ابهام در تشخیص مرز واقعیت و رویا
نام انگلیسی: فیلم Choke
نام فارسی: فیلم خفه کردن
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۱.۵ از ۴ – 〇〇◐⬤
اردیبهشت
نقد فیلم خفه کردن
به نمایش گذاشتن مرز میان خیال و واقعیت در بسیاری از فیلم ها مورد استفاده قرار گرفته است. خواه برای فیلم های علمی تخیلی و یا روانشناسانه و در برخی موارد نیز ترسناک. آثاری که بر روح و روان انسان و امیالی که انسان به خاطر آنها مرتکب عملی میشود تمرکز دارند. اینبار همین درونمایه دستاویزی برای پرداخت توسط گرگوری هاتاناکا – کارگردان – قرار گرفته است. مثلثی مرموز که هر ضلع آن مملو از اسرار و رواننژندیهاست.
کاراگاهی که درگیر پروندهی قتلی است و عشقی که دیگر با او نیست. قاتلی زنجیرهای که قربانیان متعددی داشته که شیوهی یکسان به قتل رساندنشان همان خفهکردن است و دختری هفده ساله که از قضا با هر دوی آنها رابطه برقرار کرده است. راوی فیلم خفه کردن داستان جینی است. دختری که با مسائل و مشکلاتی که با خانواده و دوستاناش دارد، دست و پنجه نرم میکند. دوستانی که او را بهخاطر عدم مراجعه به کلیسا طرد کردهاند و مادری که وی را به انحاء مختلف تحقیر کرده و او را شماتت میکند.
همین دلایل به قربانی شدن دختر کمک میکند. وقتی خبری از حمایتکننده روحی نباشد و لاجرم دست به دامان بیگانه شده و پیامدهای دهشتناک آن را متحمل میشود. طی سفری با قطار، جینی با برندِن- قاتل زنجیرهای- آشنا شده و همین دیدار فتح بابی برای این رابطه بوده و ملاقات دیگر را منتهی میشود.
دختر که به تدریج با برندِن احساس امنیت میکند و تمام اسرار زندگانیاش را به او فاش میکند. نقطه مشترک دیگر این مثلث را رواندرمانگری – استفانی- تشکیل میدهد که در انجمنی مشغول به همکاری با مردی است که معتقد است از طریق خفهگی میتوان به لذتی دستیافت و ذهن را تسلی داد و باز کرد.
رابطههای جنسی بر محور شکنجه و درد از جمله موضوعاتی است که در فیلم به تصویر کشیده شده است. سوژهای که ناخودآگاه تداعی سری فیلمهای پنجاه طیف است. مضمون فیلم خفه کردن مانند فیلمهایی مثل رنگ خارج از فضا(۲۰۱۹) و راندن اثر جنائی-اکشن محصول سال ۲۰۱۱ است. شاید سر درگمی در یافتن مرز میان وهم و واقعیت را باید برگرفته از آینهی تارکوفسکی قلمداد کرد. در هر صورت هاتاناکا- کارگردان- با ایده گرفتن از این آثار در تلاش بوده تا سوژهای بدیع و منحصربهفرد را تقدیم نگاه مخاطبان کند.
روایت داستان فیلم خفه کردن بهطوری مخاطب را در سرگشتگی فرو میبرد که اگر بازی بازیگران نبود نمیتوانستیم از تماشای ادامهی فیلم بهره ببریم. برخلاف فیلمهایی که مرز میان واقعیت و خیال – چه در آثار نولان، آرنوفسکی و سودربرگ – را شاهد بودیم، اینجا تمام همّ و غم کارگردان بر این بوده تا ویژه بودن داستان البته با تم وحشت به بیننده تقدیم شود؛ وحشتی که مخاطب با آن مواجه نشد و قرار نیست نقطهضعف محسوب شود. اما بار روانشناسانه و هیجان اثر بر ترس آن سنگینی کرده است.
از نقاط ضعف فیلم خفه کردن باید به عدم تشخیص واقعیت و خیال و رویا اشاره کرد. با فلاشبکهایی شاهد قتلها و قربانیان هستیم؛ راوی داستان -جینی- قربانی آخر است؛ رابرت- کاراگاه- رابطه عاشقانهی نافرجام داشته و در حال مکاتبه با عشقش است و در عین حال روابطی را با دیگران رقم میزند از جمله جینی. جینی خواهان ارتباط برقرار کردن با مردهای بزرگتر از خود است و این فاصلهی سنی زیاد برای رابطه دختری به سن او با مردانی با سنهای بالا ریسکهایی را میطلبد که عاقبت او را به کام مرگ میکشاند.
همگی آنها بیننده را عاجز از درک این مرز و تمییز آن میکند. اثر دارای شاخصههای سردرگم کننده و گیجکننده است. شخصیت رواندرمانگر- استفانی- فردیست که خفهگی را نوعی رضایت جنسی و اوج لذت جنسی قلمداد میکند و رابطهی او با کاراگاه و برندن و جینی در هالهای از ابهام است. البته اگر نقطه مشترکشان-انجمن- را از این قاعده مستثنی بدانیم.
نمایش شیطان درون همراه با پرخاش و خشم و خشونتی که در کاراکترها ظاهر میشود به خوبی نشان داده شد. نماهای مربوط به خفه کردن و مورد خفگی قرار گرفتن نیز از جمله نقاط قوت اثر است. رویهمرفته فیلم خفه کردن عجیب و غریب در عین حال مهیج را شاهدیم که بیگانهوار گوئی وسط جریان فیلم متوقف میشود، اما همچنان بیننده را کنجکاو به ادامه میکند.

