نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ

نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ : ” فیلم گودزیلا علیه کونگ ” یک هیولای هیجان انگیز و جالب و هیجان انگیز جمعیت است و یک عکس اکشن مستقیم عالی دارد. این یک افسانه و یک فیلم اکتشافی علمی-تخیلی است ، یک فیلم وسترن ، یک بازی عجیب و غریب کشتی ، یک هیجان توطئه ای ، یک فیلم Frankenstein ، یک درام دلچسب در مورد حیوانات و دوستان انسانی آنها ، و در نقاط مختلف ، یک تماشای فریبنده و واضح که بازی می کند گویی سکانس خلقت در “درخت زندگی” به سازندگان “زیردریایی زرد” به صورت پیمانکاری خارج شده است.

فیلم باشگاه مشت زنی

دارای طوفان های بارانی و انفجارها و نمایش های نوری داخل کرم چاله ، پستانداران و خزندگان عظیم الجثه و دوزیستان و حشرات و جانوران است که ممکن است ترکیبی از یک یا چند پادشاهی حیوانات باشد ، و مقداری زامبی ، ربات یا دیو به درون آن پرتاب می شود. رویای بزرگ و مسخره و صادق بودن آن را انجام می دهد. و با این حال ، برای یک چادر خیز بسیار مقیاس زده و پر از حادثه ، “گودزیلا در برابر کونگ” مانند انسان همسفر خود ، یک نخست وزیر به اندازه آسمان خراش که به جنگل ها ، گرمسیری و بتونی محدود می شود ، مانند یک فضانورد پرش از ماه. این ممکن است بهترین فیلم استودیویی امسال باشد. اگر اینگونه نباشد ، حتماً سرگرم کننده ترین است.

نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ

تخریب کنندگان از اینجا – حتی اگر همانطور که استدلال می کنم ، داستان به گونه ای گفته می شود که چنین هشدارهایی را غیر ضروری می کند.

نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ

” فیلم گودزیلا علیه کونگ ” به کارگردانی آدام وینگارد (“مهمان”) و نویسندگی اریک پیرسون و ماکس بورنشتاین (که اولین فیلم این مجموعه را نوشت) ، سنت این مجموعه را در انتقال داستان اصلی درباره پروژه مونارک ادامه می دهد. رو به جلو در حالی که اجازه می دهید هر تیم پی در پی از فیلمسازان کار خود را انجام دهند. اولین ورودی این مجموعه ، “گودزیلا” ، “برخورد نزدیک با نوع کایجو” بود که از موجودات خود در حالت جادویی و شگفتی استیون اسپیلبرگ رونمایی کرد و مقدمه اتحاد حق رای دادن را معرفی کرد: موجودات غول پیکر قدیمی تر از دایناسورها زمانی سطح زمین با تغذیه از تشعشعات باقیمانده از انفجار بزرگ ، سپس با فرارسیدن آن انرژی به داخل آن منتقل شد و در “زمین توخالی” به خواب زمستانی رفت تا اینکه انسان با آزمایش هسته ای ، استخراج نوار و مواردی از این دست خواب آنها را آشفته کرد.

نقد سریال چرنوبیل

این پیش فرض با فلسفه ای سازگار بود که از فیلم به فیلم ثابت مانده بود. چیزی مانند: کایجو از ما متنفر نیست. اینها حتی به معنای آسیب رساندن به ما نیستند (اگرچه هر از گاهی از میان وعده انسانی لذت می برند). آنها حیواناتی هستند که برای تسلط ، بر سرزمین و یکدیگر در حال شوخی هستند. اگر قرن ها با زمین مثل توالت رفتار نمی کردیم ، آنها حیواناتی با آواز و افسانه می ماندند ، درباره آنها صحبت می کردند اما هرگز ندیده بودند.

“گودزیلا” ، قطعه دوره ویتنام “کنگ: جزیره جمجمه” و Calling All Kaiju! فوق العاده “گودزیلا: پادشاه هیولاها” همچنین یک سازمان کاملاً مخفی ، بین المللی ، با وجود چندین دهه وجود ، “پروژه مونارک” تاسیس کرد که فیلم ها را بین سال های اکران و دهه های داستان به هم پیوند می داد.

