صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک 2026

نقد فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک 2026

فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک

نام انگلیسی: فیلم The Only Living Pickpocket in New York
نام فارسی: فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک
محصول: ۲۰۲۶ کشور آمریکا
امتیاز: 4 از 4

«فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک»؛ آخرین جیب‌بُر نیویورک

«فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک» ساخته نوآ سگن فیلمی معنوی است، اما نه به معنای مذهبی کلمه. فیلم می‌کوشد روح یک دوره، یک ژانر مشخص و حتی نوع خاصی از آدم‌ها را احضار کند؛ فیلمی که آشکارا به سینمای دهه ۱۹۷۰ چشم دارد، هم به آثار جنایی عمدتاً سفیدپوست‌محور آن دوران و هم به سینمای Blaxploitation.

ردپای دومی را از همان صحنه افتتاحیه می‌توان دید؛ جایی که دوربین آرام‌آرام به هری لمن (جان تورتورو)، جیب‌بُر شیک و کارکشته فیلم، نزدیک می‌شود. پالتوی بلند و پیراهن مشکیِ مرتب و دکمه‌دارش نوعی خونسردی و جذابیت روح‌دار به او می‌دهد. حتی موسیقی مطمئن و پرقدرت گری لیونلی نیز همین حال‌وهوا را تقویت می‌کند؛ موسیقی‌ای که در فرم و ریتم، یادآور «Shaft!» است.

اما تفاوت اینجاست که هری، برخلاف قهرمان‌های فیلم‌های Blaxploitation که در خط مقدم خیابان‌های خود حکمرانی می‌کنند، دیگر در اوج نیست. او در انتهای مسیر زندگی حرفه‌ای‌اش ایستاده است.

این فیلم درباره ماهی‌ای است که هنوز نپذیرفته برکه‌اش دارد خشک می‌شود.

آدم‌ها دیگر پول نقد همراهشان حمل نمی‌کنند. بنابراین وقتی هری به دیدن دوست رهن‌فروشش، بن (استیو بوشمی)، می‌رود، چیزی جز گوشی‌های بی‌مصرف و قابل ردیابی و ساعت‌های بنجل برای عرضه ندارد. هری برای تأمین مخارج همسر لال و معلولش به سرقت‌های بزرگ نیاز دارد.

تا اینکه ظاهراً بخت به او رو می‌کند. هری با دیلن (ویل پرایس)، وارث یک خانواده مافیایی، روبه‌رو می‌شود؛ جوانی ثروتمند که سوار یک ماشین بزرگ کلاسیک است. هری وارد ماشین می‌شود و پول نقد، یک ساعت گران‌قیمت و یک فلاش بک را می‌دزدد؛ فلشی که اصلاً نمی‌داند چیست و چه ارزشی دارد.

او وسایل را برای خودش نگه می‌دارد و فلش را دور می‌اندازد، بی‌خبر از اینکه همین دستگاه کوچک متعلق به این بچه‌پولدارِ تکنولوژی‌دوست، حاوی ثروتی هنگفت است.

همان‌طور که انتظار دارید، دیلن و دارودسته‌اش خیلی زود رد هری را تا آپارتمانش می‌گیرند. تهدیدش می‌کنند که اگر تا پایان روز فلش را پس نیاورد، همسرش را خواهند کشت.

نقد فیلم به دور از مردم شوریده 2015
بیشتر بخوانید

چنین طرحی در نگاه اول آدم را یاد یک تریلر مسابقه با زمان می‌اندازد؛ فیلمی که قرار است ساعت در آن مدام تیک‌تاک کند. اما سگن کمی باهوش‌تر و فلسفی‌تر از این حرف‌هاست.

او از این عناصر آشنای ژانر استفاده می‌کند تا به یک مطالعه شخصیت درباره مرگ و گذر عمر برسد؛ مطالعه‌ای که به لطف حضور گروهی از بازیگران باتجربه، تازگی و جان دوباره پیدا می‌کند.

«فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک» که نخستین نمایش خود را در ساندنس تجربه کرده، در تلوراید همچون یک بازگشت صمیمانه و سربلند به سینمای گذشته ظاهر می‌شود؛ فیلمی که از اجرای فرمول ساده خودش ابایی ندارد:

بگذار بازیگران فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک را روی دوش خود حمل کنند.

البته مشکل اینجاست که دیالوگ‌های تخت و بی‌فرازونشیب سگن گاهی کار دستش می‌دهند. بعضی وقت‌ها به نظر می‌رسد این سادگی قرار است یادآور فیلم‌های جنایی دهه ۱۹۴۰ باشد. اما این جمله‌ها فاقد ضرباهنگ و طراوت‌اند؛ بیشتر شبیه کلماتی هستند که کسی نیمه‌شب، پشت میز، برای تمام کردن فیلمنامه نوشته باشد تا احساسات و افکاری که از دل آدم‌ها بیرون می‌آیند.

