لارس فون تریه از آن فیلمسازانی است که انگار هر روز زندگیاش میتواند یک قسمت تازه از روایتی طولانی و آرام درباره پایان جهان باشد. سینمای او همیشه مخاطب را با پرسشهایی درباره رنج، ایمان، گناه، عشق، خشونت و تاریکیهای درونی انسان روبهرو میکند. به همین دلیل، انتخاب بهترین فیلم های لارس فون تریه کار سادهای نیست؛ چون هرکدام از آثار او تجربهای متفاوت و گاهی کاملا متناقض با فیلم قبلی هستند.
فون تریه در طول چند دهه فعالیت خود، فیلمهایی ساخته که برخی از آنها به آثار مهم سینمای معاصر تبدیل شدهاند و برخی دیگر واکنشهای بسیار متفاوتی میان تماشاگران و منتقدان ایجاد کردهاند. در این فهرست، ۱۵ فیلم از مهمترین آثار کارنامه او را مرور میکنیم؛ از نخستین تجربههای فرمی او تا فیلمهایی که به شناختهشدهترین آثارش تبدیل شدند.
۱۵. ماندِرلی (Manderlay) – ۲۰۰۵
«ماندرلی» دومین بخش از سهگانهای است که فون تریه برای بررسی جامعه آمریکا طراحی کرده بود. داستان فیلم درباره گریس است که پس از ترک داگویل، به همراه پدرش به مزرعهای میرسد که در آن بردهداری هنوز ادامه دارد.
فیلم بار دیگر با استفاده از دکورهای مینیمال و فضایی تئاتری ساخته شده و فون تریه از این ساختار برای تمرکز بر رفتار و روابط انسانی استفاده میکند. «ماندرلی» مانند بسیاری از آثار او، مفاهیمی مانند آزادی، قدرت، بردهداری و مسئولیت فردی را زیر ذرهبین میبرد.
۱۴. اپیدمیک (Epidemic) – ۱۹۸۷
«فیلم اپیدمیک» یکی از آثار اولیه فون تریه است؛ فیلمی که مرز میان واقعیت و داستان را به شکل عجیبی از بین میبرد. ماجرا درباره دو فیلمساز است که در حال نوشتن فیلمنامهای درباره یک بیماری همهگیر هستند؛ اما همزمان در دنیای واقعی نیز بیماریای در حال گسترش است.
این اثر را میتوان نمونهای از علاقه فون تریه به بازی با ساختار روایت دانست؛ فیلمی که در آن فرآیند خلق یک داستان، به تدریج با خود داستان در هم میآمیزد.
۱۳. احمقها (The Idiots) – ۱۹۹۸
«احمقها» یکی از مهمترین نمونههای سینمای جنبش دوگما ۹۵ است؛ جنبشی که فون تریه همراه با توماس وینتربرگ شکل داد و تلاش میکرد فیلمسازی را از بسیاری از قواعد و امکانات مرسوم سینمای تجاری دور کند.
داستان فیلم درباره گروهی از افراد است که تصمیم میگیرند برای مقابله با هنجارهای اجتماعی، خود را به افراد دارای ناتوانی ذهنی بزنند. اما این بازی به تدریج مرزهای اخلاقی و شخصی آنها را به چالش میکشد.
«احمقها» از آن دسته فیلمهایی است که بیش از آنکه بخواهد پاسخ مشخصی ارائه دهد، مخاطب را در موقعیتی ناراحتکننده قرار میدهد تا درباره رفتار شخصیتها و معنای آزادی آنها فکر کند.
۱۲. رئیس همه (The Boss of It All) – ۲۰۰۶
فون تریه در «رئیس همه» سراغ کمدی میرود؛ فیلمی که داستان مدیری را روایت میکند که برای حل مشکلات شرکتش، مدیری خیالی را به وجود آورده و تمام تصمیمهای دشوار را به گردن او میاندازد.
فیلم با بازیهای روان و موقعیتهای طنز، تصویری متفاوت از سینمای فون تریه ارائه میدهد. با این حال، حتی در این اثر کمدی نیز علاقه او به دستکاری ساختار روایت و بازی با انتظارات تماشاگر کاملا دیده میشود.
۱۱. عنصر جنایت (The Element of Crime) – ۱۹۸۴
«عنصر جنایت» نخستین فیلم بلند مهم فون تریه و یکی از آثاری است که سبک بصری ویژه او را از همان ابتدا به نمایش میگذارد.
