«فیلم مینوتور» تازهترین اثر آندری زویاگینتسف، فیلمساز برجسته کشور روسیه، با کارگردانی دقیق و چشمنواز ساخته شده و جایزه بزرگ جشنواره کن را به دست آورده است. این فیلم اقتباسی از «همسر خیانتکار» کلود شابرول است، اما زویاگینتسف داستان را به فضای روانی و اجتماعی روسیه معاصر منتقل میکند؛ جایی که فروپاشی یک زندگی مشترک با سایه جنگ و بحرانهای سیاسی گره میخورد.
داستان فیلم مینوتور
گلب، مدیرعامل یک شرکت حملونقل موفق، شخصیت اصلی داستان است. او همراه همسرش گالینا و پسر نوجوانشان در خانهای مدرن و مجلل در حاشیه مسکو زندگی میکند. با وجود ظاهر مرفه این خانواده، میان اعضای آن صمیمیت چندانی وجود ندارد و زندگی مشترک گلب و گالینا بیشتر شبیه انجام دادن یک وظیفه روزمره است.
اوضاع زمانی تغییر میکند که گلب به همسرش شک میکند. او یک کارآگاه خصوصی استخدام میکند و خیلی زود متوجه میشود که گالینا واقعا با مرد دیگری رابطه دارد. معشوق او عکاس جوانی است که گلب پس از پیدا کردن آدرسش به سراغ او میرود.
گلب ظاهرا برای صحبت کردن با مرد جوان به آنجا رفته است، اما گفتوگو خیلی زود از کنترل خارج میشود. خشم بر او غلبه میکند و در نهایت مرد را به قتل میرساند. از این لحظه، داستان وارد مرحله تازهای میشود؛ مرحلهای که در آن گلب باید با پیامدهای جنایت خودش روبهرو شود.
یکی از نکات مهم درباره «فیلم مینوتور» این است که زویاگینتسف در بخش ابتدایی، تقریبا هیچ اشاره مستقیمی به جنگ روسیه و اوکراین نمیکند. ابتدا فقط با یک خانواده ازهمگسیخته روبهرو هستیم؛ خانوادهای که مشکلاتش بیشتر شخصی به نظر میرسند.
اما داستان در سال ۲۰۲۲ میگذرد؛ زمانی که روسیه پس از آغاز حمله به اوکراین به دنبال جذب نیرو برای ارتش است. در یکی از صحنههای مهم، شهردار شهر که پرتره پوتین بالای سرش قرار دارد، از گلب و دیگر صاحبان کسبوکار میخواهد بخشی از کارکنانشان را برای خدمت سربازی معرفی کنند.
گلب علاقهای به میهنپرستی ندارد و فیلم نیز هیچ موضع سیاسی مشخصی از زبان او بیان نمیکند. با این حال، دستور شهردار به او امکان میدهد بعضی از مردان دردسرساز زندگیاش را از سر راه کنار بزند. به این ترتیب، ماجرایی که ابتدا کاملا شخصی به نظر میرسد، به تدریج به تصویری از جامعه روسیه در دوران جنگ تبدیل میشود.
زویاگینتسف در «فیلم مینوتور» بار دیگر نشان میدهد که چقدر در استفاده از تصویر برای ساختن معنا مهارت دارد. خانه گلب و خانوادهاش نمونه خوبی از این ویژگی است. خانهای شیک، مدرن و گرانقیمت که در عین حال سرد و منزوی به نظر میرسد.
این انزوا فقط به فاصله خانواده از جامعه بیرون محدود نمیشود. خود اعضای خانواده هم از یکدیگر فاصله گرفتهاند. گلب و گالینا زیر یک سقف زندگی میکنند، اما گرمای چندانی میان آنها وجود ندارد.
فیلم همچنین از خشونت به شکلی تدریجی استفاده میکند. حتی پیش از قتل، وقتی گلب به پسر نوجوانش توصیه میکند با قلدر مدرسه با خشونت برخورد کند، نشانههایی از وجه تاریک شخصیت او دیده میشود.
