نقد فیلم همشهری کین

نقد فیلم همشهری کین : یکی از جستجوگران در انبار گنجینه هایی که چارلز فاستر کین پشت سر گذاشت ، می گوید: “فکر نمی کنم هیچ کلمه ای بتواند زندگی یک مرد را توضیح دهد.” سپس سری مشهور عکس هایی را به دست می آوریم که منجر به بسته شدن کلمه “Rosebud” بر روی سورتمه ای می شود که در کوره ریخته شده و رنگ آن در شعله های آتش پیچیده شده است. ما به یاد می آوریم که این سورتمه کودکی کین بود که در حالی که از خانواده جدا شد و از شرق به مدرسه شبانه روزی فرستاده شد ، از او گرفته شد.

بیشتر بخوانید:فیلم احمد جوان

با مقاله نقد فیلم همشهری کین همراه ما باشید.

Rosebud آرم امنیت ، امید و بی گناهی دوران کودکی است که یک مرد می تواند زندگی خود را صرف تلاش برای بازیابی آن کند. این چراغ سبز انتهای اسکله گتسبی است. پلنگ در بالای کلیمانجارو ، کسی که نمی داند چه چیزی را می داند. استخوان در سال 2001 به هوا پرتاب شد.

آن اشتیاق پس از گذر از دوران است که بزرگسالان سرکوب آن را یاد می گیرند. تامپسون ، خبرنگار اختصاص داده شده به معمای کلمه مرگ کین ، می گوید: “شاید رزبود چیزی بود که نتوانست به دست بیاورد ، یا چیزی بود که از دست داده باشد.” “به هر حال ، هیچ چیزی توضیح داده نمی شد.” درست است ، این هیچ چیزی را توضیح نمی دهد ، اما به عنوان نمایشی که هیچ چیز را نمی توان توضیح داد ، به طرز چشمگیری رضایت بخش است.

” فیلم همشهری کین ” پارادوکس های بازیگوشانه ای از این دست را دوست دارد. سطح آن به اندازه هر فیلمی که ساخته شده سرگرم کننده است. عمق آن از درک پیشی می گیرد. من آن را همزمان با بیش از 30 گروه تجزیه و تحلیل کرده ام و به اعتقاد من تقریباً همه آنچه در صفحه وجود دارد را دیده ایم. هر چه به وضوح می توان جلوه جسمی آن را مشاهده کرد ، رمز و راز آن بیشتر متأثر می شود.

این یکی از معجزات سینما است که در سال 1941 برای اولین بار کارگردانی کرد. نویسنده ای بدبین و سخت نوش؛ یک فیلمبردار ابتکاری و گروهی از بازیگران صحنه و رادیو نیویورک کلیدهای یک استودیو و کنترل کامل را به دست آوردند و یک شاهکار ساختند. ” فیلم همشهری کین ” چیزی فراتر از یک فیلم عالی است.

بیشتر بخوانید:فیلم رودخانه سرخ

این مجموعه ای از همه دروس دوره ظهور صدا است ، درست همانطور که “تولد یک ملت” همه آنچه را که در قله دوران سکوت آموخته بود جمع کرد و “2001” راهی فراتر از روایت را نشان داد. این قله ها بالاتر از همه هستند.

منشأ ” فیلم همشهری کین ” کاملاً شناخته شده است. به اورسن ولز ، پسر شگفت انگیز رادیو و صحنه ، توسط رادیو تصاویر RKO آزادی داده شد تا هر تصویری را که بخواهد ، بسازد. هرمان مانکیویچ ، فیلمنامه نویس باتجربه ، در فیلمنامه ای با نام “آمریکایی” با او همکاری کرد.

الهام بخش آن زندگی ویلیام راندولف هرست بود که امپراطوری روزنامه ها ، ایستگاه های رادیویی ، مجلات و سرویس های خبری را گرد هم آورده بود و سپس بنای پر زرق و برق San Simeon ، قلعه ای را که با غر زدن بقایای ملت ساخته شده بود ، برای خود ساخت. هرست تد ترنر بود ، روپرت مورداک و بیل گیتس به یک معما تبدیل شدند.

