امروز برابر است با :2 مرداد 1400
علم اقتصاد

علم اقتصاد چیست ؟ علم اقتصاد و هر آنچه که باید درباره اقتصاد بدانید

علم اقتصاد بخش عظیمی از زندگی روزمره ما است و تقریباً هر تصمیمی را که مشاغل و دولت می گیرد ، لمس می کند. به تعبیری ، جهان چگونه کار می کند.

با مقاله علم اقتصاد چیست  با بامدادی ها همراه باشید.

علم اقتصاد چیست؟

علم اقتصاد چیزی است که باعث ایجاد و مصرف کالاها و خدمات می شود. اقتصاد زیربنای بسیاری از موضوعاتی است که هر روز در عناوین روزنامه ها می بینید ، اقتصاد اجتماعی است: بحران های مالی ، بهداشت ، مالیات ، تجارت بین المللی ، شهرنشینی و جهانی سازی.

علم اقتصاد چیست

علم اقتصاد

انواع علم اقتصاد

اقتصاد خرد
این علم اقتصاد در مقیاس کوچک است: نحوه تعامل افراد مانند خانواده ها یا مشاغل کوچک با بازارها و تأثیر آنها بر آنها.

اقتصاد کلان
این کل تصویر اقتصادی است: سلامت کلی اقتصاد یک کشور ، از جمله بیکاری ، ایجاد و مصرف کالاها و خدمات ، رشد ، سیاست های دولت و موارد دیگر.

اقتصاد بین المللی
علم اقتصاد بین الملل تأثیر تجارت فرامرزی را تحلیل می کند.

تاریخ علم اقتصاد

اقتصاددانان بیش از 250 سال است که نظریه های مربوط به علم اقتصاد را ایجاد ، بحث و بررسی می کنند. تقریباً هر ایده “جدید” هر کس در مورد اقتصاد احتمالاً مدتها پیش مورد بحث و کنار گذاشته شده است. این بدان معنا نیست که داشتن بینش های کاملاً اصیل غیرممکن است. این به معنای ساده این است که برای انجام این کار ، باید تاریخ عظیم اقتصادی را مطالعه کرد.

هرچقدر که وقایع امروز بی نظیر به نظر می رسند ، اما آنها در گذشته معمولاً مشابهت های نزدیک دارند. به عنوان مثال ، وحشت سال 1893 به طرز چشمگیری شبیه به رکود بزرگ سال 2008 بود. دوران کنونی جهانی شدن اشتراکات بسیاری با موج جهانی سازی دارد که در اواخر دهه 1800 اتفاق افتاد.

حوزه علم اقتصاد خود در کنار یک تغییر چشمگیر در نحوه عملکرد اقتصاد به طور کلی توسعه یافته است.

آدام اسمیت و انقلاب صنعتی
قبل از انقلاب صنعتی ، علم اقتصاد در اکثر نقاط تقریباً قرن به قرن مشابه بود. ناگهان ، در اواسط دهه 1700 ، نوآوری های فناوری در ساخت و حمل و نقل رشد سریع و تحول در اقتصاد انگلیس را به همراه داشت.

آدام اسمیت که با کتاب ثروت ملل (1776) به دلیل ایجاد نظم و انضباط در علم اقتصاد بسیار مورد توجه قرار گرفته است ، فهمید که این تحول چشمگیر در شیوه کار اقتصادها تا حد زیادی ناشی از تقسیم کار است. وی از مثال یک کارخانه تولید سنجاق استفاده کرد تا نشان دهد چگونه گروهی از کارگران ، هر یک از متخصصان یک جنبه در تولید پین ، می توانند سریعتر پین های بیشتری نسبت به همان تعداد کارگر اصلی که به تنهایی کار می کنند ، تولید کنند. بنابراین ، او استدلال کرد ، کشورها ثروتمند یا فقیر بودند ، نه بر اساس سطح فلزات گرانبها یا ذخایر ثروت دیگر ، بلکه بر اساس توانایی آنها در تولید چیزهای روزمره مورد نیاز و خواست شهروندان بودند.

