نقد فیلم غرامت مضاعف / نقد فیلم Double Indemnity

فیلم غرامت مضاعف : نه ، من هرگز تو را دوست نداشتم والتر – نه تو یا کسی دیگر. دلم گندیده. من همانطور که گفتی از تو استفاده کردم. این تمام آن چیزی است که شما برای من معنی داشته اید. تا یک دقیقه پیش ، وقتی که نتوانستم آن شلیک دوم را شلیک کنم.(بخشی از دیالوگ فیلم غرامت مضاعف )

آیا او شوخی می کند؟ والتر چنین فکر می کند: “ببخشید عزیزم ، من خرید نمی کنم.” معمای ” فیلم غرامت مضاعف ” بیلی وایلدر ، معمای جدیدی که باعث شده این موضوع جدید باقی بماند ، همان چیزی است که این دو نفر در مورد یکدیگر فکر می کنند.

با مقاله نقد فیلم غرامت مضاعف با بامدادی ها همراه باشید.

نقد فیلم غرامت مضاعف

فیلم غرامت مضاعف

آنها با صحبت های سخت و بازی های جنسی سرد ، درگیر یک برنامه قتل نوآر می شوند. اما به نظر می رسد که آنها هرگز واقعاً اینقدر یکدیگر را دوست ندارند و به نظر نمی رسد که آنها هم دیوانه پول باشند. آنها به دنبال چه هستند؟

بیشتر بخوانید: نقد فیلم جعبه پاندورا

والتر (فرد مک موری) والتر نف است (“دو نفره – مانند فیلادلفیا”). او یک فروشنده بیمه است ، موفق اما بی حوصله. این زن فیلیس دیتریشسون (باربارا استنویک) است ، یک بور تنبل است که با پرستاری از همسر فعلی خود ملاقات کرده است همسر – به گفته دختر ناپدری اش تا سر حد مرگ. یک روز نف تماس می گیرد تا بیمه اتومبیل شوهرش را تمدید کند. او در خانه نیست ، اما او در حوله پیچیده و بالای پله ایستاده است. “من می خواستم دوباره او را ببینید ، “نف به ما می گوید. “نزدیک و بدون آن پلکان احمقانه بین ما.”

داستان فیلم غرامت مضاعف

داستان فیلم غرامت مضاعف در دهه 1930 توسط جیمز ام. كاین ، نویسنده سرسخت كتاب “پستچی همیشه دو بار زنگ می زند” نوشت. فیلمنامه ای در اطراف هالیوود شروع شد ، اما دفتر هیز آن را به دلیل “سخت تر كردن نگرش مخاطبان نسبت به جرم” نادیده گرفت. تا سال 1944 ، وایلدر فکر کرد که می تواند از آن فیلمبرداری کند. قابیل در دسترس نبود ، بنابراین وی ریموند چندلر را برای انجام فیلمنامه استخدام کرد. چندلر که رمان The Big SleepWilder را دوست داشت ، در حال مستی ظاهر شد ، یک لوله بوی دود می کشید ، چیزی در مورد فیلمنامه نمی دانست ساخت و ساز ، اما می تواند چرخش تند و زننده ای را در گفتگو ایجاد کند.

آنها با هم بازی آخر پیچیده قابیل را از بین بردند و روابط بین نف و کیز (ادوارد ج. رابینسون) ، مدیر ادعا در شرکت بیمه را تعمیق بخشیدند. آنها این فیلم را به صورت فلش بک گفتند که توسط Neff روایت می شود ، او که دیر شب به دفتر کار خود می رسد ، خون می چکد و در یک دیکتافون تلاوت می کند.

صداگذاری آنقدر خوب کار کرد که وایلدر از آن دوباره در “بلوار غروب آفتاب” (1950) استفاده کرد ، که توسط شخصیتی روایت می شود که اولین باری که صحبت می کند مرده است. مشکلی نیست ؛ ” فیلم غرامت مضاعف ” در ابتدا با نف در اتاق گاز ، اما این صحنه قطع شد زیرا معلوم شد که یک صحنه اولیه بهترین راه برای بستن فیلم بود.

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

توصیف داستان از دست دادن تفاوت های ظریف و دلهره آور آن است. فیلیس می خواهد والتر یک سیاست دو برابر جبران خسارت 50 هزار دلاری به شوهرش بفروشد و سپس مرگ “تصادفی” شوهر را ترتیب دهد. والتر تمایل دارد ، ظاهراً به این دلیل که تحت طلسم جنسی او قرار گرفته است.

