کلمات روی صفحه سیاه: ” فیلم رنگ خدا “. من به یاد مدرسه دبستانی کاتولیک افتادم ، جایی که هر صفحه از مشق شب در بالای صفحه با دست نوشته های کودکانه ما شروع می شد: “JMJ” – برای عیسی ، ماری و جوزف. آیا من حساب خود را وقف بهشت ​​می کردم یا درخواست معجزه می کردم؟ تردیدی در ذهن مجید مجیدی ، نویسنده و کارگردان ایرانی « فیلم رنگ خدا » وجود ندارد.

با مقاله نقد فیلم رنگ خدا با بامدادی ها همراه شوید.

نقد فیلم رنگ خدا

 فیلم رنگ خدا

آثار او احساس می شود که واقعاً برای جلال خدا در نظر گرفته شده است ، برخلاف خیلی از “هنرهای مذهبی” که صرفاً تبلیغ برای دیدگاهی از خدا بر دیگری است. فیلم او به سمت بالا نگاه می کند ، نه یک طرف. در این فیلم و فیلم قبلی خود ، نامزد درخشان اسکار “بچه های آسمان” ، او توبیخ آرام مصرف گرایی مادی گرایانه در فیلم های غربی درباره کودکان را ارائه می دهد.

بیشتر بخوانید: پابلو پیکاسو

(هر دو فیلم زیرنویس دارند ، اما برای هر کودکی که می تواند بخواند خیلی سخت نیست.) ” فیلم رنگ خدا ” درباره پسری نابینا است. سریع و ملایم ، عاشق دانش ، کاملاً منطبق با جهان پیرامون خود ، محمد عاشق درسهای خود در مدرسه نابینایان است. مادربزرگ و دو خواهر او را در خانه دوست دارند. اما پدرش هاشم او را دوست ندارد. هاشم یک همسر بیوه ، بلند پروازانه برای ازدواج در یک خانواده مرفه است و می ترسد داشتن پسری نابینا باعث بی ارزش شدن وی در بازار ازدواج شود.

با شروع فیلم رنگ خدا ، دوره مدرسه به پایان رسیده است و پسران دیگر توسط والدین خود انتخاب شده اند. محمد بیرون از مدرسه اش منتظر پدری می ماند که نمی آید. توالی قابل توجهی وجود دارد که در آن او صدای جوجه جوجه را که از لانه اش افتاده است می شنود. پسر جوجه را پیدا می کند ، او را به آرامی در دست می گیرد و سپس از درخت بالا می رود ، و به گریه های همسایه های گمشده گوش می دهد. او پرنده را جایگزین لانه خود می کند. خدا که می داند چه زمانی گنجشک سقوط می کند ، این بار از یک پسر نابینا کمک کرده است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های ورنر هرتزوگ

پدر سرانجام می رسد و از مدیر مدرسه می پرسد که آیا محمد می تواند در مدت تعطیلات در مدرسه بماند؟ جواب منفی است هاشم با بی میلی پسر را با خود به خانه می آورد ، جایی که مادربزرگ و خواهران از او استقبال می کنند. محمد هیچ گونه توهمی درباره عشق پدرش ندارد. کودکان محلی در یک مدرسه تحصیل می کنند. محمد همه کتابهای مشابه را به خط بریل دارد و التماس می کند که اجازه حضور در آن را داشته باشد.

در کلاس ، او پاسخ ها را می داند – اما پدرش او را ممنوع می کند که به ادامه مدرسه برود ، احتمالاً امیدوار است که وجود خود را مخفی نگه دارد. سرانجام پسر نزد نجاری نابینا شاگرد می شود ، که به او آموزش می دهد کابینت را با لمس بسازد. این ممکن است برای برخی از افراد خوب باشد ، اما برای محمد که مشتاق رقابت در دنیای بینایی است ، کار خوبی نیست.

نقد فیلم رنگ خدا

فیلم رنگ خدا

” فیلم رنگ خدا ” با تمام ملودرام های ظاهری اش ، یک فیلم بدیهی یا دستکاری نیست. این خیلی عمداً ساده است. و با ظرافت و زیبایی ساخته شده است. موسیقی متن فیلم با صداهای طبیعی دارکوب ، آواز پرندگان ، حشرات و طبیعت ، صدا و رد پا زنده است. یک نابینا ایده خوبی در مورد مکان ها و آنچه اتفاق می افتد – مانند محمد انجام می دهد. اجرای محسن رمضانی جوان ، به عنوان پسر ، بدون تدبیر است. وقتی او یک بار با ناامیدی گریه می کند ، ما عمل نمی کنیم ، اما غم و اندوه خام را می بینیم.

پایان ، پس از سکانسی که در آن پسر بچه در معرض خطر زیادی قرار دارد ، بعضا ساختگی عمل خواهد کرد. مطمئناً مطابق معیارهای بدبینانه غربی نیست. اگر هالیوود این داستان را تعریف می کرد ، پدر تغییر عقیده می کرد. در ایران ، آسمان مستقیمتر دخالت می کند – کما اینکه خداوند محمد را به همان اندازه که جرات کرده است آزمایش کرده است ، خود تغییر قلب داده است.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم چشم چران

” فیلم رنگ خدا ” یک فیلم خانوادگی است که باعث خجالت در تجارت آسان محصولی مانند “Pokemon” و سیستم ارزشی آن بر اساس قدرت و حرص می شود. از آنجایی که آنها مورد توجه تماشاگران جوان قرار نمی گیرند ، البته فیلم های مجیدی برای بزرگسالان نیز جذاب است و در اینجا یک درس وجود دارد: هر فیلم خانوادگی که برای بزرگسالان مناسب نباشد ، مطمئناً برای کودکان نیز مناسب نیست.

پایان نقد فیلم رنگ خدا

منبع سایت مداد

دیدگاهتان را بنویسید

نوزده − 10 =