امروز برابر است با :2 تیر 1400
فیلم اتاق موسیقی

نقد فیلم اتاق موسیقی

نقد فیلم اتاق موسیقی / نقد فیلم The Music Room

” فیلم اتاق موسیقی ” (1958) ساتیاجیت ری یکی از پر شورترین صحنه های آغازین فیلمبرداری را دارد. مردی در میانسالی ، چهره ای که خستگی عمیقی به او وارد شده بود ، روی سقف پهن و مسطح خانه اش روی صندلی تودوزی نشسته است که برای راحتی بیشتر او را در فضای باز کشانده اند.

او به فضا خیره می شود. خادم او ، چهره ای که به زنگ خطر طولانی درباره ارباب خود خیانت می کرد ، با قلیان ، یکی از آن لوله های آب قدیمی که توسط گربه چشایر در آلیس و بیکار در فیلم های هندی دود شده بود ، به سمت او می چرخد. مرد تمهیدات را مشاهده می کند. “چه ماه است؟” او سرانجام می پرسد.

نقد فیلم اتاق موسیقی

فیلم اتاق موسیقی

داستان فیلم اتاق موسیقی

این مرد Huzur Biswambhar Roy نام دارد. او در کاخی در حال فروپاشی در حاشیه رودخانه ای وسیع ، در میان دشتی خالی زندگی می کند. اواخر دهه 1920 است. او آخرین نفر از متصدی زمینداران است که در قرن نوزدهم در بنگال رونق گرفت. زمان مالکان گذشته است ، و پول او در حال اتمام است. برای سالها او کاری کم داشت و فقط یک علاقه داشت ، و در اتاق موسیقی خود به کنسرت گوش می داد.

او مدتهاست که به نزدیکترین همسایه اش ، ماهیم گنگولی ، وام دهنده حقیر ، حسادت می ورزد. ماهیم کم طبقه و مبتذل است ، اما سخت کوش و جاه طلب است. هر از گاهی صداهایی که روی هوا پخش می شوند ، او را از کارهای ماهیم آگاه می کنند: موسیقی دور از منزل ، یا خمپاره دور یک ژنراتور که نشان می دهد او حتی برق را به خانه خود آورده است.

او می فهمد که مهیم مهمانی برگزار کرده است. “آیا من دعوت شده ام؟” حضور از بنده خود می پرسد. او یاد گرفت ، او بود – و ماهیم از حضور در آن بسیار پریشان بود. “آیا من هرگز جایی می روم؟” “نه”

Satyajit Ray پس از کسب شهرت جهانی با دو فیلم اول سه گانه Apu خود ، که اولین عناوین هند بود که آرزو می کرد و به جایگاه هنری می رسید ، قبل از پایان سه گانه خود در مورد فقر شدید مکث کرد و این فیلم را در مورد فقر ژنتیک ساخت. این داستان آخرین بار در یک فیلم چاپی با کیفیت بالا است که در ویدئو موجود است ، داستان مردی است که بخاطر غرور ، لجاجت و نحوه از دست دادن همه چیزهای مهم با پادشاه لیر مقایسه شده است.

بیشتر بخوانید: فیلمهای رابرت پتینسون

تقریباً در همه صحنه ها حضور هوزور وجود دارد که توسط Chhabi Biswas بازی می کند ، بازیگری که چنان مورد علاقه ری بود که وقتی در سال 1962 درگذشت ، ری گفت که نوشتن نقش های مهم میان سالی را متوقف کرد. در ” فیلم اتاق موسیقی ” بیسواس نقش آدمی را چنان عمیقاً در وجودش محصور می کند که واقعیت های اندکی می توانند در آن دخالت کنند. فاقد درآمد و ثروت رو به کاهش ، با این وجود مهیم تیزپوش او را “ارباب” می نامد ، و اگرچه قلعه عظیم او مورد غفلت قرار گرفته و فقط دو خدمتکار باقی مانده است ، او فراموشی را ادامه می دهد.

