صفحه اصلی > بیوگرافی/مشاهیر : بیوگرافی برترین ژنرالنظامی تاریخ و اوسطوره فرانسوی ناپلئون بناپارت
ads

بیوگرافی برترین ژنرالنظامی تاریخ و اوسطوره فرانسوی ناپلئون بناپارت

ناپلئون

ناپلئون بناپارت یک ژنرال نظامی فرانسوی بود که خود را به عنوان اولین امپراتور فرانسه تاج گذاری کرد. قانون ناپلئونی او الگویی برای دولت های سراسر جهان است.

ناپلئون که بود؟

ناپلئون بناپارت ژنرال نظامی فرانسوی، اولین امپراتور فرانسه و یکی از بزرگترین رهبران نظامی جهان بود. ناپلئون سازماندهی و آموزش نظامی را متحول کرد، از قانون ناپلئونی حمایت کرد، آموزش را مجددا سازماندهی کرد و کنکوردات طولانی مدت را با پاپ تأسیس کرد.

اوایل زندگی

ناپلئون بناپارت در 15 اوت 1769 در آژاکسیو در جزیره کورس فرانسه به دنیا آمد.

ناپلئون چهارمین و دومین فرزند بازمانده کارلو بووناپارت، وکیل، و همسرش لتیزیا رامولینو بود.

در حوالی زمان تولد ناپلئون، اشغال کورس توسط فرانسوی ها مقاومت محلی قابل توجهی را به همراه داشت. کارلو بووناپارت در ابتدا از ناسیونالیست هایی که در کنار رهبرشان، پاسکواله پائولی بودند، حمایت کرده بود.

بیشتر بخوانید: معرفی و تاریخ پخش فیلم ناپلئون ۲۰۲۳

اما پس از اینکه پائولی مجبور به فرار از جزیره شد، کارلو وفاداری خود را به فرانسوی ها تغییر داد. پس از انجام این کار، او در سال 1771 به عنوان ارزیاب حوزه قضایی آژاکسیو منصوب شد، شغلی که در نهایت به او امکان داد تا دو پسرش، جوزف و ناپلئون، را در کالج d’Autun فرانسه ثبت نام کند.

آموزش نظامی

سرانجام ناپلئون به کالج نظامی برین رفت، جایی که به مدت پنج سال در آنجا تحصیل کرد و سپس به آکادمی نظامی در پاریس رفت. در سال 1785، زمانی که ناپلئون در آکادمی بود، پدرش بر اثر سرطان معده درگذشت.

این امر ناپلئون را به سمتی سوق داد که به عنوان رئیس خانواده زمام امور را در دست بگیرد. ناپلئون که در حال حاضر ستوان دوم توپخانه بود که زود از آکادمی نظامی فارغ التحصیل شد، در سال 1786 به کورس بازگشت.

ناپلئون در بازگشت به وطن، پشت سر مقاومت کورسی ها در برابر اشغال فرانسه قرار گرفت و در کنار متحد سابق پدرش، پاسکواله پائولی قرار گرفت.

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت

اما این دو به زودی با هم درگیر شدند و هنگامی که جنگ داخلی در کورس در آوریل 1793 آغاز شد، ناپلئون، که اکنون دشمن پائولی بود، و خانواده‌اش به فرانسه نقل مکان کردند، جایی که آنها نسخه فرانسوی نام خود را برگزیدند: بناپارت.

بازگشت ناپلئون از کورس به فرانسه با خدمت در ارتش فرانسه آغاز شد و در ژوئن 1793 دوباره به هنگ خود در نیس پیوست.

قد ناپلئون

ناپلئون حدود 5 فوت و 7 اینچ قد داشت که او را کمی بلندتر از متوسط فرانسوی زمان خود می کرد.

درباره قد ناپلئون مطالب زیادی گفته شده است، و افسانه ها ادعا می کنند که او به طور غیرعادی قد کوتاهی داشت و باعث پیدایش اصطلاح “عقده ناپلئون” شد، یک عقده حقارت که گاهی با افراد کوتاه قد مرتبط است.

برخی از مورخان افسانه های مربوط به قد ناپلئون را به تبلیغات بریتانیا نسبت می دهند.

