نقد سریال هانیبال

نقد سریال هانیبال : ” سریال هانیبال ” بهترین درام تلویزیون است.

این قانون در فصل 4 “هانیبال” NBC کاملاً تغییر نکرده است ، اما قوانین به روز شده اند. در اولین نمایش فصل ، “Antipasto” ، که فردا پخش می شود ، یک احساس زیبا و اروپایی از همان سکانس آغازین وجود دارد – عکس های یک مرد با کت چرمی که در خیابان های پاریس با موتور سیکلت با کروم و فلز وسیله نقلیه فتیش شده در حال مسابقه است تا حدی که ما معمولاً غذا را در این برنامه دستیابی به نمایش می گذاریم. مرد کلاه ایمنی خود را در می آورد تا هویت خود را فاش کند: هانیبال لکتر (مادس میکلسن).

معرفی سریال آینه سیاه

نقد سریال هانیبال

اگر هانیبال دو فصل اول در لباس گوسفند احساس گرگ می کرد ، در فصل سه نمای آن برداشته شده است زیرا این هانیبال بیشتر احساس سربازی ، گرگی با لباس گرگ می کند. در یک لحظه او حتی می گوید ، “من لباس شخصی خود را درآورده ام.” او دیگر پنهان نمی شود. او دلیلی ندارد.

پس از هرج و مرج در فینال فصل دوم ” سریال هانیبال ” ، که در آن تقریباً همه توسط آدمخوار دستکاری و شیدایی مرده بودند ، طرفداران گاه به گاه ممکن است انتظار داشته باشند که نمایش برتر فصل سه در آنجا برگزار شود. چه کسی زنده است؟ چه کسی مرده است؟ معنی آن برای آینده نمایش چیست؟ وقتی برایان فولر ، خالق ، انتظارات روایتی سنتی را برآورده نكرد ، طرفداران جدی تعجب نخواهند كرد و با هانیبال و بدلیا (جیلیان اندرسون) به همان رابطه ای كه در تلویزیون می بینید ، به اروپا پریده اند.

فصل چهار سریال Stranger Things

همانطور که درمورد وحشتی که بدیلیا را در کنار هانیبال نگه می دارد یاد می گیریم – شاید بیش از هر کسی که می داند تواناییش چیست و اندرسون دوگانه ترس و جذابیتی را که دکتر لکتر در وجود او ایجاد می کند با درخشان ثبت می کند – ما همچنین به یک سری از برخوردهای لکتر و دکتر آبل گیدئون (ادی ایزارد). برخوردهایی که اتفاق می افتد در حالی که این دو به آرامی دکتر Gideon را می خورند.

در نقد سریال هانیبال میخوانیم که :

در حال حاضر ، هانیبال موقعیت علمی خود را در پالرمو به دست گرفته است (پس از کشتن و خوردن مردی که قبلاً عنوان را به خود اختصاص داده بود). تغییر مکان به فولر و وینچنزو ناتالی امکان می دهد تا با فرهنگ ایتالیایی در مقیاس بزرگ بازی کنند و به دانته ، قاتل سریالی واقعی که به آن هیولای فلورانس معروف است ، مراجعه کنند و بصورت بصری با زنگ های اروپایی کار کنند که حتی گیالو را به یاد می آورد.

سریال هانیبال

هانیبال و بدلیا چنین تنظیمات زیبایی را دنبال می کنند و در خانه ای زیبا زندگی می کنند ، تقریباً دراکولا را در قلعه خود به ذهن متبادر می کنند. این در یک فصل تقریباً رویایی مانند یک هانیبال در عنصر خود و بدلیا در یک کابوس بیدار ظاهر می شود. همانطور که هانیبال می گوید ، “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود.”