نقد فیلم هشدار
بیشتر بخوانید

زندگی او متمرکز بر موسیقی است. به طور دقیق تر ، در هنگام برگزاری کنسرت های گران قیمت برای نشان دادن اتاق موسیقی وی یا جلساغار ، با لوستر لرزان ، فرش زینتی و پرتره های چهره و اجدادش. او زندگی می کند تا آنچه از ثروتش باقی مانده را به رخ بکشد. بعد از سکانس افتتاحیه در پشت بام ، بیشتر فیلم به صورت فلش بک به یک سال قبل گفته می شود ، و دو کنسرت در اتاق برگزار می شود.

اولین مراسم فیلم اتاق موسیقی “بزرگداشت نخ” برای بزرگداشت پسرش خوکا است. فقط بهترین موسیقیدانان کفایت می کنند ، و رهبر هنگام اجرای نوازندگان و یک خواننده زن مشهور ، روی بالشها و در کنار همسایگان و اقوام خود در کنار هم قرار می گیرد. یک دوربین آهسته چهره شنوندگان را جابجا می کند ، و در مقابل مهیم مبتذل ، که بی قرار است ، از موسیقی کلاسیک هند لذت نمی برد ، مکث می کند و به نوشیدنی می رسد.

نقد فیلم اتاق موسیقی

فیلم اتاق موسیقی

عصر یک پیروزی است ، حتی اگر همسر Huzur که بی صبرانه در طبقه بالا منتظر است ، او را به خاطر رهن جواهراتش برای پرداخت هزینه اش نکوهش می کند. او قبل از اینکه زن تمام کند در خواب است. چندی نگذشته بود که همسر و پسرش برای سفر رودخانه ای به خانه پدرش عزیمت کردند و در صحنه ای تأثیرگذار هنگام خروج از خانه سرش را خم می کند و سپس یک یادداشت مدرن را فاش می کند: “خودت رفتار کن!”

بیشتر بخوانید: 100 فیلم برتر تاریخ

اما ماهیم تحقیر شده با دعوتنامه ای برای کنسرت خودش به دیدن او می آید. ری صحنه را به عنوان تقابل امتیاز و ثروت جدید ساختار می دهد: حضور خودش را روی مبل می سازد و به نظر می رسد چنان در خواندن خود غرق شده است که به سختی متوجه ماهیم می شود. سپس پاسخ می دهد که خودش ، در حال برنامه ریزی کنسرتی برای همان شب است! در پس زمینه ، بنده که از وضعیت مالی آنها اطلاع دارد ، مبهوت به نظر می رسد.

کنسرت دوم زیرآزارهای نگران کننده ای دارد. به نظر می رسد حتی خواننده ، مردی دارای ریش و صورت زده ، از نزدیک شدن به روز نابودی آگاه است. حضور خبر داده است که همسر و پسرش باید برای این رویداد برگردند ، اما آنها هنوز نرسیده اند و در حالی که لوستر در باد می لرزد و رعد و برق از آسمان می گذرد ، هزار به پایین نگاه می کند و حشره ای را در لیوان خود غرق می کند. این فال بزرگ است.

نقد فیلم همسر جیکوب
بیشتر بخوانید

کنسرت سوم در پایان دوره طولانی کناره گیری برگزار می شود. ما به حال برگشتیم. آخرین جواهرات پیاده می شود. Huzur در سبک بیرون خواهد رفت. او به سرعت به خاطر خدمات یک خواننده و رقصنده زن معروف ، حتی رسوا ، از ماهیم پیشی می گیرد. در پایان ، هنگامی که مهیم احمقانه تلاش می کند تا نوک زن را بزند ، کلاهبردار عصا راه رفتن محکم روی دست او پایین می آید: این برای ارباب است که در خانه خودش نوک بزند.

حضور آخرین سکه های طلای خود را به زن می دهد. سکانس عالی اختتامیه ، حضور را پس از این حرکت بزرگ بی پروا نشان می دهد. در حال مستی ، او پرتره های نیاکان خود را نان تست می کند ، تا اینکه می بیند عنکبوتی در حال خزیدن از پای پرتره خودش است. سحر است نگهدارنده وفادار پارچه فروشی ها را می کشد تا نور سرد را بپذیرد.

