صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم هنوز امیدی هست | Not Without Hope 2025

نقد فیلم هنوز امیدی هست | Not Without Hope 2025

فیلم هنوز امیدی هست

نام انگلیسی: فیلم Not Without Hope

نام فارسی: فیلم هنوز امیدی هست

محصول: ۲۰۲۵ کشور آمریکا

ژانر: درام، دلهره

امتیاز: صفر از ۴

نقد فیلم هنوز امیدی هست

«فیلم هنوز امیدی هست» پیش از نخستین تصویر غرق می‌شود؛ فیلمی که برای وام‌گرفتن شکوه و معنای انسانی از بیت «به هنگام سختی مشو ناامید / کز ابر سیه بارد آب سپید»، حتی نام نظامی گنجوی را نیز درست ثبت نمی‌کند. جو کارناهان مجموعه‌ای از فکت‌های یک حادثه‌ی واقعی را کنار هم می‌چیند، اما نه شخصیتی می‌سازد، نه دوستی و نگرانی را به رابطه‌ای ملموس تبدیل می‌کند و نه تقلا برای بقا را به تجربه‌ای جسمانی و انسانی می‌رساند. نتیجه بازسازی مصنوعی و بی‌جانی است که از امید سخن می‌گوید، بی‌آنکه انسان‌های امیدوار یا ناامیدی واقعی را درون خود شکل دهد.

«فیلم هنوز امیدی هست» پیش از نمایش نخستین نمای خود شکست می‌خورد. فیلم با ترجمه‌ی انگلیسی یکی از بیت‌های نظامی گنجوی آغاز می‌شود:
«به هنگام سختی مشو ناامید
کز ابر سیه بارد آب سپید»

بیتی که قرار است تمام مضمون فیلم را در خود خلاصه کند؛ اینکه حتی در دل سیاهی و مصیبت نیز نباید امید را از دست داد و شاید از تیره‌ترین ابرها، آبی سپید و نجات‌بخش فرو بریزد. عنوان فیلم نیز مستقیماً از همین معنا بیرون آمده است. بااین‌حال، جو کارناهان حتی نام شاعر فارسی‌زبان این بیت را به‌درستی ثبت نمی‌کند.

این اشتباه شاید در اثری دیگر لغزشی کوچک و قابل‌چشم‌پوشی به نظر برسد، اما در اینجا به نشانه‌ای از تمام آن چیزی تبدیل می‌شود که در ادامه خواهیم دید؛ فیلمسازی که می‌خواهد رخدادی واقعی و مرگ‌بار را بازسازی کند، اما برای نخستین نوشته‌ی ظاهرشده روی تصویر نیز دقت و جدیت لازم را ندارد.

بیت نظامی تزئینی بی‌اهمیت در ابتدای فیلم نیست. قرار است شالوده‌ی معنایی روایت و سرچشمه‌ی عنوان آن باشد. کارناهان از کلام نظامی استفاده می‌کند تا پیش از آغاز داستان، نوعی شکوه ادبی، معنای انسانی و امید برخاسته از دل مصیبت به فیلمش ببخشد، اما همان‌جا بی‌اعتنایی خود را به منبعی که از آن وام گرفته آشکار می‌کند. او نام شاعر را غلط می‌نویسد و سپس انتظار دارد مخاطب بازسازی تراژدی چهار انسان را جدی بگیرد. فیلم هنوز وارد دریا نشده، اما بی‌دقتی‌اش آن را غرق کرده است.

نقد فیلم پیوندی | Grafted 2024
بیشتر بخوانید

«فیلم هنوز امیدی هست» براساس ماجرای واقعی سفر ماهیگیری چهار دوست ساخته شده است؛ سفری که با واژگونی قایق آن‌ها در فاصله‌ای دور از ساحل، به نبردی برای زنده‌ماندن تبدیل می‌شود. چنین رخدادی به‌خودی‌خود ظرفیت بالایی برای خلق یک درام بقا دارد: چهار انسان با پیشینه‌ها، وابستگی‌ها و ترس‌های متفاوت در فضایی محدود گرفتار می‌شوند و باید در برابر طبیعت، فرسودگی جسمی و فروپاشی روانی مقاومت کنند.

