امروز برابر است با :11 مرداد 1400
پست مدرن

ادبیات پست مدرن

ادبیات پست مدرن : پست مدرنیسم به طور گسترده به یک نظریه فرهنگی اجتماعی و ادبی ، و تغییر در دیدگاه اشاره دارد که در رشته های مختلفی از جمله علوم اجتماعی ، هنر ، معماری ، ادبیات ، مد ، ارتباطات و فناوری نمایان شده است. به طور کلی موافقت شده است که تغییر پست مدرن در ادراک از اواخر دهه 1950 آغاز شده و احتمالاً هنوز هم ادامه دارد. پست مدرنیسم می تواند با تغییر قدرت و غیرانسانی سازی دوران پس از جنگ جهانی دوم و هجوم سرمایه داری مصرف کننده همراه باشد.

با مقاله ادبیات پست مدرنیسم با بامدادی ها همراه باشید.

اصطلاح پست مدرن بیانگر رابطه ای با مدرنیسم است. مدرنیسم یک جنبش زیبایی شناختی قبلی بود که در دهه های اولیه قرن بیستم رواج داشت. غالباً گفته شده است كه پست مدرنيسم يكباره ادامه موضع مدرنيست و جدايي از آن است.

پست مدرن

پست مدرن دارای بسیاری از ویژگی های مدرنیسم است. هر دو مدرسه مرزهای سخت بین هنر بالا و پایین را رد می کنند. پست مدرن حتی پیش می رود. قدم فراتر بگذارید و عمداً هنر کم را با هنر عالی ، گذشته را با آینده یا ژانری را با دیگری مخلوط کنید. چنین اختلاطی از عناصر مختلف و ناسازگار نشانگر استفاده پست مدرنیسم از تقلید مسخره ای است که توسط مدرنیسم نیز مورد استفاده قرار گرفت. هر دوی این مدارس همچنین از خمیرمایه استفاده می کنند که تقلیدی از سبک دیگری است. تقلید و هدیه در خدمت برجسته سازی خود بازتاب پذیری آثار مدرنیست و پست مدرنیست است ، به این معنی که تقلید و تقلید در خدمت یادآوری خواننده است که کار “واقعی” نیست بلکه ساختگی است. آثار مدرنیست و پست مدرن نیز چندپارچه هستند و به راحتی و مستقیماً معنای محکمی را منتقل نمی کنند. یعنی این آثار آگاهانه مبهم هستند و جای خود را به تفسیرهای متعدد می دهند. فرد یا سوژه ای که در این آثار به تصویر کشیده می شود ، غالباً فاقد معنا و هدف اصلی در زندگی است ، و از انسانیت خارج می شود ، که غالباً ویژگی های فردی خود را از دست می دهد و صرفاً نماینده یک عصر یا تمدن می شود ، مانند Tiresias در The Waste Land.

به طور خلاصه ، مدرنیسم و ​​پست مدرن صدای ناامنی ها ، گمراه سازی و چندپارگی جهان غرب قرن 20 را می دهند. جهان غربی ، در قرن 20 ، این احساس عمیق امنیت را تجربه کرد زیرا به تدریج مستعمرات خود را در جهان سوم از دست داد ، که توسط دو جنگ جهانی بزرگ از بین رفته و بنیان های فکری و اجتماعی خود را تحت تأثیر نظریه های جدید اجتماعی متزلزل می کند. تحولاتی مانند مارکسیسم و ​​مهاجرت های جهانی پسااستعماری ، فناوری های جدید و تغییر قدرت از اروپا به ایالات متحده. گرچه مدرنیسم و ​​پست مدرنیسم از چند پاره شدن ، ناپیوستگی و نامناسب بودن در مضمون و تکنیک استفاده می کنند ، اما تفاوت اصلی این دو مکتب در همین جنبه پنهان است.

