امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم برباد رفته

نقد فیلم برباد رفته

نقد فیلم برباد رفته / نقد فیلم Gone With the Wind

” فیلم برباد رفته ” دیدگاهی احساسی از جنگ داخلی را ارائه می دهد ، در آن “جنوب قدیمی” جای کاملوت را می گیرد و جنگ نه چندان برای شکست کنفدراسیون و آزاد کردن برده ها به خانم اسکارلت او ‘بود اما ما می دانیم که سالهاست که نوستالژی آلوده به این سرزمین می آید. با این حال که ” فیلم برباد رفته ” به 60 امین سالگرد خود نزدیک می شود ، هنوز یک برجسته و برجسته از فیلم است ، به همین دلیل که داستان خوبی را روایت می کند و آن را به طور شگفت انگیزی خوب می گوید.

با مقاله نقد فیلم برباد رفته همراه بامدادی ها باشید.

برای داستانی که می خواست تعریف کند ، فیلم مناسب در زمان مناسب بود. اسکارلت اوهارا موجودی از دهه 1860 نیست بلکه دهه 1930 است: یک زن مدرن و با روحیه آزاد. راه را پرچمداران عصر جاز فیتزجرالد ، بازیگران جسور سینمای آن دوره و واقعیت اقتصادی افسردگی برای او آماده کردند ، که برای اولین بار زنان زیادی را مجبور به کار در خارج از خانه های خود کرد.

شهوت ها و علاقه های سرسختانه اسکارلت ارتباط چندانی با افسانه های گل های ظریف جنوبی ندارد و همه چیز با نمادهای جنسی فیلم هایی که خالق او ، مارگارت میچل شکل گرفته اند ، ارتباط دارد: بازیگرانی مانند کلارا بو ، ژان هارلو ، لوئیز بروکس و مای وست. او زنی بود که می خواست ماجراهای جنسی خود را کنترل کند و این عنصر اصلی جذابیت اوست.

بیشتر بخوانید:100 فیلم برتر تاریخ

وی همچنین تلاش کرد تا سرنوشت اقتصادی خود را در سالهای پس از فروپاشی جنوب کنترل کند ، ابتدا با کاشت پنبه و بعداً با راه اندازی یک تجارت موفق الوار او نمادی بود که ملت هنگام ورود به جنگ جهانی دوم به آن نیاز داشت. خواهر روحانی روزی پرچین.

البته ، به او كاملاً اجازه داده نمی شود كه سه بار ازدواج كند ، به شوهر شیرین ملانی اشلی ، شلیك به یانكی غارتگر ، و ممنوعیت همسر سوم خود را از تختخواب زناشویی به منظور محافظت از كمر كوچك خود در برابر زایمان. این تماشای مخاطبان را مجذوب خود کرد (هنوز هم ما را مجذوب خود می کند) که نادیده گرفتن سیم های بلند او را در دنیای شوونیسم مردانه ببینند ، اما سرانجام چنین رفتاری مجبور به مجازات شد ، و این همان چیزی است که “صادقانه بگویم عزیزم ، لعنتی نمی دهم” تماما در مورد. اگر ” فیلم برباد رفته ” با پیروزی بی چون و چرای اسکارلت به پایان می رسید ، شاید به همین موفقیت نرسیده بود. مخاطبان اصلی آن (به اعتقاد من زنان ، حتی بیشتر از مردان) می خواستند او را زیر و رو کنند – البته اگر فردا روز دیگری باشد.

فیلم دروازه های بهشت
بیشتر بخوانید

رت باتلر فقط مردی بود که این کار را انجام داد. همانطور که او در یک صحنه مهم اولیه به اسکارلت می گوید: “شما نیاز به بد بوسی دارید. این چیزی است که شما را اشتباه می گیرد. شما باید بوسید ، و اغلب ، و توسط کسی که می داند چگونه. ” به جای “بوسه” کلمه ای را که فکر می کنید جایگزین کنید. گفتگوی این چنینی در اکثر مردم به چیزی عمیق و اساسی می رسد.

