مردههای همهکاره
نام انگلیسی: فیلم Dead
نام فارسی: فیلم مرده
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد فیلم مرده
ماجرای زندهها و مردهها از آن دست موضوعاتیست که هیچوقت در هنر قدیمی و تکراری نخواهد شد. اینکه پس از مرگ چه خواهد شد و مردهها کجا حضور دارند را هر فیلمسازی بهزعم خود مقابل دوربین برده است. گاهی آن را ملودرامگونه – مانند فیلم روح – ساختهاند و گاه مانند پیتر جکسون در فیلم «وحشتآوران» همچون داستانی مهیج و جنایی خلق کردهاند. آنقدر تعریف این بعد از ماهیت انسانی مبهم است که هر بار بهشیوهای خاص به آن پرداخته میشود.
«هیدن جِی.ویل» در دومین اثر بلند داستانی خود بهسراغ همین موضوع رفته است. او در کار قبلی خود «سفر عشق و زمان» مقدمات ورود به این دنیای شاید ذهنی را فراهم آورده بود. جی.ویل در این اثر نیز با عنوان بازیگر-کارگردان حضور دارد و یکی از نقشهای اصلی – تَگ – را بازی میکند. فیلم در مورد شخصی بهنام «دین» است که با تزریق مخلوطی از مواد محرک و مخدر میتواند روحهایی که هنوز به دنیای دیگر منتقل نشدهاند را مشاهده کند. افسر پلیسی بهنام «تگ» که بهتازگی توسط یک قاتل سریالی به قتل رسیده است، قرار است با کمک او این قاتل را پیدا کند.
فیلم مرده را باید اثر متوسطی در این ژانر دانست. از آن جهت متوسط که مشکل داشتن ساختار اصلی روایت فیلم با قاببندی درست آن تفاوت فاحشی دارد. هر چه فیلم در روایت خود دچار مشکل است، اما در ترکیببندی تصویر حرف برای گفتن دارد. فیلتر آبی روی لنز نیز در انتقال این تصاویر کمک بسیاری کرده است.
فیلم مرده بهعنوان یک اثر در ژانر کمدی-دلهره چندان چنگی به دل نمیزند. حتی سعی هم ندارد که خوب باشد. گویا این اثر یک کار شخصیست و نه برای مخاطب؛ منظور این است که کارگردان بدون در نظر گرفتن مخاطبی که قرار است اثرش را تماشا کند، آن را ساخته است. در هیچجای فیلم رابطهای بین شخصیتها و مخاطب صورت نمیگیرد. شخصیتها بهگونهای پردازش شدهاند که گویا کارگردان بین ساخت یک اثر نئونوآر و دلهره دچار سردرگمی است.
همین است که ما نمیتوانیم دین یا تگ را همچون یک کاراکتر باورپذیر قبول کنیم. فیلم مرده در سکانسهایی که در بار میگذرد تقلیدی صرف از آثار مکتب پست مدرن کشور آمریکا کرده و با نورهای نئونی قصد دارد این حس را در ما ایجاد کند. اما چرا؟ هیچ پاسخی برای این سوال وجود ندارد. چون سکانسهای بعدی، دوباره خود را در تعریف کلاسیک این ژانر قرار میدهند. حتی خلاقیت کارگردان در گریم روحهای بهقتلرسیده و دادن شمایلی زامبیگونه به آنها نیز جای سوال دارد.
دیگر بماند آن سکانس گرهگشایی و توضیح روند انتقال روح به بدن یک میزبان. علامت سوالهایی که نهتنها توضیحدهندهی سکانسها نیستند، بلکه حتی فیلم مرده را هم گنگ نشان میدهند. اضافه کردن رگههایی از سینمای جنایی و هیجانانگیز به فیلم، بهصرف نشان دادن یک افسر پلیس مرده، یا وارد کردن یک قاتل سریالی به داستان، نمیتواند فیلم را تبدیل به یک اثر لایهلایه کند.
آنچه که لایههای زیرین اثر را میسازد، وجود خردهپیرنگهاییست که دارای منطق هستند و وجود پیرنگی اصلی که بتواند نقطهاتصال تمامی آنها باشد. در کل این فیلم را اگر اثری تجربی در نظر بگیریم، باید به آن بها داد و منتظر ماند که این کارگردان-بازیگر در آثار بعدی خود باز هم قرار است وارد دنیای ابهامات شود یا با دومین اثر خود، کنکاش در این دنیای رازآلود را متوقف میکند.