(مونارک پیش از اقدام دهه 70 “جزیره جمجمه” بود ؛ این فیلم در دهه 1950 شکل گرفت.) البته همه این موارد از عناصر الزام آور در جهان سینمایی مارول ، به ویژه عوامل SHIELD و دانشمندان مونارک ، ساخته شده است و صحنه های پس از تیتراژ نشان دادن جانوران روی عرشه. اما در حالی که بعضی از فیلم ها بیشتر از فیلم های دیگر MCU بودند – اولین فیلم کمترین خطر را دارد – کایجو هرگز به خدمتگزاران تجاری تبدیل نمی شد. خلع سلاح کننده ترین چیز در مورد Monsterverse وحشت ، غم و اندوه و ناباوری آن در دید انسان است که از تهدیدهای سطح انقراض طفره می رود در حالی که قبول نمی کند که نمی تواند با آنها شکست ، معکوس یا حتی مذاکره کند ، فقط یاد می گیرد که با آنها همزیستی داشته باشد. به همین دلیل است که عکسهای سربازان و تانکها و هواپیماها و ناوهای جنگی که از این جانوران تخلیه می شوند بسیار پوچ است. آنها غارنوردانی هستند که به سمت خورشید سنگ پرتاب می کنند.

نقد فیلم سرگیجه

در ابتدا به نظر می رسد ” فیلم گودزیلا علیه کونگ ” از سنت هلاکت محیطی و پیش از سوگ گویی عقب نشینی می کند. اما معلوم می شود که این عناصر تصحیح شده اند ، یا مانند کایجو غرق شده اند و در هسته زمین عقب می روند تا اینکه نیروهای بی ادب برای بازگشت آنها طعمه می شوند. یک سکانس آغازین جذاب باعث می شود که ، به دنبال طوفانی که جزیره جمجمه را از بین برد ، کینگ کنگ به یک مرکز تحقیقاتی در زیر یک گنبد واقعیت مجازی که شبیه سازی زیستگاه جنگل او است ، منتقل شده است. وی توسط زبانشناس انسان شناسی دکتر ایلین اندروز (ربکا هال) و دختر ناشنوا کر او جیا (کیلی هاتل) ، تنها بازمانده قبیله ایوی جزیره ، مورد مطالعه قرار گرفت.

اندکی بعد ، گودزیلا که از زمان کشته شدن اژدهای سه سر فرازمینی Ghidorah دیده نشده است ، به مرکز تحقیقاتی Apex Cybernetics در Pensacola ، فلوریدا حمله می کند. دانشمند سلطنتی مارک راسل (کایل چندلر) – پدر زمزمه کننده کایجو ، مدیسون راسل (میلی بابی براون) و شوهر سابق دانشمند سلطان سلطان سلطنتی اما راسل (ورا فارمیگا) ، که در آخرین فیلم به تروریست تبدیل شد ، اظهار داشت: “گودزیلا مردم را می کشد ، و ما نمی دانیم چرا.” ما میدانیم. گودزیلا “شکارچی راس” است.

فیلم هر نفسی که می‌کشی

مانند گلادیاتورهای مجموعه “Highlander” ، فقط یک نفر می تواند وجود داشته باشد. گودزیلا بدیهی است که به دنبال آپکس (نه نامی که قصد واقعی را پنهان کند!) می رود زیرا توسط چیزی در داخل مرکز تهدید شده است. این یک شرکت سهامی است که می تواند موجودات مکانیکی را ایجاد کند. می توان گفت روبات ها. یا هیولاهای ربات. حتی می توانید بگویید که Apex می تواند نسخه های meca از Godzilla را بسازد ، چشمک بزن.

سازندگان فیلم خود را ناک اوت نمی کنند وانمود می کنند که ما نمی توانیم ببینیم که این مسیر به کجا می انجامد. این فیلمنامه با پیش نمایش کارت های روی میز ، از جمله صحنه ای که بنیانگذار و مدیرعامل Apex والتر سیمونز (دمیان بیچیر) ، ناتان لیند (الكساندر اسكارسگارد) ، متخصص Hollow Earth را متقاعد می كند تا یك سفر به هسته سیاره را هدایت كرده و به او كمك كند ، بارگیری می شود.

