صفحه اصلی > ورزش و بازی : نقد و بررسی بازی The Forest
ads

نقد و بررسی بازی The Forest

بازی The Forest

من دوست دارم بازی هایی را تجربه کنم و در مورد آنها صحبت کنم که در آن فقط سعی می کنید زنده بمانید و به چیز دیگری فکر نمی کنید. البته قابل درک است که این سبک برای هرکسی جذابیتی ندارد و دلیل این امر نیز به سلیقه های مختلف برمی گردد.

علاوه بر این، این سبک از بازی ایده خوبی برای توسعه دهندگان بازی های مستقل است، بنابراین اگر چنین بازی هایی را در استیم یا حتی فروشگاه Epic استور جستجو کنید، به راحتی می توانید ده ها بازی بقا را پیدا کنید که هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند. نکته مهم در مورد این بازی ها همین فرمول است.

در واقع می توان گفت که هر بازی در این سبک شما را به منطقه ای خطرناک و پرتردد می برد و شما را مجبور می کند از هر وسیله ای که لازم است برای زنده ماندن استفاده کنید. حدود نه ماه پیش نسخه دسترسی زودهنگام جهنم سبز را بررسی کردیم. این عنوانی است که به نظر می رسد نسخه نهایی آن بالاخره وارد بازار شده است و به زودی بررسی کامل آن را خواهیم داشت.

بازی The Forest

بازی The Forest خب بحث را رها نکنیم. جهنم سبز یک بازی بقا است که در جنگل اتفاق می افتد. موضوعی که امروز قرار است در مورد آن صحبت کنیم وضعیت مشابهی دارد. بازی The Forest عنوانی است که در سال 2018 برای PC و PS4 منتشر شد، یکی از این بازی‌ها است که از یک محیط جنگلی پیروی می‌کند. محصولات استودیو Endnight Games ایده خوبی دارند و در ظاهر برای کسانی که این بازی ها را دوست دارند انتخاب خوبی به نظر می رسد.

همانطور که گفته شد، از این دست بازی ها در استیم زیاد وجود دارد. همانطور که بسیاری از توسعه دهندگان بازی مستقل روی چنین ایده ای کار می کنند، می توانید از تلاش برای زنده ماندن در محیط های مختلف لذت ببرید. از زمان جنگ های جهانی گرفته تا جنگل ها و اعماق دریاها و اقیانوس ها. گاهی اوقات این بازی ها تبدیل به Frostpunk می شوند و به حالت استراتژیک می روند.

البته این بازی ها عموماً برای گیمرهای رایانه شخصی در دسترس هستند و کاربران کنسول بازی های مخصوص به خود را دارند. اگر اصلاً با بازی های بقا آشنایی ندارید، باید گفت که در این گونه بازی ها باید هر چیزی را که روی زمین پیدا می کنید بردارید و برای آن کاربرد پیدا کنید. در این گونه بازی ها افراد به لباس، غذا، خواب و … نیاز دارند. نیازهای مادی همیشه مهم هستند. امروزه حتی در بازی های غیر بقا نیز از چنین المان هایی استفاده می شود.

حدود یک ماه پیش در مورد Pathologic 2 صحبت کردیم، یک بازی مستقل که عناصر بقا در آن نقش مهمی داشتند (توجه داشته باشید که این عناصر نه تنها کمکی به بازی نکردند، بلکه یکی از نقاط ضعف آن بودند!) یا حتی Red Dead Redemption. 2 یکی از بهترین بازی های سال 2018 و قطعا یکی از بهترین بازی های تاریخ! خب البته در مورد Red Dead Redemption 2 باید گفت که این عنوان به دلیل واقع گرایی از چنین مواردی استفاده می کند.

در هر صورت، بسیاری از مسابقات امروزی به نوعی این عناصر را نشان می دهند. اکنون در برخی از بازی ها کل بازی حول این عناصر می چرخد. مانند Subnautica، مانند Frostpunk، مانند This Is My War، و مانند Green hell.

و در نهایت مانند جنگل! چرا این 5 عنوان را مثال زدیم؟! چون من شخصاً چهار تا از آنها را در گیمفا بررسی کردم و پنجمی را بعداً بررسی خواهیم کرد. با تمام این نظرات، قبل از شروع رسمی این بررسی و پرداختن به اصل موضوع، باید بگویم که The Forest از آن دسته بازی هایی است که هر بازیکنی از آن لذت نخواهد برد. شاید من اشتباه می کنم، اما با توجه به آنچه که من دیدم، گیمرهای کنسول واقعا نمی توانند با این نوع بازی ها ارتباط برقرار کنند.

