تجلّی خشونتی لجامگسیخته در دختری نوجوان
نام انگلیسی: Becky
نام فارسی: بِکی کشور آمریکا
محصول: ۲۰۲۰
امتیاز: ۱ از ۴ – 〇〇〇⬤
نقد فیلم بکی
دوران نوجوانی و بحرانهای پیشرو برای افراد در این سن و تغییراتی که بهواسطهی بلوغ پیش خواهد آمد میتواند این دوران را به شیرینترین یا تلخترین برهه از دورهی زیست انسان برای هر فردی مبدل کند. حال چگونگی گذار از این دوره به چه صورت خواهد بود؟! هر فردی با تجربیات منحصربهخودش میتواند از آن به نیکی یاد کند یا خیر؟ مرگ یکی از والدین قطعاً عواقب ناخوشایندی برای فرزند خواهد داشت و متعاقباً ازدواج والد بازمانده نیز اوضاع را برای نوجوان وخیمتر خواهد کرد.
فیلم بکی نیز به نوجوانی بهنام ربهکا هوپر، بِکی- لولو ویلسون- میپردازد. بِکی و پدرش، جف- جوئل مکهِیل- قرار است تعطیلات آخر هفته را در ویلائی جنگلی سپری کنند. حدود یک سال است که از مرگ مادر بِکی میگذرد. فلشبکهایی به گذشته ما را خاطرنشان میسازد که مادرش بیمار بوده و او را که همراه دو سگ دیگر- لورا و دیِگو- برای همیشه تنها گذاشته است.
با ورود خودرویی حامل یک زن و پسربچه درمییابیم که کایلا-زن جوان- نامزد پدرش است و این قرار زمینهی آشنایی فرزندان و والدین باهم را فراهم کرده تا به ازدواج آن دو منجر شود. این معارفه با حضور چند زندانی فراری منحوس و شوم میشود. چهار نفر از زندانیان سابقهدار خطرناک به بهانهای وارد خانه شده و به تدریج اسباب رعب و وحشت را آماده کرده و باعث تشنج میشوند. در همین خلال درگیریهای نامطلوب و چشمخراشی صورت میگیرد و پدر بکی-جف- نیز کشته میشود. بِکی که متوجه قتل پدر و یکی از سگها شده کمر بر انتقام و نابودی مهاجمین میبندد.
فیلم بکی 《کری مورنین》 و 《 جاناثان میلوت》 از خود بهجای میگذارند حرف تازهای برای گفتن ندارد. فیلمنامهای که سطحیست و فاقد عمق. داستانی تکراری که نمونههای قابل تماشایی از این روایت، پیشتر ارائه شده است.
خشونت اغراقشدهای که در برخی نماها بهطور غلو آمیزی به نمایش درآمد؛ هرچند دوران بلوغ، مرگ والد، ازدواج مجدد پدر و در نهایت مرگ پدر و سگ خانواده را از ادلّهی محکم بِکی برای بروز این احساس و انتقام بتوان برشمرد، اما آیا این حجم از قساوت از پسِ دختری ۱۲،۱۳ ساله برمیآید؟
با نگاهی به ابزار و وسایل مدرسه، قاب گوشی پر زرقوبرق و کولهپشتی و کلاه بافتنی همگی میتوان دریافت صاحب آنها دارای روحیهای لطیف است و یا حداقل آنقدرها هم به شناعت شخصیت بهتصویرکشیدهشده نخواهد رسید و بس! آیا با اینکه دومنیک -خلافکار اصلی- نژادپرستی افراطی است و سزاوار این همه خشونت و هجوم باز هم میتوان گفت که بِکی باید اینگونه و با این قساوت از ابزار مدرسهاش مثل مدادرنگی و خطکش برای قربانیکردن متجاوزان استفاده میکرد و شکلی خوشایند داشت برای گرفتن انتقام؟
آیا بِکی را هم نمیتوان شماتت کرد بهواسطه ی عمق خشونتهاو اعمال مرتکبشدهاش؟! بِکی با فروپاشی روانی که مواجه شد دارای شخصیتی مرموز بود و این نمونه را میتوان در بازجویی در محضر افسران پلیس دید که گوئی التفاتی به آن همه ماجرائی که برایش پیش آمده و لحظات خونباری را رقم زده و یا خودش بانی بوده نمیکند و باز هم به خوردن پاستیل ادامه میدهد و از پاسخ واضح به پلیس طفره میرود.
برخی حماقتهایی از زندانیان و تبهکاران سر زد که تداعی سریهای «تنها در خانه» و مهاجمان هالوصفت و احمقطور به منزل میشد. در قیاس با این اثر بدن جنیفر(۲۰۰۹)، شکلات سفت(۲۰۰۵) و کری(۲۰۱۳) آثاری بهمراتب قویتری محسوب میشوند. در کنار ضعفهای خاطرنشان شده باید بازی بازیگران را ستود. لولو ویلسون نیز مجدداً با القای بهت و شگفتی همراه با رعباش توانست نقش خود را به درستی ایفاء کند.
مخاطبان فیلم بکی که پیش از این اثر وی را در فیلم آنابل:خلقت(۲۰۱۷) دیده بودند مهر تأییدی بر بازیاش در این اثر هم میزنند. کوین جیمز که در نقش دومنیک -رییس گروه زندانیان فراری و مهاجم- حاضر شد از جمله کمدینهاییست که میتواند در نقشهای جدی هم از پس کار خود برآید و در آینده نقشهایی غیر از تم کمیک از او شاهد خواهیم بود. همپوشانی تصاویر در دو مکان مختلف را باید ستود و تدوینی که بهدرستی صورت گرفت.

