صفحه اصلی > معرفی سریال : نقد سریال Silo | پاسخ به رمز و رازهای مهم سریال
ads

نقد سریال Silo | پاسخ به رمز و رازهای مهم سریال

سریال Silo

سریال علمی تخیلی دیستوپیایی « سریال Silo » اثری پر از راز است، راز افرادی که زندگی مرموز خود را در زیر زمین می گذرانند. اما دقیقا در اعماق زیرزمین انسان چه می گذرد؟! با نقد و بررسی سریال های بامدادی ها و سریال سیلو همراه باشید تا به شما بگوییم چرا باید این سریال را تماشا کنید.

ماجرای سریال Silo در مورد چیه؟!

 

این سریال که توسط گراهام یوست ساخته شده است، بر اساس سه گانه Wool اثر هیو هاو، خالق سریال موفق Justified ساخته شده است. به طور خلاصه، این سریال یک داستان پسا آخرالزمانی در مورد آینده ای دیستوپیایی است که در آن آخرین ساکنان باقیمانده سیاره در اعماق زمین در سیلویا بزرگ زندگی می کنند. این سازه برای محافظت از آنها در برابر یک محیط سمی و کشنده عمل می کند و ساکنان آن از قوانین سختگیرانه ای پیروی می کنند که معتقدند برای محافظت از آنها در برابر آن محیط سمی وجود دارد.

حدود 140 سال پیش، یک فاجعه اتفاق افتاد، هوا برای بقیه زندگی مردم سمی و سمی شد، حداقل این چیزی است که آنها به مردم می گویند پناهگاه زیرزمینی 144 طبقه، جایی که ده هزار نفر در آن زندگی می کنند، طبق مقامات تعیین شده محل زندگی آنها. : در سطوح بالاتر – نمایندگان قدرت و قضات، در میان مردم عادی – مردم عادی، در پایین – مکانیک هایی که در خدمت سیستم های گرمایش، برق و هوا هستند.

سریال Silo

اما نکته عجیب این است: هیچ کس نمی داند این سازه چه زمانی و چرا ساخته شده است و کسانی که تمایل ممنوع به ترک سیلو را ابراز می کنند باید با مجازات واقعی ترک مواجه شوند، حتی اگر بدانند عواقب آن مرگ خواهد بود. بلافاصله لباس‌های ویژه‌ای که توسط بخش فناوری اطلاعات ساخته شده است، به آن‌ها تعبیه می‌شود که روی لباس‌ها تصویری سالم و پر جنب و جوش از جهان تولید شده توسط کامپیوتر می‌پوشانند، و سپس به بیرون فرستاده می‌شوند تا حسگرهای خارجی را پاک کنند تا بتوانند ببینند داخل آن چه می‌گذرد.

و بعد از چند دقیقه هوای فرد اعزامی تمام می شود و تسلیم می شود. این اصل است، اما اگر چیزی در جریان است که شما نمی‌فهمید و متعجب هستید که واقعاً در این سیلو چه می‌گذرد، نگران نباشید. شما تنها نیستید قطعا عوامل دیگری نیز دخیل هستند و این چیزی است که سریال معمایی سیلو را بسیار جذاب می کند.

نقد سریال لوکی

خط روایت اصلی چه چیزی را دنبال می‌کند؟

سریال Silo در قسمت اول خود، سفر زوجی را دنبال می‌کند که در این دنیای جدید بشریت زیرزمینی تلاش می‌کنند فرزندی داشته باشند. البته همه زاد و ولدها کنترل می شود و روابط تأیید می شود، اما اهالی نمی دانند که مجریانی وجود دارند که همه چیز را کنترل می کنند و از برخی چیزها جلوگیری می کنند. مانند کشف حقیقت پشت سیلو و البته اینکه چرا ساکنان آن در داخل آن نگهداری می شوند.

قسمت اول سریال Silo دو کار مهم انجام می دهد. ابتدا در سخنان شهردار (جرالدین جیمز) آمده است که مدتی پیش شورش شدیدی رخ داد که در آن کتاب ها، دیسک های کامپیوتر و غیره تخریب شدند. او همچنین ما را با کلانتر سیلو، کلانتر هولستون (دیوید اویلوو) آشنا می کند که در این داستان می چرخد. سه سال پیش، هالستون و همسرش آلیسون (راشیدا جونز)، پس از اینکه پزشکان کنترل بارداری را حذف کردند، سعی کردند باردار شوند.

