یه روز صبح بیدار میشی و میبینی تو یه سلول بتنی گیر افتادی. غذا از بالا میاد، اما فقط اگه طبقهات نزدیک بالا باشه زنده میمونی. فیلم پلتفرم دقیقا همین کابوسه. از همون دقیقه اول میخکوبت میکنه و تا آخر رهات نمیکنه.
این فیلم از کشور اسپانیا ۲۰۱۹ یکی از اون کارهایی بود که تو دوران کرونا مثل بمب ترکید. داستانش ساده به نظر میرسه ولی لایهلایه میره زیر پوستت. یه زندان عمودی با صدها طبقه. هر روز یه سکو پر از غذا از بالا شروع به پایین اومدن میکنه. طبقههای بالا سیر میشن، طبقههای پایین فقط استخوان و تفاله میمونه. و هر ماه همهچیز عوض میشه. ممکنه یه ماه طبقه ۴۸ باشی و ماه بعد بری طبقه ۱۷۱.
داستان فیلم پلتفرم بدون اسپویل سنگین
گورنگ داوطلبانه وارد این جهنم میشه. دلیلش؟ یه مدرک دانشگاهی و ترک سیگار. با خودش کتاب دونکیشوت میبره. همسلولی اولش تریماگاسی پیرمردیه که چاقو داره و قانون حفره رو بلده. قانون ساده است: اگه چیزی ببری با خودت، تا آخر میمونه. اگه بمیری، ممکنه بقیه بخورنت.
فیلم آروم شروع میکنه. اول فقط تماشا میکنی چطور آدمها وقتی گرسنه میشن تبدیل به حیوان میشن. بعد خشونت میاد. بعد همبستگی اجباری. بعد خیانت. بعد دوباره خشونت. گورنگ کمکم میفهمه که این سیستم نه برای اصلاحه، نه برای عدالت. فقط برای نشون دادن اینه که آدمها وقتی منابع محدوده، همدیگه رو میکشن.
نقاط قوت فیلم پلتفرم که نمیتونی نادیده بگیری
- طراحی فضا. همهچیز خاکستری و سرد و خفهکنندهست. نور از بالا میآد و هرچی پایینتر میری تاریکتر میشه.
- بازیها. ایوان ماساگه به عنوان گورنگ عالی کار کرده. زوریون اگویلیور در نقش تریماگاسی هم یکی از بهترین همسلولیهای سینماست. هم بامزه، هم وحشتناک.
- تم اصلی. نابرابری طبقاتی رو اینقدر عریان نشون میده که بعد از فیلم دیگه نمیتونی به صف نانوایی یا اختلاف حقوق کارمند و مدیر نگاه معمولی داشته باشی.
- ریتم. فیلم نه زیادی حرف میزنه نه زیادی توضیح میده. نشون میده و میذاره خودت قضاوت کنی.
نقاط ضعف که بعضیها رو اذیت کرد
بعضیها میگن پایانش زیادی بازه. بعضیها هم خشونت بیش از حد رو نمیتونن تحمل کنن. حقیقت اینه که فیلم میخواد اذیتت کنه. اگه اذیت نشی، پیامش بهت نرسیده.
پایان فیلم پلتفرم چی شد؟ (اسپویل کامل)
گورنگ بعد از چند ماه جهنم، با باهارات همسلولی میشه. باهارات میخواد با طناب بره بالا. گورنگ میگه نه، باید بریم پایین. باید غذا رو عادلانه پخش کنیم و یه پیام بفرستیم بالا.
پیام اولشون یه ظرف پاناکوتاست. دستنخورده. اگه این دسر لوکس سالم برگرده طبقه صفر، یعنی زندانیها تونستن با هم همکاری کنن. یعنی سیستم شکست خورده.
ولی هرچی پایینتر میرن، خشونت بیشتر میشه. میهارو، اون زن آسیایی که هر ماه میرفت پایین دنبال دخترش، کشته میشه. باهارات زخمی میشه. گورنگ هم زخمی. وقتی به طبقه ۳۳۳ میرسن، زیر تخت یه دختربچه پیدا میکنن. تمیز. نسبتا سالم. زنده.
اون لحظه همهچیز عوض میشه. باهارات میگه: دختر پیامه. نه پاناکوتا.
گورنگ پاناکوتا رو به دختر میده. باهارات از زخمش میمیره. روز بعد سکو میاد. گورنگ دختر رو میذاره رو سکو و باهاش پایینتر میره. تا جایی که دیگه نوری نیست. فقط تاریکی مطلق.
اونجا تریماگاسی ظاهر میشه. همون پیرمردی که گورنگ قبلا کشت و خورد. میگه سفرت تموم شده. پیام نیازی به حامل نداره. گورنگ از سکو پیاده میشه و با تریماگاسی تو تاریکی راه میره. دختر تنها بالا میره.
