صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم پرایم تایم 2026 | فیلم Primetime

نقد فیلم پرایم تایم 2026 | فیلم Primetime

فیلم پرایم تایم

محصول: کشور آمریکا

ژانر: دلهره آور, اکشن

نمره: 3.5 از 4

نام لاتین : فیلم Primetime

نقد فیلم پرایم تایم

«فیلم پرایم تایم» هم هجویه ای درباره رسانه است، هم تریلر و هم فیلم ترسناک. در عین حال، فیلمی است درباره معنای «شر»؛ اینکه آیا شر را باید صرفا برای توصیف فکر و رفتار آدم ها به کار برد یا باید آن را نیرویی بدخواه و اهریمنی دانست. فیلم پرایم تایم در نهایت بیشتر به معنای دوم گرایش پیدا می کند. شخصیت هایش همگی در یکی از دو گروه قرار می گیرند: کسانی که دیگران را فاسد می کنند و کسانی که فاسد می شوند. انگار شر مثل یک بیماری از آدمی به آدم دیگر سرایت می کند. گاهی هم جایی در تاریکی کمین می کند و منتظر می ماند تا قربانی بعدی از راه برسد.

رابرت پتینسون نقش کریس هانسن، مجری شبکه NBC و چهره اصلی برنامه پربیننده «To Catch a Predator» در دهه ۲۰۰۰ را بازی می کند. پتینسون استعداد عجیبی در بازی کردن نقش مردهایی دارد که مثلا ممکن است برای به دست آوردن جای یک پیرزن در قایق نجات، او را از عرشه تایتانیک به پایین پرت کنند و اینجا هم با حجم عظیمی از پلیدی و پستی طرف است.

برنامه هانسن حتی پیش از آنکه به خاطر شیوه کارش گرفتار دردسرهای حقوقی شود، جنجالی بود. تهیه کنندگان با فریب و دستکاری، کودک آزارهای واقعی یا احتمالی را به موقعیت هایی می کشاندند که هانسن می توانست جلوی دوربین با مدارکی از افکار و نیت های منحرفشان غافلگیرشان کند، آنها را به دست و پا بیندازد و بعد منتظر بماند تا پلیس برسد و دستگیرشان کند. منتقدان این روش را نوعی تله گذاری خودسرانه و اجرای فراقانونی عدالت می دانستند.

فیلم پرایم تایم هانسن و تهیه کننده جاه طلب و بدبینش، اندی بندر (مریت ویور)، را در جریان یکی از همین عملیات های تله گذاری معرفی می کند. به نظر می رسد این صحنه و چند صحنه دیگر با دوربین های خبری همان دوره فیلمبرداری شده اند یا تصویرشان طوری دستکاری شده که حال و هوای آن دوربین ها را داشته باشد. نخستین هدف، یک کودک آزار با بازی تونی رولوری، با کمک کسی که در برنامه خودش را جای نوجوان های کم سن و سال جا می زند (فیبی بریجرز)، به خانه ای کشانده می شود که دوربین های برنامه از قبل در آن کار گذاشته شده اند.

اما این عملیات حاصل زمینه چینی یکی دیگر از همکاران پشت صحنه است: خاویر (متیو ماهر)، که در گفت وگوهای اینترنتی با افرادی که احتمال می رود کودک آزار باشند، خودش را جای دخترها و پسرهای نوجوان جا می زند. فیلم از همان ابتدا این سوال را پیش می کشد که آیا می توان این میل به شکار و مجازات را توجیه کرد، حتی وقتی هدف، بعضی از منفورترین آدم های روی زمین باشند.

