امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم شب های کابیریا

فیلم شب های کابیریا

نقد فیلم شب های کابیریا

نقد فیلم شب های کابیریا : ابروهای کابیریا خطوط افقی مشکی و صافی دارند که مانند یک شخصیت کارتونی بالای چشم های او طراحی شده اند. شانه بالا انداختن ، راه رفتن ، روش چهره سازی ، همه حاکی از یک اجرا است. البته یک روسپی همیشه به یک روش یا دیگری عمل می کند ، اما به نظر می رسد کابیریا شخصیتی در ذهن دارد – شاید «ولگرد کوچک چارلی چاپلین» ، با لمس لوسیل بال ، که احتمالاً در دهه 1950 در تلویزیون ایتالیا بوده است. گویی کابیریا فکر می کند ، اگر خودش را با یک شخصیت کمیک محافظت کند ، می تواند والس را دست نخورده در وحشت دنیای خود بگذارد.

بیشتر بخوانید:بهترین فیلم های ایمی آدامز

با مقاله نقد فیلم شب های کابیریا همراه ما باشید.

یا شاید این در واقع کابیریا باشد و یک اجرا نباشد: شاید او یک بی گناه وار ، یک قدیس در میان گناهکاران باشد. یکی از لذت های عملکرد جولیتا ماسینا این است که نگهبان هرگز پایین نمی آید. همانطور که رفتار کابیریا گاهی مصنوعی به نظر می رسد ، همیشه رفتار خودش به نظر می رسد و این زن کوچک با افتخار خود را در ناودان های رم حمل می کند.

” فیلم شب های کابیریا ” به کارگردانی شوهر Masina ، فدریکو فلینی ، در سال 1957 ، برنده او بهترین جایزه بازیگر زن در جشنواره کن شد و فیلم شب های کابیریا برنده اسکار بهترین فیلم خارجی شد – دومین بار متوالی پس از “La Strada” در 1956 (او همچنین برای “8 1/2” در 1963 و “Amarcord” در 1974 برنده شد). بنابراین عجیب است که این یکی از کمترین آثار فلینی است – آنقدر ناآشنا که فقط سه سال بعد توانست در همان “La Dolce Vita” بسیاری از همان مطالب اساسی را بازیابی کند.

اکنون این فیلم با بازسازی 35 میلی متر دوباره اکران شده است. چاپ ، با زیرنویس های دوباره ترجمه شده ، جسورانه تر ، ایده بهتری از گفتگو توسط Pier Paolo Pasolini ارائه می دهد. همچنین یک صحنه 7/1 دقیقه ای وجود دارد که در نسخه های قبلی فیلم شب های کابیریا سرکوب شده است.

فیلم شب‌زنده‌داری با بزن و بکوب
بیشتر بخوانید

” فیلم شب های کابیریا ” با دیدن شکوه و عظمت جدید خود ، با امتیاز نینا روتا ، آهنگساز محبوب فلینی ، مانند یک همکاری دزدگیر در یک موضوع بزرگسالان بین فلینی و چاپلین بازی می کند. من فکر می کنم ماسینا عمدا Cabiria خود را بر روی ولگرد کوچک قرار داد – واضح است که با برخی از تجارت با چتر ، و مبارزه با پرده ها در یک کلوپ شبانه.

اما در حالی که شخصیت چاپلین در دنیای شرور سهام و پایان های خوش زندگی می کرد ، کابیریا در پایان تجارت تن فروشی روم زنده مانده است. هنگامی که او توسط یک بازیگر مشهور تحویل گرفته شده و او از او می پرسد که آیا وی از طریق ونوتو ، مرکز درخشش رم کار می کند ، او جواب می دهد که نه ، او گذرگاه باستان شناسی را ترجیح می دهد ، زیرا او می تواند در آنجا در مترو رفت و آمد کند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم‌های متیو مک کانهی

