امروز برابر است با :30 خرداد 1400
کتاب بیگانه اثر آلبرکامو

کتاب بیگانه اثر آلبرکامو

کتاب بیگانه اثر آلبرکامو

کتاب بیگانه اثر آلبرکامو : اولین برخورد من با غریبه در دبیرستان بود. این بخشی از یک پروژه ادبی بود که شامل کتابهایی از آلبر کامو ، نایجل بارلی ، کلود لوی استراوس و دیگر نویسندگانی بود که کار خود را وقف غیرقابل حمل و غیرمعمول نه تنها از نظر فلسفی بلکه از نظر فرهنگی و جغرافیایی کردند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای تارانتینو

در آن زمان ، در اواخر نوجوانی و در درجه اول به پایان رساندن کتاب بیگانه اثر آلبرکامو بود ، بدون جذب مفاهیم فلسفی عمیق تری که این رمان به زیبایی نمایش می دهد ، آن را شخم زدم. حالا ، در خانه در میان یک همه گیری جهانی و وقت زیادی که روی دستم مانده ، تصمیم گرفتم دوباره این کلاس کلاسیک را مرور کنم.

در طول کتاب بیگانه اثر آلبرکامو ، اصول فلسفی پوچ گرایی و اگزیستانسیالیسم کامو به وضوح درخشان است. در حقیقت ، پوچی در اینجا به تلاش بیهوده بشریت برای تحمیل معنا و عقلانیت بر جهان بی معنی و غیر منطقی اشاره دارد. این مفهوم با رفتار و افکار مورسو ، شخصیت اصلی رمان ، منعکس می شود.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های برد پیت

دنیای خارجی او با مشاهدات بدون احساس از محیط فیزیکی او اداره می شود ، البته گاهی اوقات ماهیتی کاملاً دقیق دارد. این بعد از دو جمله اول کتاب بیگانه اثر آلبرکامو روشن می شود: «مادرم امروز درگذشت. یا شاید دیروز ، من نمی دانم. ”
علاوه بر این ، به نظر نمی رسد که او شادی خاصی در چیزی غیر از عطر گلهایی که توسط یک نسیم سبک در یک عصر گرم تابستان حمل می شود ، پیدا کند.

دنیای درونی او ، افکار منتهی به اقدامات او ، کاملاً بی نظم و غیر منطقی است ، و در نهایت باعث می شود که او در ساحلی خارج از الجزایر مرتکب یک اقدام خشونت آمیز شود و بعداً در حین دادرسی ، با بیان گرمای غیر قابل تحمل خورشید دلیل اینکه چرا این کار را کرد در اینجا ، دیدگاه های اگزیستانسیالیستی کامو در حال جلب توجه است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای نیکول کیدمن

اگزیستانسیالیسم به تجربه افراد به عنوان کارگزارانی آزاد و مسئول از طریق اعمال اراده آنها اطلاق می شود. همچنین تأکید می کند که تعداد کمی از اعمال ، در صورت وجود ، فاقد پیامدهای منفی هستند ، زیرا دنیای فیزیکی نسبت به بشریت بی تفاوت است.
بی معنی بودن زندگی انسان پس از دستگیری مورسو عمیق تر است. کامو استدلال می کند که زندگی هیچ هدفی ندارد و مرگ تنها یقین در زندگی است و چون سرانجام همه انسان ها مجبور می شوند با آن روبرو شوند ، همه زندگی ها به یک اندازه بی معنی هستند.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلمهای دیکاپریو

پس از پذیرفتن این واقعیت ، مورسول می فهمد که فرقی نمی کند اکنون اعدام شود یا 20 سال بعد بر اثر مرگ طبیعی بمیرد. به نظر می رسد این درک او را از امیدهای کاذب و تخیلات خود برای فرار از اعدام آزاد می کند ، و این باعث می شود که سرانجام به زندگی راضی باشد و از روزهای باقیمانده خود نهایت استفاده را ببرد.

بهترین کتاب های گابریل گارسیا مارکز
بیشتر بخوانید

سرانجام ، کتاب بیگانه اثر آلبرکامو نشان دهنده علاقه غالب مورسو به دنیای فیزیکی است ، و احساسات بسیار کمی را در سراسر نمایش می دهد. در هنگام تشییع جنازه مادرش ، او حتی یک قطره اشک هم نمی ریزد ، بلکه بیشتر درگیر شکایت از خورشید در مراسم تشییع جنازه است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم های تام هاردی

علاوه بر این ، او کاملاً نسبت به پیشنهاد ازدواج دوست دختر خود ماری بی تفاوت است. او می فهمد که این یک هنجار اجتماعی است و موافقت می کند که اگر ماری بخواهد آنها می توانند ازدواج کنند ، اما به صراحت می گوید که این برای او واقعاً اهمیتی ندارد. این دوباره نشان دهنده علاقه مورسولو به جسمی است تا احساسی.

روایت مورسو هرچند ساده توصیف کننده احساسات به سختی حاضر باشد ، هنگام توصیف دنیای فیزیکی پیرامون خود کاملاً مفصل و زنده می شود: “به نظر می رسید آسمان از این سر تا آن قسمت شکافته شده و آتش خود را بر من فرو می ریزد.” برای توصیف درد و رنج او در زیر آفتاب سوزان تابستان استفاده می شود.

بیشتر بخوانید:بهترین فیلمهای رومن پولانسکی

در پایان ، کتاب بیگانه اثر آلبرکامو نمایشی شگفت انگیز از دیدگاههای فلسفی کامو و سبک تحسین برانگیز وی است. من از کتاب بیگانه اثر آلبرکامو بسیار لذت بردم و معتقدم شما نیز با خواندن لذت خواهید برد.

پایان مقاله کتاب بیگانه اثر آلبرکامو به قلم رضا حقی

نویسنده و منتقد سینما