آنها یک تعویض هوشمندانه انجام می دهند. شوهر ، روی عصا با شکسته پا ، قبل از سوار شدن با قطار دچار خفگی می شود. نف که جای خود را می گیرد ، سوار قطار می شود و از آنجا می پرد. آنها جسد شوهر را در ریل ها رها می کنند. عالی است. اما بعدا همان شب ، به داروخانه می رود تا یک خویشاوندی ، نفس ایجاد کند. به یاد می آورد ، “من صدای خودم را نمی شنیدم. این راه رفتن یک مرد مرده بود. “

نقد فیلم غرامت مضاعف

فیلم غرامت مضاعف

 

یک جنایت هوشمندانه اما چرا آنها این کار را کردند؟ فیلیس حوصله اش سر رفته بود و شوهرش پول زیادی را در تجارت نفت از دست داده بود ، بنابراین انگیزه ای داشت. اما به نظر می رسد که ایده قتل فقط به این دلیل محقق شده است که نف – در همان اتاق نشیمن خود ، در مورد بیمه صحبت می کند. در سومین ملاقاتشان ، بعد از بازیهای کلیدی پرخاشگرانه ، آنها توافق می کنند شوهر را بکشند و پول را جمع کنند. من حدس می زنم آنها نیز عشق می ورزند. در فیلم های 1944 نمی توانید مطمئن باشید ، اما اگر این طور باشد ، این فقط یک بار است.

چرا؟ آیا نف از هوس و حرص کور شده است؟ این خوانش سنتی فیلم است: مرد ضعیف ، زن قوی. اما او دور از ذهن ، سرد ، سخت ، منزجر است. او همیشه او را “عزیزم” صدا می کند ، گویی که او یک مارک است ، نه یک زن. چشمانش محافظت می شود و وضعیت بدنش محفوظ است. او ماه مهار نیست.

بیشتر بخوانید: فیلم Mank

و فیلیس؟ سرد نیز. اما بعدا در فیلم او می گوید که بیشتر به او اهمیت می دهد ” آنها “تا پول. ما می توانیم باور کنیم که شوهر به خاطر پول درگذشت اگر به نظر می رسد هر دو ناشی از حرص و طمع هستند ، اما این طور نیستند. می توانیم باور کنیم که او به دلیل علاقه آنها درگذشت ، اما به نظر می رسد بیشتر شبیه تظاهر است و پس از قتل محو می شود.

با ایستادن از فیلم و آنچه از ما انتظار دارد فکر کنیم ، می بینم که آنها نه درگیر یک عاشقانه یا دزدی ، بلکه رفتاری هستند. آنها مست سبک های شخصی خود هستند. سبک هایی که در فیلم ها و از رادیو و مجله های کارآگاهی آموخته اند. گویی آنها توسط بن هرشت از طریق گفتگوی جنایت خود اختراع شده اند. والتر و فیلیس شخصیت های پالپی هستند و عمق روانشناختی کمی دارند و این همان راهی است که بیلی وایلدر می خواهد. بهترین فیلم های او کمدی های ساردونیک است و در این یکی فیلیس و والتر شوخی بدی با خود بازی می کنند.

احساسات اصیل تر در جای دیگری متمرکز شده است. این شامل ترس نف از کشف ، و احساسات او نسبت به کییز است. ادوارد جی. رابینسون در نقش یک بازرس در نقش یک ناسازگار عمل می کند که کراوات خود را شل می کند ، روی کاناپه دفتر تکیه می زند ، سیگارهای ارزان می کشد و می خواهد نف را دستیار خود کند.

او یک شخصیت پدر یا بیشتر است. او همچنین باهوش است و سرانجام متوجه می شود که یک جنایت مرتکب شده است – و دقیقاً چگونه ارتکاب یافته است. تحقیقات او منجر به دو صحنه از تنش سرشار می شود. یکی وقتی کیز نف را به دفتر خود دعوت می کند ، و سپس شاهدی را می بیند که نف را در قطار دیده است. مورد دیگر زمانی است که کیز به طور غیرمنتظره ای به آپارتمان نف تماس می گیرد ، زمانی که نف انتظار دارد فیلیس لحظه ای – و با مجرمیت – برسد.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم آگراندیسمان

آیا کیز به نف ظن دارد؟ واقعاً نمی توانید بگویید. او شرایطی را تنظیم می کند که گناه نف در آن کشف شود ، اما اینها بخشی از تکنیک های معمول او هستند. شاید فقط ضمیر ناخودآگاه او ، “مرد کوچکی که در شکم من زندگی می کند” ، نف را شک می کند.

