تا تأکید کند که از نظر دربان چه اهمیتی دارد. شلیک اولیه ، پایین آمدن در آسانسور و ردیابی لابی (دوربین روی صندلی چرخدار بود) ، از طریق درهای چرخان به درون باران نگاه می کند ، افراد زیبا و محیط درخشان را نشان می دهد. دروازه بان وقتی که برای کابین ها سوت می زند و به مشتریانی که سلام می کنند سلام می دهد ، پر از خودش است.

در آن صحنه های اولیه مورناو دربان را از زاویه کم شلیک می کند ، به طوری که به نظر می رسد بیش از شخصیت های دیگر برجسته است. او بلند و پهن است ، صورتش را ریش و سبیل احاطه کرده اند که شکوه کروبی آن را قاب می گیرد.

اما در زیر نمایش بزرگ بدن او از کار افتاده است ، و ما می بینیم که او با یک صندوق عقب بخار بزرگ دست و پنجه نرم می کند و سپس در لابی لحظه ای استراحت می کند – فقط به اندازه کافی کافی است تا دستیار مدیر منفور او را ببیند و یک یادداشت بنویسد. و روز بعد وقتی او برای کار می رسد ، دنیای او می لرزد و دوربین می چرخد ​​در حالی که می بیند مرد دیگری با لباس فرم ، کار خود را انجام می دهد.

فیلم سنت ماد
بیشتر بخوانید

نقد فیلم آخرین خنده

فیلم آخرین خنده

بیشتر خوشبختی دربان به زندگی بستگی به احترامی دارد که همسایگانش در اطراف حیاط ساختمان آپارتمانش از لباس فرم او احترام می گذارند. مورناو این مجموعه عظیم را ساخت (بیشتر فیلم ، از جمله فضای بیرونی بارانی ، در صحنه های صوتی فیلمبرداری شده است) و آن را با افراد مشغول فضولی که چیزی را از دست نمی دهند ، تهیه کرد. دربان از دیده شدن بدون لباس فرم شرمنده است ، درواقع آن را در کمد می دزد تا در خانه بپوشد. بعداً ، وقتی فریب او فاش شد ، مونتاژی کابوس وار از چهره های خنده و مسخره به وجود می آید.

نویسنده منتقد ، لوته آیزنر ، كه در كتاب مورناو در سال 1964 ، علاقه به كار او را دوباره جلب كرد ، تراژدی او “فقط می تواند یك داستان آلمانی باشد”. “این فقط در کشوری اتفاق می افتد که لباس فرم (همانند زمان ساخت فیلم) بیشتر از خدا باشد.” شاید هویت کامل دربان با شغل ، موقعیت ، لباس فرم و چهره وی به پیشگویی ظهور حزب نازی کمک کند. یک بار که لباس خود را بپوشد ، دربان دیگر یک فرد نیست بلکه یک سازمانی بزرگتر وفادار برده است. و وقتی لباس را از تن خارج می کند ، حتی از نظر خود او دیگر وجود ندارد.

مورناو در استفاده از دوربین جسور بود و خوش شانس بود که با کارل فروند ، فیلمبردار بزرگی که به هالیوود نیز مهاجرت کرد همکاری کرد. فروند از بسیاری دیگر از فیلمهای صامت آلمان ، به ویژه مثل آینده نگرانه فریتز لانگ ” فیلم متروپولیس” (1926) فیلمبرداری کرد و اولین فیلم برجسته آمریکایی او “همه آرام در جبهه غرب” (1930) بود. او یکی از پیوندهای بیان آلمانی و پسر عموی آمریکایی اش ، فیلم نوآر بود (به کار او با جان هاستون و همفری بوگارت در “Key Largo” مراجعه کنید).

در اینجا او دوربین را از جاذبه آزاد کرد. یک عکس وجود دارد که به نظر می رسد دوربین در هوا شناور است و به معنای واقعی کلمه است. فروند خودش و دوربین روی تاب نصب شده بود و آبل گنس چند سال بعد این روش را برای “ناپلئون” خود قرض گرفت.