نظریه اسمیت این باور غالب را در بین اقتصاددانان ایجاد کرد که در صورت افزایش ظرفیت تولید با استفاده از انواع فرآیندهایی که اسمیت شناسایی کرد ، از رونق اطمینان حاصل می شود. اگر رونق کل اقتصاد کاهش یابد ، فرض بر این بود که مشکلی در ظرفیت تولید آن رخ داده است.

Say’s Law: عرضه و تقاضا
همچنین در بین اقتصاددانان به چیزی به نام Say’s Law یک باور عمومی وجود داشت.

کسب درآمد از فارکس
بیشتر بخوانید

Say’s Law بیان می کند که عرضه تقاضای خود را ایجاد می کند. منظور از اقتصاددانان “عرضه” ایجاد کالاها و خدمات است. منظور از اقتصاددانان “تقاضا” تمایل به خرید کالاها و خدمات است. Say’s Law پیشنهاد می کند که به طور متوسط ​​مقدار کالای ایجاد شده برابر با میزان مایل بودن مردم برای خرید باشد.

قانون پیشنهاد می کند که هرگز به طور کلی کمبود تقاضا وجود ندارد. به این معنی که ممکن است مصرف کنندگان به سادگی نخواهند همان کالاهایی را که برای فروش ارائه می شود خریداری کنند. با این وجود این یک معما ایجاد می کند ، زیرا اقتصاددانان آنچه را که به عنوان چرخه تجارت شناخته می شود مشاهده می کنند: در بعضی مواقع به نظر می رسد تقریباً همه مشاغل قادر به فروش هر اندازه که می خواهند ، هستند ، در حالی که در بعضی مواقع تقریباً همه مشاغل به اندازه فروش مشکل دارند آنها می خواهند.

رکود بزرگ و اقتصاد کینزی

جان مینارد کینز سرانجام با اتصال چندین نقطه این معما را حل کرد.
اول اینکه ، مردم دوست دارند در مواقع اضطراری کمی پول اضافی ذخیره داشته باشند.

دوم ، اگر همه به یک باره ترس داشته باشند ، همه سعی می کنند همزمان ذخایر خود را افزایش دهند.

سوم ، اگر همه به طور همزمان ذخایر خود را افزایش دهند ، هزینه کافی برای خرید تمام کالاها و خدمات برای فروش وجود نخواهد داشت.

چهارم ، اگر هزینه کافی برای خرید تمام کالاها و خدمات برای فروش وجود نداشته باشد ، سطح ترس در اقتصاد افزایش می یابد.

این ترس به نوبه خود باعث می شود تا مردم بخواهند ذخایر پول خود را افزایش دهند و چرخه بر اساس خود ایجاد شود. متوقف کردن این چرخه دشوار است زیرا افراد نمی توانند همان چیزی را که می خواهند – پول بیشتر ذخیره – بدست آورند زیرا تنها راه برای بدست آوردن پول فروش چیزی به افراد دیگر است. این افراد تمایلی به خرید نخواهند داشت زیرا آنها نیز در تلاشند ذخایر خود را افزایش دهند.

تصادفی نیست که کینز در دوران رکود بزرگ نظریه خود را توسعه داد. اقتصاددانان از چرخه های تجاری قبل از رکود بزرگ متحیر شده بودند ، اما طول و شدت این رکود اقتصادی یک احساس اضطرار عمیق ایجاد کرد تا سرانجام این معما حل شود.

کینز توضیح داد که حتی اگر ظرفیت تولید آنها کاهش نیافته باشد ، می توان رونق کل اقتصاد را کاهش داد. حتی اقتصادهای تولیدی نیز ممکن است در دام گرفتار شوند که کمبود هزینه می تواند باعث کاهش تولید در مشاغل شود. کاهش تولید باعث می شود تا مشاغل از تعداد کارگران خود بکاهند.

علم اقتصاد چیست

علم اقتصاد چیست

مشهورترین نمونه تئوری کینزی در دنیای واقعی

داستان Great Capitol Hill Babysiting Co-Op Crisis به تصویر کشیدن بینش کینز در مقیاس کوچکتر کمک می کند. در این مثال ، اصل اساسی که در اینجا مدل سازی شده است – اینکه هر فروش یک خرید است نیز – به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا اقتصادها دچار رکود می شوند ، دوره هایی که فعالیت اقتصادی به طور کلی کاهش می یابد.

