علاج واقعی ترس‌های رایج ترس از شکست، پیری، فقر و کنکور

زمان های ترس‎ها به اندازه ای در ما خانه خواهند کرد که از یک نا آشنا به یک دوست بدل خواهند شد. ولی این رفیق نه دانشی به داشته های ما بیشتر میکند و نه در زمان رفتن مسیرهای با همیت به طرف هدفهایمان مشوق ما خواهد شد. او خیانت‎کاری میباشد که ما را از راه افتادن باز نگه خواهد داشت.

ممکن است تصور بکنید که در این مطلب قرار میباشد روش های برای نترسیدن ارائه بکنیم. ولی می بایست عنوان بکنیم که روشی برای نترسیدن وجود خارجی نخواهد داشت. صرفا کاری که در این باره میشود انجام داد مدیریت، محدود شدن و بهره برداری صحیح از قدرت ترس میباشد.

تمامی اشخاصی که بادی در غبغب میگذارند و عنوان میکنند من از چیزی ترسی ندارم هم ترس را حس خواهند کرد؛ حتی بسیار زیادتر از شخص شما. صرفا تفاوت شما با آنان در این میباشد که این اشخاص، آموزش دیده اند که ترس خویش را مدیریت بکنند. مسئله ای که در پایان این مطلب شما هم آن را آموزش خواهید دید.

ترس از کدام نقطه جاری میشود؟

استرس، ترسیدن، ناآرامی و وحشت، همه اینها از تخیل منفی و خیلی بد نشئات گرفته اند. همه انسانها این توانایی را دارند که نیست را به هست بدل بکنند. پس زمانی که ایراداتی را تصور میکنید آن میزان برای شما حقیقی جلوه خواهد کرد که حس ما هم وارد کارزرار خواهد شد. در نتیجه ما از چیزی که وجود ندارد و اصلا حس نمیشود  شروع به ترس های خود خواهیم کرد. این نمونه حقیقی اقدام بر ضد خود ما میباشد.

زمان های نیز به خاطر یک حرکت که در گذشته به ترسی اسیر شده ایم. به عنوان نمونه یکی از ترسناک های شخصی در روزگاران کودکی‎ و داستان پرت شدن به داخل یک چاه پر از آب مربوط میشود. ممکن است این ترس تا آخرین روزهای عمر کسی با او همراه بشود ولی دست کم میتواند آن را مدیریت بکند.

ترس نیز انواع مختلفی خواهد داشت

ترس دو نمونه میباشد که شامل ترس سودآور و ترس ضرر بار اطلاق میشود. ترس سودآور مکانیزمی بدون اراده میباشد که شخص را از خطرات که ممکن است در اطرافش هست هوشیار میسازد و با تاثیرهای مستقیم که بر روی سیستم بدن ما تاثیر خواهد گذاشت سبب بروز مواردی از رفتارها و روشن ماندن برخی از قابلیت های جالب در ما خواهد شد که در حالت استاندارد به فکر کسی نیز نخواهد رسید در ما وجود دارند. به عنوان نمونه جا خالی دادن یکهویی، یکی از مکانیزم‎های خیلی جالب توجه ذهن هر شخصی برای دور شدن بدن از حرکت های خطربار میباشد.

درست میباشد که ترس، توانایی روشن کردن قابلیت های خاموش ما را خواهد داشت. ولی همین ترسیدن ممکن است جان شخصی را تهدید بکند. به عنوان نمونه از شدت ترسیدن امکان دارد از حال برویم یا بیهوش بشویم یا دست و پاهایمان سست بشود و سر جایمان خشک بشویم و شوکه.

بنابراین ترسیدن اثری خنثی خواهد داشت.
چون به همان میزان که در آن ما را قدرتمند خواهد کرد،
در لحظه هم میتواند انرژی‎مان را از میان بردارد.

مواقعی این ترس آن‎قدر پیش خواهد رفت که برای ما به یک زندان با میله‎های دیده نشدنی بدل خواهد شد. درهای زندان باز میباشد ولی ما جسارت بیرون رفتن از آن را نخواهیم داشت. چرا که خارج شدن از زندان و مقابله کردن با جهانی که ممکن است تغییر بکند، به نظر ما سخت خواهد شد. به این خاطر علاقه مند هستیم با وجود   ترس‎های خود و تاثیراتی که برروی ما خواهند گذاشت زیست بکنیم. میشود اسمش را یک جور صلح مسالمت‎آمیز گذاشت. به عنوان نمونه ترس از شکست در هر چیزی از شغل تا رفتن در یک شهر جدید و صحبت کردن با اشخاصی که تا به حال در زندگی خود ندیدمشان.

به چه شکل ترسهایمان را مدیریت بکنیم؟

ترسیدن، عالی میباشد. ولی تا وقتی که قدرت فکر کردن را از ما سلب نکند. در حقیقت میبایست با تمرین زیاد، حد و حصارهای برای ترسمان خلق بکنیم. خب، الان این سوال بوجود خواهد آمد که به چه شکل میشود این عمل را انجام بدهیم. برای مدیریت کردن ترس می بایست سه گام را در نظر داشت و بر روی محکم کردن مهارت خویش برای انجام دادن این سه قدم متمرکز بود.

»‌ گام نخست: تعیین بکنید که به شکل دقیق از چه چیزی ترس دارید

مواقعی خود ما نیز دلیل حقیقی ترسمان را درک نمیکنیم. برای مدیرت ترس، می بایست سرچشمه آن را بیابیم. چنانچه نسبت به پیدا کردن دلیل ترسمان بی تفاوت هستیم، آن ترس ظریف ممکن است در تمامی سرنوشت ما تاثیر  بگذارد. با درک کردن دلیل ترسمان میشود آنها را در گوشه ای مخفی کرد. این قدم بسیار با اهمیت و بزرگی میباشد که شما می بایست آن را انجام بدهید.

در حال ارسال
نقد کاربر
( رای)

دیدگاهتان را بنویسید

شانزده − 9 =