شانس از دسترفتهی دکتر دولیتل در سال ۲۰۲۰
نام انگلیسی: فیلم Dolittle
نام فارسی: فیلم دولیتل
(شخصیتی داستانی که در پی مداوای حیوانات و قادر به مصاحبت با آنها بود.)
محصول: ۲۰۲۰ کشور آمریکا
امتیاز: ۰.۵ از ۴ – 〇〇〇◐
نقد فیلم دولیتل
چندتن از ما تا به حال به این فکر کردهایم که ایکاش میشد زبان حیوانها را فهمید و بهدنبال ارتباط با آنان باشیم؟ میتوانستیم از این طریق به درخواست و نوع نگرششان به انسان پی ببریم و در کنار آنها با آگاهی از مسائل پیش آمده برایشان بهطور مسالمتآمیزتر و البته منصفانهتری زیست کنیم! حال این آرزو سالهاست که بهانهای برای پرداخت پیدا کرده و هنوز هم قصد ندارد پردهی نقرهای را ترک کند.
کتابی تحت همین عنوان توسط هیو لافتینگ به سال ۱۹۲۰ داستان پزشکی را خلق کرد که میتوانست با حیوانات سخن بگوید و آنها را معالجه کند. آثاری اقتباسی از این داستان مهیّج را پیشتر شاهد بودیم که میتوان از سریهای دکتر دولیتل که در سال ۱۹۹۸ توسط اِدی مورفی نقشآفرینی شد اشاره کرد.
اینبار باید به تماشا نشست که آیا فیلم دولیتل اقتباسی مناسب است و میتوان فیلمهای قبلی را به کنار بزند و یا…؟! به تماشا نشستهایم تا دریابیم استیون گیگان با استفاده از این داستان و هزینهی قابل توجه در این سبک در کنار ستارگان پرشمار، آیا این اثر را توانسته در اذهان ماندگار کند یا خیر؟!
فیلم دولیتل روایت پزشکی که پس از گذشت ۷ سال همچنان در سوگ همسرش نشسته و با مَحاسن بلند، کنج عزلت را برگزیده است. درب عمارت خود را بهروی همگان بسته و روزی که پسری—تامی استابینز— بههمراه سنجاب زخمی و البته دختری—لیدی رز— خواهان ورود به ساختمان هستند ماجراهایی را شکل میدهند. استابینز بهدنبال معالجهی سنجاب خود تمایل دارد تا در رکاب دکتر دولیتل تلمّذ کند و دوست دارد با زبان حیوانات آشنا شود و با آنها سخن بگوید.
لیدی رز نیز بهدستور شخص ملکه که در بستر بیماری است از دکتر میخواهد برای درمان ملکه به قصر برود. اما با مخالفت دکتر مواجه میشود. دکتر فقط خواهان درمان حیوانات است نه انسانها. سرانجام رضایت دکتر توسط یک طوطی، پُلی— با صدای اِما تامپسون— گرفته شده و او قصد معالجهی ملکه را میکند. تنها راه درمان ملکه شکوفهی درختی بهشتیست که در جزیرهای دوردست است و همین امر باعث سفری پرماجرا برای دکتر و حیوانات شده و اتفاقهایی را رقم میزند.
پیرو پرسشهای مطرحشدهی آغازین باید گفت این اثر اقتباسی ضعیف بود و همچنان دولیتل ۱۹۹۸ بهترین نمونه در این ژانر و ملهم از این داستان است. نقطهضعف عمده را باید در فیلم دولیتل سردرگم و نامنسجم آن دانست. گویی وارد باغ وحشی پر از حیوان شدهای که فقط حضور دارند، بدون هیچ پردازشی حتی اندک؛ پرداختی که حتی در کاراکترهای اصلی و ضدقهرمان داستان هم به درستی نمیدیدیم، چه برسد به کاراکترهای اضافی! فاقد نوآوری ویژه و فقط پرطمطراق و بس.
ستارهی اصلی —رابرت داونی جونیور— قاصر از نقشآفرینی درست آن بود و در سکانسهای مربوط به گفتوگو با حیوانات نیز تصنعی با ایشان سخن میگفت. میتوان به سکانسهایی که به تقلیدهای مضحک وی در خلق صدای حیوانات بود اشاره کرد. اثری مملو از صحنههایی که فقط شخصیتها اینسو و آنسو بدون هدف میرفتند.
یکباره مخاطب را وارد ماجرایی میکرد که باید از پیش او را آماده برای مواجهه میکرد و گویی بخشهایی از فیلم قطع شده و بدون توضیحی به ماجرایِ مثلاً عظیمِ پیشِ رو، برای بهدست آوردن داروی اسرارآمیز و در نتیجه نجات جان ملکه وارد میشود. داستانی خطی که روایتی غیرقابلباور را در پی داشت. چطور استابینزِ حیواندوست و رئوفالقلب بهیکباره با اندک زمانی در کنار دولیتل بودن به توانایی سخنگفتن با حیوانات رسید؟!
صداپیشگی مشاهیری همچون: رامی مالک، جان سینا، سلنا گومز، تام هالند در کنار اِما تامپسون که پیشتر اشاره شد در برخی نماها غیرطبیعی جلوه کرد. در مورد بازی تصنعی بازیگران غیر از بازی مفتضحانهی جونیور، باید به بازی مایکل شین که شخصیت مادفلای را برعهده داشت اشاره کرد. کاراکتری پلید که قصد قتل ملکه را دارد، اما آنقدر بلاهتوار شخصیتاش را نمایاند که ردّی از خباثت و شرارت در او یافته نمیشد.
در کل فیلم دولیتل برای کودکان مناسب است و میتواند اثری خانوادگی و تا حدودی سرگرمکننده برای اعضای خانواده در کنار هم باشد که بیشتر معطوف به کودکان کم سنوسال است. لبخندی کوتاهمدت روی لبهاشان بنشاند و قطعاً همان لبخند را با تکرار تماشای اثر از میان خواهد برد.