بحران بزرگ همکاری نگهداری از کودکان در کاپیتول هیل

داستان Great Capitol Hill Babysitting Co-Op Crisis یک داستان ساده و واقعی است که اصول کینزی را در عمل نشان می دهد.

داستان مربوط به گروهی از والدین است که در Capitol Hill کار می کردند. پرستار بچه ها در مرکز شهر دی سی ممکن است گران باشد ، بنابراین آنها تصمیم گرفتند برای تجارت مسئولیت نگهداری از کودک یک تعاونی تشکیل دهند. آنها کوپن هایی چاپ کردند که هر کدام برای یک ساعت نگهداری از کودک خوب است.

تکنیک قاب بندی در فروش
بیشتر بخوانید

وقتی یک زن و شوهر می خواهند یک شب بیرون بروند ، زن و شوهر دیگری را می یابند که در آنجا اقامت داشته و مایل به پرستاری از کودک هستند. زن و شوهرهایی که بیرون می رفتند به زن و شوهرهایی که در آن کوپن می ماندند برای هر نیم ساعت که آن شب بچه داری می کردند ، می دادند. همه زوجین کار خود را با تعداد مشخصی کوپن آغاز کردند ، به طوری که هیچ زوجی قادر به سو toاستفاده از سیستم با همیشه بیرون رفتن بیش از آنچه که بچه نگهداری می کنند نیست.

این سیستم برای مدتی عالی کار کرد ، تا اینکه یک دسته از زوج ها ، در همان زمان ، از کار بیرون رفتند. این بدان معنا بود که یافتن یک نشستن آسان بود اما یافتن فرصتی برای نشستن سخت بود. زن و شوهرهایی که هنوز بیرون می رفتند کم هزینه کوپن می شدند. برخی از آنها عصبی شده و پس انداز کوپن های خود را برای موارد خاص شروع کردند. این امر منجر به بیرون رفتن حتی کمتر زوجین شد و یافتن فرصتی برای نشستن را دشوارتر کرد.

چرخه از خودش تغذیه می کرد. سرانجام ، همه زوجین از کمبود بالقوه کوپن ترسیدند و به همین دلیل آنها به ندرت بیرون می رفتند ، بنابراین استفاده از کوپن برای استفاده از زن و شوهر در صورت نیاز ، تقریباً غیرممکن بود. کمبود فرصت برای به دست آوردن ذهنیت کمیابی ، باعث ترس بیش از حد زوجین از استفاده از کوپن هایی که داشتند می شود. نیازی به گفتن نیست که این هدف کل تعاون را که اجازه دادن به بیرون رفتن بیشتر زوجین بود ، شکست داد. این اتفاق به این دلیل نبود که تعداد بازدیدکنندگان به اندازه کافی نبود ، بلکه به دلیل کافی نبودن کوپن ها بود. این کمبود کوپن انگیزه فروش را تغییر داد.

ما فکر می کنیم که زن و شوهرهایی که بیرون از خانه بیرون می آیند به عنوان “خرید” یک شب بچه داری از زن و شوهرهایی که در آنجا اقامت دارند ، هستند. با این حال ، آنها کوپن های اضافی را نیز به زوج هایی که در آن خانه هستند می فروشند. هر دو یک پرستار بچه برای شب می گیرند و یا اضافی کوپن مطلوب بود.

اقتصاددانان پیش از کینز می گفتند تمام آنچه که برای رونق شرکت مراقبت از کودک لازم است این است که به اندازه کافی زوجینی که مایل و قادر به بچه داری هستند وجود داشته باشد. در حقیقت ، با این وجود ، تعامل نگهداری از کودکان دو طرف دارد. زوجین علاوه بر اینکه مایل و قادر به پرستاری از کودک هستند ، باید تمایل و توانایی بیرون رفتن و خرج کوپن های نگهداری از کودک را نیز داشته باشند.

استفاده از نظریه کینزی برای حل مسائل دنیای واقعی
این راه حل ها دقیقاً با گزینه های موجود برای دولت های واقعی مطابقت دارد. در بیشتر موارد ، دولت ها می توانند با چاپ پول بیشتر و وام دهی موثر آن با نرخ بهره ارزان ، روند نزولی را کاهش دهند و آن را معکوس کنند. اگر این راه حل مشکل ساز باشد ، دولت می تواند به مردم برای ساخت کارهای عمومی ، کاهش مالیات یا گسترش برنامه های شبکه ایمنی پول پرداخت کند.