پایان فیلم کنجکاو است (این نیز آغاز است ، بنابراین من آن را نمی دهم). چرا اگر هنوز هم احتمالاً امیدوار است فرار کند ، نف مجروح به دفتر می رود و اعتراف می کند؟ چون او می خواهد توسط کیز کشف شود؟ نف به او گفت ، “تو می دانی چرا نتوانستی این یکی را مشخص کنی ، کیز؟ من به تو می گویم. زیرا آقایی که به دنبال او بودی خیلی نزدیک بود – درست روبروی میز شما.” كیز می گوید ، “نزدیكتر از این ، والتر ،” و سپس نف می گوید ، “من نیز تو را دوست دارم.” نف در طول فیلم سیگارهای کیز را روشن می کرد و حالا کیز هم نف را روشن می کند. می بینید که چرا یک محفظه گاز بیش از حد زیاد شده است.

نقد فیلم غرامت مضاعف

فیلم غرامت مضاعف

” فیلم غرامت مضاعف ” از وایلدر یکی از فیلم های قبلی نوآر بود. عکاسی توسط جان سیتز به توسعه سبک نوآر سایه ها و عکس های با لبه تیز ، زاویه های عجیب و تنظیمات تنها ادوارد هاپر کمک کرد. این مناسب برای فضای سخت شهری و گفتگو است ساخته شده توسط قابیل ، چندلر و دیگر نویسندگان ادموند ویلسون “پسران در اتاق پشتی” نامیده می شوند.

” فیلم غرامت مضاعف ” یکی از آشناترین مضامین نوآر است: قهرمان یک جنایتکار نیست ، بلکه یک مرد ضعیف است که وسوسه می شود و تسلیم می شود. در این داستان “مضاعف” ، زن و مرد یکدیگر را وسوسه می کنند. هیچ کدام به تنهایی عمل نمی کردند جرم هر دو به اندازه هیجان ارتکاب آن با شخص دیگر جلب نمی شود. عشق و پول بهانه است. مرگ شوهر به نظر می رسد ایستاده یک شب آنها است.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم پینوکیو

وایلدر ، متولد اتریش در سال 1906 ، که در سال 1933 وارد آمریکا شد و هنوز هم یک مکان مهم در هالیوود است ، از داستانهایی از این دست زاویه دارد. او سراغ قوس آشکار نمی رود. او به همان چیزهایی که شخصیت ها به آن علاقه دارند علاقه ندارد. او می خواهد بداند چه اتفاقی برای آنها می افتد بعد از اینکه آنها کاری را انجام می دهند که فکر می کنند بسیار مهم است. او حقیقت نمی خواهد ، اما عواقبش را می خواهد.

کمتر کارگردان دیگری فیلم های بسیار کشیده ، زرنگی ، بدبینی و از بسیاری جهات و لحن متفاوت ، خنده دار ساخته است. پس از شروع کار به عنوان نویسنده فیلمنامه ، اعتبار کارگردانی وی شامل “آخر هفته گمشده” ، “بلوار غروب آفتاب” ، “استالاگ 17” ، “سابرینا” ، “خارش هفت ساله” ، “شاهد پیگرد قانونی” ، “برخی از آنها داغ آن را دوست دارند” است.

، “” آپارتمان “و” کوکی فورچون “. من لیست را دوست ندارم اما نمی توانم تایپ را متوقف کنم. “دو غرامت” سومین فیلم او به عنوان کارگردان بود. در اوایل کار خود ، او قبلاً به اندازه کافی بدجنس بود و می توانست یک فیلم هیجان انگیز را با این عنوان شروع کند: “من او را به خاطر پول – و برای یک زن کشته ام. من پول نگرفتم. و من زن را پیدا نکردم.” و پایان آن با گفتن قهرمان به ادوارد ج. رابینسون “من هم تو را دوست دارم”.

بیشتر بخوانید: فیلم زن در ریگ روان

پایان مقاله نقد فیلم غرامت مضاعف

فیلم 2001: ادیسه فضایی

فیلم 2001: ادیسه فضایی

29 اردیبهشت 1400
Adobe Photoshop

Adobe Photoshop

28 اردیبهشت 1400
سریال Vincenzo

سریال Vincenzo

27 اردیبهشت 1400

دیدگاهتان را بنویسید

چهار × 1 =