بعدتر، وقتی گلب مرتکب قتل میشود، فیلم وارد قلمرو طنز سیاه میشود. تلاش ناشیانه او برای پاک کردن خون از آپارتمان و سپس انتقال جسد به رودخانه، هم تلخ است و هم به شکلی عجیب خندهدار. این طنز سیاه یکی از ویژگیهای آشنای سینمای زویاگینتسف است.
دیمیتری مازوروف در نقش گلب، تصویری پیچیده از مردی گرفتار خشم، عذاب وجدان و فروپاشی زندگی خانوادگی ارائه میدهد. شخصیت او در ظاهر یک مدیر موفق و کنترلشده است، اما به تدریج لایههای تاریکترش آشکار میشود.
ایرینا لبدوا نیز در نقش گالینا، زنی را به تصویر میکشد که احساس میکند در زندگی مشترک خود گرفتار شده است. او از نقشی که به عنوان همسر بر عهده گرفته، احساس فرسودگی و تحقیر میکند و بازی لبدوا این وضعیت را بدون اغراق منتقل میکند.
فیلمبرداری میخائیل کریچمان هم نقش مهمی در شکل دادن به فضای «فیلم مینوتور» دارد. تصاویر تیره، براق و سرد فیلم، هم ثروت خانواده را نشان میدهند و هم انزوای آنها را. این همان نوع استفاده از فضا و تصویر است که در بسیاری از آثار زویاگینتسف دیدهایم.
«مینوتور» در ظاهر اقتباسی از فیلم «همسر خیانتکار» کلود شابرول است، اما فیلم خیلی زود از منبع فرانسوی خود فاصله میگیرد. زویاگینتسف داستانی درباره یک ازدواج ازهمپاشیده را به تصویری گستردهتر از جامعه روسیه تبدیل میکند.
در اینجا رابطه میان گلب و گالینا فقط یک بحران خانوادگی نیست. فروپاشی رابطه آنها بازتابی از جامعهای است که درگیر انزوا، خشونت و فشار سیاسی شده است.
این ویژگی «فیلم مینوتور» را به آثار قبلی زویاگینتسف، بهخصوص «بیعشق» و «لویاتان»، نزدیک میکند. در فیلمهای او، بحران یک خانواده معمولا به تصویری بزرگتر از جامعه تبدیل میشود.
عنوان «مینوتور» یکی از مهمترین عناصر تفسیری فیلم است. در اسطوره یونانی، آتنیها مجبور بودند ۱۴ جوان را به عنوان قربانی به مینوتور تقدیم کنند؛ موجودی که در هزارتوی کرت زندگی میکرد.
به همین دلیل این سؤال مطرح میشود که آیا پوتین در «فیلم مینوتور» همان مینوتور روسیه است؟ اگر چنین باشد، آریادنه و تسئوس این داستان چه کسانی هستند؟
فیلم پاسخ مستقیمی به این سؤال نمیدهد و همین ابهام با شیوه فیلمسازی زویاگینتسف هماهنگ است. داستانهای او معمولا ساده به نظر میرسند، اما لایههایی از معنا و ابهام در آنها وجود دارد که تماشاگر را وادار به تفسیر میکند.
زویاگینتسف هنگام دریافت جایزه بزرگ جشنواره کن در ماه مه، در سخنانش ولادیمیر پوتین را درباره جنگ اوکراین خطاب قرار داد و گفت: «به این کشتار پایان دهید؛ تمام دنیا منتظر آن است.»
چند ماه بعد، در ۱۸ سپتامبر، نام او در فهرست «عوامل خارجی» قرار گرفت؛ اقدامی که عملا او را در جایگاه دشمن حکومت روسیه قرار داد.
به این ترتیب، ارتباط «فیلم مینوتور» با شرایط سیاسی روسیه فقط در خود داستان باقی نمیماند. سرگذشت ساخت فیلم و موضعگیریهای کارگردان نیز بخشی از زمینهای است که اثر را معنا میکند.