ولز در سن 25 سالگی وارد هالیوود شد و دانش ظریفی از صدا و گفتگو را با او به ارمغان آورد. او در تئاتر عطارد مرکزش ، سبک های صوتی را بسیار سبک تر و گویاتر از آنچه در فیلم ها شنیده می شود ، تجربه می کرد. وی به عنوان فیلمبردار خود ، گرگ تولند را استخدام کرد ، که در “The Long Voyage Home” ساخته جان فورد (1940) عکاسی با فوکوس عمیق را تجربه کرد – با عکسهایی که همه چیز در آن متمرکز بود ، از جلو به عقب ، به طوری که ترکیب و حرکت تعیین می شود جایی که چشم اول نگاه کرد ولز برای بازیگرانش همکاران نیویورکی خود را جمع کرد ، از جمله جوزف کوتن در نقش جد للاند ، بهترین دوست قهرمان.

دوروتی کمینگور در نقش سوزان الکساندر ، زن جوانی که کین فکر می کرد می تواند یک ستاره اپرا بسازد. اورت اسلون در نقش آقای برنشتاین ، جادوگر تجارت مغول ؛ ری کالینز در نقش گتیس ، رئیس سیاسی فاسد ، و اگنس مورهد به عنوان مادر منع کننده پسر. خود ولز از 25 سالگی تا بستر مرگ خود با بازی کین ، با استفاده از آرایش و زبان بدن پیشرفت فردی را که به طور فزاینده ای اسیر نیازهای خود می کرد ، ردیابی می کرد. للند می گوید: “تمام آنچه او واقعاً از زندگی می خواست عشق بود.” “این داستان چارلی است – چگونه او آن را از دست داد.”

بیشتر بخوانید:100 فیلم برتر تاریخ

ساختار ” فیلم همشهری کین ” مدور است و هر بار که از زندگی می گذرد عمق بیشتری می بخشد. این فیلم با فیلم آگهی های خبری مرگبار در روزنامه آغاز می شود که مختصراً درباره زندگی و دوران چارلز فاستر کین توضیح می دهد.

فیلم همشهری کین ، با روایت پر زرق و برق ، تکان دادن ولز در جهت اخبار روزنامه های “راهپیمایی زمان” است که سپس توسط یک مغول رسانه ای دیگر ، هنری لوس تولید می شود. آنها نقشه ای از مسیر حرکت کین را ارائه می دهند و با جستجوی به موقع فیلمنامه ، ما را در مسیر خاطرات کسانی که او را می شناختند ، حفظ می کند.

سردبیر خبر با کنجکاوی درمورد کلمه در حال مرگ کین ، “گل سرخ” ، تامپسون ، یک گزارشگر را مأمور می کند تا معنی آن را دریابد. تامپسون را ویلیام آلند در یک بازی بی شکر بازی می کند. او هر فلاش بک را تحریک می کند ، اما چهره او هرگز دیده نمی شود.

او معشوقه الکلی کین ، دوست قدیمی بیمار وی ، همکار ثروتمندش و شاهدان دیگر را زیر سوال می برد ، در حالی که فیلم در طول زمان مرور می کند. به دفعاتی که ” فیلم همشهری کین ” را دیده ام ، هرگز نتوانسته ام نظم صحنه ها را در ذهنم ثابت کنم. من به یک صحنه نگاه می کنم و خودم را با آنچه که در آینده خواهد آمد تحریک می کنم. اما همچنان دست نیافتنی است: با چشمک زدن به عقب بسیاری از شاهدان ، ولز و مانکیویچ یک تقویم عاطفی خالی از زمان را ایجاد کرد. فیلم همشهری کین پر از لحظات بصری شجاعانه است: برج های Xanadu.

نامزد کین در حال سخنرانی در یک تجمع سیاسی ؛ درب معشوقه اش در حال تبدیل شدن به یک عکس صفحه اول در یک روزنامه رقیب است. دوربین از طریق یک نورگیر به سمت سوزان رقت انگیز در یک کلوپ شبانه پایین می رود. بسیاری از کنی ها از طریق آینه های موازی منعکس می شوند.