در طول این مدت، زمانی که آلیسون در محل کار بود، سعی کرد به فایل های پاک شده از دست رفته در گذشته پر دردسر سیلو دسترسی پیدا کند، اما رد شد. یک روز به درخواست تعمیرکار کامپیوتری به نام جورج (فردیناند کینگزلی) پاسخ می دهد. به نظر می رسد که او قبلاً هارد دیسک را پیدا کرده است، اما به آلیسون نیاز دارد تا آن را باز کند. همانطور که او این کار را انجام می دهد، آنها چندین نقشه از سیلو را پیدا می کنند، جایی که جورج تونلی را می بیند که از سیلو خارج می شود.

سریال Awake
بیشتر بخوانید

آلیسون به جورج می‌گوید که نگه‌داشتن نقشه ممنوع است زیرا یک یادگار است، بنابراین او باید قبل از اینکه کسی بداند آن را دارد، آن را نابود کند. بعداً، آن دو پرونده‌ای را پیدا می‌کنند که تصویر مردی را در خارج از سیلو نشان می‌دهد و دنیا امن و مرفه به نظر می‌رسد. به زودی، آلیسون شروع به زیر سوال بردن واقعیت خود و کل سیلو می کند.

پزشکان دریافتند که قرص ضدبارداری هرگز برداشته نشده است، بنابراین آن را در خانه برداشتند. (فقط با یک چاقو) بله، و سپس در کافه تریا وحشت می کند، به همه کسانی که گوش می دهند می گوید که هر چه در مورد سیلو می داند دروغ است، و از او می خواهد که بیرون برود.

کلانتر هلستون سعی می کند جلوی او را بگیرد، اما آرزوی ممنوعه او قبلاً بیان شده است و بازگشتی وجود ندارد. بنابراین خاموش می شود، سنسورها را تمیز می کند، چند متر می رود و سپس می میرد. از این نقطه، داستان سه سال به جلو می‌پرد و کلانتر هلستون را در اندوه عمیق نشان می‌دهد. در حالی که او همچنین به مرگ ناگهانی جورج که همراه آلیسون بود (با برچسب خودکشی) می پردازد.

در واقع او می داند که عمیقاً معتقد است شخصی به نام جولیت (فرگوسن) واقعاً کشته شده است. چرا او این را باور می کند؟ از آنجا که جورج معشوق او بود، او می دانست که او هرگز او را نخواهد کشت، حتی اگر جورج چیزهای ممنوعه را پنهان کند. پس از صحبت با او، هولستون به آرامی شروع به تحقیق در مورد نظریه جولیت می کند و به این فکر می کند که آیا همسرش درست می گوید یا خیر. در خلاصه داستان، او می‌گوید که می‌خواهد با همسرش باشد و این کار را هم می‌کند.

سنسورها را تمیز می کند، به سراغ همسرش می رود و در کنار او می میرد. با این حال، قبل از رفتن، او یادداشتی را بر جای می گذارد که انتخاب خود را برای کلانتر جدید نشان می دهد: جولیت. اما مقامات سیلو انتخاب هولستون را دوست ندارند زیرا جولیت یک “کارآگاه متولد شده” است و این یک لحظه خطرناک برای مقامات است. به طور کلی، ما از طریق پنج قسمت اول یاد می‌گیریم که، بله، همه چیز آنطور که به نظر می‌رسد نیست، اما مهمتر از آن، یک عامل دیگر وجود دارد: کسی یا موجودی که آنچه را که همه می‌بینند، می‌شنوند و باور می‌کنند کنترل می‌کند.

پس چه کسی این همه تصمیم می گیرد؟ این همان نقطه ای است که کشف آن در مرکز پنج رویداد بعدی نهفته است. اما چرا؟ زیرا رازهای زیادی پیرامون حقیقت پشت سیلو وجود دارد و از قسمت پنجمی که خودتان دنبال می کنید، کشف می شوند.

سریال Silo

دراماتورژی قوی سریال Silo

 

آغاز سریال Silo با نشان دادن سرنوشت غم انگیز کسانی که همدیگر را دوست دارند، محور عاطفی کل داستان است. اما با انتشار این خبر، افراد داخل پناهگاه به شدت بیمار می شوند. همه در این منطقه با حوادث دردناک، وعده های شکسته و عدم آزادی متحد شده اند. برای برخی، مبارزه با نژادپرستی و نابرابری طبقاتی یک گزینه است، اما فضای سنگین ترس و سیلو مانع اجرای آن می‌شود. بالای سیلو، این نمونه بارز یک محیط زندان است که خود را مکانی برای تاریکی و ترس نشان می دهد.