کارگردان بعدا گفت که از نظرش گورنگ قبل از رسیدن به اون نقطه مرده. اون پایینترین سطح فقط توهمشه. فیلم عمدا باز تموم میشه. نمیگه دختر به بالا میرسه یا نه. نمیگه سیستم عوض میشه یا نه. فقط میذاره با سوالاتت تنها بمونی.
نکات پنهانی فیلم پلتفرم که کمتر کسی بهشون دقت کرده
- اسم گورنگ تو زبان مالزیایی یعنی «سرخشده». مثل گوشت سرخشده. یعنی از اول محکوم به سوختن تو این جهنم بوده.
- عدد ۳۳۳. خیلیها میگن اشاره به ۶۶۶ داره. نصف شیطان. یا دعاهای مستجابشده. یا فقط یه عدد تصادفی که حس بیپایانی میده.
- کتاب دونکیشوت. گورنگ مثل دونکیشوت با آسیابهای بادی میجنگه. سیستم رو میخواد عوض کنه ولی خودش هم آلوده میشه.
- میهارو واقعا دنبال دخترش میرفت یا فقط غذا میرسوند به پایین؟ فیلم جواب قطعی نمیده ولی دختر سالمه. پس احتمالا مادر هر ماه یه چیزی براش میذاشت.
- آشپزخونه طبقه صفر. اونجا پر از غذای لوکسه. یه تار مو تو غذا پیدا میشه و مدیر کیفیت عصبانی میشه. در حالی که پایینترها دارن همدیگه رو میخورن. این تضاد عمدیه.
- قانون «اگه چیزی ببری با خودت». تریماگاسی چاقو میبره. گورنگ کتاب. یکی ابزار خشونت، یکی ابزار فکر. فیلم نشون میده فکر هم تو این سیستم به درد نمیخوره مگر اینکه با خشونت ترکیب بشه.
- خودکشی ایموگیری. اون زن اداری که فکر میکرد سیستم عادلانهست. وقتی واقعیت رو میبینه خودکشی میکنه. گورنگ بعدا از جسدش تغذیه میکنه. یعنی حتی ایدهآلگراها هم تبدیل به سوخت سیستم میشن.
چرا فیلم پلتفرم هنوز بعد از چند سال حرف برای گفتن داره؟
چون دقیقا همون چیزیه که تو دنیای واقعی میبینیم. منابع محدوده. بالا سیرن. پایین گرسنهان. و هرکسی که بخواد عادلانه پخش کنه، مجبور میشه خودش خشن بشه. فیلم نمیگه سوسیالیسم خوبه یا سرمایهداری بده. میگه هر سیستمی که آدمها رو مجبور کنه برای بقا همدیگه رو بخورن، محکومه.
بعضیها میگن تمثیل جهنمه. بعضیها میگن تمثیل سرمایهداری مدرن. بعضیها میگن فقط یه فیلم ترسناک با خشونت زیاد. همه اینا درستن. فیلم چندلایهست.
اگه هنوز ندیدی، یه شب خلوت بشین و ببین. بعدش یه مدت با غذا خوردن مشکل داری. جدی میگم. مخصوصا اگه غذای باقیمونده ببینی تو یخچال.
جمعبندی سریع
فیلم پلتفرم یه مشت محکم به صورت سیستمه. داستانش ساده، اجراش قوی، پایانش تلخ و باز. گورنگ میمیره تا دختر بالا بره. آیا پیام میرسه؟ فیلم نمیگه. تو باید خودت جواب بدی.
حالا نوبت توئه. تو فیلم پلتفرم رو دیدی؟ آخرش برات چی معنی داشت؟ دختر واقعا پیام بود یا فقط یه توهم دیگه؟ تو بخش نظرات بامدادیها بنویس. منتظرم ببینم چی فکر میکنی.
سوالات متداول درباره فیلم پلتفرم
آخر فیلم پلتفرم چی شد؟ گورنگ دختر رو به عنوان پیام بالا میفرسته و خودش تو تاریکی با روح تریماگاسی میمونه. کارگردان گفته گورنگ قبل از اون نقطه مرده.
آیا دختر واقعا دختر میهارو بود؟ فیلم صریح نمیگه ولی همهچیز نشون میده که بله. میهارو هر ماه غذا براش میرسوند.
معنی پاناکوتا تو فیلم پلتفرم چیه؟ اول نماد همکاری و نظم بود. بعد تبدیل شد به غذای دختر. پیام واقعی دختر شد نه دسر.
آیا فیلم پلتفرم ۲ ادامه همون داستانه؟ نه. پیشدرآمدشه و بعضی جزئیات رو عوض میکنه. ولی فیلم اول کامل و مستقل کار میکنه.
چرا گورنگ از سکو پیاده شد؟ چون فهمید خودش آلوده شده و پیام باید بدون حامل بره بالا. معصومیت دختر باید تنها بمونه.