انقلاب فرانسه

آشفتگی انقلاب فرانسه فرصت هایی را برای رهبران نظامی جاه طلبی مانند ناپلئون ایجاد کرد. رهبر جوان به سرعت حمایت خود را از ژاکوبن ها، یک جنبش سیاسی چپ افراطی و مشهورترین و محبوب ترین باشگاه سیاسی انقلاب فرانسه، نشان داد.

بیوگرافی بندیکت کامبربچ
بیشتر بخوانید

در سال 1792، سه سال پس از آغاز انقلاب، فرانسه به عنوان جمهوری اعلام شد. سال بعد، پادشاه لوئیس شانزدهم اعدام شد. در نهایت، این اعمال منجر به ظهور ماکسیمیلیان دو روبسپیر و چیزی شد که اساساً به دیکتاتوری کمیته امنیت عمومی تبدیل شد.

سال های 1793 و 1794 به عنوان حکومت وحشت شناخته شد که در آن 40000 نفر کشته شدند. سرانجام ژاکوبن ها از قدرت سقوط کردند و روبسپیر اعدام شد. در سال 1795، دایرکتوری (دولت انقلابی فرانسه) کنترل کشور را به دست گرفت، قدرتی که تا سال 1799 بر عهده داشت.

رسیدن ناپلئون به قدرت

پس از اینکه ناپلئون از نظر روبسپیر ناامید شد، در سال 1795 پس از اینکه دولت را از دست نیروهای ضدانقلاب نجات داد، مورد لطف و لطف دایرکتوری قرار گرفت.

ناپلئون بناپارت به خاطر تلاش هایش به زودی به عنوان فرمانده ارتش کشور منصوب شد. علاوه بر این، او مشاور معتمد دایرکتوری در امور نظامی بود.

در سال 1796، ناپلئون سکان ارتش ایتالیا را به دست گرفت، پستی که او آرزوی آن را داشت. ارتش که فقط 30000 نفر نیرو داشت، ناراضی و کم‌تغذیه بود، به زودی توسط فرمانده جوان نظامی برگردانده شد.

تحت رهبری او، ارتش تجدید قوا پیروزی های مهم متعددی را در برابر اتریش ها به دست آورد، امپراتوری فرانسه را تا حد زیادی گسترش داد و تهدید داخلی سلطنت طلبان را که مایل به بازگرداندن فرانسه به سلطنت بودند، از بین برد. همه این موفقیت ها باعث شد تا ناپلئون به درخشان ترین ستاره ارتش تبدیل شود.

ناپلئون و ژوزفین

ناپلئون بناپارت در 9 مارس 1796 در مراسمی مدنی با ژوزفین دو بوهارنایس، بیوه ژنرال الکساندر دو بوهارنا (که در دوران حکومت ترور گیوتین شد) و مادر دو فرزند ازدواج کرد.

ژوزفین نتوانست به او پسری بدهد، بنابراین در سال 1810، ناپلئون ترتیبی داد که ازدواج آنها باطل شود تا بتواند با ماری لوئیز، دختر 18 ساله امپراتور اتریش ازدواج کند.

بیشتر بخوانید: بیوگرافی واکین فینیکس

این زوج در 20 مارس 1811 صاحب پسری به نام ناپلئون دوم (ملقب به پادشاه رم) شدند.

ناپلئون در مصر

در 1 ژوئیه 1798، ناپلئون و ارتشش به خاورمیانه سفر کردند تا با اشغال مصر و ایجاد اختلال در مسیرهای تجاری انگلیس به هند، امپراتوری بریتانیای کبیر را تضعیف کنند.

اما کارزار نظامی او فاجعه آمیز بود: در 1 اوت 1798، ناوگان دریاسالار هوراتیو نلسون، نیروهای ناپلئون را در نبرد نیل نابود کرد.

وجهه ناپلئون – و فرانسه – از این از دست دادن به شدت آسیب دید و در نمایش اعتماد جدید علیه فرمانده، بریتانیا، اتریش، روسیه و ترکیه ائتلاف جدیدی علیه فرانسه تشکیل دادند.

در بهار 1799، ارتش فرانسه در ایتالیا شکست خورد و فرانسه را مجبور کرد که بخش زیادی از شبه جزیره را رها کند. در ماه اکتبر، ناپلئون به فرانسه بازگشت و در آنجا به عنوان یک رهبر نظامی محبوب مورد استقبال قرار گرفت.