پست مدرن تکه تکه شدن و نامناسب بودن جهان معاصر را غم انگیز جلوه می دهد. این امر از دست دادن وحدت و مرکز زندگی ابراز تاسف می کند و نشان می دهد که آثار هنری می توانند وحدت ، انسجام ، استمرار و معنایی را که در زندگی مدرن از دست رفته است ، فراهم کنند. بنابراین الیوت ابراز تاسف می کند که دنیای مدرن یک زمین بایر نابارور است و تکه تکه شدن ، عدم انسجام این جهان در ساختار شعر تأثیر دارد. با این حال ، The Waste Land با روی آوردن به فرهنگ های شرقی و استفاده از Tiresias به عنوان قهرمان اصلی تلاش می کند معنای از دست رفته و وحدت ارگانیک را بازپس بگیرد

معرفی کتاب الیور تویست
بیشتر بخوانید

در پست مدرن ، چندپارگی و گمراهی دیگر غم انگیز نیست. از طرف دیگر پست مدرنیسم تجزیه و تجزیه را جشن می گیرد. این تقسیم بندی و عدم شرافت را تنها راه ممکن وجود می داند و سعی در فرار از این شرایط ندارد.

این همان جایی است که پست مدرن با پساساختارگرایی روبرو می شود – هر دو پست مدرنیسم و ​​پساساختارگرایی تشخیص می دهند و می پذیرند که وجود یک مرکز منسجم امکان پذیر نیست. در اصطلاح دردیدی ، مرکز دائماً در حال حرکت به سمت پیرامون و پیرامون به طور مداوم در حال حرکت به سمت مرکز است. به عبارت دیگر ، مرکز ، که مقر قدرت است ، هرگز کاملاً قدرتمند نیست. این به طور مداوم ناتوان می شود ، در حالی که حاشیه بی قدرت به طور مداوم سعی در دستیابی به قدرت دارد. در نتیجه ، می توان ادعا کرد که هرگز مرکزی وجود ندارد ، یا اینکه همیشه چندین مرکز وجود دارد. این به تعویق انداختن قدرت گرفتن مرکز یا حفظ موقعیت خود همان چیزی است که دریدا آن را اختلاف نامید. در جشن تجزیه پست مدرنیسم ، بنابراین یک باور اساسی در اختلاف وجود دارد ، اعتقادی به این که وحدت ، معنا ، انسجام به طور مداوم به تعویق می افتد.

عدم اعتقاد پست مدرنیست به انسجام و وحدت به تمایز اساسی دیگری بین مدرنیسم و ​​پست مدرنیسم اشاره دارد. مدرنیسم معتقد است که انسجام و وحدت امکان پذیر است ، بنابراین بر اهمیت عقلانیت و نظم تأکید می کند. به نظر می رسد فرض اساسی مدرنیسم این است که عقلانیت بیشتر منجر به نظم بیشتر می شود ، که این امر باعث عملکرد بهتر جامعه می شود. مدرنیسم برای برقراری تقدم نظم ، دائماً مفهوم بی نظمی را در تصویر دیگری ایجاد می کند – که شامل موارد غیر سفید پوست ، غیر مرد ، غیرجنس ، غیر بزرگسال ، غیر منطقی و غیره است. به عبارت دیگر ، برای اثبات برتری نظم ، مدرنیسم این تصور را ایجاد می کند که تمام جوامع حاشیه ای ، پیرامونی ، مانند غیر سفیدپوستان ، غیر مردها و غیره به اختلال آلوده شده اند. اما پست مدرنیسم به اوج دیگری می رسد. نمی گوید بعضی از بخشهای جامعه نظم را به تصویر می کشند و قسمتهای دیگر بی نظمی را نشان می دهند. پست مدرنیسم ، در انتقاد از مخالفت دوتایی ، حتی با بدگویی پیشنهاد می کند که همه چیز بی نظمی است.

اعتقاد مدرنیست ها به نظم ، ثبات و وحدت همان چیزی است که متفکر پست مدرنیست لیوتارد آن را فرا روایت می نامد. مدرنیسم از طریق فراروایت ها یا روایت های بزرگ کار می کند ، در حالی که پست مدرنیسم فراروایت ها را زیر سوال می برد و از بین می برد. فرا روایت داستانی است که یک فرهنگ در مورد اعتقادات و عملکردهایش برای خودش تعریف می کند. به عنوان مثال ، هند به خود می گوید که این یک کشور دموکراتیک و سکولار است ، گرچه جناح ها و اقدامات ضد دموکراتیک ، ضد سکولار متعددی در هند وجود دارد. به عبارت دیگر ، هند باعث می شود که این دروغ را باور داشته باشد که یک کشور سکولار دموکراتیک است. بنابراین دموکراسی و سکولاریسم فراروایت هستند. به طور خلاصه ، فراروایت ها برداشت های کلان اما غیر واقعی از یک جامعه و فرهنگ را ایجاد و تبلیغ می کنند. اینها وابستگی جامعه به مفاهیمی مانند حقیقت عینی ، پیشرفت ، نظم و وحدت را شامل می شود.