نقد فیلم خواهرخوانده‌ی زشت | The Ugly Stepsister 2025
بیشتر بخوانید

بازی پتینسون این حس ناراحتی را تشدید می کند. هانسن او هیچ نشانه ای از این ندارد که تا به حال درباره عواقب کاری که می کند فکر کرده باشد. در واقع، یکی از چیزهایی که در سراسر فیلم آزارمان می دهد، برق شوق و انتظار در چشم های تقریبا خاموش هانسن است؛ درست پیش از آنکه وارد محل اجرای عملیات شود و بگذارد طرف مقابل، مبهوت و دهان باز، بنشیند و بعد جملات خودش را از روی متن پیاده شده گفت وگوهایشان برایش بخواند.

مشکل اصلی برنامه این است که ممکن است آدم هایی که هانسن و گروهش سراغشان می روند، قبلا چنین جرایمی مرتکب شده باشند، اما هیچ سابقه دستگیری نداشته باشند و بنابراین نتوان آنها را به خاطر جرایم سنگین به راحتی تحت پیگرد قرار داد.

در نتیجه، برنامه همیشه این خطر را دارد که زندگی کسی را نابود کند که از نظر روانی بیمار است اما از نظر قانونی مرتکب جرمی نشده؛ و در عین حال، شبکه را در معرض مجازات های مدنی و کیفری و عواقب بدتر قرار دهد. در اکتبر ۲۰۰۶، یکی از تهیه کنندگان «Dateline NBC» به طور ناشناس به خبرنگاری از مجله منحل شده «Radar» گفت که می ترسد یکی از اهداف هانسن «برود خانه و با شلیک گلوله خودش را در سر بکشد». دو هفته بعد از انتشار آن گزارش، کم وبیش همین اتفاق افتاد.

هانسن پلیس شهر مورفی در تگزاس را قانع کرده بود به او کمک کند یکی از اهداف مهمی را که گفته می شد در دولت شهری کار می کند به دام بیندازند، اما آن مرد وقتی پلیس به او نزدیک شد، خودش را کشت. اسم رمزش «نهنگ» بود، چون قرار بود بزرگ ترین شکار بزرگی باشد که برنامه تا آن زمان به دام انداخته بود. همین اسم غیرانسانی به خوبی نشان می دهد این روزنامه نگاران تا چه اندازه برای انسانیت دیگران ارزشی قائل نیستند. تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد، توجیه انتقال برنامه به ساعت پربیننده است؛ به امید اینکه بتوانند «Lost» شبکه ABC، پربیننده ترین برنامه تلویزیون، را از صدر جدول پایین بکشند.

«فیلم پرایم تایم» از فیلم های قدیمی تری درباره اخلاق رسانه ای، از جمله «Natural Born Killers»، «فیلم شبکه»، «A Face in the Crowd»، «Nightcrawler» و «The Sweet Smell of Success» تاثیر گرفته است. دو فیلم آخر، درست مثل فیلم پرایم تایم، درباره آدم های کاریزماتیک و فرصت طلبی هستند که برای پیشرفت حاضرند هر کاری بکنند.

نقد فیلم لاکی استرایک | Lucky Strike 2026
بیشتر بخوانید

اما «فیلم پرایم تایم» این تاثیرها را با هم ترکیب می کند و به چیز تازه ای می رسد. فیلمی چندش آور، مسحورکننده و گاهی پس زننده است. اثری است که باید جدی اش گرفت، اما نه اینکه همه چیزش را عین واقعیت بدانیم. رابطه فیلم با ماجرای واقعی ای که از آن الهام گرفته، کم وبیش شبیه رابطه داستان آملث با «هملت» است.

بعضی حذف ها، تغییرات و شاخ و برگ هایی که آژون سینگ، نویسنده و تهیه کننده فیلم، به فیلمنامه اضافه کرده، ممکن است تصویری نادرست از آنچه واقعا اتفاق افتاده و نحوه وقوعش به مخاطب بدهد. اگر فیلم بیشتر به خطرهای حقوقی این عملیات های تله گذاری می پرداخت، احتمالا عمق بیشتری پیدا می کرد. یک خط داستانی فرعی هم درباره زندگی خصوصی هانسن و خیانت های پی در پی اش وجود دارد که هیچ وقت به شکل معناداری به داستان اصلی وصل نمی شود.