کابیریا دختری شاغل است. نه یک احساساتی ، مانند ” فیلم زندگی شیرین” ، موسیقی و فیلم برادوی که بر اساس این داستان ساخته شده است ، بلکه یک کوکی سخت است که به کابین های کامیون می رود ، درگیر می شود و در حملات پلیس در بوته ها پنهان می شود. او به داشتن خانه خودش افتخار می کند – یک کلبه کوچک در یک زمین بایر صنعتی – و آرزو دارد که دیر یا زود عاشقانه واقعی پیدا کند ، اما سلیقه او در مردان خطرناک است ، بسیار قابل اعتماد است. فیلم شب های کابیریا با معشوق فعلی و دلال بازی در حال دزدیدن کیف پولش و فرو بردن او در رودخانه برای غرق شدن است.

با توجه به ماهیت کارشان ، روسپی ها می توانند تقریباً در هر نقطه از یک شهر ، تقریباً در هر حلقه ای ، در یک شب معین خود را پیدا کنند. به عنوان مثال ، وی تحت حمایت ستاره فیلم (آلبرتو لازاری) در یک کلوپ شبانه پذیرفته شده است. او پس از درگیری با نامزدش او را بر می دارد ، او را به ویلای قصر خود می برد و سپس هنگامی که نامزد به طور غیرمنتظره ای ظاهر می شود ، او را در دستشویی پنهان می کند (کابیریا شب را با سگ خود می گذراند).

فیلم بابادوک
بیشتر بخوانید

بعداً ، به دنبال نوعی رستگاری ، در دیدار از ظاهر مشهور مریم باکره به دختر دیگری و یک دلال پیوست. و در صحنه برش خورده از فیلم شب های کابیریا ، وی هنگامی که سامری خوبی را با غذا و هدایای بی خانمان ملاقات می کند ، همراهی می کند (او از دیدن قلابی یکبار زیبا که از سوراخ زمین خزیده است شوکه شد).

همه این صحنه ها در “La Dolce Vita” که به نوعی همان زمین را از طریق ستون نویس شایعات (مارچلو ماسترویانی) به جای یک فاحشه می بیند ، به نوعی بازتاب می یابد. در هر دو فیلم ، یک قلاب از در عبور می کند زیرا مشتری احتمالی با معشوقه اش عشق می ورزد. هر دو دارای صحنه های کلوپ شبانه هستند که با رقصنده های عجیب و غریب قومی باز می شوند.

ویرجین ظاهر هر دو ساختگی دارد. هر دو یک سکانس موسیقی دارند که در یک کلوپ شبانه در فضای باز تنظیم می شوند. و هر دو ، همانطور که تقریباً در تمام فیلم های فلینی وجود دارد ، یک قایق کوتاه ، یک خانه سنگی کنار دریا ، یک صفوف و یک داربست دیده می شود که در خلال طلوع مشخص شده است. اینها باید سنگهای عکاسی شخصی تخیل او باشند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های هاوارد هاکس

فلینی شاعر کلام و موسیقی بود. او در زمان فیلمبرداری خود هرگز دیالوگ را ضبط نکرد. بعداً مانند اکثر کارگردانان ایتالیایی کلمات را دوبله کرد. در مجموعه هایش ، او تقریباً در تمام صحنه ها موسیقی پخش می کرد و شما می توانید در اکثر فیلم های فلینی نوعی نوسان در نحوه راه رفتن شخصیت ها را احساس کنید:

به نظر می رسد حتی موارد اضافی پس زمینه نیز ریتم مشابه ی را می شنوند. کابیریا آن را می شنود ، اما غالباً در نقطه مقابل راه می رود ، گویی که ملودی خودش را دارد. او یک احساسات گرایی سرسخت است و نمی تواند باور کند مردی را که دوست داشت – مردی که برای هر کاری انجام می داد – سعی کند او را با 40 هزار لیر غرق کند.