سلمان رشدی : 12 کتاب قابل توجه سلمان رشدی
بیشتر بخوانید

پست مدرنیسم می فهمد که روایت های بزرگ تناقضات ، بی ثباتی ها و اختلافات ذاتی هر سیستم اجتماعی را پنهان ، ساکت و نفی می کند. پست مدرنیسم از “روایت های کوچک” ، داستان هایی که اقدامات کوچک و وقایع محلی را توضیح می دهند ، بدون تظاهر به جهانی بودن و نهایی بودن ، طرفداری می کند. پست مدرنیسم می فهمد که تاریخ ، سیاست و فرهنگ روایت های بزرگی از صاحبان قدرت است که شامل دروغ ها و حقایق ناقص است.

پست مدرنیسم با از بین بردن امکان یک واقعیت پایدار و دائمی ، انقلابی در مفهوم زبان ایجاد کرده است. مدرنیسم زبان را ابزاری منطقی و شفاف برای نمایش واقعیت و فعالیتهای ذهن منطقی دانست. از نظر مدرنیست ، زبان نماینده افکار و اشیا است. در اینجا ، دالها همیشه به مدلولها اشاره می کنند. با این وجود ، در پست مدرنیسم فقط سطوحی وجود دارد که هیچ عمقی ندارد. در اینجا دال هیچ نشانه ای ندارد ، زیرا واقعیتی برای دلالت وجود ندارد.

بودریار ، فیلسوف فرانسوی ، فرهنگ سطح پست مدرن را به عنوان شبیه سازی مفهوم بندی کرده است. شبیه سازی یک واقعیت مجازی یا جعلی است که توسط رسانه ها یا سایر دستگاه های عقیدتی شبیه سازی یا القا می شود. شبیه سازی صرفاً تقلید یا کپی نیست – بلکه جایگزینی نمونه اصلی با یک تصویر جعلی شبیه سازی شده است. دنیای معاصر شبیه سازی است ، در نتیجه واقعیت با تصاویر نادرست جایگزین شده است. این بدان معناست که ، به عنوان مثال ، جنگ خلیج فارس که ما از روزنامه ها و گزارش های تلویزیونی می دانیم هیچ ارتباطی با آنچه می توان جنگ “واقعی” عراق نامید ، ندارد. تصویر شبیه سازی شده از جنگ خلیج فارس بسیار محبوب تر و واقعی تر از جنگ واقعی شده است ، به طوری که بودریار استدلال می کند که جنگ خلیج فارس رخ نداده است. به عبارت دیگر ، در جهان پست مدرن ، هیچ نسخه اصلی وجود ندارد ، بلکه فقط کپی وجود دارد. بدون سرزمین ، فقط نقشه واقعیت وجود ندارد ، فقط شبیه سازی است. در اینجا بودریار صرفاً تصور نمی کند که جهان پست مدرن مصنوعی است. او همچنین اشاره دارد که ما توانایی تمایز بین واقعی و مصنوعی را از دست داده ایم.

پست مدرن

همانطور که ارتباط خود را با واقعیت زندگی خود از دست داده ایم ، از واقعیت کالاهایی که مصرف می کنیم نیز فاصله گرفته ایم. اگر رسانه ها یک نیروی محرکه شرایط پست مدرن را تشکیل دهند ، سرمایه داری چند ملیتی و جهانی شدن نیروی دیگری است. فردریک جیمسون مدرنیسم و ​​پست مدرنیسم را به مراحل دوم و سوم سرمایه داری مرتبط کرده است. فاز اول سرمایه داری قرن 18 و 19 میلادی ، به نام سرمایه داری بازار ، شاهد پیشرفتهای فن آوری اولیه مانند موتور بخار محرک بود و مطابق با مرحله رئالیست بود. اوایل قرن 20 ، با توسعه موتورهای الکتریکی و احتراق داخلی ، شاهد آغاز سرمایه داری انحصاری و مدرنیسم بود. دوران پست مدرن مطابق با عصر فناوری های هسته ای و الکترونیکی و سرمایه داری مصرف کننده است ، جایی که تأکید بیشتر بر تولید ، فروش و مصرف است. جهان غیرانسانی شده و جهانی شده ، هویت فردی و ملی را از بین می برد ، به نفع بازاریابی چند ملیتی.

