نقد فیلم پینوکیو

نقد فیلم پینوکیو : وقتی سرگئی آیزنشتاین کارگردان روسی “سفید برفی و هفت کوتوله” دیزنی را دید ، این فیلم را بزرگترین فیلمی دانست که ساخته شده است. ستایش عالی از مردی که پس از آن “Battleship Potemkin” در لیست فیلم های بزرگ قرار گرفت. در “سفید برفی” (1937) ، آیزنشتاین آزادی سینمایی جدیدی را دید: کارتون ها می توانند هر تصویری را که یک هنرمند تصور می کند ، نشان دهند. آنها دیگر کوتاه برای بچه ها نبودند ، اما شایسته ایستادن در کنار فیلم های سینمایی واقع گرایانه بودند.

با مقاله نقد فیلم پینوکیو همراه ما باشید

در سال 1940 ، دیزنی دومین و سومین ویژگی های کارتونی خود را با نام های “Fantasia” و ” فیلم پینوکیو ” ساخت و به طور کلی آنها تا به امروز بهترین فیلم های انیمیشن استودیو محسوب می شوند. شاید آنها بسیار خوب باشند زیرا در زمان مناسب در توسعه انیمیشن آمده اند.

بیشتر بخوانید:فیلم نوبت عاشقی

پیشگامان اولیه (به ویژه والت دیسنی و ماکس فلایشر) راه هایی یافتند که شخصیت های آنها چیزی فراتر از نقاشی روی صفحه باشد – به این ترتیب که به نظر می رسد در دنیای جاذبه و بعد وجود دارند. آنها بی وقفه با چگونگی حرکت یک شخصیت متحرک آزمایش کردند و نوع جدیدی از رئالیسم تلطیف یافته را یافتند که بدون داشتن آینه از دنیای واقعی ، اعتقاد راسخ داشت. ارنست ریستر ، متخصص انیمیشن می نویسد: “من تعجب می کنم اگر آنها می دانستند که روزی یافتن یک روش برای سرمایه گذاری نقاشی با حس وزن و حجم ، برای ایجاد اشکالات قاتل یا یک مار غول پیکر در آمازون استفاده می شود.”

پس از دستیابی به موفقیت در فیلم “سفید برفی” ، انیماتورهای دیزنی با چند نوآوری در آستین خود به صفحه داستان خود بازگشتند. یکی از اینها آزادی دلالت بر فضای بیرون صفحه بود. در فیلم های “معمولی” ، شخصیت ها در لبه ها نیمه دیده می شدند ، وارد و خارج می شدند ، و دوربین در فضای اضافی حرکت می کرد و بزرگنمایی می کرد. انیمیشن اولیه تمایل داشت در کادر باقی بماند. در “Fantasia” و به ویژه ” فیلم پینوکیو ” ، دیزنی از قاب جدا شد ، به عنوان مثال در سکانس مهیج که در فیلم پینوکیو پینوکیو و پدرش توسط عطسه نهنگ اخراج می شوند ، سپس دوباره به عقب کشیده می شوند ، و دوباره اخراج می شوند. حس محسوسی از نهنگ Monstro ، خارج از صفحه در سمت راست وجود دارد.

نوآوری دیگر “دوربین چند منظوره” بود ، اختراع دیزنی که امکان ترسیم در سه بعد را داشت. به نظر می رسید دوربین در عمق بیشتری از قاب از میان نقاشی های پیش زمینه عبور می کند. یک عکس هوایی از دهکده پینوکیو وجود دارد که در آن دوربین سطوح گذشته نقاشی ها را بزرگ می کند ، تا زمانی که به یک تصویر نزدیک برسد. این بسیار بهتر از استفاده از فقط پرسپکتیو ساده برای نشان دادن عمق بود.