کودتای 18 برومر

ناپلئون بناپارت پس از بازگشت در سال 1799 به فرانسه، در رویدادی به نام کودتای 18 برومر شرکت کرد، کودتای بدون خونریزی که فهرست فرانسوی ها را سرنگون کرد.

پس از یک سری دسیسه های سیاسی و نظامی که تا حد زیادی توسط برادر ناپلئون، لوسین بناپارت، سازماندهی شده بود، دفترچه راهنما با یک کنسولگری سه نفره جایگزین شد.

بیوگرافی رهبر ارتش سرخ و اتحاد جماهیر شوروی جوزف استالین
بیشتر بخوانید

هنگامی که ناپلئون به عنوان کنسول اول انتخاب شد، او به شخصیت برجسته سیاسی فرانسه تبدیل شد. در نبرد مارنگو در سال 1800، نیروهای ناپلئون اتریشی ها را شکست دادند و آنها را از شبه جزیره ایتالیا بیرون کردند.

این پیروزی نظامی اقتدار ناپلئون را به عنوان کنسول اول تثبیت کرد. علاوه بر این، با معاهده آمیان در سال 1802، بریتانیایی های خسته از جنگ موافقت خود را با صلح با فرانسوی ها اعلام کردند (اگرچه این صلح تنها یک سال ادامه داشت).

جنگ های ناپلئونی

جنگ های ناپلئون بناپارت مجموعه ای از جنگ های اروپایی بود که از سال 1803 تا دومین کناره گیری ناپلئون از قدرت در سال 1815 به طول انجامید.

در سال 1803، تا حدی برای جمع آوری بودجه برای جنگ، فرانسه منطقه لوئیزیانای آمریکای شمالی خود را به قیمت 15 میلیون دلار به ایالات متحده فروخت، معامله ای که به خرید لوئیزیانا معروف است. ناپلئون سپس به جنگ با بریتانیا، روسیه و اتریش بازگشت.

در سال 1805، بریتانیا در نبرد ترافالگار، پیروزی دریایی مهمی را در برابر فرانسه به ثبت رساند، که باعث شد ناپلئون نقشه‌های خود برای حمله به انگلستان را کنار بگذارد. در عوض، او اتریش و روسیه را مورد توجه قرار داد و هر دو نظامی را در نبرد آسترلیتز شکست داد.

به زودی پیروزی‌های دیگری به دست آمد که به ناپلئون اجازه داد تا امپراتوری فرانسه را تا حد زیادی گسترش دهد و راه را برای وفاداران به دولتش هموار کرد تا در هلند، ایتالیا، ناپل، سوئد، اسپانیا و وستفالن مستقر شوند.

قانون ناپلئونی

در 21 مارس 1804، ناپلئون بناپارت  قانون ناپلئونی را وضع کرد که به نام قانون مدنی فرانسه شناخته می شود، بخش هایی از آن هنوز در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد.

قانون ناپلئون بناپارت امتیازات مبتنی بر تولد را ممنوع کرد، آزادی مذهب را مجاز دانست و تصریح کرد که مشاغل دولتی باید به واجد شرایط ترین افراد داده شود. شرایط این کد مبنای اصلی قوانین مدنی بسیاری از کشورهای دیگر در سراسر اروپا و آمریکای شمالی است.

قانون ناپلئون از قانون اساسی جدید ناپلئون پیروی کرد، که اولین کنسول را ایجاد کرد – موقعیتی که چیزی کمتر از یک دیکتاتوری بود. پس از انقلاب فرانسه، ناآرامی ها در فرانسه ادامه یافت. در ژوئن 1799، یک کودتا منجر به این شد که گروه رادیکال چپ، ژاکوبن ها، کنترل دایرکتوری را به دست گرفتند.

ناپلئون بناپارت با همکاری با یکی از مدیران جدید، امانوئل ساییز، نقشه‌هایی برای کودتای دوم طراحی کرد که این زوج را همراه با پیر روجر دوکوس در رأس دولت جدیدی به نام کنسولگری قرار می‌داد.

با دستورالعمل جدید، اولین کنسول اجازه یافت وزرا، ژنرال ها، کارمندان دولت، قضات و حتی اعضای مجالس قانونگذاری را منصوب کند. البته ناپلئون کسی بود که وظایف کنسول اول را انجام می داد. در فوریه 1800، قانون اساسی جدید به راحتی پذیرفته شد.

