صفحه اصلی > نقد فیلم : نقد فیلم کریسمس تلخ | Bitter Christmas 2026

کانفیگ v2ray | مناسب گیم, یوتوب گردی | هر گیگ فقط 7 هزار تومن

نقد فیلم کریسمس تلخ | Bitter Christmas 2026

فیلم کریسمس تلخ

نام انگلیسی: فیلم Bitter Christmas

نام فارسی: فیلم کریسمس تلخ

محصول: ۲۰۲۶ – کشور اسپانیا

ژانر: درام

رده‌ی سنی: ۱۳+

امتیاز: ۴ از ۴

مقاله با نقد ضعف پنِلم «اتاق کناری» آغاز شده و به تحسین بازگشت آلمادوار به قدرت خود در فیلم جدید می‌پردازد. فیلم کریسمس تلخ با روایتی رفت‌وبرگشتی میان کارگردانی به نام رائول و زنی کارگردان در سال ۲۰۰۴ به نام السا، همزیستی زندگی و رویاپردازی را به تصویر می‌کشد. نویسنده بر زیبایی‌شناسی کلی فیلم، تسلط آلمادوار بر دیالوگ‌های زبان اسپانیایی، تأثیرگذاری موسیقی آمایا و چاولا و استفاده معنادار از رنگ‌ها برای بیان حالات روانی کاراکترها تأکید دارد و نتیجه می‌گیرد که این فیلمساز همچنان خالق دنیایی بی‌نظیر است که تماشاگر را به تکرار لحظات سحرآمیزش وادار می‌کند.

آلمادوار در فیلم اتاق کناری عملاً تبدیل به کارگردان متوسطی شده بود که گویی هیچ تسلطی روی اقتباسش از جیمز جویس نداشت. زمانی که فیلموگرافی این کارگردان اسپانیایی را از نظر می‌گذارنیم، به جادوی آلمادوار با زبان اسپانیایی و تسلطش روی ضربآهنگ‌های مختلف دیالوگ‌ها پی می‌بریم. او زمانی که از طریق زبان اسپانیایی وارد روایت‌هایش می‌شود، گویی مخاطب را به درون دنیایی پهناور می‌برد که خدایی جز آلمادوار ندارد. اثر جدید این کارگردان در رفت‌و‌برگشتی ۲۰ ساله میان خطوط زندگی و رؤیاپردازی یک کارگردان و کاراکتر اصلی‌اش است.

ابتدا در زمان حال وارد دنیای کارگردانی می‌شویم که کم‌و‌بیش بخشی از خود آلمادوار را درونش دارد؛ رائول. او تصمیم گرفته پس از مدت‌ها فیلمنامه‌ی جدیدی بنویسد. به‌محض آغاز نوشتن وارد دنیای کاراکتر اصلی او، «السا»، در سال ۲۰۰۴ می‌شویم؛ کارگردان زنی که پس از عدم موفقیت دو اثر بلندش رو به ساخت آثار تبلیغاتی آورده است و با یک آتش‌نشان جوان‌تر از خود در رابطه است.

شروع دنیای السا با عود‌کردن میگرن و در پی آن پنیک‌اتک‌شدنش همراه است. در این گذرهای شبانه به این‌سو و آن‌سو برای تسکین درد السا گویی رنج فقدان مادر از درون ذهن این زن روایت را در برمی‌گیرد؛ السا فقط در جنسیت با رائول تفاوت دارد، اما گویی خود رائول است در سال ۲۰۰۴.

زیبایی فیلم آلمادوار در نقطه‌ای خاص از روایت نیست، بلکه در کلیت آن است. به ضربآهنگ روایت که متناسب با بالا و پایین‌شدن دیالوگ‌هاست دقت کنید. کاراکترها در هر حال خیلی شیوا از درد و عشق و در نهایت نگرانی‌هایشان می‌گویند. رابطه‌ی آلمادوار و زبان مادری‌اش را در فیلم کریسمس تلخ به زیباترین شکل ممکن مشاهده می‌کنیم. گویی مخاطب در رفت‌و‌برگشت‌های زمانی میان خطوط فیلم‌نامه‌ی رائول و زندگی السا که از همان ابتدا می‌دانیم جز یک داستان نیست، دائم تشنه‌ی نشستن پای حرف‌های آن‌هاست.

فیلم عطر: داستان یک قاتل | Perfume: The Story of a Murderer
بیشتر بخوانید

در فیلم کریسمس تلخ همه دوست داریم کاراکترها حرف بزنند، فریاد سر دهند و در نهایت در آغوش یکدیگر آرام گیرند. آلمادوار همچون خدای این دنیا گویی صدای ما را می‌شنود و این اجازه را صادر می‌کند. مگر یک مخاطب از فیلمساز چه انتظاری دارد؟ آلمادوار حتی پا را از این فراتر می‌گذارد و مخاطب را در داستان السا به درون داستانی دیگر می‌برد.

شاید مخاطبی که فیلم کریسمس تلخ را مشاهده کرده با جملات بعدی هم‌ذات‌پنداری می‌کند و هم‌زمان کیفور می‌شود؛ آیا شما هم دقایق ۳۱ تا ۳۵ و ۴۴ تا ۴۵ را در حین تماشای فیلم چندین‌بار عقب‌و‌جلو کردید؟ اگر این‌چنین است، پس شما هم مسحور سحر زیبای آلمادوار شده‌اید. صدای آمایا و چاولا و متن ترانه‌های‌اشان خود درون‌مایه‌ی روایی این اثر هستند. این دو صدا آن‌قدر سحرانگیزند که لاجرم پس از انتهای فیلم و برای دمیدن دوباره به آتش احساسی که درونمان شعله‌ور شده، مشتاقانه به‌سوی شنیدن دوباره و دوباره‌ی این دو صدای جادویی خیز برمی‌داریم.

اما آلمادوار و رنگ‌ها. همین رنگ‌ها در اثر قبلی‌اش گویی پاره‌های جدافتاده‌ای از روایتی مریض بودند. اما در اینجا رنگ‌ها بار دیگر هویت خود را در دنیای آلمادوار پیدا می‌کنند و دائم سرد و گرم می‌شوند؛ گاهی هم‌‌زمان با تنش روحی و ذهنی کاراکترها و گاه همراه با آرامش‌های لحظه‌ای‌اشان. آلمادوار تنها فیلسماز تاریخ است که رنگ‌ها را معنایی مختص به روایت‌هایش می‌بخشد. در طول ۵۰ سال اخیر فیلمسازان بسیاری با رنگ‌ها بازی کرده‌اند، اما آلمادوار گویی رنگ‌ها را در دنیای خود دوباره آفریده است. پس چگونه می‌شود در این دنیای مملو از خلقت‌های زیبای یک فیلمساز حض نبرد؟!

دیدگاهتان را بنویسید

4 × 3 =