ساتیاجیت ری (1921-1992) مردی بلند قد و غیرمعمول بود ، به عنوان یک ستاره سینما خوش تیپ ، نوه صاحبخانه ای مانند اجداد Huzur بود. در اواخر دهه 1940 در کلکته او یک هنرمند تجاری برای یک آژانس تبلیغاتی بود و یک باشگاه سینمایی تاسیس کرد که چاپ خود را از ” فیلم رزم ناو پوتمکین” خریداری کرد و فیلم هایی را از سراسر جهان وارد کرد. او فیلم های بنگالی تولید شده در آن زمان را به دلیل سوپ هالیوود رد کرد و با “پیتر پنچالی” (1955) ، اولین سه گانه معروف Apu ، برنده یک جایزه برتر در کن شد و خود را به عنوان برجسته معرفی کرد فیلمساز هندی در نظر جهانیان.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های اسکارلت جوهانسون

در جشنواره فیلم نیویورک در سال 1970 ، از او سال شد که چرا اکنون دوربین خود را بیش از سه گانه Apu حرکت می دهد. لبخند زد: از آنجا که توانایی تهیه تجهیزات را دارم. او در کتاب خود فیلمهای ما فیلمهایشان به یاد آورد که قبل از روز اول فیلمبرداری “پاتر پنچالی” هرگز یک فوت فیلم شلیک نکرده بود. چند سال پیش وقتی فیلمبردار او ، سوبراتا میترا ، از جشنواره فیلم هاوایی بازدید کرد ، به من گفت: “ما با هم شروع کردیم. من قبل از آن روز هرگز حتی یک فوت فیلم را نشان نداده بودم.”

فیلم لاک پشت ها هم پرواز می کنند
بیشتر بخوانید

ری فیلم های خوب بسیاری ساخت. به نظر من سه گانه Apu و ” فیلم اتاق موسیقی ” در بالاترین رتبه قرار دارند ، اما “The Big City” (1963) نیز در مورد زنی وجود دارد که با عقد قرارداد از کار خارج می شود و وقتی شوهرش را اخراج می کند به سر کار می رود. “روزها و شب ها در جنگل” (1970) ، در مورد کارمندان اداری که تعطیلات خود کشف می کنند.

“رعد دوردست” (1973) ، درباره دهکده ای در هندوستان که بازتاب جنگ جهانی دوم را می شنود. “بازیکنان شطرنج” (1977) ، درباره تلاش های انگلیس برای تصرف سرزمین لردی که به سختی می تواند خود را متوجه آنها کند و “خانه و جهان” (1984) ، بر اساس رمان تاگور درباره یک ملاک زمین که افتخار می کند خود را بر اساس ایده های مدرن خود ، تا زمانی که همسرش عاشق دوست خود شود.

” فیلم اتاق موسیقی ” خاطره انگیزترین فیلم او است و او آن را با جزئیات مشاهده شده پر می کند. حشره درون لیوان ، سعادت فیل در رودخانه غسل ​​داده شده ، شادی خادمان در بازگشایی اتاق موسیقی غبارآلود ، نحوه انعکاس لوستر از حالت های ذهن ، شیوه ای که بنده با عطر و بوی مهمان را می پاشد یک لرزش تحقیرآمیز اضافی برای ماهیم.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های وودی آلن

علی رغم لوکس بودن محو شده اطراف Huzur ، فیلم اتاق موسیقی به هیچ وجه آراسته نیست. شاید به عنوان واكنش به صدها ملودرام موسیقی هند كه سالانه از بین می روند ، ری یك مطالعه شخصیت سخت – و همچنین با موسیقی – انجام داد. قهرمان او شایسته مقایسه با پادشاه لیر است ، زیرا او مانند لیر همدردی ما را برمی انگیزد حتی در حالی که به پوچی خود می پردازد و سرسختانه همه کارهای اشتباه را انجام می دهد. او مانند لیر خود را مردی می داند که نسبت به گناه کردن نسبت به او گناه کرده است. او مانند لیر اشتباه می کند.

پایان مقاله نقد فیلم اتاق موسیقی

منبع سایت مداد

نویسنده و منتقد سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × چهار =