بیشتر بخوانید:فیلم دروازه های بهشت

این خیالات آنها را در مورد لذت جنسی با وجود خود تحریک می کند. (“می دانید چرا زنان عاشق نجواگر اسب هستند؟) چندی پیش یکی از دوستان زن از من سال کردند.” آنها می فهمند ، اگر این کاری است که او می تواند با یک اسب انجام دهد ، فکر می کنند چه کاری می تواند با من انجام دهد. “) سردرگمی اسکارلت بین تثبیت عاطفی او بر روی “نجیب زاده جنوبی” خشن (اشلی ویلکس) و شهوت غیرشکل مانند او برای یک مرد جسور (رت باتلر). هیجان انگیزترین مبارزه در ” فیلم برباد رفته ” بین شمال و جنوب نیست ، بلکه بین شهوت اسکارلت و پوچی او است.

کلارک گیبل و ویوین لی در دو نقش بسیار پرطرفدار فیلم در آن دوران کاملاً مطابقت داشتند. هر دوی آنها توسط یک سیستم استودیویی که مشخصات و بیوگرافی های ایده آل را ارائه می داد ، بسیار خوب خدمت می کردند ، اما اکنون می دانیم که این افراد چه قانون شکنان هستند: لی ، زیبایی روان رنجور ، سو-مصرف مواد مخدر که ناامیدی هر مردی را دوست داشت.

آنها تجربه ، سلیقه خوش فرم و منافع قدرتمندی را برای نقش های خود به ارمغان آوردند و دوربینی که نمی تواند دروغ بگوید و اغلب بیشتر از آنچه داستان در نظر دارد را نشان می دهد ، چشم به هم زد و آمادگی زبان بدن را نشان می دهد که چالش جنسی را نشان می دهد. صحنه اولیه ای را در نظر بگیرید که آنها هنگام باربیکیو در Twelve Oaks برای اولین بار به یکدیگر چشم می اندازند.

تیم دیرکس ، منتقد ، مشاهده می کند: “رت” نگاه خنک و چالشی را با اسکارلت مبادله می کند. ” “او متوجه می شود که او با چشمانش او را از تن در می آورد:” او انگار به نظر می رسد – گویی که می داند بدون براق بودن من چه شکلی هستم. “

بیشتر بخوانید:فیلم معجزه آبی

اگر درام اصلی ” فیلم برباد رفته ” ظهور و سقوط یک ماجراجو جنسی است ، نقطه مقابل نمایی کج اما پرشور از جنوب قدیمی است. برخلاف اکثر حماسه های تاریخی ، ” فیلم برباد رفته ” رفت و برگشت واقعی دارد ، احساسی قانع کننده برای گذشت زمان. جنوب را قبل ، هنگام و بعد از جنگ نشان می دهد ، همه از دید اسکارلت دیده می شود.

فیلم حرامزاده های لعنتی
بیشتر بخوانید

و اسکارلت یک جنوبی است. مارگارت میچل نیز همین طور بود. این فیلم در روایتی چاپ شده که فیلم را باز می کند ، به زبانی که از نظر فرضیه های شگفت انگیز و بی چون و چرای آن حیرت انگیز است ، ارزش های خود را نشان می دهد:

“در آنجا سرزمین کاوالیرز و مزارع پنبه وجود داشت که جنوب جنوبی نامیده می شد. در اینجا در این دنیای زیبا ، گالانتری آخرین تعظیم خود را انجام داد. این آخرین موردی بود که شوالیه ها و نمایشگاه خانم هایشان ، استاد و برده دیده می شود. آن را فقط در کتاب ها جستجو کنید ، زیرا چیزی بیش از یک رویا نیست که بخاطر بسپارید ، تمدنی که با باد رفته است. “

بله ، با حروف بزرگ و همه. نیازی نیست که سوال شود که آیا بردگان به همین روش دیده اند؟ این فیلم واقعیت ناخوشایندی را خریداری می کند که بذله گویی در مزارع با عرق برده ها خریداری شده است (همدردی بیشتر برای اسکارلت برای گرفتن پینه بر روی دستان بسیار کوچکش نسبت به همه جنایات برده داری وجود دارد).