نیوکمپ ؛ پربیننده‌ترین سریال کمدی چند ماه اخیر در فیلیمو
بیشتر بخوانید

عمق سریال برگرفته از خالق Graham Yost است که تصمیم گرفت کمی داستان اصلی را تغییر دهد و نویسندگی و کارگردانی Morten Tylham (کارگردان بازی) که سه قسمت اول را کارگردانی کرد. سیلوها. در قسمت اول اپیزود، شادی، انرژی، درد و امید آلیسون به آینده با اشک، درد، خون و جنون جایگزین می شود.

تغییرات در ماهیت شخصیت ها به سرعت اتفاق می افتد، به خصوص در قسمت اول، کارگردان باعث می شود که شخص و اتفاقات خاص بسیاری از شخصیت ها همزمان مخاطب شوند و در عین حال شخصیت های مهم محلی را معرفی می کند. برای مخاطب زندگی می کند. . این بدان معنی است که تقریباً بلافاصله احساسات انفجاری آلیسون و هلستون در جولیت سرد، مهار شده و پرشور که در خط مقدم داستان قرار دارد، حل می شود.

لازم به ذکر است که بازی ربکا فرگوسن در این قسمت مانند همیشه عالی بود و جنبه های مختلف قدرت تیلدام را در قسمت سوم هیجان انگیز و حماسی این مجموعه تداعی می کرد. سایه ای از اندوه غمگین بر روی فیزیک و حالات چهره بازیگر نقش می بندد، توهم عجیبی احساس می شود که چشم ها را روی صفحه قفل می کند و قلب را به ریتم گام های جسورانه شخصیتش می کشاند.

از سوی دیگر، تصمیم به تقسیم فوری داستان به «قبل» و «بعد» به پروژه تنش، عمق و دسیسه روانی لازم را بخشید. این به این معنی است که مخاطب از خود می‌پرسد که اگر وقایع اصلی در ابتدا اتفاق افتاده است، پس بعدی چیست؟ وقتی جولیت قدرت را در دست می گیرد، ما کاملاً در دنیای یک شخصیت غوطه ور می شویم. اما چرا؟ همانطور که هلستون با مرگش به بسیاری از سوالات پاسخ می دهد، یک سری سرنخ برای شخصیت اصلی که بینندگان از قبل می شناسند به جا می گذارد، اما از این لحظه به بعد، هیچ چیز مشخص نیست.

به طور کلی در اینجا یک درام علمی تخیلی است، از یک ژانر به ژانر دیگر می پرد و یک تریلر جنایی را انتخاب می کند. حتی به عنوان یک جوینده، ژولیت به قلب اسرار پناهگاه می رسد. در کنار آن، ما نیز به عنوان یک مخاطب مشکوک به اطراف نگاه می کنیم و سعی می کنیم علت حضور آنتاگونیست موجود را دریابیم و دریابیم. با پیشروی داستان، پاسخ به برخی از سوالات منجر به سوالات بسیاری می شود، اما هیچ سردرگمی در سریال وجود ندارد. اصلا مشخص نیست اینجا چه خبر است، اما سازندگان فضای زیادی برای تخیل بیننده می گذارند.

سریال Silo شما را روی لبه صندلی نگه می‌دارد

 

باید بدانید که سریال Silo عناصر بسیاری از بهترین سریال های علمی تخیلی را با هم ترکیب می کند. یکی از این موارد جعبه رمز و راز Westworld است. یا می توانید به هرج و مرج اجتماعی یا یک سیستم عامل آینده نگر در این بین اشاره کنید و بینندگان را به یاد آثار موفق این ژانر بیاندازید. اما حتی با این جنبه های آشنا، سیلو این عناصر آشنا را به شکلی هیجان انگیز ترکیب می کند. در واقع سیلو از نظر ساختاری بینندگان را به یاد فصل اول Westworld می اندازد و فضایی مرموز را ایجاد می کند. این دو سریال شباهت های زیادی دارند، از جمله استفاده مکرر از فلاش بک.

اما Westworld در فصل های بعدی خود به دلیل پیچیده بودن بیش از حد با مشکل مواجه شد. چون نقشه او شروع به باز شدن کرد. در واقع، فرض اصلی داستان در سریال تغییر کرده است و نه برای بهتر شدن. سریال پس از شروع موفقیت آمیز، نه به مسائل اخلاقی می پردازد و نه بر اساس اخلاق و روحیه انسانی. در عوض تبدیل به یک سری سکانس های اکشن شد.

