صفحه اصلی > ادبیات جهان : کتاب آن شرلی در گرین گیبلز اثر لوسی ماد مونتگمری

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز اثر لوسی ماد مونتگمری

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز

کودکان بی‌سرپرست در عصر ویکتوریا و مهاجرت به کانادا

در دوران ویکتوریا، نگهداری از کودکان یتیم یا بی‌سرپرست در مؤسسات خیریه خیلی بیشتر از امروز دیده می‌شد. دلیلش هم فقر گسترده و بیماری‌های کشنده‌ای بود که در قرن نوزدهم جان خیلی‌ها را می‌گرفت، به اضافه تغییراتی که در سیاست‌های اجتماعی قرن 21 پیش آمد و به جای نگهداری جمعی، روی فرزندخواندگی در خانواده‌ها تمرکز کرد. اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بیش از صد هزار کودک یتیم یا خیابانی از بریتانیا به کانادا فرستاده شدند، با این امید که آنجا زندگی بهتری پیدا کنند. بیشترشان را خانواده‌هایی می‌پذیرفتند که دنبال نیروی کار برای مزرعه یا کارهای خانه بودند.

در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز نوشته لوسی ماد مونتگمری، خانواده کاتبرت هم قصد دارند پسری را به فرزندخواندگی بگیرند و برایش اتاق، غذا، مدرسه و تربیت درست فراهم کنند. اما واقعیت این بود که همه بچه‌های بی‌سرپرست مثل آن شرلی با مهر و محبت پذیرفته نمی‌شدند؛ بعضی‌ها با کار سخت، بدرفتاری و بی‌توجهی روبه‌رو می‌شدند و هرگز عضو واقعی یک خانواده گرم نمی‌شدند.

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز

مجموعه آثار آن شرلی و جایگاه رمان در عصر طلایی ادبیات کودک

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز اولین اثر از مجموعه یازده‌جلدی درباره شخصیت آن شرلی است. بعد از آن، «آن شرلی در اونلی» (۱۹۰۹)، مجموعه داستان‌های کوتاه «ماجراهای اونلی» (۱۹۱۲) و «آن شرلی در جزیره» (۱۹۱۵) منتشر شد و آخرین عنوان این سری «آن شرلی در اینگلساید» (۱۹۳۹) بود. مونتگمری آثار معروف دیگری هم مثل «امیلی در نیومون» (۱۹۲۳) و دنباله‌هایش نوشت و صدها داستان کوتاه دیگر خلق کرد.

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز در دوره معروف به عصر طلایی ادبیات کودک نوشته شد؛ دوره‌ای که تحت تأثیر مکتب رمانتیسیسم، روی معصومیت و قدرت تخیل کودکان تأکید داشت. از آثار هم‌دوره می‌توان به «زنان کوچک» لوییزا می آلکوت، «آلیس در سرزمین عجایب» لوییس کارول و «باغ مخفی» فرانسیس هاجسن برنت اشاره کرد.

محبوبیت ویژه کتاب در ژاپن

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز به ده‌ها زبان ترجمه شده، اما در ژاپن محبوبیت ویژه‌ای پیدا کرده. آنجا با نام «آن با موهای قرمز» شناخته می‌شود و حتی الهام‌بخش یک انیمه محبوب بوده است.

مکتب اومانیسم
بیشتر بخوانید

خلاصه داستان: ورود غیرمنتظره آن شرلی به گرین گیبلز

داستان کتاب آن شرلی در گرین گیبلز از آنجا شروع می‌شود که خواهر و برادر میانسال، متیو و ماریلا کاتبرت، تصمیم می‌گیرند پسری را برای کمک در مزرعه و خانه گرین گیبلز در جزیره پرنس ادوارد به فرزندخواندگی بگیرند. اما به اشتباه دختری یازده‌ساله به نام آن شرلی از پرورشگاه برایشان فرستاده می‌شود.

سرزندگی و محبت آن خیلی زود دل متیو را به دست می‌آورد، اما ماریلا فکر می‌کند این دختر به اندازه یک پسر به دردشان نمی‌خورد و حتی تا مرز بازگرداندنش به پرورشگاه پیش می‌رود. با گذشت زمان اما شور و نشاط آن باعث می‌شود هر دو بفهمند که آن به سرپناه نیاز داشته و خودشان هم به کمک، اما چیزی که گرین گیبلز را به خانه واقعی تبدیل کرد، عشق و محبتی بود که آن با خودش آورد.

مونتگمری در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز از طریق محبت تدریجی ماریلا نشان می‌دهد که آدم‌ها، به‌ویژه کودکان آسیب‌پذیر و نیازمند، باید به خاطر خودشان پذیرفته شوند، نه اینکه مثل ابزار یا دارایی مفید دیده شوند.

خانواده کاتبرت در ابتدا فقط به دنبال نیروی کار بودند، اما چیزی خیلی باارزش‌تر نصیبشان شد: انسانی که به عشق آن‌ها احتیاج داشت و در عین حال، خودشان هم به دوست داشتنش نیاز داشتند. هرچند اول تصمیم گرفتند آن را نگه دارند، در نهایت این آن شرلی بود که گرین گیبلز را خانه خودش انتخاب کرد.