نقد و بررسی بازی Alien: Isolation
بیشتر بخوانید

برعکس، بسیاری از گیمرهایی که PC را پلتفرم اصلی بازی خود می دانند، از سبک بقا لذت می برند. چه در دسته اول قرار بگیرید و چه در دسته دوم، واضح است که برخی از بازی ها بدون توجه به سلیقه، می توانند استانداردهای لازم را داشته باشند و در نهایت به محصولی موفق تبدیل شوند.

محصولاتی که می توانند حداقل تعداد مشخصی از بازیکنان را جذب کنند. اما سوال مهم اینجاست که آیا بازی The Forest چنین عنوانی است؟ می توانستیم قبل از عرضه این بازی به این عنوان خوش بین باشیم.

همانطور که گفته شد این بازی از دور یک بازی جذاب و جذاب به نظر می رسد. بیایید ببینیم این بازی در زیر میکروسکوپ چگونه عمل می کند! با ما همراه باشید، نقد و بررسی بازی The Forest.

معمولا داستان چنین بازی هایی کلیشه ای است و شروعی قابل پیش بینی دارد. برای مثال کشتی شما در Subnautica دچار مشکل شد و برای زنده ماندن مجبور بودید در دنیای مرموز بازی سفر کنید.

بازی The Forest

بازی The Forest

البته بازی The Green hellکمی خلاقیت به خرج داد و داستان زن و شوهری را روایت کرد که وارد یک محیط تقریباً متروک شدند. راه اندازی Green Hell، حداقل برای من، یک راه اندازی هیجان انگیزتر از سایر بازی های مشابه بود. اما بیایید به جنگل برویم و ببینیم داستان بازی چیست.

وقتی بازی را شروع می کنید، در هواپیما نشسته اید و پسرتان روی صندلی کنار شما خوابیده است. منظره زیبایی است اما تاثیرگذار نیست. پس از فشار دادن یکی دو دکمه، ناگهان هواپیما شروع به لرزیدن می کند و در عرض چند ثانیه هواپیما سقوط می کند و شما بیهوش روی زمین می افتید.

چشم هایت را باز می کنی و مرد عجیبی را روبروی خود می بینی. همانطور که ابتدای بازی شیرین بود، این مرد به همان اندازه عالی، همه کاره و ترسناک است. قد بلند، با پوست تیره و لباس های عجیب و غریب و چهره ای مبهم بهترین توصیف برای این مرد است که پسر شخصیت اصلی بازی را با خود می برد و از محل سقوط فرار می کند.

داستان بازی دقیقاً همانطور که در بالا توضیح داده شد شروع می شود. یعنی بدون مقدمه و مستقیم سر اصل مطلب! این تفاوت داستان این بازی با بازی جهنم سبز است. اگر قبلاً در آنجا با همسرتان گفتگوی دوستانه داشتید و دقایق ابتدایی بازی را صرف جمع آوری مواد اولیه برای ساخت کمپ کردید، اینجا تصادف بدون هیچ مقدمه ای آغاز می شود.

سقوط هواپیما در جزیره ای عجیب و مرموز، مردی وحشتناک سبز می شود و با پسر شخصیت اصلی فرار می کند! اینها چیزهایی است که باید در مورد داستان بازی بدانید.

جزئیات بیشتری می خواهید؟ می خواهید بدانید که در ادامه چه اتفاقی می افتد؟ بازی را خودتان تجربه کنید. البته نه به عنوان منتقد این بازی، بلکه به عنوان بازیکنی که علاقه زیادی به این گونه بازی ها دارید، پیشنهاد می کنم زیاد درگیر داستان بازی نشوید و بیشتر روی جنبه های دیگر بازی تمرکز کنید. معمولا داستان این گونه بازی ها حرف زیادی برای گفتن ندارد و تنها پیش زمینه ای برای شبیه سازی بقا در شرایط سخت و دشوار است.

عناوین بازی The Forest ، مانند اکثر بازی های مشابه، از منظر اول شخص دنبال می شوند وقتی بازی شروع می شود، باید مقداری غذا بخورید تا انرژی خود را بازگردانید و سپس باید همه چیز را در اطراف جمع کنید. پس از برداشتن تبر، قفل کیف مسافر را بشکنید و وسایل آنها را بردارید.

