نام انگلیسی: فیلم Enola Holmes 3
نام فارسی: فیلم انولا هلمز ۳
محصول: ۲۰۲۶ – کشور انگلستان
ژانر: ماجراجویی، رازآلود
ردهی سنی: ۱۳+
امتیاز: ۰ از ۴
فیلم انولا هلمز ۳ با کارگردانی فیلیپ بارانتینی، بهجای توسعه داستان، به انتقادات نژادی و تغییرات افراطی در شخصیتهای کلاسیک مانند دکتر واتسون میپردازد. منتقد این اثر را فاقد روایت سینمایی میداند و معتقد است تلاش کارگردان برای تحمیل گفتمانهای سیاسی، منجر به نابودی ساختار هنری سهگانه و تبدیل آن به ابزاری برای وادار کردن مخاطب به فاصلهگیری شده است.
«فیلم انولا هلمز ۳» در همان روایت اول هم برای سینما ارزش افزودهای نداشت؛ خواهر شرلوک هلمز معروف که قصد دارد جا پای برادر بزرگتر بگذارد. همانطور که در مرور فیلم اول اشاره شد، کلیت این پلات داستانی بهخودیخود میتوانست جذاب باشد، اما ووکیسم عملاً همهی راههای رسیدن به این جذابیت را بست.
در جایجای روایت اول و دوم شاهد این بودیم که «هری بردبیر» بهجای گستردهکردن پیرنگ خود دائم سعی دارد طبق شعارهای یکخطی پیش برود. همانطور که پیشبینی میشد سینهخیز رفتن گردانندگان این سیرک به منزل سوم رسیده است. آنها در این منزل سکان را به «فیلیپ بارانتینی» سپردهاند؛ کارگردانی که در آثاری چون «متهم» و «نقطهی جوش» نشان داده بود قصه و فرم رواییاش را خوب بلد است. حال او سکاندار کشتی بهگلنشستهی انولا هلمز شده است.
کارگردان در فیلم انولا هلمز ۳ گویی پا را از دو اثر قبلی فراتر گذاشته و سعی دارد روی شرمندگی تلقینی سفیدپوستان از رنگ خود و لگدپرانیهای تاریخی مانوری افسارگسیخته بدهد. بهنوعی او در فیلم سوم حتی داستان را نیز فراموش میکند و سعی دارد در هر گوشهای از فیلم نطقی گیرا ارائه دهد. بهطور حتم انتظار نداشتیم که انولا هلمز با آن همه تبلیغات در روایتهای اول و دوم تبدیل به کاراکتری کلیشه در سینما شود. انولا هلمز در فیلم سوم میخ بزرگی بر تابوت این سهگانه میزند تا بلکه دیگر شاهد مزهپرانیهای احمقانه و مهوع کمپانیهای غربی در باب هر مسئلهای نباشیم.
یکی از مشکلات خندهدار چنین روایتهایی این است که عملاً سعی دارند حافظهی تصویری مخاطب از شخصیتهایی چون شرلوک هلمز و دنیای پیرامونیاشان را تحت الشعاع قرار دهند. بهطور مثال در این اثر دکتر واتسون که تقریباً برای همه شخصیتی مشخص و تعریفشده است تبدیل به رنگینپوستی منفعل درون داستان میشود. شاید در نظر اول هیچ ایرادی به این موضوع نباشد، اما زمانی که به سیاههی انواع و اقسام اقتباسها طی این دهه نگاهی میاندازیم گویی جریانی از پیش فکرشده قرار است همهچیز را با دستبردنهای افراطی و عمدی در داستانها و شخصیتهایاشان تغییر دهد.
اگر قرار است برابری نژادی در نظر شما قابل احترام باشد، چرا بهسراغ خلق روایتهایی دستاول با محوریت همین کاراکترها نمیروید. بهطور مثال فیلم گناهکاران مگر نمیتوانست همچون انولا هلمز خود را درون چنین بازیای بیندازد؟ کارگردان در عوض از ریشهها موسیقایی سیاهپوستان در کشور آمریکا نهایت بهره را برد تا اثری با شمشیر دو لبه روی پرده ببرد؛ شمشیری که گاه جامعهی سیاهپوستان را به نقد میکشید و گاه نژادپرستی را. اما در روایتهایی از جنس انولا هلمز عملاً با دستکاری کثیف و عمدی ساختارهای تثبیتشده در ذهن مخاطب مواجه هستیم که خروجیاش در نهایت هدررفت هزینه است.
بهنوعی چنین تفکری دوست ندارد آثار داستانی در ادبیات هم از گزند حملاتاشان در امان بمانند و به هر بهانهای و با گزینگویههایی چون «این داستان زیادی سفیده» یا «باید دنیای نژادی این اثر ادبی رو تلطیف کنیم» بهسوی هر روایتی حملهور میشوند؛ زیرا کارشان نابودی ابتدایی زیرساختهای هنری در ذهن مخاطب است و سپس رهاکردن این تشویش درون هنر تا مرز نابودی و ولنگاری درونمایهای.
آنچه در بالا اشاره شد کلیت این بیداستانی در فیلم انولا هلمز ۳ است. بارانتینی در فیلم انولا هلمز ۳ حتی تلاشی مختصر را برای ارائهی یک فیلم سینمایی نکرده است. او مواد منفجرهی مورد نیاز را در نقاط مشخص فیلم کار میگذارد تا با هر انفجار مخاطب بیشتری از اثر فاصله بگیرد. امیدوارم انولا هلمز دیگر ادامهای نداشته باشد. فیلم انولا هلمز ۳ بیش از آنکه هدفی سینمایی داشته باشد، سعی در ریشهکردن کردن دنیای هلمز در ذهن مخاطب و در نهایت ابتذال آن دارد؛ همان پایانی که ووکیسم برای کلیت ساختار هنر آرزو میکند.