او به یک منبع قدرت اولیه که برای پروژه خوب خود نیاز دارد ، دسترسی پیدا کند ، که باعث می شود بشریت به عنوان زمین دوباره احیا شود ، فکر می کنم شما می توانید بگویید اوج شکارچی (موسیقی سینت سایزر شوم). بنابراین تنها س questionsالات مربوط باقی مانده (1) “چقدر زود است که گودزیلا و کونگ برای اولین بار جنگ می کنند؟” (2) “چه کسی در اولین مبارزه و بازیهای برگشت پیروز خواهد شد؟” و (3) “چه زمانی کونگ و گودزیلا با هم تیم می شوند؟”

داستان فیلم “بدون سر و صدا ، بدون سر و صدا” و فضا را برای توسعه روابط آزاد می کند – نه تنها بین انسان ها ، بلکه انسان ها و هیولاها ، و هیولاها و هیولاها. لیند بدون فرزند ، اندروز و والد جایگزین و جیا یتیم یاد می گیرند که به یکدیگر اعتماد کنند و با هم کار می کنند تا اینکه یک خانواده هسته ای موقت مانند ریپلی ، هیکس و نیوت در فیلم “بیگانگان” تشکیل دهند. مدیسون از دور با برادر هیز (برایان تیری هنری) و پادکست توطئه گر ، مجرم و محقق آپکس از آنجا ارتباط برقرار می کند زیرا او جهان بینی بدبینانه و تلاشگرانه او را به اشتراک می گذارد.

او بسیار ضمنی به صدا و پیام او اعتماد دارد و در یک سفر جاده ای قرار می گیرد تا او را با کمک دوستش جاش والنتین پیدا کند (جولیان دنیسون ، متأسفانه با کمترین شخصیت لازم زین شده است – شخص شیاد گفتگوی جعبه تغذیه با قاشق ، یادآور شخصیت بردلی ویتفورد در آخرین فیلم). مدیسون برادرش را در یکی از فاجعه های کایجو در فیلم اول از دست داد ، سپس مادرش را در “پادشاه هیولا” از دست داد. با پایان این یکی ، او یک شریک مانند برادر بزرگ در قالب برنی به دست آورد ، و یک شبه والدین شرم آور اما مهربان را با جاش (از نظر موقعیتی تبدیل به مادری می شود که مدی از او دزدیده شد – با جنون ، سپس مرگ) )

روابط انسان / هیولا و هیولا / هیولا ، هر چند پیامدتر و متحرک ترند. کنگ و جیا یک تیم جادویی روی صفحه نمایش هستند ، به سنت جفت شدن قلب در تصاویر حیوانات مانند “The Black Stallion” ، “Free Willy” و “E.T.” طنین انداز فوق العاده سخت است. این فیلم از ضربان قلب کونگ به عنوان مجرائی برای وضعیت روانی جیا و همچنین پالس های کد دار مورس برای بیننده استفاده می کند که سطح استرس و شرایط جسمی کنگ را نشان می دهد. بدیهی است که اعتبار زیادی برای دوستی کونگ و جیا باید به فیلم سازان از جمله تدوینگر جوش شفر (“حاشیه اقیانوس آرام: قیام”) تعلق داشته باشد.

فیلمبردار بن سرسین (“توقف ناپذیر” ، “درد و سود”) ؛ و دولت ملی افکت های هنرمندانی که طراحی ها ، ضبط حرکت ، رندر ، آهنگسازی و غیره را انجام می دادند. این یک فیلم پرفروش نادر مدرن با جلوه هایی است که واقعاً خاص هستند. صحنه های Hollow Earth در وسط تصویر ، به خصوص ، یک کیچ کاملاً رویایی است ، در رگ یک کت کتاب جلدی کاغذی با شمشیر و جادو ، یا یک فیلم علمی تخیلی روانگردان یا دهه فانتزی دهه 70 و 80 مانند ” Zardoz ، “” Flash Gordon “،” Tron “یا” The Neverending Story “. رنگ های اصلی نئون در آزمایشگاه های Apex و خیابان های هنگ کنگ از خنکای انحطاط آور انفرادی برخوردار است: جان وو از طریق فیلم های synthpop انگلیس. کنگ و گودزی نیز ممکن است قبل از خوابیدن به یکدیگر ، از بالای اتوبوس خطوط کک ساخته باشند.