بهترین کتاب های ادبیات ژاپن
بیشتر بخوانید

بنابراین از این مقاله روشن می شود که حداقل سه جهت مختلف توسط پست مدرن وجود دارد که مربوط به نظریه های لیوتارد ، بودریار و جیمسون است. پست مدرنیسم نیز ریشه در نظریه های هابرماس و فوکو دارد. بعلاوه ، پست مدرنیسم را می توان از زوایای فمینیستی و پسااستعماری بررسی کرد. بنابراین ، نمی توان اصول پست مدرنیسم را با قطعیت مشخص کرد ، زیرا در اصل این نظریه کثرت وجود دارد.

پست مدرنیسم ، در انکار یک حقیقت یا واقعیت عینی ، به زور از تئوری ساخت گرایی طرفداری می کند – استدلال ضد ذات گرایی مبنی بر اینکه همه چیز از نظر ایدئولوژیک ساخته شده است. پست مدرنیسم رسانه ها را مسئول “ساخت” هویت ها و واقعیت های روزمره می داند. در واقع ، پست مدرنیسم به عنوان پاسخی به رونق معاصر در فناوری های الکترونیکی و ارتباطی و انقلابی در نظم جهان قدیم ما شکل گرفت.

سازه گرایی به طور نسبی منجر به نسبی گرایی می شود. هویت های ما هر لحظه در ارتباط با محیط اجتماعی ما ساخته و دگرگون می شوند. بنابراین هویت های متعدد و متنوع ، حقایق متعدد ، کدهای اخلاقی و دیدگاه های واقعیت وجود دارد.

درک این که یک حقیقت عینی وجود ندارد ، به طور مداوم لهجه پست مدرنیسم را به سوژه گرایی سوق داده است. خود ذهنیت البته کثرت و موقت است. فشار بر ذهنیت به طور طبیعی منجر به علاقه مجدد به تجربیات محلی و خاص می شود ، نه تجربی و جهانی و انتزاعی. این به جای روایت های کلان ، روی مینی روایت ها است.

سرانجام ، همه نسخه های پست مدرنیسم برای تحلیل اوضاع اجتماعی-فرهنگی به روش ساختارشکنی متکی هستند. پست مدرنیسم اغلب مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. ویژگی اساسی پست مدرنیسم ناباوری است که واقعیت ها و تجارب اجتماعی و شخصی را نفی می کند. به راحتی می توان ادعا کرد که جنگ خلیج فارس یا جنگ عراق وجود ندارد. اما پس چگونه می توان مرگ ، از دست دادن و درد میلیون ها نفر را که در این جنگ ها قربانی شده اند ، حساب کرد؟ همچنین ، پست مدرنیسم یک بدبینی عمیق در مورد یک نیروی پایدار زندگی اجتماعی – فرهنگ ایجاد می کند. پست مدرنیسم با شستن کامل زمین زیر پاهای ما ، پیش فرض های ایدئولوژیکی که تمدن بشری بر اساس آن بنا شده ، احساس کمبود و ناامنی در جوامع معاصر ایجاد می کند ، که برای تأمین نظم جهانی سرمایه داری ضروری است. سرانجام ، هنگامی که جهان سوم شروع به ادعای قدرت هژمونیک یورو-محور کرد ، پست مدرنیسم با هشدار ، مبنی بر اینکه قدرت پیرامونی اما گذرا و موقتی نیست ، عجله کرده بود. و همانطور که اروپا نتوانست قدرت امپریالیستی خود را برای مدت طولانی حفظ کند ، قدرت جدید استعمارهای قبلی نیز در حال پاک شدن است.

در ادبیات ، پست مدرنیسم (با تکیه بر تکه تکه شدن ، ساختارشکنی ، بازیگوشی ، راویان مشکوک و غیره) در برابر ایده های روشنگری نهفته در ادبیات مدرنیسم واکنش نشان داد – که توسط مفهوم لیوتارد از “فراروایت” ، مفهوم دریدا از “بازی” و “شبیه سازی بودریار” ” انحراف از جستجوی معناگرایانه در دنیای آشفته ، پست مدرن. نویسندگان ، غالباً با بازی ، از احتمال معنا گریزان هستند و رمان پست مدرن اغلب مضحکه از این دست است. جستجو. نویسندگان پست مدرن که با بی اعتمادی به مکانیسم های کل دهنده و خودآگاهی شناخته می شوند ، غالباً شانس را بر صنعت و هنر متشکل می کنند و برای تخریب “یکتایی” نویسنده از متافیکشن استفاده می کنند. تمایز بین فرهنگ بالا و پایین نیز با به کار بردن خمیرمایه مورد حمله قرار می گیرد ، ترکیبی از عناصر فرهنگی متعدد از جمله موضوعات و ژانرهایی که قبلاً برای ادبیات مناسب نبوده اند. ادبیات پست مدرن را می توان چارچوبی برای تحولات پس از جنگ در ادبیاتی مانند تئاتر پوچ ، نسل ضرب و واقع گرایی جادویی دانست.