پرسونا در بازاریابی و کسب و کار
بیشتر بخوانید

دو اصل علم اقتصاد

دو بینش اساسی در قلب علم اقتصاد وجود دارد.

مردم به مشوق ها پاسخ می دهند.

فرصتهای آشکار برای بهتر شدن اوقات به ندرت بدون بهره برداری باقی می ماند. هر معامله اقتصادی دو طرف دارد: هر طرف چیزی به دست می آورد و هر طرف چیزی را رها می کند.

وقتی کل اقتصاد را در نظر بگیریم ، آن دو طرف باید جمع شوند. برای هر چیزی که می خریم باید چیزی باشد که بفروشیم. برای هر کالای وارداتی به کشور ما باید چیزی صادر شود. این دو قانون که با هم جمع شده اند می توانند بینشی شگرف در مورد چگونگی کارکرد اقتصاد فراهم کنند.

مدل جریان دایره ای

اصل دوم اغلب با استفاده از مدل جریان دایره ای نشان داده می شود. اقتصاد را می توان به عنوان دو چرخه در نظر گرفت که در جهت مخالف حرکت می کنند. در یک جهت ، ما شاهد جریان کالاها و خدمات از افراد به سمت مشاغل و بازگشت دوباره هستیم. این نشان دهنده این واقعیت است که ما به عنوان کارگر برای ایجاد خواسته های مردم و یا ارائه خدمات مورد نیاز مردم به محل کار خود می رویم. سپس ، به عنوان مصرف کننده ، چیزهای مورد نظر و نیاز خود را از مشاغل دیگر دریافت می کنیم.

در جهت مخالف ، شاهد جریان پول از مشاغل به سمت خانوارها و بازگشت آنها هستیم. این نشان دهنده پرداخت هایی است که ما برای چیزهایی که می خریم و درآمد حاصل از کاری که انجام می دهیم ، انجام می دهیم. نکته اصلی این است که برای عملکرد اقتصادی هر دو چرخه لازم است. وقتی چیزهایی می خریم ، برای چیزهایی که می خواهیم پول پس می دهیم. وقتی سر کار می رویم در ازای دریافت پول چیزهایی درست می کنیم.

آسان است که اجازه دهید جریان پول در پس زمینه محو شود ، اما اگر چیزی آن را مختل کند ، نتیجه آن می تواند یک رکود اقتصادی باشد. برای اطلاعات بیشتر در مورد مدل جریان دایره ای بخوانید.

علم اقتصاد چیست

علم اقتصاد

نظریه اقتصادی چیست؟

در قلب آن ، اقتصاد در مورد مردم است – به طور خاص ، در مورد چگونگی راه مردم در جهان است. این در مورد چگونگی تأمین معاش و نحوه درآمد خود است. با محدود کردن تمرکز بر این عناصر اساسی زندگی بشر ، اقتصاددانان قادر به شناسایی چند انگیزه اصلی مانند تمایل به تأمین هزینه خانواده یا نیاز به کسب و کار برای کسب سود هستند.

این انگیزه ها ساده هستند ، اما از این طریق اقتصاددانان توانسته اند داستان های بسیار پیچیده و روشنگری در مورد موضوعات مختلف از نحوه پس انداز افراد برای بازنشستگی تا چگونگی تأثیر رشد چین بر دستمزدهای ایالات متحده ایجاد کنند. این داستان ها قلب تئوری اقتصادی هستند.

تئوری اقتصادی غالباً در مدلهای ریاضی ارائه می شود که اطمینان می دهد اقتصاددانان در تفکر دقیق و در نتیجه گیری منطقی هستند. با این حال ، آن معادلات پیچیده چیزی بیش از داستانهایی نیست که به زبان ریاضیات ترجمه شده باشد.

با استفاده از این داستان ها یا نظریه ها ، اقتصاددانان قادر به پیش بینی انواع مختلف رفتارهای انسانی هستند. در زندگی عادی ما ، پیش بینی اینکه هرکسی در آینده چه کاری انجام خواهد داد ، حتی کسانی که به ما نزدیک هستند نیز غیرممکن است.