مینی سریال The White Lotus | مینی سریال نیلوفر سفید
بیشتر بخوانید

اما سریال Silo در فصل اولش در موقعیتی شیرین باقی می ماند که همه شخصیت ها به هم متصل هستند. این باعث می شود که خواسته ها و برنامه های مختلف آنها با هم برخورد کنند و این اصطکاک عظیم باعث ایجاد تنش می شود. بله، اگر سوال اصلی Westworld این باشد که “ماهیت واقعیت چیست؟” اگر چنین است، سوال سیلو این است که “ماهیت واقعیت سیلو چیست؟”

اگر نمایش را از ابتدا تماشا کرده باشید، می‌دانید که چگونه Silo هفته به هفته توجه مخاطب را به خود جلب کرده است، زیرا من، تماشاگر، سعی می‌کنم در کنار ژولیت همه چیز را بفهمم. یعنی من به عنوان یک پرسشگر از ابتدا به دنبال قهرمان سریال هستم تا به عنوان او این سوال را مطرح کنم که چه اتفاقی افتاد، چه چیزی باعث شد که سیلو ساخته شود؟ یا چه کسی این کار را کرده است؟ چرا ساختار جامعه و جامعه در سیلو همینطور است؟ چرا استفاده از آثار دوران قبل ممنوع است؟ چه کسانی این ایده های عجیب را خلق می کنند و هدفشان چیست؟

من مخاطب با دانستن این نکات از قسمت اول، برای پایان بازی در قسمت 10 لحظه شماری می کنم تا ببینم به چه سوالاتی پاسخ داده می شود – و چه سوالات جدیدی مطرح می شود. این نشان از آن دارد که سریال به تنهایی موفق به جذب مخاطب شده است.

سریال Silo

چینش روایت و نکات فنی چگونه انجام شده؟

روایت سریال یادآور خاطرات محبوب Lost است که اغلب از فلاش بک ها برای تجسم شخصیت هایی با پیشینه پیچیده و شخصیت های قوی استفاده می کند. اپیزودها همیشه با یک نت احساسی قوی به پایان می رسند، اما برخلاف Lost، داستان با سرعتی سریع پیش می رود. به عنوان مثال: شخصیت ژولیت برخی از حدس و گمان های بیننده را در حرکت بیان می کند و همچنین به راحتی در فضاها و موقعیت های دشوار حرکت می کند. این بدان معناست که همیشه یک قدم جلوتر است.

سریال Silo جدا از فرم ژانر خوب و درام مناسب، جذابیت خود را با جلوه های بصری نیز افزایش داده است. هر یک از عناصر سری سیلو و ساختار آن به دقت در نظر گرفته شده است. طراحان تولید متخصصان برجسته ای را در موضوع فیلمنامه خود وارد کردند و تیم سازنده فضای آخرالزمانی متمایز و جذابی را ایجاد کرد.

این هنرمندان سازه ای فوق العاده چند قسمتی را در سیلو ایجاد کرده اند تا وحشت از پرتگاهی که از بالا دیده می شود را به زیبایی به مخاطب منتقل کنند. وقتی به پایین سیلو در سریال نگاه می کنیم، ساختار عجیب این پناهگاه یادآور ماشین دیستوپیایی متروپلیس فریتز لانگ است. دکوراتور سریال این دنیای شوم آینده نگر را با تمام راحتی پر کرده است و اتاق های ساکنان پناهندگی را با جزئیات ظریف و ترسیمی پر کرده است. بر اساس سطح تولیدی که برای این سریال رفته است، بیشتر از قسمت اول به بعد قابل تقدیر است.

یک نکته خاکستری در مورد سریال Silo

علیرغم محاسن آشکار تولید، طرح عالی، دراماتورژی عالی، صحنه های پرتنش و ارائه مفهوم غیرعادی پناهگاه آخرالزمانی، مجموعه سیلو نمی تواند از داشتن برخی ایرادات جلوگیری کند. اما این ایراد چیست؟ توجه داشته باشید که همه نویسندگانی که سعی در ارائه یک سیستم سلسله مراتبی بسته دارند در تله‌های منطقی جایی می‌افتند که انتظارش را ندارند.

اما هدف از این بررسی چیست؟ معنای این کلمه این است که غرق شدن بیشتر در محتوای این اثر به طرز فکر بیننده بستگی دارد; آیا حاضرند خود را در داستانی در مورد این چیز عجیب غرق کنند و به مردم ایمان بیاورند یا گاهی اوقات کمبود فکر و رشته های سفید ناباوری را در سرتاسر آن خواهند دید؟ البته سریال سیلو پر از قراردادها و مغالطه های منطقی است. اما چرا؟ از آنجایی که مردم چیزهایی را که بدیهی به نظر می رسد دوست ندارند، در برخی جاها به جای پیروی از ایده ها، طرح داستان را به سمتی که نویسنده می خواهد حرکت می دهند.