قدرت تخیل در زندگی آن شرلی

وقتی ماریلا از گذشته آن می‌پرسد، می‌فهمد دختر دوست ندارد درباره آن روزها حرف بزند؛ چون «پیدا بود که دوست نداشت درباره تجربه‌هایش در دنیایی حرف بزند که او را نخواسته بود.» آن به جای اینکه مدام در خاطرات تلخ کودکی غرق شود، به تخیلش پناه می‌برد. زیبایی طبیعت آرامشش می‌دهد و الهام‌بخشش می‌شود تا دنیایی بهتر برای خودش تصور کند. البته گاهی تخیلش بیش از حد آزاد می‌شود و برایش دردسر درست می‌کند. این بخش از کتاب آن شرلی در گرین گیبلز یکی از زیباترین جلوه‌های قدرت خیال‌پردازی است.

هرچه آن در گرین گیبلز احساس امنیت بیشتری پیدا می‌کند، یاد می‌گیرد تخیلش را سرکوب نکند، بلکه آن را درست هدایت کند، استعدادش را با دیگران به اشتراک بگذارد و برای آینده آرزوهای تازه بسازد. مونتگمری از طریق رشد تخیل آن در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز نشان می‌دهد که خیال‌پردازی بخش مهمی از بلوغ است و باید برای کمک به دیگران و گسترش ذهن به کار گرفته شود، نه اینکه کنار گذاشته شود.

معرفی و بررسی کتاب بیمار خاموش: معمایی که تا آخر نفست رو حبس می‌کنه
بیشتر بخوانید

کتاب آن شرلی در گرین گیبلز

تبدیل تخیل به ابزاری سازنده و مفید

وقتی آن دیگر برای خوشحالی خودش مجبور نیست به خیال پناه ببرد، تخیلش بالغ‌تر می‌شود و مسیرهای بهتری پیدا می‌کند. کم‌کم از نیروی تخیلش برای تشویق و کمک به دیگران استفاده می‌کند. داستان‌نویسی استعداد ذاتی اوست، پس وقتی در مدرسه موظف به نوشتن داستان می‌شوند، با تشکیل یک گروه داستان‌نویسی به دوستانش کمک می‌کند مهارت‌هایشان را قوی‌تر کنند.

به دوست صمیمی‌اش دیانا می‌گوید: «خیال‌پردازی آسان است، فقط باید آن را تقویت کنی. بیا با هم گروه داستان‌نویسی خودمان را داشته باشیم و برای تمرین داستان بنویسیم. کمکت می‌کنم تا وقتی که بتوانی خودت به تنهایی آن را انجام بدهی.» او به تدریج می‌آموزد که به جای غرق شدن در رویاهای خوب یا بد، تخیلش را به شکل سازنده و مفید به کار بگیرد. این تحول در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

تخیل آن افق‌های زندگی‌اش را هم بازتر می‌کند و به او اجازه می‌دهد بلندپروازی‌های تازه داشته باشد. مونتگمری نشان می‌دهد که اگر تخیل درست هدایت شود، می‌تواند در تمام عمر منبعی ارزشمند و ثمربخش باشد، نه فقط پناهگاهی موقتی برای دوران کودکی.

مفهوم دوست صمیمی و همزبان در دنیای آن شرلی

عبارت‌های «دوست صمیمی» و «همزبان» از محبوب‌ترین واژه‌های آن در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز هستند. هرچند گاهی آن‌ها را به جای هم به کار می‌برد، برایش «دوست صمیمی» نزدیک‌ترین دوست است و «همزبان» کسی که نگاه مشابهی به زندگی دارد. وقتی به گرین گیبلز می‌آید، اولین دوست صمیمی‌اش، دیانا بری، را پیدا می‌کند و می‌فهمد دوستی برای آدم‌های خوش‌قلب و وفادار خیلی زود شکل می‌گیرد.

با گذشت زمان متوجه می‌شود که هر کسی نمی‌تواند دوست صمیمی‌اش باشد، اما باید معیارهایش برای پیدا کردن همزبان‌ها را وسیع‌تر کند، چون همیشه نمی‌شود این آدم‌ها را از همان نگاه اول شناخت. مونتگمری در مسیر آن از تنهایی به داشتن گروهی از دوستان در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز نشان می‌دهد که هرچند دوست صمیمی ممکن است کمیاب باشد، پیدا کردن همزبان‌ها می‌تواند ساده‌تر از تصور اولیه باشد و کلید هر دو، ذهن باز و قلب گشوده است.

از روزهای تنهايی کودکی تا سال‌های شادتر نوجوانی، کنار دوستان کوچک‌تر و بزرگ‌تر، سرزندگی و مهربانی آن هیچ‌وقت تغییر نمی‌کند. مونتگمری در کتاب آن شرلی در گرین گیبلز به این نکته اشاره می‌کند که همین تمایل به اعتماد کردن و دیدن بهترین جنبه‌ها در دیگران، مهم‌ترین راز پیدا کردن دوستان واقعی است؛ فرقی نمی‌کند آدم در چه شرایطی باشد.

دیدگاه کاربران (1 دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

یازده + 14 =