کسب درآمد از طریق سایت دانلود
بیشتر بخوانید

پیش بینی و “دست نامرئی”
با این حال ، اگر پیش بینی قابل توجهی در داستان مشترک انسانی ما وجود نداشته باشد ، زندگی همانطور که می دانیم امکان پذیر نخواهد بود. به عنوان مثال ، شما پیش بینی می کنید که وقتی به سوپرمارکت بروید تخم مرغ و شیر برای فروش وجود خواهد داشت. این سوپرمارکت به نوبه خود پیش بینی می کند که توزیع کنندگان تخم مرغ و شیر را به طور منظم به انبارهای خود تحویل دهند و در آخر توزیع کنندگان پیش بینی می کنند که کشاورزان تخم و شیر را برای فروش ارائه می دهند.

همه این موارد باید به طور منظم – در واقع هر روز – اتفاق بیفتد تا اطمینان حاصل شود که تخم مرغ و شیر تازه در سراسر کشور در دسترس است. چه کسی این روند را کنترل می کند؟ هیچ کس ، معلوم است. این اتفاق می افتد به این دلیل که هر شخص یا شرکت در رفتار خود به اندازه کافی قابل پیش بینی است که کل سیستم را راه اندازی می کند. آدام اسمیت از این روند به عنوان “دست نامرئی” بازار یاد کرد.

اقتصاددانان این پیش بینی را مطالعه می کنند – و آنها سعی می کنند بفهمند که چگونه کار می کند و چرا گاهی اوقات اشتباه می شود. نظریه هایی که اقتصاددانان ارائه می دهند ممکن است ساده انگاری بیش از حد به نظر برسد – اما این عمدی است. ساده سازی این امکان را فراهم می کند تا قلب آنچه که علم اقتصاد را تیک می زند ، باشد. در غیر این صورت عوامل زیادی وجود دارد.

خطر ساده سازی های بیش از حد
با این حال اقتصاددانان خوب به حدود ساده سازی بیش از حد خود پی می برند. آنها می دانند که نظریه های آنها فقط یک میانگین را نگه می دارد. آنها به دنبال استثناهایی از قانون می گردند و سپس این استثناها را مطالعه می کنند.

اقتصاددانانی که در نوع خاصی از استثنا تخصص دارند می توانند به نظریه های اساسی تری که همه اقتصاددانان از آن استفاده می کنند ، غنای بیشتری بدهند. به عنوان مثال ، اقتصاددانان رفتاری مطالعه می کنند که چگونه مواردی مانند استرس در خانه یا ثبت نام خودکار در 401 دانشگاه می تواند بر نحوه تصمیم گیری خانواده ها در مورد پس انداز تأثیر بگذارد.

علم اقتصاد چیست

علم اقتصاد

قانون مزیت مقایسه ای و قانون کاهش بازده
بسیاری از اقتصاددانان پس از آدام اسمیت ، دیوید ریکاردو را یکی از مهمترین اقتصاددانان کلاسیک می دانند. ریكاردو توانست از طریق كلمات و مثالهای ساده مفاهیمی را بیان كند كه می توانند از ابزارهای اصلی تحلیل اقتصادی باشند.

وی قانون مزیت مقایسه ای را توضیح داد که توضیح می دهد چگونه تجارت برای همه طرف های درگیر سودمند است. او همچنین احتمالاً اولین تجزیه و تحلیل در مورد چگونگی آسیب رساندن اتوماسیون به کارگران را ارائه داد. ریکاردو همچنین قانون کاهش بازده را بیان کرد ، که امروز اساس درک اقتصاددانان از عرضه و تقاضا و نحوه تعیین قیمت ها و دستمزدها است.

پایان مقاله علم اقتصاد چیست

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

راهنمای مشاوران مالی : مشاور مالی چه وظایفی دارد؟ | معرفی ابزار های گرافیکی | بهترین رمان های کلاسیک تاریخ | همه چیز در مورد رامبراند | دوره رنسانس در موسیقی | رمان های برتر ادبیات فرانسه | نقد فیلم هشدار | فیلم یک محکوم به مرگ گریخت | بهترین فیلم های دنیل رادکلیف | فیلم برتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + یک =