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت تحت هدایت او اصلاحات خود را به اقتصاد، نظام حقوقی و آموزش و پرورش کشور و حتی کلیسا معطوف کرد، زیرا کاتولیک رومی را به عنوان دین دولتی بازگرداند. او همچنین در مورد صلح اروپایی مذاکره کرد که فقط سه سال قبل از شروع جنگ های ناپلئونی به طول انجامید.

بیوگرافی صدام حسین
بیشتر بخوانید

اصلاحات او محبوبیت خود را نشان داد: در سال 1802 او به عنوان کنسول مادام العمر انتخاب شد و دو سال بعد به عنوان امپراتور فرانسه اعلام شد.

حمله ناپلئون به روسیه

در سال 1812 فرانسه زمانی که حمله ناپلئون به روسیه به یک شکست عظیم تبدیل شد – و آغاز پایان ناپلئون بناپارت – ویران شد.

بیشتر بخوانید: زندگینامه جرج واشنگتن

صدها هزار سرباز در ارتش بزرگ ناپلئون کشته یا به شدت مجروح شدند: از یک نیروی جنگی اولیه که حدود 600000 نفر بود، فقط 10000 سرباز هنوز برای نبرد آماده بودند.

خبر شکست دشمنان ناپلئون را چه در داخل و چه در خارج از فرانسه قوت بخشید. کودتای نافرجام در حالی انجام شد که ناپلئون مسئولیت خود را علیه روسیه رهبری می کرد، در حالی که انگلیسی ها شروع به پیشروی از طریق سرزمین های فرانسه کردند.

با افزایش فشار بین المللی و کمبود منابع برای مقابله با دشمنانش، ناپلئون در 30 مارس 1814 تسلیم نیروهای متحد شد.

تبعید

در 6 آوریل 1814، ناپلئون بناپارت مجبور به کناره گیری از قدرت شد و به جزیره البا در دریای مدیترانه در نزدیکی ایتالیا تبعید شد. تبعید او زیاد طول نکشید، زیرا او شاهد حرکت فرانسه بدون او بود.

در مارس 1815، ناپلئون از جزیره فرار کرد و به سرعت راهی پاریس شد. شاه لویی هجدهم فرار کرد و ناپلئون پیروزمندانه به قدرت بازگشت.

اما شور و شوقی که ناپلئون بناپارت هنگام از سرگیری کنترل دولت به او خوشامد گفت به زودی جای خود را به ناامیدی ها و ترس های قدیمی در مورد رهبری او داد.

واترلو

در 16 ژوئن 1815، ناپلئون نیروهای فرانسوی را به بلژیک هدایت کرد و پروس ها را شکست داد. دو روز بعد در نبرد واترلو توسط بریتانیایی‌ها شکست خورد و توسط جنگجویان پروس تقویت شد.

این یک شکست تحقیرآمیز بود و در 22 ژوئن 1815، ناپلئون قدرت خود را کنار گذاشت. در تلاش برای طولانی کردن سلسله خود، او تلاش کرد تا پسر کوچکش، ناپلئون دوم، امپراتور نامیده شود، اما ائتلاف این پیشنهاد را رد کرد.

سینت هلنا

پس از کناره گیری ناپلئون بناپارت از قدرت در سال 1815، از ترس تکرار بازگشت قبلی او از تبعید در البا، دولت بریتانیا او را به جزیره دورافتاده سنت هلنا در جنوب اقیانوس اطلس فرستاد.

در بیشتر موارد ناپلئون بناپارت  آزاد بود تا در خانه جدید خود هر کاری که می خواست انجام دهد. او صبح های آرامی داشت، اغلب می نوشت و زیاد مطالعه می کرد. اما روال خسته کننده زندگی به زودی به سراغش آمد و او اغلب خود را در خانه می بست.

مرگ

ناپلئون بناپارت  در 5 مه 1821 در جزیره سنت هلنا در سن 51 سالگی درگذشت. در سال 1817 وضعیت سلامتی ناپلئون رو به وخامت گذاشته بود و او علائم اولیه زخم معده یا احتمالاً سرطان را نشان داد.