بیشتر بخوانید:100 فیلم برتر تاریخ

این نوآوری ها مورد توجه مخاطبان ” فیلم پینوکیو ” قرار نگرفت: آنها با قدرت روایت جذب شدند. داستان عروسک کوچک و تلاش او برای تبدیل شدن به یک پسر واقعی ، پیروزی قصه پردازی با اخلاق است. آیا فرهنگ عامه تاکنون مثلث فراموش نشدنی تری در مورد خطرات دروغ گفتن تولید کرده است؟ داستان کاملا شگفت انگیز است. این عنصر حاوی عناصری است که به فرمول دیزنی اصلاح می شود (گربه فیگارو و ماهی قرمز Cleo به تعداد بیشماری کمکی تسکین دهنده کمیک بازیافت می شوند) ، اما داستان فیلم پینوکیو  تقریباً با حیله ای شیطانی طراحی شده است تا به کودکان برسد.

نکته اصلی تمایل پینوکیو برای تبدیل شدن به یک “پسر کوچک واقعی” است ، نه فقط یک عروسک چوبی که بتواند بدون سیم راه برود و صحبت کند. در یک سطح بسیار عمیق ، همه کودکان می خواهند واقعی شوند و شک دارند که می توانند. یکی از الهامات فیلم پینوکیو این است که پینوکیو را کم و بیش در روند تبدیل شدن به تنهایی ترک کند. او یک شخصیت پدر در Geppetto ، عروسک گردان مهربان را تهیه کرده است ، اما پیرمرد فراموشکار است و به راحتی حواس او را پرت می کند. و او جیمینی کریکت را دارد که متقاضی کار وجدان بودن پینوکیو است و بدون داشتن شایستگی فوق العاده این کار را می کند. کاری که جپتو ، پری آبی و جیمینی انجام می دهند ارائه چشم انداز برای پینوکیو است – ایده ای که او باید برای رسیدن به آن تلاش کند. اما پری آبی به او هشدار می دهد که فقط خیلی کمک خواهد کرد ، و دو نفر دیگر خیلی کمک نمی کنند.

بچه ها می دانند که باید خوب باشند و وقتی وسوسه می شوند ضعیف هستند. پینوکیو در حالی که راهی مدرسه می شود ، به معنای همه آنها است و به وی اجازه می دهد توسط فلفلو و گیدئون منحرف شود. این پیچیدگی تعجب آور است: فیلم با لحنی ملایم و ملایم ، با “وقتی آرزو می کنی روی ستاره ای” و بازی جپتو در هنگام خواب با عروسک و دوستی با فیگارو و کلئو آغاز شده باشد. بازدید جادویی آبی پری جذاب است. جیمی یک دوست جدید شاد است.

بیشتر بخوانید:فیلم دروازه های بهشت

و سپس ناگهان پینوکیو توسط دو مرد متکفلی که او را به استرومبولی ، عروسک خیمه شب بازی فروتن عرضه می کنند ، کور است. او خودش را در نقش یک مرد عروسک رقص و رقص (“من هیچ رشته ای ندارم)” بازی می کند. جیمینی که تحلیلگر با استعدادی نیست ، شانه خیز و چهره اش را بالا می کشد و می گوید چون پینوکیو یک ستاره است ، دیگر به او نیازی ندارد (“به هر حال یک بازیگر با وجدان چه می خواهد؟”). چرا جیمی نمی داند که ژپتو چقدر نگران خواهد بود؟ شاید جیرجیرک ها عشق انسان را درک نکنند.

پینوکیو سعی می کند فرار کند ، توسط استرومبولی در قفس حبس می شود ، پری آبی از وی بازدید می کند و سپس (در یکی از بهترین صحنه های فیلم که تاکنون فیلمبرداری شده است) دروغ ها را به او می گوید و متوجه می شود که بینی او بزرگ و رشد می کند. سرانجام این برگ جوانه می زند و لانه ای پیدا می کند که دو پرنده جیک جیک در آن وجود دارد. در این صحنه به کودکان یک طرف نگاه کنید ، و کودکان را کاملاً مجذوب تایید گناهکارترین ترس های خود خواهید دید.