به طور ظریف، بازی به شما می آموزد که رها شوید خب بازیکنانی که به بازی های بقا عادت کرده اند یا تجربه کافی در این زمینه از بازی دارند این را می دانند بازیکنان جدید به طور مشابه آموزش می بینند و یاد می گیرند که برای زنده ماندن در یک جزیره ناشناخته، باید تمام چیزهایی را که می توانند در محیط بازی جمع آوری کنند، جمع آوری کنند.

نقد و بررسی بازی Tell Me Why
بیشتر بخوانید

در واقع اساس بقا در بازی های بقا است البته بقا در دنیای بازی The Forest بسیار ساده تر از هر بازی دیگری است که تا به حال تجربه کرده ام دلیل آن را بعدا توضیح خواهیم داد مانند هر بازی بقا دیگری، شما یک دفترچه راهنما دارید که در آن همه چیز به درستی توضیح داده شده است با مطالعه این جزوه می توانید بدانید که به چه وسایلی مثلا برای ایجاد آتش سوزی نیاز دارید.

بسیاری از اقلام دارای تنوع هستند و به عنوان مثال می توانید انواع مختلف پناهگاه بسازید به عنوان مثال، در زیر منوی پناهگاه، گزینه هایی مانند پناهگاه موقت، پناهگاه شکار، کابین چوبی و کابین کوچک را خواهید یافت. خب طبیعتاً می توان گفت که هر کدام از این پناهگاه ها ویژگی های خاص خود را دارند و ثانیاً مواد اولیه مورد نیاز آنها یکسان نیست.

خوشبختانه منوی راهنمای شما دارای دسته بندی های خاصی است و بسیار منظم است در نتیجه احتمالاً برای یافتن آنچه نیاز دارید مشکلی نخواهید داشت و خیلی راحت آن را پیدا خواهید کرد. سیستم ساخت بازی بسیار گسترده است و تا زمانی که مواد لازم را در اختیار داشته باشید، می توانید آیتم های بسیار متنوعی را بسازید و استفاده کنید. آتش، سرپناه، غذا، تله و دفاع، ابزار و حتی کشتی از جمله مواردی هستند که در بازی های جنگلی ظاهر می شوند و انواع مختلفی دارند.

بازی The Forest

بازی The Forest

همانطور که می بینید می توانید آیتم های زیادی را برای سیستم ساخت بازی بسازید. اما ما همچنین اشاره کردیم که برای ایجاد چیزی ابتدا به یک سری مواد نیاز دارید. اینجاست که اهمیت کاوش در دنیای بازی بیشتر می شود. البته نمی توان رشته خاصی را در نظر گرفت و روزها و ماه های خود را به همین شکل سپری کرد.

برای خلاص شدن از شر این جزیره و البته زنده ماندن باید به جاهای مختلفی پا گذاشت. بعضی جاها زیاد استقبال نمی کنید، اما چاره چیست؟! همانطور که در بالا گفتیم در مقایسه با سایر بازی های بقا، بازی The Forest یک بازی آسان است. اغلب در بازی هایی مانند این، یافتن غذا یک چالش بزرگ است.

یا باید در بسیاری از جاها جستجو کنید تا آنچه را که نیاز دارید پیدا کنید. البته برخی از بازی ها تم خاص خود را دارند و کاملا متفاوت هستند. به عنوان مثال، در Frostpunk شما باید بتوانید ژنراتورها را روشن نگه دارید و شهر خود را گرم کنید. مسئله این است که هیچ کدام از اینها چالش در جنگل محسوب نمی شوند! برای روشن بودن، پیدا کردن غذا بسیار ساده تر از تصور بازیکن است.

چشمه ها و رودخانه های زیادی برای نوشیدن آب خواهید یافت و می توانید از گوشت حیواناتی که می کشید به عنوان غذا استفاده کنید. البته این را هم باید در نظر داشته باشید که گوشت اگر مدتی دست نخورده بماند خراب می شود. در جهنم سبز نمی توانید آب بنوشید زیرا باعث بیمار شدن بازیکن می شود. در بازی The Forest هم همین را می توان دید که مثلا در هنگام ورود به آب یا چیدن انواع توت ها باید مراقب باشید.

چنین اتفاقاتی در واقع نوعی قانون محسوب می شوند و بسته به محیطی که داستان بازی در آن اتفاق می افتد، باید در هر بازی بقا وجود داشته باشد. به همین دلیل است که پس از ذکر چنین صفاتی زبان به مداحی باز نمی کنم و خیلی ساده از آنها عبور می کنم. هرگز فراموش نکنید که ما در مورد یک شبیه ساز بقا صحبت می کنیم و انتظار می رود بازی تا حد امکان به واقعیت نزدیک شود.