بهترین کتاب های گابریل گارسیا مارکز
بیشتر بخوانید

ادبیات پست مدرن ، همانطور که در نوشته های بکت ، راب گریله ، بورخس ، مارکز ، نقیب محفوظ و آنجلا کارتر بیان می شود ، به شناخت ماهیت پیچیده واقعیت و تجربه ، نقش زمان و حافظه در ادراک انسان ، خود و خود بستگی دارد. جهان به عنوان ساخت های تاریخی و ماهیت مسئله دار زبان.

ادبیات پست مدرن در دهه 60 و 70 با انتشار Catch-22 توسط جوزف هلر ، گمشده در فان هاوس و فاکتور Sot-Weed توسط جان بارت ، رنگین کمان جاذبه ، و گریه لات 49 توسط توماس پینچون به اوج خود رسید. ، “جناح هایی” مانند ارتش در شب و با خونسردی نوشته نورمن مایلر و ترومن کاپوته ، رمان های علمی تخیلی پست مدرن مانند Neoromancer اثر ویلیام گیبسون ، کشتارگاه-پنج اثر کورت وونگوت و بسیاری دیگر. برخی اعلام کردند مرگ پست مدرنیسم در دهه 80 با موج جدیدی از رئالیسم که توسط ریموند کارور الهام گرفته شده و الهام گرفته شده است. تام ولف در مقاله خود در سال 1989 با تعقیب وحش میلیاردی پا خواستار تأكید جدیدی بر رئالیسم در داستان است تا جایگزین پست مدرنیسم شود. برخی با در نظر داشتن این تأکید جدید بر واقع گرایی ، صدای سفید (1985) یا آیات شیطانی (1988) را به عنوان آخرین رمان بزرگ دوران پست مدرن اعلام کردند.

پست مدرن

فیلم پست مدرن بیان ایده های پست مدرن از طریق رسانه سینمایی است – با برهم زدن کنوانسیون های اصلی ساختار روایت و شخصیت پردازی و تخریب (یا بازی با) “تعلیق ناباوری مخاطب” ، برای خلق اثری که از طریق داخلی کمتر قابل تشخیص است منطق. دو مثال از این دست دو دوست جین کمپیون است که در آن داستان دو دختر مدرسه به صورت اپیزودی و به ترتیب معکوس نمایش داده می شود. و کارل رییسوس زن ستوان فرانسوی ، که در آن داستان در حال پخش روی صفحه نمایش در زندگی خصوصی بازیگران نقش آفرین است که مخاطبان نیز آن را می بینند. با این حال بودریار اسپاگتی حماسی 1968 سرخیو لئون وسترن روزی روزگاری را به عنوان اولین فیلم پست مدرن لقب داد. نمونه های دیگر شامل مایکل وینتربوتوم 24 ساعته حزب مردم ، فدریکو فلینی Satyricon و آمارکورد ، دیوید لینچ فیلم جاده مالهالند ، کوئنتین تارانتینو پالپ فیکشن.

علی رغم استدلالهای کاملاً کشیده و بدبینانه پست مدرنیسم ، این نظریه تأثیر اساسی در اندیشه اواخر قرن 20 اعمال کرده است. در واقع در همه زمینه های تحقیق فکری در درجات مختلف انقلابی ایجاد کرده است.

منبع سایت مداد

بیشتر بخوانید:

نقد فیلم آتالانت|فیلم ترس روح را می‌خورد|نقد فیلم آشوب|مفهوم ریتم در موسیقی|معرفی و نقد سریال برکینگ بد|فیلم هر نفسی که می‌کشی|فیلم زندگی شیرین|نقد فیلم زنی تحت تأثیر|فیلم همچون در یک آینه|فیلم یک محکوم به مرگ گریخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + شانزده =