محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکاژانر: فانتزی، ماجراجویی، موزیکالردهی سنی: ۸+امتیاز: 3.5 / 4کارگردان: Thomas Kailاختصاصی بامدادی ها
نقد انیمیشن موانا
با اینکه شاید ضرورتی نداشته باشد، بازسازی لایو اکشن «موانا» محصول ۲۰۱۶ دیزنی به کارگردانی توماس کِیل، انیمیشنی بسیار سرگرمکننده است؛ با تصاویری چشمنواز، ترانههای فوقالعاده لین منوئل میراندا و بازگشت دواین جانسون و جیمین کلمنت در نقشهای مائویی، نیمهخدای افسانهای، و تاماتوا، خرچنگ غولپیکر هیولا.
جانسون، میراندا و آلیئی کراوالیو، صداپیشه اصلی موآنا، از تهیهکنندگان این بازسازی هم بودهاند و همین باعث شده انیمیشن موانا با وفاداری کامل، تمام جزئیات نسخه اصلی را حفظ کند تا هم طرفداران قدیمی را راضی نگه دارد و هم مخاطبان تازهای جذب کند. (کراوالیو همچنین یک ترانه جدید را روی تیتراژ پایانی اجرا میکند.)
روایت آغازین انیمیشن موانا از اسطورههای آفرینش جهان در فرهنگ پلینزی و دورهای تاریخی به نام «وقفه طولانی» گرفته شده است؛ دورهای که در آن، جوامعی که پیشتر به اکتشاف و استعمار سرزمینهای جدید میپرداختند، از حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۰۰۰ میلادی، به دلایلی نامعلوم این کار را متوقف کردند.
در نسخه دیزنی داستان ، الههای به نام تِ فیتی جزایر را خلق کرده است و مائویی (جانسون)، نیمهخدای فریبکار و تغییرشکلدهنده، قلب سبز درخشان او را میدزدد تا قدرت آفرینش را به انسانها ببخشد و خودش به عنوان قهرمان شناخته شود. بدون قلبش، تِ فیتی دیگر نمیتوانست آفریدههایش را پرورش دهد. و بدون قلاب جادوییاش، مائویی در جزیرهای گرفتار میشود.
در آغاز داستان انیمیشن موانا، جزیره موآنا همچون بهشتی زمینی تصویر میشود؛ پوشیده از درختان سرسبز نارگیل، سرشار از ماهی، با آبوهوایی مطبوع و آبهای زلالی که آرام به ساحل بکر آن میرسند. پدر موآنا (جان توئی) رئیس قبیله است و دخترش را تربیت میکند تا روزی این مسئولیت را بر عهده بگیرد؛ تا به معنای واقعی کلمه سنگ نیت و تعهد خودش را به توده مقدسی اضافه کند که نیاکانشان ساختهاند.
مردم جامعه در کنار هم آواز میخوانند و میرقصند و نارگیلها و ماهیها همه چیز مورد نیازشان را فراهم میکنند. آنها از همین دنیای محدود خود راضیاند و با قانونی که میگوید هیچکس حق ندارد از صخرههای مرجانی آن سوی جزیره عبور کند، راحت هستند.
اما حتی وقتی کودکی خردسال است (اما پواهی-شاپازیان) و بعدتر در هشتسالگی (آمایا ماسولی)، موآنا همیشه جذب اقیانوس بوده است؛ اقیانوسی که با استفاده از جلوههای ویژه رایانهای به شکلی جذاب انسانوار شده، متقابلا به او علاقه نشان میدهد. موجی دیسکی سبز و درخشان را به او میدهد؛ چیزی که موآنا بعدها میفهمد همان قلب گمشده تِ فیتی است.
در یکی از بهترین ترانههای «انیمیشن موانا» برای قهرمانان زن تاریخ موزیکالها، موآنای نوجوان (با بازی دوستداشتنی کاترین لاگاآیا) درباره اشتیاقش برای فهمیدن اینکه تا کجا میتواند پیش برود، آواز میخواند.
وقتی جزیره شروع به نابودی میکند، درختان نارگیل پژمرده میشوند و دیگر ماهیای در صخرههای مرجانی باقی نمیماند، مادربزرگ موآنا (رنا اوون) او را به غاری مخفی میبرد و آشکار میکند که مردمشان زمانی دریا نوردانی بودهاند که برای کشف جهان، از صخرههای مرجانی عبور میکردند. موآنا یکی از کشتیها را برمیدارد تا مائویی را پیدا کند و او را وادار کند قلب تِ فیتی را بازگرداند تا جزایر دوباره جان بگیرند. خروس خانگیاش، هیهی، که چشمهایی بامزه و بیرونزده دارد، هم همراه او میشود.
او مائویی را پیدا میکند و جانسون با لذت تمام نقش این لافزن بیخیال را بازی میکند؛ کسی که یک ترانه کامل درباره این دارد که چرا همه باید بابت تقریبا هر چیزی از او تشکر کنند. مائویی علاقهای به مأموریت موآنا ندارد، اما میخواهد قلاب جادوییاش را از تاماتوا (کلمنت) پس بگیرد؛ خرچنگ غولپیکری که هر چیز درخشان و ارزشمندی را جمع میکند. همانطور که در فیلم قبلی هم بود، صحنه تاماتوا از نظر بصری، موسیقایی و همچنین به عنوان پلی روایی برای شکل گرفتن رابطه مائویی و موآنا و سفر نهایی آنها به سوی تِ فیتی، یکی از نقاط اوج فیلم است.
همانطور که در «یک هیولا صدا میکند» انجام داده بود، اسکار فائورا، فیلمبردار انیمیشن موانا، تصاویر زنده و جلوههای ویژه رایانهای را به شکلی بینقص با هم ترکیب میکند. او همچنین بهخوبی از دوربین استفاده میکند تا عظمت اقیانوس را به ما نشان دهد و حس موآنا نسبت به آن را منتقل کند. طراحی صحنه جان مایر فوقالعاده دعوتکننده است و هر فضا تا کوچکترین جزئیات، هویت خودش را دارد.
مانند برخی دیگر از بازسازیهای لایو اکشن دیزنی از انیمیشنها، در اینجا هم بخش انیمیشنی همچنان نقطه قوت اصلی انیمیشن موانا است؛ از خالکوبیهای مائویی و اقیانوس به عنوان یک شخصیت گرفته تا شیطنتهای هیهی و شماره رقص تاماتوا.
هنوز هم داشتن یک قهرمان زن شجاع و مصمم که داستانش با یک رابطه عاشقانه حلوفصل نمیشود، تازگی و جذابیت خودش را دارد؛ همانطور که جالب است ببینیم یک شخصیت منفی در نهایت بیشتر به مشکلی برای حل کردن تبدیل میشود تا شیطانی که باید نابود شود. شاید این نسخه چیز تازهای ارائه ندهد، اما مائویی و موآنا همچنان از دوستداشتنیترین شخصیتهای دیزنی هستند؛ و انیمیشن موانا داستان آنها را با صداقت، شوخطبعی و ترانههایی بازگو میکند که همچنان در میان ماندگارترین ترانههای این مجموعه قرار میگیرند.

