نام انگلیسی: فیلم Home Sweet Home
نام فارسی: فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰ از ۴ – 〇〇〇〇
نقد فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه
بهسبب آنکه ملودرامهای خانوادگی درصد زیادی مخاطب بین قشرهای مختلف دارند، گهگاه مورد توجه مراکز فرهنگی، کسبوکارها و … قرار میگیرند تا از طریق مدیوم سینما یک تیزر تبلیغاتی بلندمدت را تولید کنند. در فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه هم شاهد چنین نگاهی هستیم. همهی فیلم و ماجراهایی که دستوپا شکسته در آن اتفاق میافتند حول تبلیغات کلیسا میگردند.
دختری آزاد و رها از میان جامعه انتخاب شده که کارش قرار گذاشتن با مردهاست و بهنوعی به واژهی تعهد علاقهای ندارد. طرف مقابل او مردیست که ایمان آورده و خود را وقف کلیسا کرده است. بعید است کسی انتهای این تیزر تبلیغاتی را نتواند حدس بزند.
حال چرا میگوییم تیزر تبلیغاتی؟ اگر فیلم را مشاهده کنید، هر پارهای از آن را که برش بزنید و دوباره تماشایاش کنید، شاهد خواهید بود که دختر داستان ما در هر کدام از این پارهها تحت تأثیر یک اتفاق مثبت از سمت کلیسا به فکر فرو میرود و بهنوعی درس عبرت میگیرد. شاید اگر هوشمندانه این کار انجام شده بود، مخاطب تحت تأثیر بیشتری قرار میگرفت.
اما نمیشود با قرار دادن یک دختر جذاب و بلوند در داستان خود، و استفاده از کالت رنگی متنوع در قابها به جذب مخاطب پرداخت. این کارها را خوانندههای نوجوان روی صحنه هر روزه در یوتوب مشغول انجام دادن هستند. زمانی که قرار است شما درونمایهی فیلم خود را یک مفهوم خاص قرار دهید و دوست دارید از محاسن و زیباییهای آن بگویید، مسلماً زبان مستقیم بهکار نمیآید.
به فیلم مسیر سبز نگاهی بیندازید. آنجا هم چیزی بهنام «مذهب» درونمایهی فیلم بود، اما مخاطب هیچگاه احساس نکرد که کارگردان قرار است مقابل او بایستد و کتاب مقدس را بگشاید و بندبهبند آن را فریاد بزند. در عوض با استفادهی هوشمندانه از تعلیق در روایت خود و استفادهی بهجا از خردهپیرنگها توانست مخاطب را در کل فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه همراه خود داشته باشد. اما فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه هیچ ضلع مثبتی را در کادربندی خود ندارد؛ فقط پارههای تبلیغی که کنار هم قرار گرفتهاند و بعد از تماشای دو یا سه صحنه جز کسالت و ملال از این همه دیالوگ تکراری چیزی نصیب مخاطب نخواهد شد.
در فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه معمولاً شخصیتی در داستان وجود ندارد. در همان سکانس افتتاحیه مخاطب با دیالوگهای مستقیم افراد پی به این میبرد که هر کدام چه هستند و برای چه در فیلم هیچ جا خونه آدم نمیشه حضور دارند. پس کارگردان خلق موقعیت دراماتیک را بهجان نمیخرد و با چند خط دیالوگ به آن پایان میدهد. فیلمهای کمخرجی که با صرفهجویی تمام – در استفاده از بازیگر و تمام موارد مربوط به صحنهپردازی و … – قصد دارند خود را به مرحلهی نمایش برسانند. بههمین سبب نباید چندان انتظار کیفیت بالایی – بهلحاظ بصری – از این گونه فیلمها داشت.