فیلم پرسی در مقابل جالوت

و با این حال ، به طور فزاینده ای ، این حماسه پر از جلوه های ویژه به طرز متناقضی ویترین یک بازیگر است – و اینکه این جایزه نیست که تری نوتاری ، بازیگر کنگ در این فیلم و “جزیره جمجمه” ، به عنوان بازیگر اصلی شناخته نمی شود ، همراه با TJ استورم که در سه فیلم Monsterverse نقش گودزیلا را بازی کرده است.

وینگارد ضبط شده است و می گوید که جسمانیت این کینگ کنگ تا حدودی از بروس ویلیس در فیلم های “سخت بمیر” و مل گیبسون در مجموعه “سلاح کشنده” الگوبرداری شده است. شما نسب را در صحنه های جنگ کثیف کنگ مانند یک نزاع کوچه پس کوچه می بینید ، که در خیابان های هنگ کنگ در حال دویدن است ، و در حالی که گودزیلا از پایین آن را هسته ای می کند از عرشه یک ناو هواپیمابر می پرد. اما این فقط یک کار عالی شیرین کاری نیست. این بازی با اقتباس از هویل ، کالیبر اندی سرکیس است.

نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ با ما همراه باشید.

کنگ را تماشا کنید که پس از اینکه گودزیلا تقریباً او را غرق کرد ، از آب دریا سرفه می کند ، یا پس از غلبه بر دشمن فرو می ریزد و خسته می شود ، یا سر یک جانور بالدار را از گردن او پاره می کند و مانند یک سرتیپ که یک ذره از میانه را پایین می کشد ، خون را از کنده پوزه می کند. هنگامی که کنگ پس از انتقال به پایگاه قطب جنوب بیدار می شود تا سفر خود را به داخل زمین توخالی آغاز کند ، او چهره خماری مارتین شین را که هنوز در سایگون است از “اکنون آخرالزمان” دارد. وقتی کونگ با ژیا به زبان اشاره صحبت می کند ، نگاهش را دور می کند و به عقب نگاه می کند ، چرخهایی را می بینی که در ذهن او چرخیده اند: من از آنچه این بچه به من گفت متنفرم و به سختی می توان ذهنم را جابجا کرد ، اما من این را می پذیرم ، زیرا چاره ای نیست

دستگیری به همان اندازه ، اگرچه مات تر است ، اما عملکرد استورم در نقش گودزیلا است. این کایجو ابتدایی و بی رحمانه است ، یک نزاع کش zaftig با کابوس چارلز بارکلی. او فاقد فضل و ذکاوت کنگ با سلاح است ، اما با وحشی و وزن (و نفس اژدها) جبران می کند. گودزیلا مانند جیمز گاندولفینی در حالت قتل تونی سوپرانو عصبانی می شود و قسمت اعظم خود را به هر موجودی احمقانه می زند که بتواند با او مخالفت کند. او قبل از بلوک های ناپالم زاپینگ در شهر با یک براق شدن چشم دوباره برمی گردد.

در یک پشت سر هم از نمای نزدیک اول شخص ، شات / عکس معکوس ، که در آن کنگ و گودزیلا به چشمان یکدیگر خیره می شوند ، هر کدام سعی می کنند دیگری را بترسانند ، گودزیلا ترکیبی از کنجکاوی ، خشونت آلفا و بازی با احترام به بازی را ارائه می دهد تقدیر از امتناع میمون از ارائه. نگاهی که گودزیلا در انتهای تصویر به کنگ می دهد کلینت ایستوود با مقیاس است. انتخاب آهنگ بسته شدن پرده که به دنبال آن انجام می شود به طرز شگفت انگیزی ضد شهودی است – یک قطره سوزن شادی – اما ممکن است “پالتوی بارانی آبی معروف” لئونارد کوهن نیز باشد: “چه چیزی احتمالاً می توانم بگویم؟ / حدس می زنم دلم برایت تنگ شده باشد ، حدس می زنم که تو را می بخشم / خوشحالم که سر راه من ایستادی. “

در ادامه نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ متوجه میشویم که :

وینگارد با مصاحبه کنندگان شوخی کرده است که دوست دارد کایجو سوپراستار خود را ببوسد – اما واقعاً چقدر این یک شوخی است؟ بنابراین بسیاری از فیلم های اکشن در مورد بدبختی های سنگ سرد هستند که با هم ملاقات می کنند ، اختلافات خود را برهم می زنند و سپس برای شکستن تهدید فوری تر ، با هم متحد می شوند. تراکم دستگاه بخار گودزیلا و تاکتیکهای طناب کشی کنگ و مشتهای ترک خوردن فک (به عمد؟) جنگ کوچه را در “48 HRS” اصلی بوجود می آورد که ریگی هاموند و جک کیتس مجبور بودند قبل از شروع همکاری از سیستم خود خارج شوند بیلی خرس و گانز.