نقد و بررسی بازی Sekiro: Shadows Die Twice
بیشتر بخوانید

اجرای محیط بازی چیزی است که باید به آن توجه ویژه ای داشته باشید. علاوه بر سایر قسمت های دنیای بازی که باید با دنبال کردن داستان بازی The Forest از آنها دیدن کنید، به نظر می رسد که لازم است در سایر قسمت های محیط بازی نیز بگردید.

در واقع جدای از این، خوشبختانه به لطف طراحی هنری قابل قبول بازی، از گشت و گذار در محیط لذت خواهید برد. دنیای بازی The Forest دنیایی پر از راز است و کاوش در آن قطعا خسته کننده نخواهد بود. شکار، آتش زدن، جستجوی هیزم و جمع آوری میوه از درختان ممکن است کاری تکراری به نظر برسد، اما خسته کننده نیست. در واقع در این حلقه به هیچ وجه احساس یکنواختی نخواهید داشت.

البته به شرطی که با بازی های بقا رابطه خوبی داشته باشید. به این ترتیب می توانید از هر لحظه مطالعه خود در دنیای بازی ها لذت ببرید. از آنجایی که شما می توانید هر کاری را که دوست دارید انجام دهید، قطعا انگیزه پیدا کردن مواد سبز خواهید داشت.

بازی به شما این امکان را می دهد که یک سری قلعه های دفاعی را برای خود تعریف کنید. جزیره مال توست اما مال تو نیست! بخش مهمی از داستان و گیم پلی بازی، بومیان جزیره هستند، افرادی که معتقدند مالک جزیره هستند و به شما به عنوان یک دوست نگاه نمی کنند. همیشه باید احتمال حمله این آدمخوارها را گرفت. به همین دلیل است که داشتن سلاح مناسب به بقای بازیکن کمک زیادی می کند.

شما باید بارها وارد غار شوید. بدی این است که شما هرگز در غارهای جزیره جنگلی استقبال نمی کنید. دشمنان در واقع آدم خوار هستند و به طور بالقوه به بازی یک تم ترسناک می دهند. بگذارید به شما بگویم که بازی The Forest از نظر هیجان یک سر و گردن بالاتر از سایر بازی های مشابه است.

بازی The Forest

بازی The Forest

همانطور که در بالا ذکر شد، بازی گاهی شما را به کاوش در داخل غار تشویق می کند و گاهی اوقات مجبور می شود. این ترسناک ترین چیز در جنگل است. به نظر می رسد تمرکز بازی بر روی سیستم تیمی بازی باشد و در حالی که نکته اصلی بازی ترکیب آیتم های موجود در موجودی شما برای ایجاد چیزی جدید است، تلاش قهرمان داستان برای یافتن پسرش تعادل را از تعادل خارج می کند. روزها آدمخوارها را وحشی تر و خطرناک تر می کند.

هر روز برای آنها غریبتر از دیروز به نظر می رسید. در نتیجه درگیری بین بازماندگان بدشانس یا خوش شانس هواپیما و آدم خواران جزیره تشدید می شود و شاهد درگیری بیشتر هستیم. یکی از مشکلات اصلی این بازی در همین جا نهفته است. شاید شما نیز مانند من بازی هایی را تجربه کرده باشید که هیچ علاقه ای به ایجاد درگیری نداشته اند.

اکشن معمولا چیزی نیست که ما بازیکنان از آن فرار کنیم، اما وقتی صحبت از یک سیستم مبارزه ای ضعیف، کم عمق و باگ می شود، همه چیز متفاوت است. بازی The Forest یک نمونه کامل از بازی هایی است که بازیکنان به هیچ وجه نمی خواهند از سیستم مبارزه استفاده کنند.

آنها یا اصلاً نمی خواهند دیده شوند یا ترجیح می دهند دشمنان خود را پنهانی بکشند. از آنجایی که هوش مصنوعی دشمن تعریفی ندارد، می توان بدون شناسایی از برخی معابر عبور کرد. سه نوع تیر و کمان در بازی وجود دارد، اما اغلب بی فایده هستند.

البته به این معنی نیست که کاملا بی فایده هستند، بخوانید آسیب بسیار کمی دارند و تاثیر کمی بر سلامت دشمن دارند. همچنین می توان از نیزه به عنوان سلاح پرتابی استفاده کرد. سلاح های استاندارد شامل تبر، شمشیر، چاقو و غیره است.