ظاهرا قرار است این بخش نشان دهد هانسن، که خودش در دادگاه شخصی جرایم جنسی نقش قاضی و هیئت منصفه را بازی می کند، یک ریاکار است. اما تاریخ پر از آدم هایی است که برای عدالت جنگیده اند و زندگی خصوصی آشفته ای داشته اند؛ چیزی که لزوما از خیر عمومی ای که انجام داده اند کم نمی کند. گذشته از این، خیانت زناشویی اصلا با وحشت هایی که برنامه افشا می کند قابل مقایسه نیست. این بخش در نهایت بیشتر شبیه یک هم ارزسازی کاذب به نظر می رسد و از معدود جاهایی است که فیلم برای رسیدن به نتیجه مورد نظرش، تصویری دقیق از تاریخ را کنار می گذارد.

با همه اینها، «فیلم پرایم تایم» نمی خواهد اتفاقاتی را بازسازی کند که می توانید درباره شان بخوانید یا در یک مستند ببینید؛ مثلا در «Predators» ساخته دیوید اوسیت که خود هانسن هم در آن حضور دارد و تاثیر کارش را بررسی می کند. فیلم پرایم تایم دنبال چیز دیگری است؛ روایتی سبک پردازانه که گاهی به نمایش های اپرایی نزدیک می شود.

وقتی به بخش پایانی و اوج خود می رسد ــ جایی که داستان در دل یک توفان سهمگین پیش می رود و هانسن هم به معنای واقعی و هم استعاری کلمه گرفتار ارواح می شود ــ فیلم دیگر به یک کابوس نئوگوتیک تمام عیار تبدیل شده است؛ کابوسی که شخصیت هایش در فضایی شبیه «منطقه گرگ ومیش» گرفتار موقعیت هایی شده اند که هر انتخاب در آنها پیامد اخلاقی خطرناکی دارد.

نقد فیلم نقطه‌ی جوش | Boiling Point 2022
بیشتر بخوانید

دو عامل ممکن است باعث شود فیلم پرایم تایم نتواند با طیف گسترده ای از مخاطبان ارتباط برقرار کند. اول، موضوع آن است. به قول معروف، فیلم موضوع سبکی ندارد. مردانی که در تور فراقانونی برنامه گرفتار می شوند، با فریب اینترنتی و به کمک شخصیت متیو ماهر شناسایی می شوند؛ شخصیتی واقعی که گروهی خودسر به نام «Perverted Justice» را بنیان گذاشته بود و شبکه NBC News صدها هزار دلار به خاطر همکاری اش در عملیات های تله گذاری تلویزیونی به آن پرداخت کرده بود.

هانسن هنگام به ستوه آوردن آدم های بد، متن پیاده شده این گفت وگوها را برایشان می خواند و شخصیت های دیگر هم از آنها استفاده می کنند؛ از جمله رئیس پلیس مورفی که بوکیم وودبین با شور و حرارت بازی اش کرده و یکی از بزرگ ترین، هرچند معذب کننده ترین، خنده های فیلم را می گیرد: او یکی از این متن ها را طوری می خواند که انگار معلمی دارد اسامی شاگردان را برای حضور و غیاب صدا می زند.

یک صحنه هم هست که یکی از اهداف برنامه در جریان عملیات جلوی دوربین شلوارش را پایین می کشد؛ تصویری نادر از برهنگی کامل مردانه در یک فیلم جریان اصلی، هرچند نه آن نوعی که کسی را برای خرید بلیت به سینما بکشاند.

مانع احتمالی دیگر، سبک فیلم است. لنس اوپنهایم، مستندسازی که نخستین فیلم داستانی بلندش را ساخته و همراه نیتن فیلدر فیلم آینده «مستند میتوانید همه چیز را ببینی» را هم کارگردانی کرده، «فیلم پرایم تایم» را با لحنی به شدت اغراق آمیز و بی پرده ساخته که انزجاری را که موضوع فیلم به خودی خود در مخاطب ایجاد می کند، چند برابر می کند.