زندگینامه تیم برتون | لیست اثار و زندگی شخصی
بیشتر بخوانید

بیشتر بخوانید:

در اوایل سال 1821 او در بستر بود و روز به روز ضعیف تر می شد. در آوریل همان سال، او آخرین وصیت خود را دیکته کرد:

“آرزو می کنم خاکسترم در کرانه های رود سن آرام بگیرد، در میان آن مردم فرانسوی که خیلی دوستشان داشتم.

مقبره

مقبره ناپلئون بناپارت در پاریس، فرانسه، در گنبد اینوالیدها قرار دارد. اینوالیدها که در اصل یک کلیسای سلطنتی بود که بین سال‌های 1677 و 1706 ساخته شد، به یک پانتئون نظامی در زمان ناپلئون تبدیل شدند.

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت

علاوه بر ناپلئون بناپارت، چندین نفر دیگر از سرشناسان فرانسوی، از جمله پسر ناپلئون، L’Aigle، پادشاه روم، در آنجا دفن شده‌اند. برادرانش، ژوزف و ژروم بناپارت؛ ژنرال برتراند و دوروک؛ و مارشال های فرانسوی فوچ و لیوتی.

نقل قول ها

من هرگز وقتی با من مخالفت می شود عصبانی نمی شوم. من به دنبال روشنگری هستم.

آرزو می کنم خاکسترم در کرانه های رود سن آرام بگیرد، در میان مردم فرانسوی که خیلی دوستشان داشته ام. من قبل از زمانم می میرم، توسط الیگارشی انگلیسی و قاتلان اجیر شده اش کشته می شوم.

انقلاب اندیشه ای است که سرنیزه های خود را یافته است.

ممکن است مردم بزرگی کشته شوند، اما مرعوب نخواهند شد.

کسی که از تسخیر شدن می ترسد به شکست یقین دارد.

عشق بیشتر ضرر دارد تا خوب.

انسان وقتی از مرگ نمی ترسد به همنوع خود وابسته نیست.

این علت است و نه مرگ که شهید می کند.

حتی وقتی رفتم در ذهن مردم ستاره حقشان می مانم، نامم فریاد جنگی تلاششان، شعار امیدشان خواهد بود.

مردان نابغه شهاب‌سنگ‌هایی هستند که قصد دارند برای روشن کردن قرنشان بسوزند.

افتخار زود گذر است، ولی گمنامی همیشگی است.

مرد در انتخاب همسر، دست از مادر برنمی‌دارد و کمتر به شکستن دل او موجه می‌شود.

ناپلئون بناپارت می خواست پاریس را در زمان سزارها به روم تبدیل کند، فقط با موسیقی بلندتر و سنگ مرمر بیشتر. و انجام شد.

معماران او طاق پیروزی و مادلین را به او دادند.

ناپلئون بناپارت

ناپلئون بناپارت

حقایق کلی

نام: ناپلئون بناپارت
سال تولد: 1769
تاریخ تولد: 15 اوت 1769
شهر تولد: آژاکسیو، کورس
کشور تولد: فرانسه
جنسیت مذکر
معروف ترین: ناپلئون بناپارت یک ژنرال نظامی فرانسوی بود که خود را به عنوان اولین امپراتور فرانسه تاج گذاری کرد. قانون ناپلئونی او الگویی برای دولت های سراسر جهان است.
حرفه:
سیاست های جهانی
جنگ و ارتش
علامت نجومی: لئو
مدارس:
کالج نظامی برین
آکادمی نظامی در پاریس
کالج دی اوتون
ملیت ها
فرانسوی
حقایق جالب:
تا حدی برای جمع آوری کمک های مالی برای جنگ، فرانسه قلمرو لوئیزیانای آمریکای شمالی خود را به ایالات متحده فروخت، معامله ای که به عنوان خرید لوئیزیانا شناخته می شود.

قانون ناپلئون امتیازات مبتنی بر تولد را ممنوع کرد، آزادی مذهب را مجاز دانست و تصریح کرد که مشاغل دولتی باید به واجد شرایط ترین افراد داده شود. شرایط این کد مبنای اصلی قوانین مدنی بسیاری از کشورهای دیگر در اروپا و آمریکای شمالی است.
سال مرگ: 1821
تاریخ مرگ: 5 مه 1821
شهر مرگ: سنت هلنا (جزیره ای در اقیانوس اطلس جنوبی)
کشور مرگ: انگلستان

دیدگاهتان را بنویسید

چهار × سه =