اما واقعی‌بودن یک حادثه به‌تنهایی به معنای شکل‌گرفتن یک فیلم نیست. جو کارناهان ظاهراً مجموعه‌ای از اطلاعات، خاطرات و مصاحبه‌ها را گرد آورده، اما در تبدیل آن‌ها به روایتی داستانی به بدترین شکل ممکن عمل کرده است. فیلم شبیه فهرستی از وقایع بازسازی‌شده پیش می‌رود: دوستان با یکدیگر دیدار می‌کنند، سوار قایق می‌شوند، حادثه اتفاق می‌افتد، در آب گرفتار می‌شوند، خانواده‌ها نگران می‌شوند و عملیات جست‌وجو ادامه پیدا می‌کند. تمام اطلاعات سر جای خود قرار گرفته‌اند، اما هیچ‌کدام به تجربه‌ی زنده‌ی یک انسان تبدیل نمی‌شوند.

مهم‌ترین شکست فیلم هنوز امیدی هست در این است که هیچ شخصیتی در آن شکل نمی‌گیرد. چهار مرد حاضر در قایق نه گذشته‌ای قابل‌لمس دارند، نه ویژگی رفتاری متمایزی پیدا می‌کنند و نه رابطه‌ای میانشان ساخته می‌شود که بتواند فشار حادثه را تحمل کند. فیلم نام، حرفه و بخشی از اطلاعات زندگی آن‌ها را ارائه می‌دهد، اما دانستن چند فکت درباره‌ی یک انسان با شناختن او تفاوت دارد. کارناهان این دو را با یکدیگر اشتباه گرفته است.

حتی بازیگران برای ایفای نقش این آدم‌ها به مرحله‌ی تیپ‌سازی نیز نمی‌رسند. نه لحن، رفتار و بدن آن‌ها هویتی مستقل پیدا می‌کند و نه حضورشان در جمع، مناسبات مشخصی می‌سازد. پیش از حادثه، فیلم نمی‌تواند نشان دهد این چهار نفر چرا دوست یکدیگرند، چه چیزی آن‌ها را به هم پیوند داده و جایگاه هرکدام درون این جمع چیست.

در نتیجه، پس از واژگونی قایق نیز با چهار شخصیت متفاوت مواجه نیستیم؛ چند بازیگر را می‌بینیم که در آب فریاد می‌کشند و دیالوگ‌هایی را می‌گویند که فیلمنامه برای توضیح موقعیت در دهانشان گذاشته است. کارناهان حتی موفق نمی‌شود میان واکنش‌های آن‌ها به خطر تفاوتی معنادار ایجاد کند. ترس، خشم، امید و ناامیدی همه با یک لحن و از یک مسیر نمایشی بیان می‌شوند.

نقد و بررسی کامل فیلم پسران بد3 | Bad Boys for Life 2020
بیشتر بخوانید

درام بقا زمانی معنا پیدا می‌کند که خطر، چیزی را که پیش‌تر درباره‌ی شخصیت ساخته شده است، بیازماید. ترس باید غرور یک نفر را فرو بریزد، مسئولیت‌پذیری دیگری را آشکار کند، رابطه‌ای قدیمی را تغییر دهد یا خشم و محبتی پنهانی را به سطح بیاورد. اما وقتی پیش از حادثه هیچ انسانی ساخته نشده باشد، حادثه نیز چیزی برای آشکارکردن ندارد. آب، باد و فرسودگی نمی‌توانند شخصیت‌هایی را بیازمایند که اساساً وجود ندارند.

کارناهان مدام می‌کوشد با دیالوگ‌های احساسی، فریادها و موسیقی، جای خالی شخصیت‌پردازی را پر کند. آدم‌ها از خانواده، دوستی و امید حرف می‌زنند، اما فیلم پیش‌تر هیچ‌کدام از این مفاهیم را به تصویر نکشیده است. دوستی با تکرار واژه‌ی «برادر» ساخته نمی‌شود و نگرانی خانواده‌ها نیز با چند نمای واکنشی و چهره‌ی مضطرب شکل نمی‌گیرد. احساس زمانی اثر می‌گذارد که از دل رابطه بیرون آمده باشد، نه زمانی که کارگردان آن را با صدای بلند به مخاطب اعلام کند.