نقد فیلم جولیتای ارواح
بیشتر بخوانید

عکسهایی وجود دارد که تصاویر سوار روی هوا در هوا شنا می کنند ، عکس مشهوری که به نظر می رسد از پنجره شیشه ای حرکت می کند و لحظه ای که به نظر می رسد هتل سر به فلک کشیده آتلانتیک خم می شود تا دربان خیره کننده را خرد کند.

من به یک مکان در فیلم اشاره کردم که از کارت عنوان استفاده می شود. لازم نیست و فیلم بدون آن کاملاً منطقی خواهد بود. اما به نظر می رسید مورناو مجبور است از آن استفاده کند ، تقریباً به عنوان عذرخواهی برای آنچه در زیر می آید.

پیرمرد رقت انگیز را می بینیم که در خرقه نگهبان شب که دوست او بود ، پیچیده شده و فیلم به پایان رسیده است. سپس کارت عنوان درج می شود که می گوید: “در اینجا داستان باید واقعاً به پایان برسد ، زیرا در زندگی واقعی پیرمرد بدبخت چیزی بیش از مرگ نخواهد داشت. نویسنده به او ترحم کرد و یک پایان نامه کاملاً نامحتمل ارائه کرده است. “

غیرممکن و ناخوشایند است ، زیرا یک پایان خوش از هوای مطبوع ایجاد می شود. دربان به طور تصادفی ثروت خود را به ارث می برد ، با شکوه به هتل برمی گردد و همه دوستانش را با شامپاین و خاویار پذیرایی می کند ، در حالی که دشمنان قدیمی او می درخشند و دندان هایشان را می خرند. این پایان بندی است که عنوان انگلیسی را القا می کند.

آلمانی اصلی “Die Letzte Mann” یا “آخرین مرد” است که علاوه بر معنای واضح آن ممکن است “انسان قبلی” را نیز برانگیزد – دربان تعویض شده. رویه تیره و تار در برخورد با یک پایان خوش ساخت ساختگی بر روی یک داستان غم انگیز در مورد مورناو (که این لطف را داشت که قبلاً برای آن عذرخواهی کند) منحصر به فرد نبود و فقط در طول دهه ها محبوبیت بیشتری پیدا کرده است.

نقد فیلم آخرین خنده

فیلم آخرین خنده

در مورد امیل جانینگ (1950-1884) ، او ” فیلم آخرین خنده ” را در بالای فرم خود ساخت. وی که یکی از بزرگترین ستارگان جهان محسوب می شود ، در شخصیت های برجسته ای مانند پیتر بزرگ ، هنری هشتم ، لوئی شانزدهم ، دانتون و اتللو تخصص داشت. سقوط دربان از فضل بیشتر بود زیرا مخاطب شکوه و عظمت نقش های قبلی او را به یاد می آورد.

نقد فیلم پدرخوانده 1 | The Godfather | عزیمتی به عظمت هنر هفتم
بیشتر بخوانید

جنینگ همزمان با مورناو به آمریکا آمد ، برنده جایزه اسکار برای “آخرین فرمانده” (1928) شد ، با ظهور مکالمه ها بیکار شد ، به آلمان بازگشت و یکی از مشهورترین نقش های خود را پیدا کرد ، به عنوان نقش مارلین دیتریش ستایشگر وابسته به عشق شهوانی در “فرشته آبی” (1930). جنینگ از ظهور نازی ها استقبال کرد ، فیلم هایی ساخت که از آنها حمایت کند ، به عنوان رئیس یک شرکت بزرگ تولیدی آلمان منصوب شد و پس از جنگ به رسوایی افتاد. کت دیگر مناسب نبود.

پایان مقاله نقد فیلم آخرین خنده

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

سریال اوزارک|نقد فیلم زیر چراغ های استادیوم|بهترین کتاب های ادبیات ترکیه|فیلم پرسی در مقابل جالوت|بهترین فیلم های ایزابلا روسلینی

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − چهار =