نقد و بررسی بازی This War of Mine
بیشتر بخوانید

طراحی محیط بازی یکی از عواملی است که بازیکن را به ماندن در بازی و گشت و گذار بیشتر در جزیره ترغیب می کند. از نظر هنری، تقصیر Forest سخت است. کاملا برعکس گرافیک هنری، شما می توانید هر چقدر که بخواهید از گرافیک فنی بازی انتقاد کنید.

Forest را می توان در مقایسه با برخی از بازی های نسل هفتم از نظر بصری عنوانی کم ارزش دید. ما هرگز انتظار نداریم که یک بازی مستقل به خوبی بازی های بزرگ در این زمینه باشد، اما حداقل شرایط باید رعایت شود.

متأسفانه این حداقل ها در Forest ظاهر نمی شوند و همانطور که اشاره کردیم، شما با عنوانی روبرو هستید که در این زمینه حرف چندانی برای گفتن ندارد. علاوه بر این، توکوی در بحث فنی سخنرانی خوبی انجام نداد. بازی دارای اشکالاتی است. البته اشتباهات بازی قابل توجیه است.

نباید فراموش کرد که استودیوی سازنده از یک بازی مستقل صحبت می کند که سابقه خاصی در زمینه بازی سازی ندارد. کیفیت بافت بازی چشمگیر است. فقط به بالا نگاه کنید و برگ های درختان را ببینید. یا موس خود را حرکت دهید و به اطراف نگاه کنید.

گرافیک فنی بازی یک لیوان نیمه خالی از The Forest است و به صورت هنرمندانه بازی Endnight Games توانسته تا حدودی این خلأ جزئی را جبران و پر کند. نورپردازی در بازی در شرایط خوبی قرار دارد و مهمتر از آن رنگ دنیای جنگل است.

از آنجایی که بازی بیشتر در جنگل اتفاق می افتد، رنگ بندی آن چندان منطقی به نظر نمی رسد و در عین حال که حالت خوبی دارد، نباید آن را تحسین کرد. در پایان می توان گفت که بازی در این زمینه انتظارات را برآورده کرده است. مدل آدمخوارها هم جالبه. طراحی NPC های بازی یکی از جالب ترین قسمت های بازی است. مدل هایی که شب ها از سایه های خودشان می ترسند.

صداگذاری بازی نیز در جذابیت آن نقش بسزایی دارد. اول بگم که بازی واقعا موسیقی زیادی نداره و در عین حال صدا هم نداره. درعوض، شما با سر و صدای پس زمینه مواجه هستید که حتی می تواند بر هجوم آدرنالین شما تأثیر بگذارد! به خصوص زمانی که در غار هستید و صدای پای خود را می شنوید یا آب می چکد. از آنجایی که دشمنان شما ذاتاً جذاب نیستند، احتمالاً صدای آنها در غارها موهای شما را سیخ می کند.

فرض کنید صدای آدمخواری را می شنوید که در چند متری شما در غاری تاریک و باریک قرار دارد. به طور کلی، صداهای ثانویه زیادی در دنیای The Forest وجود دارد.

بازی The Forest

بازی The Forest

کمبود موسیقی دقیقاً به همین شکل جبران شد. وقتی به محصول نهایی نگاه می‌کنم، متوجه می‌شویم که نبود موسیقی در این عنوان نه تنها به بازی لطمه زد، بلکه برعکس به جذابیت آن نیز کمک کرد. بنابراین صداهای جانبی ما را به فضای هیجان انگیزتر و البته عنوان واقعی تری تبدیل می کند. البته، این ایده ها قبلاً در بازی های مستقل Survivor استفاده شده اند و The Forest اولین مورد نیست.

بیایید صادق باشیم، حقیقت این است که بازی The Forest یکی از بهترین بازی های بقا نیست که من تا به حال بازی کرده ام. بازی هایی با همان سبک و سبک اما با نقاط قوت بیشتر و البته ارزش بیشتری پیدا خواهید کرد. اما این واقعیت را نمی توان انکار کرد که طرفداران بازی های بقا قطعا از بازی The Forest لذت خواهند برد.

من شخصا نسخه دسترسی زودهنگام بازی را امتحان نکرده ام، اما اگر این کار را انجام دادم، تجربه نسخه نهایی The Forest ضروری خواهد بود. به هر حال خرید یا نخریدن این بازی به شما بستگی دارد، اما با توجه به قیمت 20 دلاری آن در استیم، منصفانه است که بگوییم بازی The Forest ارزش این قیمت را دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

3 × پنج =