فینال دو بر یک که گودزیلا و کونگ را در برابر موش سمپاش ، جت پیش برنده ، دو پا لگد زدن به کانگورو Mechagodzilla قرار می دهد ، مانند هر صحنه اکشن دیگر در تصویر ، از نظر نقاط قوت و ضعف هر مبارز کاملاً تفکر شده است. . نه اینکه Mechagodzilla موردی داشته باشد. همین باعث وحشت او می شود. او یک نابود کننده کایجو است. فیلم حتی یک لحظه Skynet به او می دهد. او گودزیلا را مانند یک کودک به اطراف می اندازد. در یک لحظه ، گودزی بیچاره سرش را به یک ساختمان اداری با سینی مکعب یخ عمودی خرد می کند مانند جکی چان که در “داستان پلیس” برای اولین بار با ماشین پاپ کورن روبرو می شود. برای لحظه ای کوتاه و ناراحت کننده ، در حالی که دو سایبورگ او را خرد می کند ، نگاهی از بینش گیج شده از چشم های پف کرده دایناسور او چشمک می زند. تقریباً مثل: اگر لیاقت این را داشته باشم چه؟

هرچقدر عجیب و شگفت انگیز است که بعد از همه اشعه ماوراio بنفش ، ما از “گودزیلا در مقابل کونگ” دور می شویم که نه تنها ضرب وشتم ، بلکه بسیاری از لحظات آرام (نسبتاً) آرام را که کنگ و گودزیلا را به عنوان … …جهنم. همچنین می توانید آن را بگویید: به عنوان مردم.

آنها تنها هستند ، وقتی به آن فکر می کنید ، گودزیلا و کونگ – گرچه هیچ یک از آنها قبول نمی کنند. چند پادشاه بدون پادشاهی. گودزیلا یکی را تعقیب می کند که شاید ارزش آن را نداشته باشد. کنگ هرگز نمی دانست که تا قبل از این فیلم می تواند یکی داشته باشد – و در پایان ، کونگ پادشاه واقعاً چه کسی است؟ جنگلی پر از موجوداتی که هیچ شباهتی به او ندارند. آیا نخستی های دیگری وجود دارد؟

Poor Kong همیشه تنها جزیره جزیره جمجمه بود. استخوان دیگران را دیدیم. آیا آنها توسط جانوران کشته شدند؟ آیا آنها قبل از تولد کنگ به دلایل طبیعی مردند؟ حداقل كونگ حالا می داند كه او از نظر ابتدای تولد و اشراف ذاتی پادشاه است – یا یكی از اجداد وی بوده است.

کنگ آن قلعه ویران شده را دید. او وارد سالن بزرگ شد و بر تخت نشست و مانند كونن تبري در مشت گرفت. شاید او تصور سلطنت بر قلمروهای دیرینه در توخالی زمین را داشته باشد. یا شاید او فکر می کرد که آیا گودزیلا فکر کرده است: حالا چه؟ گودزیلا از آتلانتیس دیدن کرد. آیا او بر آن حکومت کرد؟ یا او فقط گاهی اوقات برای یادآوری آتلانتیایی که رئیس بود ، فقط سر و کله می زد؟ آیا او محل را غرق کرد؟ اگر چنین است ، آیا او پشیمان است؟

گودزیلا و کنگ را در یک کافی شاپ تصور کنید که در مورد زندگی خود صحبت می کنند.

از 31 مارس در سینماها و HBO Max موجود است.

به پایان نقد فیلم گودزیلا علیه کونگ رسیدیم امیدواریم از مطالب بخش سینما و تلویزیون لذت برده باشید.

در حال ارسال
نقد کاربر
5 (1 رای)

دیدگاهتان را بنویسید

5 × 5 =