لکتر گذشته ای را که شامل تغذیه مرد برای خودش بود ، به چیزی نزدیک به خوشبختی با شغل ، شریک زندگی و سبک زندگی اروپایی متناسب با سلیقه های تصفیه شده تبدیل کرده است. و با این حال ویل گراهام هنوز او را تحت تعقیب قرار می دهد. میکلسن و اندرسون هر دو در یک اپیزود فوق العاده هستند که حتی به عنوان یک تلویزیون عالی ، حتی بدون متن سایر قسمت های سریال ، به خودی خود می ایستند.

فیلم موسیو وردو

می توان استدلال کرد – و عناوین قسمت ها این استدلال را تأیید می کنند – اینکه “Primavera” هفته آینده زمانی است که فصل به درستی “آغاز می شود” ، ما را دوباره به ویل گراهام ، همسر زندگی هانیبال لکتر ، معرفی می کند (هیو دنسی) ، که اتفاقاً در فلورانس هم هست.

در نقد سریال هانیبال میخوانیم که :

شگفتی در قوس ویل که من شروع به عقب راندن لایه هایی نمی کنم که در این فصل به صورت موضوعی کشف خواهد شد ، و همچنین اثبات خواهد کرد که فولر و تیمش چقدر زرنگ هستند و از این ساختار اپیزودی استفاده می کنند و احساس می کنند این یک سفر سینمایی است.

تمرکز از اپیزود یک به دو تغییر می کند و دوباره در سه قسمت قرار می گیرد ، به گونه ای که برای اکثر درام های سنتی بسیار ناموزون است. و با این وجود قسمت ها از نظر مضمونی و بصری سازگار هستند و همیشه توسط دو مرد هدایت می شوند که اکنون قادر به تعریف خود بدون یکدیگر نیستند. در ویل ، هانیبال لکتر چیزی بیش از یک بازی بازی یا منبع غذایی دید.

او کسی را دید که به شدت می خواست او را درک کند و حتی ممکن است او را تغییر دهد. و او باید می دانست که چرا. همانطور که هانیبال به ویل می گوید ، “شما فکر کردید می توانید من را تغییر دهید همانطور که من شما را تغییر داده ام.” ویل پاسخ می دهد ، “من قبلاً این کار را کردم.”

فیلم هاراکیری

فصل سه آنقدر نوید ” سریال هانیبال ” را می دهد که برای طرفداران واقعی نمایش تقریباً نفس گیر است. “هانیبال” که کاملاً از قالب رویه فصل اول ناتوان شده و مجوز خلاقیت برای بازی در کانون کتاب های توماس هریس را در اختیار دارد ، امسال با ارائه قوس “اژدهای سرخ” به عمق تاریخ لکتر می رود. در آنچه فولر آن را مینی سریال 6 قسمتی خوانده است.

در هر سطح ، برایان فولر و تیم پشت سر ” سریال هانیبال ” آنچه را که باید از تلویزیون شبکه انتظار داشته باشیم بالا می برند. می توان کتابهایی را نوشت که نمایش نشان می دهد موضوعات خود را نه از طریق رمز و رازهای سنتی درام جنایی در هفته بلکه از طریق شخصیت ، و هیچ برنامه ای شامل کابل وجود ندارد که از زبان بصری با اطمینان و جذابیت بیشتری استفاده کند.

فیلم لبخندهای یک شب تابستانی

در نقد سریال هانیبال میخوانیم که :

نه تنها اخلاق ، بلکه همه چیز در مورد برنامه در زیبایی شناسی آن منعکس شده است. ” سریال هانیبال ” قبلاً موضوعات مختلفی را در طول دو فصل خود بررسی کرده و تغییر داده است ، اما این موضوع به مرز نازک بین فردی دیوانه به اندازه کافی برای خوردن گوشت انسان برمی گردد و اینکه کسی برای درک آن باید به جنون نزدیک شود. هیچ برنامه بهتری در تلویزیون وجود ندارد.

پایان نقد سریال هانیبال امیدواریم از این مطلب لذت برده باشید.

0 دیدگاه