پسری که در پس زمینه بازی می کند در حالی که والدینش آینده او را تعیین می کنند. شات عالی همانطور که دوربین مستقیماً از اولین اپرای سوزان به سمت صحنه ای که بینی اش را بالا می برد بالا می رود و عکس بعدی از کین ، چهره اش در سایه پنهان می شود ، و در سالن خاموش کف می زند.

همراه با داستان شخصی تاریخ یک دوره است. ” فیلم همشهری کین ” شامل ظهور مطبوعات پنی (در اینجا جوزف پولیتزر مدل است) ، جنگ اسپانیایی-آمریکایی مورد حمایت هرست ، تولد رادیو ، قدرت ماشین های سیاسی ، ظهور فاشیسم ، رشد روزنامه نگاری افراد مشهور . در یک زیرنویس خبری خبری آمده است:

بیشتر بخوانید:فیلم دروازه های بهشت

“1895 تا 1941. همه این سالها که وی آنها را پوشش می داد ، بسیاری از اینها را او بود.” فیلمنامه ساخته مانکیویچ و ولز (که اسکار گرفت ، تنها کسی که ولز برنده آن شده است) بسیار متراکم ساخته شده است و زمینی شگفت انگیز را شامل می شود ، از جمله سکانسی که کین در حال اختراع مطبوعات محبوب است.

سوابقی از ازدواج او ، از سعادت زودهنگام تا مونتاژ معروف صبحانه های خنک به طور فزاینده. داستان خواستگاری او با سوزان الكساندر و زندگی فاجعه بار او در اپرا و سقوط وی به استاد از راه دور زانادو (“من فکر می كنم اگر با دقت به جناح غربی ، سوزان نگاه كنید ، حدودا دوازده مرخصی تعطیل را در آنجا می بینید”) )

” فیلم همشهری کین ” می داند که سورتمه سواری جواب نمی دهد. این توضیح می دهد که Rosebud چیست ، اما معنی Rosebud نیست. ساخت فیلم نشان می دهد که چگونه زندگی ما ، پس از رفتن ، فقط در خاطرات دیگران زنده می ماند و این خاطرات در برابر دیوارهایی که برپا می کنیم و نقش هایی که بازی می کنیم ، قرار می گیرد. کین وجود دارد که با انگشتانش سایه می کشد و کین که از اعتماد کشش متنفر است. کین که معشوقه خود را به جای ازدواج و حرفه سیاسی خود انتخاب کرد ، کین که میلیون ها نفر را سرگرم کرد ، کین که به تنهایی مرد.

در ” فیلم همشهری کین ” یک تصویر اصلی وجود دارد که ممکن است به راحتی آن را از دست بدهید. سرمایه دار بسیار بزرگتر از خودش افزوده و کنترل امپراتوری خود را از دست می دهد. پس از آنکه اوراق تسلیم خود را امضا کرد ، برگشته و به پشت تیر می رود. تمرکز عمیق به ولز امکان می دهد یک ترفند دورنمایی را بازی کند. پشت کین روی دیوار پنجره ای قرار دارد که به نظر می رسد از اندازه متوسطی برخوردار است.

اما همانطور که او به سمت آن می رود ، می بینیم که فاصله آن بسیار دورتر و بسیار بالاتر از آن چیزی است که فکر می کردیم. سرانجام او در زیر آستانه پایین آن ایستاده ، منقبض و کمرنگ شده است. سپس وقتی به سمت ما می رود ، قامت او دوباره رشد می کند. یک مرد همیشه برای خودش یک اندازه به نظر می رسد ، زیرا در جایی که ما ایستاده ایم نمی ایستد تا به او نگاه کنیم.

پایان مقاله نقد فیلم همشهری کین

سبک موسیقی ملل

سبک موسیقی ملل

16 خرداد 1400
کسب-درآمد-از-فارکس

کسب درآمد از فارکس

9 اردیبهشت 1400
فیلم مرید

فیلم مرید

13 اردیبهشت 1400

دیدگاهتان را بنویسید

هفده + نوزده =