بیشتر فیلم با دوربین های دیجیتال وضوح بالا فیلمبرداری شده، اما رنگ ها پخش می شوند و روی تصویر می لغزند؛ مثل تصاویری که روی نوار VHS ای که بر اثر گرما آسیب دیده، خراب و از شکل افتاده اند. نتیجه این است که انگار خود فیلم هم چیزی مسموم و در حال پوسیدن است؛ چیزی که به قول یکی از دیالوگ های هانسن، «خارج از زمان و فراتر از مکان» وجود دارد.

بازی های خوب بازیگران تا حدی می توانند این حال به هم زننده را جبران کنند. پتینسون هانسن را طوری بازی می کند که انگار موجودی بیگانه است که تصمیم گرفته میان انسان ها زندگی کند؛ یا شاید شیطان کوچکی که برای کار در تلویزیون آمده تا هرچه بیشتر آدم ها را فاسد کند. بیگانگی او ابتدا آدم را معذب می کند، بعد می ترساند و در نهایت به شکلی وحشتناک خنده دار می شود.

نقد و بررسی فیلم اسلحه | Weapons 2025
بیشتر بخوانید

این مرد انگار اصلا مثل بقیه ساخته نشده است. ماهر هم شور و حرارت وسواس گونه شخصیتش برای پیدا کردن آدم های بد و مجازاتشان را به خوبی منتقل می کند؛ انگیزه ای که به راحتی می تواند به همان سادیسم آشفته و متکبرانه ای تبدیل شود که امروز همه جا می بینیم. اندی بندرِ ویور وانمود می کند اصولی دارد، اما در نهایت تصمیم هایش را بر اساس این می گیرد که هر انتخاب چقدر می تواند به موفقیتش کمک کند، حتی وقتی پای زندگی آدم ها در میان باشد. ویور به خوبی آن صداقت ساختگی و سنگدلی پنهانی را در می آورد که در بخش تولید اخبار تلویزیونی زیاد دیده می شود.

جسیکا هخت هم به شکل مشابهی از پس این کار برمی آید؛ در نقش تهیه کننده اخبار شبکه ABC که می خواهد بندر را برای اجرای برنامه ای که آشکارا از «To Catch a Predator» الهام گرفته، از آن خود کند. هر دو نمونه ای از تیپ «California Nice» هستند؛ آدم هایی که فقط ظاهری همدل و صمیمی دارند و می توانند با لبخندی شیرین تماشا کنند که خونتان دارد می رود.

با این حال، موتور پنهان فیلم پرایم تایم اسکایلر جیزوندو است؛ در نقش دن پلام، بازیگر بیست وسه ساله گمنامی که وقتی وارد محل فیلمبرداری بندر و هانسن می شود، هیچ تصوری ندارد قرار است چه نقشی بازی کند. به او یاد می دهند چطور جلوی دوربین خودش را جای یک نوجوان جا بزند و خیلی زود، هم اضطرابش را از دست می دهد و هم قطب نمای اخلاقی اش را. وقتی هانسن برای آرام کردن تردیدهای پلام، با لحنی سرد و سرسری به او می گوید «منو یاد پسرم می اندازی»، تغییر ناگهانی در قدم برداشتن و حال و هوای پلام دلخراش است.

در چندین نمای نزدیک می بینیم که نور نجابت ذاتی پلام کم کم خاموش می شود تا بتواند بندر و هانسن را تحت تاثیر قرار دهد، برای بازیگری پول بگیرد و به آرزوی دیرینه اش، عضویت در انجمن بازیگران سینما و تلویزیون آمریکا، برسد. چه سودی دارد اگر آدم کارت عضویت SAG را به دست بیاورد اما روحش را از دست بدهد؟ این همان سوالی است که یکی از چندین پرسش فیلمی است که زیر پوستتان می رود و همان جا می ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

14 − نه =