داستان فیلم درباره کارآگاهی است که برای حل مجموعهای از قتلها، از روشهای یک قاتل زنجیرهای استفاده میکند. فضای فیلم تیره، کابوسوار و عمدا بیگانهکننده است و رنگ و نور نقش مهمی در شکل دادن به جهان آن دارند.
این فیلم را میتوان یکی از نخستین نشانههای شکلگیری جهان سینمایی فون تریه دانست؛ جهانی که بعدها در آثار مختلف او بارها با شکلهای متفاوت بازخواهد گشت.
۱۰. پنج مانع (The Five Obstructions) – ۲۰۰۳
«پنج مانع» اثری متفاوت در کارنامه فون تریه است که در قالب یک مستند، رابطه میان دو فیلمساز را دنبال میکند. فون تریه از یورگن لت برای بازسازی فیلم کوتاهش «The Perfect Human» استفاده میکند، اما هر بار محدودیت تازهای برای او تعیین میکند.
نتیجه، فیلمی درباره سینما، خلاقیت و محدودیتهای هنری است. هر مانع، فیلمساز را مجبور میکند روش تازهای برای ساختن اثرش پیدا کند و همین روند، به موضوع اصلی فیلم تبدیل میشود.
۹. خانهای که جک ساخت (The House That Jack Built) – ۲۰۱۸
«فیلم خانه ای که جک ساخت» یکی از افراطیترین آثار فون تریه است. فیلم داستان جک، یک قاتل زنجیرهای را دنبال میکند که در طول سالها مرتکب قتلهای مختلفی میشود و درباره آنها با مخاطب صحبت میکند.
فون تریه در این فیلم خشونت، هنر، جنایت و وسواس را در کنار یکدیگر قرار میدهد. ساختار فیلم نیز به شکلی طراحی شده که روایت جنایتهای جک با بحثهایی درباره هنر و جایگاه هنرمند در هم ترکیب شود.
۸. مدهآ (Medea) – ۱۹۸۸
«مدهآ» اقتباسی تلویزیونی از نمایشنامه مشهور اوریپید است که فون تریه آن را با نگاه بصری خاص خودش بازآفرینی کرده است.
داستان مدهآ، زنی است که پس از خیانت همسرش، درگیر خشم و انتقامی ویرانگر میشود. فیلم با استفاده از طبیعت، مه و تصاویر سرد و وهمآلود، فضای تراژیک داستان را تقویت میکند.
۷. اروپا (Europa) – ۱۹۹۱
«اروپا» یکی از جاهطلبانهترین فیلمهای اولیه فون تریه است. داستان در آلمان پس از جنگ جهانی دوم میگذرد و درباره مرد جوانی است که برای کار به این کشور میرود و به عنوان مسئول قطار مشغول به کار میشود.
فیلم از نظر بصری تجربهای متفاوت است و فون تریه در آن از ترکیب سیاهوسفید و رنگ، تصاویر چندلایه و طراحی صحنه برای ایجاد فضایی رویاگونه استفاده میکند.
۶. نیمفومانیاک؛ بخش اول و دوم (Nymphomaniac: Vol. I & II) – ۲۰۱۳
«نیمفومانیاک» داستان زنی به نام جو را روایت میکند که زندگی جنسی خود را برای مردی مسن به نام سلیگمن تعریف میکند. فیلم در دو بخش ساخته شده و از این روایت برای بررسی میل، تنهایی، رابطه، گناه و سرکوب استفاده میکند.
فون تریه در این اثر بار دیگر به سراغ موضوعاتی میرود که در بخش مهمی از سینمای او حضور دارند؛ اما این بار آنها را در قالب داستانی بسیار صریح و اپیزودیک ارائه میدهد.
۵. فیلم ضد مسیح (Antichrist) – ۲۰۰۹
«دجال» یکی از تاریکترین فیلمهای فون تریه است. داستان درباره زن و مردی است که پس از یک حادثه تراژیک، برای مدتی به خانهای در دل جنگل میروند؛ اما حضور آنها در این محیط به تجربهای کابوسوار تبدیل میشود.
فیلم با تصاویر شدید و آزاردهنده، مفاهیمی مانند سوگ، گناه، طبیعت، خشونت و رابطه میان زن و مرد را بررسی میکند. «دجال» از آن دسته آثاری است که واکنش به آن میتواند بسیار شخصی باشد، اما از نظر سبک بصری و جسارت فرمی، جایگاه مهمی در کارنامه فون تریه دارد.