با این حال، وقتی گروه بازیگران متعهدی در اختیار داشته باشید که دقیقاً می‌دانند قرار است چه کاری انجام دهند، می‌توان از همین مصالح محدود هم معجزه ساخت؛ به‌خصوص وقتی بازیگران سابقه‌ای واقعی و مشترک در کار با یکدیگر دارند.

بوشمی، با وجود ظرفیت عجیب و حتی شیطنت‌آمیزی که این نقش دارد، همچنان کاملاً انسانی باقی می‌ماند. او در فضای رهن‌فروشی‌اش رفت‌وآمد می‌کند و در تعامل با تورتورو نوعی انرژی خودمانی و بی‌تکلف به صحنه‌ها می‌دهد.

جانکارلو اسپوزیتو نیز در نقش کارآگاه ازمدافتاده‌ای به نام آلن وارن, مردی که از نظر فنی و عاطفی به هری کمک می‌کند, با همان خونسردی و ثبات عمل می‌کند و به لحظه‌های فیلم وسعتی می‌دهد که باعث می‌شود معنای بیشتری پیدا کنند.

اما ستاره بی‌ چون‌ و چرای فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک جان تورتورو است.

او و سگن, که خودش بازیگر است و دوربینش را با صمیمیتی بی‌وقفه به تورتورو نزدیک نگه می‌دارد, کاملاً درک می‌کنند که با چه شخصیت درمانده‌ای طرف هستیم.

شگفت‌انگیز است که تورتورو چطور در همین زمان کوتاه ۸۸ دقیقه‌ای، اجازه می‌دهد پیر شدن را روی صورت و بدنش ببینیم. صورتش رفته‌رفته خسته‌تر به نظر می‌رسد، بدنش سنگین می‌شود و حتی پالتویش انگار وزن بیشتری پیدا می‌کند و او را به سمت زمین می‌کشد.

نقد فیلم آخرین رقاص | The Last Showgirl 2024
بیشتر بخوانید

آن چشم‌های زنده و پرتحرک که تورتورو پیش‌تر بارها از آنها برای ایجاد لحظات کمیک یا حتی شرارت‌آمیز استفاده کرده، اینجا دوباره به کار گرفته می‌شوند؛ اما این بار واقعاً دارند دنبال جواب می‌گردند.

هری در طول نیویورک سفر می‌کند و هم‌زمان به پشیمانی‌های شخصی فراوانش فکر می‌کند؛ به روزهای خوشی که در دوره‌ای دیگر از نیویورک تجربه کرده و به خاطرات ارزشمندی که با همسرش در میان گذاشته است.

اما در پرده پایانی فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک، به نظر می‌رسد سگن ناگهان احساس می‌کند باید کمی بیشتر «فیلم» بسازد.

مثلاً هری تبدیل به مربی یک جیب‌ بُر جوان دیگر می‌شود و فوت‌وفن کار را به او یاد می‌دهد. از همان لحظه می‌توان حدس زد که این جوان قرار است نقشی اساسی در پایان فیلم داشته باشد.

و همین‌طور هم می‌شود. پایان فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک به یک قمار چندمرحله‌ای تبدیل می‌شود که هدفش استفاده از غرور و تکبر دیلن علیه خودش است و در آخر هم یک حضور افتخاری ناگهانی از جیمی لی کرتیس نصیبمان می‌شود.

اما وقتی فیلم تنها جیب‌ بر زنده در نیویورک بیش از حد تلاش می‌کند تمام قطعات پازل را دقیقاً در جای خود قرار دهد، چیزی از خودانگیختگی آن از دست می‌رود.

همه‌چیز کمی بیش از اندازه حساب‌شده و کالیبره‌شده به نظر می‌رسد.

این داستان حسرت‌ بار زمانی بهترین عملکردش را دارد که به این آدم‌ها اجازه می‌دهد فقط آدم باشند: زخمی، شکسته و ناقص.

تورتورو درخشان است؛ بازی‌ای ارائه می‌دهد که نه‌تنها حق مطلب را درباره این شخصیت شریف و محترم ادا می‌کند، بلکه نشان می‌دهد او یکی از آخرین نمونه‌های یک گونه رو به انقراض از بازیگران حرفه‌ای است؛ بازیگری که می‌تواند تمام وجودش را وقف هر نقشی کند، فارغ از اینکه نقش چقدر بزرگ یا کوچک باشد و فارغ از اینکه در چه ژانر، مکان یا دوره‌ای اتفاق می‌افتد.

دیدگاهتان را بنویسید

چهارده − نه =