بیشتر بخوانید:فیلم رودخانه سرخ

اما به شخصیت های اصلی آفریقایی-آمریکایی آن حداقل انسانیت و پیچیدگی می بخشد. هتی مک دانیل ، به عنوان مامی ، منطقی ترین و روشن بین ترین فرد در کل داستان است (او یکی از هشت اسکار فیلم را برنده شد) ، و اگرچه پروانه مک کوئین ، به عنوان پریسی ، همیشه با خط “من نمی کنم هیچ چیز درباره نوزادان متولد نشوید ، “این شخصیت به عنوان یک کل درگیر کننده و زیرکانه است.

به یاد داشته باشید که وقتی ” فیلم برباد رفته ” ساخته شد ، تفکیک هنوز قانونی در جنوب و واقعیت در شمال بود. این که Ku Klux Klan از ترس جرم به مقامات منتخب وابسته به آن از یک صحنه نوشته شده است. این فیلم از جهانی با ارزش ها و پیش فرض هایی متفاوت است که اساساً با جهان ما متفاوت است – و البته ، البته ، همه داستان های کلاسیک عالی ، از هومر و شکسپیر شروع می شوند. یک ” فیلم برباد رفته ” صحیح سیاسی ارزش ساختن را ندارد ، و ممکن است دروغ باشد.

نقد فیلم احضار 3
بیشتر بخوانید

” فیلم برباد رفته ” به عنوان نمونه کاردستی فیلم سازی ، هنوز حیرت انگیز است. چندین کارگردان روی فیلم کار کردند. جورج کوکور مورد بی مهری کلارک گیبل قرار گرفت و ویکتور فلمینگ جایگزین وی شد ، وی که از فرط خستگی عصبی فرو ریخته بود و سام وود و کامرون منزیس او را آرام کردند.

نویسنده واقعی تهیه کننده ، دیوید او سلزاننیک ، استیون اسپیلبرگ در زمان خود بود ، که درک کرد که کلید جذابیت گسترده پیوند ملودرام با ارزشهای پیشرفته تولید است. برخی از عکسهای منفرد در ” فیلم برباد رفته ” هنوز هم قدرت نفس کشیدن ما را دارند ، از جمله سوختن آتلانتا ، پرواز به تارا و “خیابان مردان در حال مرگ” ، همانطور که اسکارلت به خیابان می رود و دوربین عقب می رود به نظر می رسد کل کنفدراسیون تا آنجا که چشم می بیند ، شکسته و خونریزان است.

و در این روزها که بسیاری از کارگردانان در مورد ضعف تلویزیون آموزش دیده اند ، در سبک بصری یک درخشش شاد وجود دارد. یک عکس اولیه را در نظر بگیرید که اسکارلت و پدرش به زمین نگاه می کنند ، و دوربین به عقب برمی گردد ، دو شکل و یک درخت در یک سایه سیاه و منظره پشت سر آنها نگه داشته شده است. یا نحوه قرار گرفتن شعله های آتلانتا برای پس زمینه پرواز اسکارلت در کالسکه.

بیشتر بخوانید: تحلیل نقاشی گلهای زنبق

من ” فیلم برباد رفته ” را در چهار دوره اصلی احیای نمایشی خود دیده ام – 1954 ، 1961 ، 1967 (نسخه سقف آور “صفحه گسترده”) و 1989 ، و اکنون بازسازی سال 1998 است. این برای سالهای آینده وجود خواهد داشت ، نمونه ای عالی از هنر هالیوود و یک کپسول زمانی از احساسات هوای یک تمدن با باد رفته ، همه درست است ، اما فراموش نشده است.

پایان نقد فیلم برباد رفته

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × سه =