پری آبی یک تخفیف را درخواست می کند ، اما پینوکیو دوباره در سوپ فرود می آید ، و توسط Foulfellow جمع می شود و به جزیره لذت می رود ، جایی که پسران کوچک سیگار می کشند ، استخر بازی می کنند و در قاطرهای معادن نمک بازیافت می شوند (“به یک پسر بد فضای کافی بدهید و به زودی از خودش یک کله پاچه درست می کند “). آنها از طریق سموم تنباکو و گناهان آنها ، گوش ، سم و پوزه رشد می کنند. چه تعداد بچه در آن زمان تصمیم گرفتند که هرگز سیگار نکشند؟

پینوکیو و جیمینی فرار می کنند و سرانجام به جپتو باز می گردند ، تا (در صحنه ای قدرتمند و غم انگیز) متوجه می شوند که پیرمرد از بین رفته است. پینوکیو احساس رها شدن می کند و در بینندگان چشم بچه ها بزرگ و مرطوب می شود. پری آبی ، آخرین ماشین دئوس ، کبوتی را با اطلاعات اسیر شدن ژپتو در شکم نهنگ مونسترو می فرستد. این منجر به آخرین سکانس اکشن عالی می شود ، جایی که سرانجام پینوکیو خودش را ثابت می کند. اوج آبشار تصور بصری است. پس از آتش زدن پینوکیو برای عطسه کردن ، همه کوبیدن مونسترو را به یاد می آورند. اما قبل از این اقدام یک سکانس طولانی و جادویی پیش می رود که در آن عروسک و کریکت در کف اقیانوس پرسه می زنند و با ماهی ها ، گل های دریایی ، دنیل مرجانی و موجودات ظریف ترسیم شده روبرو می شوند.

بیشتر بخوانید:فیلم آخرین سامورایی

” فیلم پینوکیو ” برای کودکان یک مثل است و نسل ها با به یاد آوردن کلمات “بگذارید وجدان شما راهنمای شما باشد” و “یک دروغ رشد می کند تا رشد کند و رشد کند تا زمانی که مثل بینی صورت شما صاف شود” بزرگ شده اند. فکر می کنم قدرت فیلم تولید می شود ، زیرا در واقع در مورد چیزی است. این فقط یک افسانه ساختگی یا یک افسانه پری احمقانه نیست ، بلکه یک روایت با بازتاب عمیق کهن الگویی است. (“سیندرلا” ، “زیبایی و جانور” و “شیر شیر” از این ویژگی مشترک هستند و صحنه های مربوط به دامبو و مادرش نیز همین ویژگی را دارند).

وقتی بزرگ شدیم و درس های فیلم را یاد گرفتیم ، یا نادیده گرفتیم ، چرا این جذابیت همچنان ادامه دارد؟ این ممکن است به دلیل لطف طراحی باشد. فیلم های بعدی دیزنی مهارت قابل مقایسه ای دارند ، اما هیجان کشف را ندارند. آیا می توان از طریق هزاران نقاشی منفرد توسط ده ها هنرمند مختلف ، یک تجلی آشکار جمعی را درک کرد؟ من هم اینچنین فکر میکنم. انیماتورهای وفادار دیزنی در روزهای ابتدایی هنگامی که کارتون های میکی موس به عنوان وسایل کودک از یک مغازه دزدکی کنار خیابان حمایت می شد ، آنجا بودند. آنها حتماً می دانستند که چیز بزرگی می سازند. شادی آنها صفحه را اشباع می کند.

آنچه فروشگاه دیزنی با اولین ویژگی های انیمیشن خود انجام داد ، در تاریخ فیلم طنین انداز شده است. ارنست ریستر در نامه ای می گوید: “من نمی توانم به شما بگویم که چگونه بسیاری از هنرمندان گرافیک رایانه ای امروز کتاب Disney Animation: The Illusion of Life را در ایستگاه های کاری خود دارند.” او گفت: “تمام محتوای انیمیشن مدرن در فیلم ها ، از جبه کلبه گرفته تا” داستان اسباب بازی “، از همان سال های اختراع در دیزنی سرچشمه می گیرد: دسته ای از پانک های جوان در مورد خلق چیزی بسیار خسته کننده بودند. “

و این دروغ نیست.

پایان نقد فیلم پینوکیو

دیدگاهتان را بنویسید

1 − یک =