(همسایه به او اطمینان می دهد: “آنها این کار را برای 5000 انجام می دادند.)” او زنی است که به دنبال فدیه ، یک رحم است کسی که به عنوان یک گناهکار کار می کند اما به دنبال معنویت درونی است. یک شب او با اجرای یک هیپنوتیزور اتفاق می افتد ، او را در صحنه صدا می کنند و در فوق العاده ترین سکانس فیلم شب های کابیریا در یک خلسه قرار می گیرد (نیمی از وودویل ، نیمی از خیال مسحور شده) که در آن اعتماد و شیرینی خود را نشان می دهد. او همچنین به مخاطبان بی ادب اطلاع می دهد که خانه و حساب بانکی دارد.

فیلم یانکی دودل دندی
بیشتر بخوانید

مردی به نام اسکار (فرانسوا پیری) او را روی صحنه می بیند و با گل و صداقت آرام شروع به خواستگاری می کند. او می گوید که معصومیت و خوبی او را تحت تأثیر قرار داده است ، و او به او ایمان دارد. سرانجام او مردی را پیدا کرد که می تواند به او اعتماد کند و تمام زندگی خود را با او سپری کند. او حتی اگر دوستانش (و ما در تماشاگران) از ساده لوحی او ناامید می شوند ، از شادی پر می شود.
ریشه های فلینی به عنوان یک فیلمساز در جنبش نئورئالیست ایتالیا پس از جنگ است (او در سال 1945 برای “روسلینی” در “شهر باز” کار کرد) ، و فیلم های اولیه او دارای ذکاوت هستند که به تدریج با فانتاسم های خیره کننده بعدی جایگزین می شوند. “شب های کابیریا” انتقالی است. این به سمت آزادی بصری “La Dolce Vita” اشاره دارد در حالی که همچنان به دنیای واقعی رم پس از جنگ توجه دارد.

بیشتر بخوانید: باب فاسی

صحنه مربوط به سامری خوب ، چارچوبی را برای نشان دادن افرادی که در غارهای شهر و زیر پل ها زندگی می کنند ، فراهم می کند ، اما صحنه ای که کابیریا کلیدهای خانه خود را به خانواده بزرگ و فقیر و بسیار فقیر که آن را خریداری کرده اند ، تحویل می دهد ، از آن بسیار جالب تر است.

این صحنه ها یک لنگر ، یک زیر و بم را فراهم می کنند که زمینه ای برای صحنه های سبک تر فراهم می کند ، مانند همان صحنه ای که او توسط دو فاحشه ویا ونتو مسخره می کند که از ظرافت (و بسیار بلندتر) از او برخوردار هستند. یا صحنه ای که او در حالی که مشتری جدیدش را به فاحشه های رقیب خود نشان می دهد ، با ماشین بزرگ آمریکایی بازیگر رانندگی می کند (باز هم صحنه ای که فلینی در “La Dolce Vita” بازیافت می کند).

در تمام آن صحنه ها او شخصیت منافی باقی می ماند و پس از آن احساس می کنیم نرم شدن خاصی نسبت به پایان آن چیست. همانطور که به خودش اجازه می دهد باور کند آینده اش با اسکار است ، ابروهای او برش های افقی جسورانه خود را نرم می کند ، و از بالای چشم و صورت که آسیب پذیرتر به نظر می رسد شروع به خم شدن می کند. همه اینها در آماده سازی آخرین عکس فراموش نشدنی فیلم است که در آن چهره کابیریا را با تمام قاطعیت غیرقابل انکار خود می بینیم.

فیلم زندگی اوهارو
بیشتر بخوانید

فلینی یک بار گفت ، از بین تمام شخصیت هایش ، کابیریا تنها کسی بود که هنوز نگران او بود. در سال 1992 ، هنگامی که به فلینی اسکار افتخاری اهدا شد ، او از تریبون به سمت ماسینا که در ردیف اول نشسته بود نگاه کرد و به او گفت که گریه نکند. دوربین به صورت او بریده شد و نشان می داد که او از بین اشکهایش شجاعانه لبخند می زند و کابیریا وجود دارد.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های چارلی چاپلین

پایان مقاله نقد فیلم شب های کابیریا

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 6 =