کمدی-ابزورد بهسبک بریتانیایی
نام انگلیسی: فیلم Say Your Prayers
نام فارسی: فیلم دعاهایت را بخوان
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۲.۵ از ۴ – 〇◐⬤⬤
نقد فیلم دعاهایت را بخوان
اگر دنبالکنندهی سینمای بریتانیا باشید، مطمئناً بیشتر آثاری که طی چند دههی اخیر مشاهده کردهاید دارای یک خط اتصال بین هم بودهاند و آن دو واژهی کمدی و ابزورد بوده است؛ دو واژهای که بیشتر کارگردانهای این آثار از لابهلای نمایشنامههای نویسندههایی مانند «ساموئل بکت» پیدا کردهاند.
در بیشتر این آثار، شخصیت اصلی بهدنبال چیزیست که در نهایت به آن نمیرسد یا در طول مسیر خواستهاش تغییر میکند. کادری که ما را بهیاد نمایشنامههایی چون «آخر بازی» یا «در انتظار گودو» میاندازد. «هری میچل» بعد از موفقیت در اثر قبلی خود «چاقالوی بامزه» در سال ۲۰۱۷، اینبار و در سال ۲۰۲۰، فیلم «دعایات را بخوان» را ساخته است.
او در فیلم دعاهایت را بخوان روایتگر دو برادر مسیحیِ رادیکال بهنامهای «تیم» و «ویک» است که قرار است نویسندهای سکولار بهنام «جان هگزلی» را ترور کنند. سکانس افتتاحیهی فیلم دعاهایت را بخوان قتل یک مرد در بیرون شهر توسط این دو برادر را نشان میدهد که در ادامه متوجه میشوند کسی که کشته شده، پرفسور هگزلی نبوده است و باید تلاش دوبارهای برای این ترور انجام دهند.
فیلم دعاهایت را بخوان سراسر آکنده از حماقتهای «تیم» و بهنوعی سیر تحول او تا زمان انجام ترور است. خلاقیت زیبای هری میچل در استفاده از گروه کُر بهعنوان شاهدان تمام صحنههای فیلم باعث شده که استفادهی بهجایی از موسیقی داشته باشد. کاراکترهای فیلم دعاهایت را بخوان تماماً همان شخصیتهایی هستند که قرار است در جایجای فیلم، کمدی-موقعیت را خلق کنند و در زیر لایههای این موقعیتهای کمدی، خط اصلی داستان نیز جریان داشته باشد.
فیلمهای کمدی-ابزورد بریتانیایی که برحسب موقعیت، خود را در کادر ژانرهای هیجانانگیز و جنایی قرار میدهند، فیلم دعاهایت را بخوان مملو از دیالوگهای کارشده بهتناسب هر کاراکتر هستند. بهطور مثال مارتین مک دونا، دنی بویل یا گای ریچی و فیلمهایشان را در نظر بیاورید. «ششلولبند» مارتین مک دونا یک فیلم چهل دقیقهایست که در یک قطار میگذرد و تمام شخصیتهایی که در آن حضور دارند با همین دیالوگهای بهموقع است که مخاطب را با خود درگیر میکنند.
در فیلم دعاهایت را بخوان نیز حماقتهایی که «تیم» مرتکب میشود با نوع پوشش او، دیالوگهای او و حتی عکسالعملهایاش به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است متناسب است. «تیم» نه قرار است یک قاتل حرفهای باشد، نه یک مسیحی رادیکال، نه یک پسر باهوش و نه یک منجی وقتشناس.
کمدی-ابزوردهای سینمای بریتانیا تمپوی بالایی دارند و تا به آخر فیلم دعاهایت را بخوان خود گام خود را کند یا سریع نمیکنند. قرارداد ذهنیای که این سینما با مخاطب خود بسته است باعث شده بعضی صحنههایی که مثلاً در یک فیلم هالیوودی یا هر سینمای دیگری غیرقابلقبول بهنظر میرسند، در این سینما باورپذیر و قابل قبول باشند؛ بهطور مثال صحنهی تعقیبوگریز دستیار کاراگاه و ویک در میان دشت.
دوربین ثابت است و از یک سمت صحنه، ویک در حال تعقیب دستیار کاراگاه است و از سوی دیگر صحنه این تعقیب برعکس میشود. این توالی آمدن و رفتنها مقابل دوربین ساکن باعث ایجاد همان کمدی موقعیت میشود و این اتفاق فقط در سینمای بریتانیاست که مخاطب را به خنده وا میدارد.
در پایان اینکه، بهنظر میرسد هری میچل دنیای سینمایی خود را شناخته و در این اثر نیز رضایت مخاطب این نوع سینما را جلب کرده است.