رابطه‌ها در «فیلم هنوز امیدی هست» به‌اندازه‌ی شخصیت‌ها مصنوعی‌اند. فیلم به‌جای آنکه اجازه دهد دوستی این مردان در رفتارهای کوچک، شوخی‌ها، اختلاف‌ها و نوع مراقبتشان از یکدیگر آشکار شود، مستقیماً بر اهمیت پیوند میان آن‌ها تأکید می‌کند. شخصیت‌ها باید برای هم بجنگند، یکدیگر را نجات دهند و در لحظات ناامیدی به هم نیرو بدهند، اما چون ریشه‌ی این رابطه را ندیده‌ایم، تمام این اعمال به اجرای اجباری طرحی ازپیش‌نوشته‌شده شبیه می‌شوند.

تقلا برای زنده‌ماندن نیز هرگز به تجربه‌ای جسمانی و ملموس تبدیل نمی‌شود. بازیگران خیس می‌شوند، بدن‌هایشان می‌لرزد و امواج آن‌ها را جابه‌جا می‌کنند، اما فیلم هنوز امیدی هست نمی‌تواند فاصله‌ی میان نخستین ساعت حادثه و فرسودگی تدریجی روزهای بعد را بسازد. رنج شخصیت‌ها بیشتر اعلام می‌شود تا احساس. کارناهان رخدادها را بازسازی می‌کند، بی‌آنکه بتواند مخاطب را به موقعیت آن‌ها نزدیک کند.

در یک درام بقای موفق، زمان باید روی بدن شخصیت‌ها اثر بگذارد. خستگی، کم‌آبی، سرما، ترس و ازهم‌گسیختگی ذهنی باید مرحله‌به‌مرحله شکل بگیرند. اما در این فیلم، گذر زمان بیشتر با تغییر موقعیت‌ها و نشانه‌های بیرونی اعلام می‌شود. کارناهان از نمایش نتیجه‌ی فرسودگی استفاده می‌کند، بی‌آنکه خود فرایند فرسوده‌شدن را بسازد.

مشکل فقط به جلوه‌های بصری یا نحوه‌ی نمایش دریا در فیلم هنوز امیدی هست مربوط نیست. حتی واقعی‌ترین موج‌ها نیز نمی‌توانند جای درام را بگیرند. موقعیت زمانی هولناک می‌شود که مخاطب بداند چه کسی در معرض نابودی است. در فیلم هنوز امیدی هست، اقیانوس شاید بزرگ و خشن باشد، اما آدم‌های مقابلش آن‌قدر توخالی‌اند که تهدیدشدنشان وزن لازم را پیدا نمی‌کند. فیلم از مخاطب می‌خواهد برای سرنوشت انسان‌هایی نگران شود که خودش زمانی برای شناختنشان صرف نکرده است.

نقد فیلم تولد دوباره‌ی دنیای ژوراسیک | Jurassic Rebirth 2025
بیشتر بخوانید

خط روایی خانواده‌ها و عملیات جست‌وجو نیز به همین تصنع گرفتار می‌شود. این بخش‌ها می‌توانستند با ایجاد فاصله میان آدم‌های گرفتار در دریا و نزدیکانشان در خشکی، معنای فقدان و انتظار را گسترش دهند. اما کارناهان آن‌ها را به نماهایی کاربردی برای یادآوری نگرانی بیرون از قایق تقلیل می‌دهد.

آدم‌های ساحل نیز به‌اندازه‌ی مردان دریا فاقد هویت‌اند و بیشتر شبیه نشانه‌هایی برای تولید احساس عمل می‌کنند: همسر نگران، مادر مضطرب و مأمورانی که باید جدیت عملیات را نمایش دهند. فیلم هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد اضطراب این آدم‌ها از یک زندگی مشترک، رابطه‌ای مشخص یا خاطره‌ای واقعی سرچشمه بگیرد. آن‌ها نگران‌اند، چون فیلمنامه از آن‌ها خواسته نگران باشند.

فیلم هنوز امیدی هست به‌دلیل واقعی‌بودن حادثه، از مخاطب نوعی احترام و تأثر پیشاپیش طلب می‌کند. گویی اشاره به اینکه این آدم‌ها واقعاً وجود داشته‌اند، برای باورپذیرشدن شخصیت‌های سینمایی کافی است. اما بازسازی یک تراژدی واقعی مسئولیت فیلمساز را کمتر نمی‌کند؛ آن را افزایش می‌دهد. کارگردان نمی‌تواند چند اطلاعات پراکنده را به تصاویر پرهزینه تبدیل کند و بعد از واقعیت بیرونی حادثه برای پوشاندن ضعف درام استفاده کند.

