نام انگلیسی: Lee Cronin’s The Mummy
نام فارسی: فیلم مومیایی به روایت لی کرونین
محصول: ۲۰۲۶ – کشور آمریکا
ژانر: دلهره
ردهی سنی: ۱۶+
امتیاز: ۲ از ۴
این مقاله نقدی بر فیلم مومیایی به روایت لی کرونین است که داستانی مستقل از فرنچایز هالیوودی دارد و به تسخیر یک کودک توسط موجودی شیطانی میپردازد. نویسنده میستاید که کارگردان در پرده دوم با تمرکز بر دلهرههای جسمی، صداگذاری و چهرهپردازی، فضایی دلهرهآور و دقیق خلق کرده است. با این حال، پرده سوم به دلیل استفاده از کلیشههای جنگیری، گرهگشایی قابل پیشبینی و فراموش کردن شخصیتها، از وزن روایی کاسته و منطق اثر را مخدوش میکند؛ علیرغم این ضعف، فیلم توانسته مخاطبان ژانر دلهره را تحت تأثیر قرار دهد و نشاندهنده کسب تجربه کارگردان برای آثار آینده است.
«لی کرونین» در فیلم «رستاخیز مردگان» از درونمایهای جذاب در نهایت تصویری دمدستی را با انواع کلیشههای ژانر دلهره ارائه داده بود. اما خبر خوب در لابهلای آن آشفتگی آشنایی با کارگردانی بود که بهخوبی دنیای دلهره را میشناسد. حال با فیلم مومیایی به روایت لی کرونین او مواجهیم که دنیای مومیایی معروف هالیوود را پیرایشی دلهرهآور کرده است.
داستان فیلم مومیایی به روایت لی کرونین هیج ارتباطی با فرنچایز چنددههای مومیایی و ساختار ماجراجوییاش ندارد. او روی زمینی بازی میکند که قرار است محصولی دیگر از آن کشت کند؛ محصولی دلهرهآور در باب شیطانی که درون کالبد انسانی نفوذ میکند. باید گفت فیلم کرونین از همان ابتدا مخاطب را همراه خود میکند.
او در فیلم مومیایی به روایت لی کرونین ، برعکس فیلم رستاخیز مردگان، هیچ تعجیلی نشان نمیدهد و اجازه میدهد مخاطب به درون دنیای او نفوذ کند. در طول پردهی اول مخاطب با خانوادهای مواجه میشود که از مصر تا مکزیک طی هشت سال درگیر فقدانی بهتآلود میشوند؛ دختر کوچک خانواده توسط زنی ناشناس که مخاطب در افتاحیه با او برخورد کرده است ربوده و هشت سال بعد این دختر بهصورت مومیاییشده درون یک تابوت سیاه پیدا میشود.
پس از پیداشدن تابوت و بازگشت «کیتی» به خانواده است که پردهی دوم در مسیر دلهرههای ماورایی گام برمیدارد. کرونین اینبار بهجای بهرهبردن افراطی از اسلشر به درون دنیای دلهرههای جسمی میرود. تکتک صحنههای دلهرهی جسمی این اثر در پردهی دوم با وسواس پرداخت شدهاند تا آزار درون خودشان را به مخاطب منتقل کنند. راز انتقال هدفمند آزار، دلهره و هیجان در این است که لی کرونین اینبار به روایت خود فرصت پر و بال گرفتن میدهد؛ از صداگذاری تا پالت رنگی، جلوههای ویژه و در نهایت چهرهپردازی.
پردهی سوم اما گویی کارگردان را بهسوی داستانی هیجانانگیز و نه دلهره میبرد. گویی کرونین هر چه داشته در پردهی دوم به مخاطب ارائه داده و در پردهی سوم عطش قبلی را ندارد. ابتدا ضربآهنگ روایت در پردهی سوم بسیار ناباورانه بالا میرود؛ از رفتوآمد پلیس زن مصری بین مصر و مکزیک گرفته تا تحقیقات چارلی پیرامون موجود شیطانی و باستانی درون کالبد دخترش.
لی کرونین در پردهی سوم فیلم مومیایی به روایت لی کرونین همهی کلیشههای دنیای دلهرههای ماورایی و جنگیریهای مذهبی را استفاده میکند تا به گرهگشایی قابلپیشبینی خود برسد. او همانقدر که از تلفیق زیرژانرها در پردهی دوم بهره برده، بههمان نسبت نیز میتوانست در پردهی سوم مسیری دیگر را پیش ببرد. اما کرونین از همان ابتدا در نظر دارد که کیتی را به خانواده برگرداند. این بازگشتها و ایثارها هیچ تناسبی با دهشت و آزار پردهی دوم ندارند و در نهایت بار سنگین دلهره را بیوزن میکنند.
فیلم مومیایی به روایت لی کرونین در پردهی سوم آنقدر درگیر رسیدن به گرهگشایی است که فرزندان خانواده را فراموش میکند و با چند سکانس تسخیر و رهایی دست از آنها میکشد. تنها هدف او در پردهی سوم تعویض شیطان درون بدنهاست و همین باعث لرزیدن منطق روایی دنیای رواییاش میشود. در هر حال مومیایی لی کرونین همانقدر که باید مخاطب علاقهمند به ژانر دلهره را تحتتأثیر قرار میدهد. این کارگردان نوپای سینمای دلهره نشان داد که در هر اثر تجربیات گرانبهایی را کسب میکند تا در آثار پیش روی خود در دنیای دلهره نهایت بهره از این تجربهها ببرد.