رابرت داونی جونیور به مینی سریال Sympathizer پارک چان ووک می پیوندد
بیشتر بخوانید

از سوی دیگر در برخی لحظات تغییر ژانر و تونالیته سریال بیشتر یادآور ادبیات جوانی است تا داستان جدی. به عنوان مثال: چرا کلانتری در طبقات یقه سفید بالایی است، در حالی که سیلو باید در پایین باشد، جایی که جرم از حد معمول بالاتر است؟ چطور می شود که ساکنان سطوح مختلف سال ها همدیگر را نمی بینند و روز خود را در 140 طبقه سپری می کنند؟ اگر بخواهیم روی این سوال بمانیم، شاید لذت واقعی تماشای این اثر را کم کند. بنابراین این نکات را در این مجموعه به عنوان یک لکه خاکستری در نظر خواهیم گرفت.

نتیجه: یک داستان علمی تخیلی با کیفیت بالا

به یاد داشته باشید که هدف اصلی داستان های علمی تخیلی این است که با کمک فانتزی در مورد آینده آنچه را که در حال حاضر با چشم غیرمسلح نمی توان دید، به نمایش گذاشت و به ساختارهای مدرن ناشناخته حجم و شکل قابل مشاهده داد.

اما آینده در سیلو آخرالزمانی سریال Silo به طور کلاسیک نه تنها بازتابی از آینده، بلکه به نوعی نتیجه قابل درک حال با تمام مشکلات و ترس هایش است. آنچه خاص است، حدس و گمان نامرئی و تقریباً توطئه آمیز در مورد ابزارهای سیاست است که در اینجا و در این سریال خاص ظاهر می شود.

نویسندگان این اثر موفق شدند در چنین فضایی به مدیریت دولت ها فکر کنند تا ترس از ایده و زیست شناسی (انسان شناسی کالبد نژاد و پراکندگی طبیعت) را نشان دهند. در “پناهگاه” یا سیلو فقط برگزیدگان اجازه تولید مثل دارند، فقط افراد سالم در سطوح بالا زندگی می کنند، همه دیوانگان و آشفته ها به قفس های بخش روانی یا برای شنا در گردن چاله نفت فرستاده می شوند. معدن. زندگی در سیستم امن نیست، هر لحظه بدن شما می تواند ابزاری در دستان مسئولان شود.

سریال Silo

بنابراین در این مکان «حفاظت» اورولی (یعنی تجاوز به حریم خصوصی، استراق سمع مستقیم یا غیرمستقیم یا نظارت دولتی بر زندگی روزمره مردم) چشم و گوش قدرت همه جا است، در واقع در کتاب هیو هاو و گراهام یوست این دو توهم ایجاد می کنند. نظام سیاسی دموکراتیک تر ، اما سعی کنید نه وحشت توتالیتاریسم، بلکه کابوس های سرمایه داری را تحلیل کنید.

در واقع، در این پروژه، نویسندگان تمام منابع و نیروهای تولید را در یک فضای کوچک جمع می‌کنند و نحوه عملکرد مکانیزاسیون، استثمار و نابرابری طبقاتی را در این شرایط آزمایشگاهی بررسی می‌کنند. به این ترتیب مردم سعی می کنند گذشته عجیب خود را بازیابند و با جمع آوری چیزهای ممنوعه باستانی آزادی زندگی در سطح را به دست آورند. یا اینکه چگونه صاحبان قدرت از افسردگی یا ظلم برای ایجاد الگوهای خود استفاده می کنند.

به طور کلی، با کاوش در متن سریال Silo ، متوجه خواهید شد که زوایای جالب زیادی برای سریال Silo وجود دارد که می خواهید به آنها فکر کنید. در نتیجه، اینجاست که اهمیت آن برای داستان های علمی تخیلی مدرن آشکار می شود. اگرچه داستانی تخیلی درباره آینده ای عجیب اما محتمل می گذرد، اما دنیای واقعی در این روایت به وضوح قابل تشخیص است. اما فراتر از ناامیدی و اضطراب، سریال بهشتی به شکل امید ایجاد می کند، جایی که فرد فرصتی برای افشای دروغ های بد و یافتن هوای تازه پیدا می کند.

نویسنده و منتقد سینما شاعر و رمان نویس حدود 15 سال تجربه نوشتن داستان کوتاه , کارگردانی و دستیار کارگردانی. و مدیر مجموعه بامدادی ها.

دیدگاهتان را بنویسید

پنج × چهار =