کارناهان باید میان گزارش و داستان پلی می‌ساخت. باید فکت‌ها را کنار می‌گذاشت و می‌پرسید این آدم‌ها در لحظه‌ی ترس چه کسانی بوده‌اند؛ چگونه دوست داشته‌اند، از چه چیزی شرم داشته‌اند، چه کسی در جمع فرمان می‌داده و چه کسی پشت شوخی‌هایش اضطراب را پنهان می‌کرده است. فیلم هیچ علاقه‌ای به چنین پرسش‌هایی ندارد. فقط می‌خواهد مراحل حادثه را با ظاهری جدی، موسیقی‌ای تحریک‌کننده و بازی‌هایی پر از فریاد بازسازی کند.

از همین رو، مرگ و ناپدیدشدن آدم‌ها نیز به نقطه‌ای عاطفی نمی‌رسد. شخصیت‌های فیلم هنوز امیدی هست از قاب حذف می‌شوند، اما چیزی از آن‌ها در روایت باقی نمی‌ماند. فقدان زمانی دردناک است که پیش‌تر حضور ساخته شده باشد. کارناهان از تماشاگر می‌خواهد نبودن کسانی را احساس کند که هیچ‌گاه اجازه نداده بود واقعاً حاضر شوند.

عنوان «فیلم هنوز امیدی هست» نیز به‌جای آنکه حاصل تجربه‌ی شخصیت‌ها باشد، به شعاری تحمیل‌شده بر فیلم تبدیل می‌شود. امید قرار نیست فقط جمله‌ای در ابتدای اثر یا دیالوگی برای لحظات بحرانی باشد. امید باید در رفتار، تصمیم و مقاومت شخصیت شکل بگیرد. اما وقتی انسان‌ها، روابط و رنجشان مصنوعی‌اند، امید نیز چیزی جز یک کلمه باقی نمی‌ماند.

نقد فیلم کنار رود | By the Stream 2024
بیشتر بخوانید

فیلم هنوز امیدی هست در ظاهر درباره‌ی مقاومت انسان در برابر طبیعت است، اما هیچ درکی از انسان ندارد. می‌خواهد دوستی را ستایش کند، بی‌آنکه دوستی بسازد؛ از فقدان حرف بزند، بی‌آنکه حضور را شکل دهد؛ و امید را به مرکز روایت تبدیل کند، بی‌آنکه ناامیدی را به تجربه‌ای واقعی بدل سازد. نتیجه، بازسازی پرهزینه و بی‌جانی است که به رخداد حقیقی نزدیک نمی‌شود و تنها شکل بیرونی آن را تقلید می‌کند.

اشتباه در نوشتن نام نظامی گنجوی در ابتدای فیلم دیگر لغزشی جداافتاده نیست. این اشتباه خلاصه‌ی نگاه کارناهان به تمام اثر است: انتخاب نشانه‌ای باشکوه بدون توجه به معنای آن، استفاده از حقیقت بدون درک انسان‌های درونش و نمایش احساس بدون ساختن رابطه‌ای که آن احساس از آن سرچشمه بگیرد.

نظامی از امیدی می‌گوید که از دل سختی و تیرگی سر برمی‌آورد، اما کارناهان حتی قادر نیست خود سختی را به تجربه‌ای انسانی تبدیل کند. ابر سیاه در فیلم حضور دارد؛ دریا، طوفان، مرگ و اضطراب را می‌بینیم، اما «آب سپید» هرگز از دل آن نمی‌بارد، زیرا امید فیلم هنوز امیدی هست نه از زندگی شخصیت‌ها، بلکه از جمله‌ای وام‌گرفته و تحمیل‌شده سرچشمه می‌گیرد.

«فیلم هنوز امیدی هست» پیش از نخستین تصویر غرق می‌شود؛ نه در طوفان و اقیانوس، بلکه در بی‌دقتی، تصنع و ناتوانی کارگردان در تبدیل فکت به زندگی. فیلم از حادثه‌ای واقعی استفاده می‌کند، اما حتی برای لحظه‌ای به واقعیت انسانی آن نزدیک نمی‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

12 − نه =