۴. رقصنده در تاریکی (Dancer in the Dark) – ۲۰۰۰
«رقصنده در تاریکی» یکی از مشهورترین فیلمهای فون تریه و اثری است که تراژدی را با عناصر موزیکال ترکیب میکند.
سلما، مهاجری اهل چکسلواکی است که به تدریج بینایی خود را از دست میدهد و تلاش میکند برای آینده فرزندش پول پسانداز کند. او برای فرار از واقعیت سخت زندگی، در ذهن خود صحنههای موزیکال میسازد.
فیلم با بازی بیانورک در نقش سلما، تضاد میان خیال و واقعیت را به یکی از مهمترین عناصر داستان تبدیل میکند و به تدریج فضای تراژیک خود را پررنگتر میسازد.
۳. فیلم داگویل (Dogville) – ۲۰۰۳
«فیلم داگویل» یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای فون تریه است. داستان درباره زنی به نام گریس است که از دست گروهی از خلافکاران فرار کرده و به شهری کوچک پناه میبرد.
فون تریه در این فیلم تقریبا تمام دکورهای متعارف را حذف میکند و خانهها و خیابانهای شهر را روی یک صحنه خالی با خطوط ساده مشخص میکند. این انتخاب باعث میشود توجه مخاطب بیش از هر چیز روی شخصیتها و رفتار آنها متمرکز شود.
فیلم در ادامه، به بررسی قدرت، سوءاستفاده، اخلاق و رفتار انسانها در شرایطی میپردازد که توازن قدرت به شکل محسوسی تغییر کرده است.
۲. شکستن امواج (Breaking the Waves) – ۱۹۹۶
«فیلم شکستن امواج» داستان زنی جوان به نام بس را روایت میکند که در یک جامعه مذهبی و محافظهکار زندگی میکند. پس از اینکه همسرش در یک حادثه فلج میشود، بس باور میکند که باید برای نجات او دست به فداکاری بزند.
فیلم با تمرکز بر ایمان، عشق، فداکاری و رنج، یکی از احساسیترین آثار فون تریه را شکل میدهد. بازی امیلی واتسون در نقش بس نیز یکی از عناصر اصلی موفقیت فیلم است.
۱. فیلم مالیخولیا (Melancholia) – ۲۰۱۱
در صدر فهرست بهترین فیلم های لارس فون تریه، «مالیخولیا» قرار دارد؛ فیلمی که برخورد یک سیاره سرگردان با زمین را به بستری برای روایت بحران روانی و فروپاشی شخصیتهایش تبدیل میکند.
فیلم با مراسم ازدواج جاستین آغاز میشود، اما جشن به تدریج به فضایی غریب و سنگین تبدیل میشود. در بخش دوم، نزدیک شدن سیاره مالیخولیا، اضطراب و انتظار برای پایان جهان را به مرکز روایت میآورد.
فون تریه در «مالیخولیا» از یک فاجعه کیهانی برای پرداختن به احساساتی بسیار انسانی استفاده میکند؛ ترس، افسردگی، اضطراب و مواجهه با پایان. فیلم از نظر بصری نیز یکی از چشمگیرترین آثار کارنامه اوست و تصاویرش از سیاره مالیخولیا و لحظه نزدیک شدن آن به زمین، از ماندگارترین تصاویر سینمای فون تریه محسوب میشوند.
بهترین فیلم های لارس فون تریه را از کجا شروع کنیم؟
اگر تاکنون با سینمای فون تریه آشنا نشدهاید، انتخاب یک فیلم برای شروع چندان ساده نیست. آثار او از نظر فرم، لحن و موضوع تفاوت زیادی با یکدیگر دارند. «رقصنده در تاریکی» و «شکستن امواج» وجه انسانی و تراژیک سینمای او را برجسته میکنند، در حالی که «داگویل» و «مالیخولیا» نمونههایی از تجربههای متفاوتتر او با روایت و فرم هستند.
در نهایت، فهرست بهترین فیلم های لارس فون تریه بیشتر از آنکه یک ترتیب قطعی برای تماشای آثار او باشد، راهی برای مرور دورههای مختلف فعالیت یکی از متفاوتترین فیلمسازان سینمای معاصر است؛ فیلمسازی که در طول فعالیتش بارها مرزهای روایت، فرم و موضوع را جابهجا کرده و آثارش همچنان محل بحث و تفسیر هستند.

